دانلود پایان نامه

ایشان، زمانی که جامعه بشری به علت وجود حکومت های طاغوتی به رشد کافی نرسد، خط خلافت و خط شهادت (نظارت) متحد می شوند؛ پیامبران، امامان و فقها، هم خلیفه اند و هم شاهد. زمانی که آدمیان به رشد و کمال لازم برسند، این دو خط از هم جدا می شوند؛ انسان ها، خلافت را برعهده می گیرند و معصومان و فقها، شهادت را.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اندیشه سیاسی صدر، بر مبنای اصل اساسی توحید استوار است که سه اصل دیگر از آن به دست می‌آید: 
1- اصل حاکمیت مطلقه الهی؛ 
2- اصل سنت های حاکم بر جهان هستی؛ 
3- اصل آزادی و اختیار انسان. 
خداوند بر اساس حاکمیت مطلقه خویش و نسبت های طبیعی و فطری حاکم بر جهان هستی، انسان را به سبب داشتن عقل و اختیار، خلیفه خود در زمین قرار داد و انسان، مسئولیت تحقق خلافت عمومی خود را در زمین برعهده گرفت. از نظر شهید صدر، برجسته ترین وظیفه انبیا، برقراری حکومت و نظام سیاسی صحیح و شایسته در جامعه بشری است.
به نظر ایشان، سه نوع دولت و حکومت وجود دارد: دولت اقلیمی که وحدت سیاسی آن، از وحدت منطقه ای ناشی شده است؛ دولت ملی که وحدت سیاسی آن، به دلیل قومیت یکسان و متحد است؛ دولت فکری که وحدت سیاسی آن، به علت وحدت فکری آن است، نه اقلیم قومیت. چنین دولتی رسالت فکری دارد و محدودیتی را جز محدوده آن فکر نمی پذیرد؛ ازاین رو، می تواند در گسترده ترین شعاع انسانی ممکن، رسالت خویش را تحقق بخشد و حکومت انسانی از این نوع است «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاّ کَافَّهً لِلنّاسِ بَشیرًا وَ نَذیرًا».
شهید صدر، سه دیدگاه مختلف در مورد حکومت اسلامی ارائه کرده است: نظریه اول، حکومت انتخابی بر اساس شوراست. این دیدگاه در مجموعه ای با عنوان الاسس الاسلامیه مطرح شده است. نظریه دوم، ولایت انتصابی عامه فقیهان است. این نظریه در رساله های علمیه، حاشیه منهاج الصالحین و الفتاوی الواضحه ارائه شده است. نظریه سوم، خلافت مردم با رهبری ولایت فقیه است. این نظریه، یک سال پیش از شهادت صدر، در پاسخ به جمعی از عالمان لبنان در توضیح مبانی فقهی جمهوری اسلامی در مجموعه الاسلام یقود الحیاه آمده است. نظریه سوم، در واقع ترکیبی از دو دیدگاه پیشین است که نظر نهایی شهید صدر در این باره تلقی می شود. اکنون به بررسی کوتاه هر یک از این نظریه ها می پردازیم.
نظریه اول (حکومت انتخابی بر اساس شورا)، برای حکومت اسلامی چند وظیفه و هدف تعیین می کند:

1- بیان احکام شرعی و قوانین ثابت دینی؛
2- وضع تعالیم و بندهای قانونی که بر اساس احکام شرعی در دوره های مختلف زمانی جعل می شود و پایداری آن به زمان و مکان و شرایط موجود بستگی دارد؛
3- بازنگری و هماهنگ سازی احکام شرعی اعم از ثابت و متغیر بر امت اسلامی؛
4- قضاوت در خصومت های میان امت و دولت، بر اساس احکام (ثابت) و آموزه های (متغیر).
در این نظریه، حکومت دینی دو شکل اصلی دارد: شکل اول، شکل الهی است که با حاکمیت معصوم علیه السلام متحقق می یابد و شکل دوم، حکومت شورایی یا حکومت امت است. در عصر غیبت، شکل جایز، حکومت شوراست. در زمان غیبت از میان چهار هدف اصلی حکومت، دو وظیفه بر عهده مجتهدان جامع الشرایط است؛ بیان احکام ثابت شرعی، فتوا دهی و قضاوت. امت و حکومت انتخابی ایشان، نه در بیان احکام ثابت شرعی حقی دارند و نه در نصب و عزل قاضیان. در این نظریه، امت، توانایی خود را تنها در وضع احکام متغیر و در هماهنگی و اجرای احکام به کار می برد. انواع مختلف حکومت شورایی تا زمانی که در محدوده شرع فعالیت کنند، معتبر هستند و مستند آن، آیه (وَ أَمْرُهُمْ شُورا بَینَهُم) است.
نظریه دوم (ولایت انتصابی عامه فقیهان) بر دو نکته اصلی استوار است: 
1- در این نظریه، مردم، بدون صلاحیت و مرجع ولایت فقیه، شایستگی تدبیر امور حکومتی را ندارند؛ 
2- شارع مقدس، مقام ولایت جامعه بشری را به طور مستقیم بدون واسطه مردم، به فقیهان عادل تفویض می کند.
نظریه سوم (خلافت مردم با رهبری ولایت فقیه)، حاصل تلاش شهید صدر برای ترکیب دو عنصر نظارت دینی مرجع صالح و حق خدادادی خلافت انسان است که این دیدگاه در جمهوری اسلامی جلوه می کند. در این نظریه، امت، حق خدادادی خلافت خود را بر اساس روش های زیر به کار می گیرد: انتخاب رئیس قوه مجریه؛ انتخاب اعضای مجلس اهل حل و عقد (قوه مقننه)؛ انتخاب فتواهای مناسب تر از میان فتواهای مجتهدان جامع الشرایط در موارد اختلاف بر اساس مصلحت عمومی؛ وضع قوانین مورد نیاز در منطقه الفراغ و تسلط کامل بر نحوه اجرای قانون اساسی و نظارت بر قوه مجریه.
برای آنکه خلافت الهی انسان از انحراف در امان ماند و به سوی اهداف والا هدایت شود، در زمان غیبت، مراجع صالح تقلید یا مراجع اعلم به عنوان شاهدان الهی آن عمل می کنند و اصول و وظایف زیر را در نظر دارند:
1- مرجع، عالی ترین نماینده دولت و فرمانده کل نیروهای مسلح است؛
2- مرجع، نامزدی افرادی را برای ریاست جمهوری تأیید می کند. همچنین تنفیذ حکم کاندیدای انتخاب شده از سوی مردم بر عهده اوست که به رئیس قوه مجریه مشروعیت و قداست می بخشد؛
3- تطبیق قانون اساسی وضع شده با شریعت؛
4- اظهارنظر در [مورد] قوانینی که مجلس شورا برای پرکردن بخش آزاد قانون گذاری در منطقه الفراغ [وضع کرده است]؛
5- تأسیس دادگاهی عالی برای رسیدگی به تمام خلاف های احتمالی در زمینه های [یاد شده]؛
6- ایجاد دیوان مظالم و دادخواهی در تمام نقاط کشور.
همچنین مرجع، مجلسی را به نام «شورای مرجعیت» به وجود می آورد که مرکب از صد نفر از آگاهان است. اعضای این مجلس، از میان عالمان برجسته حوزه، خطیبان، پژوهشگران و اندیشمندان اسلامی برگزیده می شوند و دست کم باید ده نفر از مجتهدان در میان آنها باشند. مرجعیت، از راه این مجلس، صلاحیت ها و اختیاراتش را اجرا می کند.
1-10- مسؤولیت خطیر حوزویان
شهید صدر در باره مسؤولیت خطیر علمای حوزه در قبال جوانان – که سال ها پیش در نجف اشرف در جمع روحانیان آن حوزه مقدسه ایراد شده و حاکی از ژرف نگری، تعهد، مسؤولیت شناسی و دردمندی آن شهید بزرگوار است – می گوید:
چرا باید فرزندان همین سرزمین یا بعضی از آنان، موضع دشمنی و کینه و حسد در برابر این حوزه بگیرند و درصدد حمله به آن باشند؟!
آیا تصور نمی کنید که این جنایت ماست، پیش از آن که جنایت آنان باشد؟ مسؤولیت ماست پیش از آن که مسؤولیت آنان باشد؟ چون ما، با آنان برخورد فعال نداشته ایم. با اجداد و پدرانشان کار کرده ایم و با آنان نه؟ این نسل هایی که امروزه به ما کینه می ورزد و در انتظار انتقام جویی از ماست، به این دلیل است که احساس می کند ما تنها با مردگان سر و کار داریم و زندگان را اصلا در نظر نمی آوریم; از این رو به ما کینه می ورزد و مترصد فرصتی برای ضربه زدن به ماست، چون ما خدمتی به این نسل ها نکرده ایم، چون در کنار آنان نبوده ایم و با آنان برخورد فعال نداشته ایم.
من از یک سال پیش و بلکه بیش تر از آن با برادران و با عزیزان بارها سخن گفته ام و توصیه کرده ام اگر هر یک از اهل علم، یک جلسه تربیتی و تبلیغی، در نجف اشرف، متشکل از پنج نفر از جوانان – نه بیش تر – ، تشکیل می دادند، امروزه دارای پایگاهی مردمی متشکل از هزاران تن بودیم و مردم و بچه های این سرزمین احساس می کردند که ما در کنار آنان هستیم و با آنان برخوردی فعال داریم; احساس می کردند که به آنان می اندیشیدیم و خدمت می کنیم; وجودمان به وجود آنان مرتبط و پیوسته است; زندگی مان منبع فیض و برکت برای آنان است و مصدر خدمتی برای آنان هستیم.
اما ما چنین نکرده ایم، با آنان نبوده ایم و طبیعی است که آنان نیز در کنار ما نباشند; چون ما هم با آنان کاری نداشته ایم. بنابراین، باید در دگرگون کردن روش های کار بیندیشیم، باید همواره در جست وجوی روش های بهتر و برتر باشیم.
1-11- شهادت
سرانجام، پس از بیست سال مبارزه، رژیم عراق با امید این که آتش شعله ور انقلاب اسلامی در عراق را خاموش کند، در روز شنبه شانزدهم فروردین 1359 مزدوران صدام تکریتی به منزل صدر یورش برده و ایشان را در سیاهچال های رژیم فاشیستی بعث عراق زندانی می کنند و صبح روز بعد مزدوران و دژخیمان صدام به منزل صدر ریخته و خواهر مظلومه و مکرمه و دانشمند ایشان، نویسنده معروف عراق، علویه «بنت الهدی » را نیز دستگیر و به طرف بغداد می برند و در شب سه شنبه 19 فروردین 1359 شهیدصدر همراه با خواهر مکرمه و دانشمندش به دست مزدوران امپریالیسم جهانخوار و صهیونیسم بین المللی یعنی صدام تکریتی – در یکی از زندان های نظامی بغداد – به فیض شهادت نایل می شوند. سلام علیهما یوم ولدا و یوم استشهدا و یوم یبعثان حیا.
در شب چهارشنبه بیستم فروردین دژخیمان بعث عراق به منزل پسر عموی ایشان سید محمد صادق صدر در نجف اشرف رفته و با حالت بسیار فجیعی ایشان را از منزل بیرون کشیده و به غسالخانه نجف اشرف که در وادی السلام واقع است می برند و جسد دو شهید را تحویل وی داده و با تهدیدهای شدید از او می خواهند که به هیچ وجه خبر شهادت را منتشر نکند و در صورت نشر خبر، او را تهدید به قتل می کنند و منزلش را هم تحت کنترل شدید قرار می دهند.
سید محمد صادق صدر، که خود جسد مبارک شهید صدر را غسل داده، گفته است: «به هنگام غسل، آثار شکنجه قرون وسطایی بر بدن ایشان نمودار بود و جسد شهید صدر غرقه به خون و نیلگون شده بود و با این که وزن معظم له سنگین بود، ولی بسیار لاغر به نظر می رسید و محاسن مبارکش کاملا سوخته بود»
پس از مراسم غسل و کفن صدر و خواهرش در جوار قبر مطهر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و در مقبره خانوادگی خود که به نام مقبره مرحوم آیه الله شرف الدین است، در کنار قبر برادرش سید اسماعیل صدر به خاک سپرده شدند. در این جا باید افزود که قتل فجیع و شتابزده صدر، با تجربیات استکبار جهانی و آمریکا از پانزدهم خرداد 1342 و تبعید امام و سپس رهبری انقلاب اسلامی ایران، در رابطه است. آن ها این بار دیگر معطل نشدند. آمریکا و شاه معتقد بودند که امام را نباید زنده می گذاشتند و صدام در شهادت صدر گفت: «ما سید صدر را کشتیم تا یک خمینی دیگر در عراق پیدا نشود.

فصل دوم
نوآوری‌های اصولی شهید صدر

2-1- تعاریف و اصطلاحات
اصول: جمع اصل و اصل در لغت چیزی است که شیء دیگر بر آن مبتنی گردد.
اصل در لغت یعنی رجحان ، قاعده، اصل در برابر فرع مثل ( الخمر اصل النبیذ) یعنی حکم نبیذ از خمر گرفته شده به تعبیر صاحب معالم موضوع حکم ثابت از طرف شرع را اصل وموضوع دیگری را که ثابت نیست فرع گویند.
اصول: علم به کبریات است چنانکه صغریات به آنها ضمیمه شود حکم فرعی کلی استنتاج می‌گردد.
اما تعریف علم اصول از دیدگاه شهید محمد باقر صدر: « علم به عناصر مشترک در استنباط حکم شرعی».
فقه: در لغت به معنای فهم است، البته فهم عمیق و دقیق از مطالب.
فقه: فهم و درک اشیاء است ابن فارس گوید: هر علم و درکی از اشیاء فقه است و الفقه در اصطلاح حاملان شریعت یک علم خاصی است.
فقه در اصطلاح فقها: علم به احکام شرعی فرعی از روی ادله تفصیلی آنها.
علم اصول فقه: قواعد آلی و ابزاری می باشد که در مسیر استنباط احکام کلی فرعی قرار می گیرد و یا بیان کننده ی وظیفه ی عملی مکلف است.
نوآور: ( حاصل مصدر) یعنی نوآموز بودن، تازه کاری، مبتدی بودن، ماهر و کامل نبودن، آغاز تعلیم و نوآوری یعنی عمل نوآور، ابتکار، ابداع، بدعت گذاری.
حق الطاعه:
حق: یعنی ضد باطل و مصدر (حق) از باب ضرب و قتل اگر ثابت شد و مطابقت و موافقت با چیزی کرد. به همین خاطربه متعلقات منزل حقوق آن می گویند و (حقت) القیامه الحق از باب (قتل) به مخلوقات احاطه نموده.
طاعه: فرمانبرداری کردن، اطاعت کردن، پذیرفتن فرمان کسی و انجام دادن آن، بندگی، فرمان بردن، اطاعت، انقیاد، عبودیت، طوع، پرستش، عبادت.
قرن اکید:
قرن: قرن که جمع آن قرون است مثل فلس و فلوس و یک گوسفند( قرناء) اجتماعی و مایل به گروه و دسته، خلاف گوسفند ( جماء ) تک رو و دور از جمع و ( القرن ) نیز به نسلی از مردم اطلاق می شود که در یک برهه ی هشتاد ساله و گفته شده در هفتاد سال می زیند.
قرن: چیزی را به چیزی بستن، پیوست

مطلب مشابه :  پایان نامه :حقوق اقلیت ها
دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید