عَاقِلَتِهَا»:۱۰۶ «دو زن از طایفه هذیل با یکدیگر پیکار کردند، یکی از آن‌ها سنگی به طرف دیگری پرتاب کرد و آن زن و جنین او را کشت، اولیای دم نزد پیامبر اقامه دعوا کردند، پیامبر دیه‌ی جنین را یک غُرَّه قرار داد، خواه برده باشد یا کنیز، و دیه‌ی زن را بر عهده عاقله زن قاتل قرار داد».
وجه دلالت: تمامی این احادیث به طور صریح بر وجوب دیه و مشروعیت آن دلالت دارند.
این احادیث و ده‌ها حدیث دیگر هر کدام علاوه بر این‌که مؤید حکم قرآن هستند، به نحوی یکی از احکام مربوط به دیه را بیان میکنند.
اجماع:
اهل علم بر وجوب دیه اجماع کردهاند.۱۰۷
۱-۲-۲- حکمت تشریع دیه
دیه هم جنبه کیفری دارد و مجازاتی برای مجرم به شمار می‌آید و هم جنبه مدنی دارد و جبران ضرر و زیان وارده به مجنی علیه را می‌کند. به همین دلیل لازم است به فردی که مکلف به پرداخت دیه شده، سخت گرفته شود.۱۰۸ از طرف دیگر جبران خسارتی مادی و معنوی برای مجنی علیه و ورثه او است در مقابل آسیبی که به نفس یا اعضای مجنی علیه رسیده است. بدین ترتیب دیه بسیاری از اهداف و مقاصد مهم شریعت را تحقق می‌بخشد:
۱) حمایت از نفس و جسم انسان و جلوگیری از پایمال شدن خون انسان‌ها.
۲) تحقق امنیت و آسایش برای جامعه و افراد آن.
۳) تسکین نفوس و کاهش درد و رنج ناشی از مصیبتی که به مجنی علیه یا ورثه او رسیده است.
۴) جلوگیری از ایجاد تفکر انتقام گرفتن از جانی در مجنی علیه یا اولیای او.
۵) جبران خسارت مادی که به سبب جنایت جانی به مجنی علیه یا ولی او رسیده است.
۶) تحقق عدالت در جامعه و گرفتن حق فردی که مورد ظلم واقع شده است.
۷) ایجاد مانع برای افرادی که قتل و آزار و اذیت دیگران را سبک می‌شمارند و یادآوری عظمت حرمت نفس آدمی.۱۰۹
۱-۳- پیشینه تاریخی نظام دیه
فطرت انسان ایجاب می‌کند که از نفس خود و اطرافیانش در مقابل هر نوع تعدی حمایت نماید. از این رو پرداخت دیه به عنوان مالی که در مقابل جنایت بر جسم انسان پرداخت می‌شود، ریشه در تاریخ زندگی بشر دارد. در این قسمت پیشینه‌ی دیه در میان ملت‌های گذشته و دو شریعت یهودی و مسیحی و دین اسلام مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
۱-۳-۱- دیه در میان ملل مختلف
پذیرش نظام دیه، به عصر زراعت و آغاز تملک انسان بر اشیای قیمتی باز می‌گردد و تا قبل از آن تنها مجازات تعدی بر تمامیت جسمانی انسان انتقام و ریختن خون در مقابل خون بود. در آن زمان ضرورت‌های متعددی تأسیس نظام دیه را موجب گشت: نیاز شدید جوامع بدوی به آحاد انسانی به منظور افزایش توانمندی خود در برابر تجاوزات دیگران، همچنین نقش جدی آحاد نیروی انسانی در امر شکار و کشاورزی از جمله عواملی بودند که در جایگزینی دیه به جای انتقام تأثیر اساسی بر جای گذاشت. از آن زمان به بعد حل و فصل اختلافاتی که بین اجتماعات ابتدایی روی می‌داد از طریق پرداخت دیه امکان پذیر شد.۱۱۰
دیه به اعتبار این‌که مجازات فعل ضار و بدل انتقام از جانی است، مراحل متعددی را پشت سر گذاشته تا به شکل نهایی خود بعد از تأیید شریعت اسلام دست یافته است. این مراحل را می‌توان در دو مرحله متمایز منحصر کرد:
مرحله دیه‌ی اختیاری: در آغاز، پذیرش دیه برای طرفین اختیاری بود به طوری که اولیای دم می‌توانستند با تکیه بر اقتدار خویش تقاضای جانی و خانواده او را رد نموده، دست به انتقام زنند. اگر چه اجتماعات ابتدایی در بیشتر موارد اخذ دیه را بر انتقام از جانی ترجیح داده و بدین وسیله آتش جنگ را فرو می‌نشاندند.
مرحله دیه‌ی اجباری: در میان اجتماعات ابتدائی به ویژه قبایل عرب قبول دیه در همه حالات، طریق مطلوب و شرافتمندانه حل و فصل منازعات قلمداد نمی‌شد چرا که گاه مطالبه دیه حاکی از ضعف و سستی قبیله‌ی اولیاء دم در برابر قبیله جانی بود. از این رو در این مرحله دریافت دیه یک استثنا تلقی شده و انتقام جویی و خون خواهی از جانی به عنوان یک قاعده کلی محسوب می‌گردید. پس از ظهور قدرت‌های مرکزی و تشکیل اولین دولت‌ها پرداخت دیه در جایی که اجبار طرفین منازعه به سازش و قبول آن ممکن بود، الزامی گردید.۱۱۱
از میان جوامع گذشته که نظام دیه در میان آن‌ها رواج داشته است می‌توان به تمدن‌های بابل و آشور و قبایل اعراب جاهلی در مشرق زمین و تمدن‌های روم و آنگولاساکسون در غرب اشاره کرد. نظام دیات در میان این جوامع بر اساس امتیازات طبقاتی بوده و با مجرمان در مورد پرداخت دیه به طور یکسان برخورد نمی‌شد.۱۱۲
بابل و آشور: در بابل و آشور عراق مجموعه‌ای از قوانین قدیمی یافت شد که در آن‌ها به نظام پرداخت دیه تصریح شده است.
قوانین بابلی از سه قانون اورنامو و بالالاما و قانون حمورابی شکل می‌گیرد. قانون اورنامو اولین قانونی به شمار می‌آید که به صورت مدون یافت شده است. فقط پنج ماده از این قانون کشف شده است اما با این وجود سه ماده از آن در مورد پرداخت دیه در ایراد ضرب و جرح و کسر است، به عنوان مثال یکی از این سه ماده تصریح می‌کند بر این که: «اگر مردی پای مرد دیگری را قطع کند باید ده شِکِل (واحد پول اسرائیل) نقره بپردازد». در قانون بالالاما نیز به پذیرش نظام دیه تصریح شده است. در این قانون دیه خاص جرایمی است که علیه طبقه بردگان روی می‌داد زیرا این قانون برای جرایمی که علیه طبقه آزادگان واقع می‌شد بر پایه قصاص و انتقام از جانی عمل می‌کرد. به عنوان مثال در ماده ۲۲ این قانون آمده است: «مجازات قتل یک کنیز پرداخت دو کنیز به صاحب آن است» اما طبق ماده ۲۴ این قانون مجازات قتل همسر موشیلینوم یا فرزند او کشتن جانی است،و مجازات از بین بردن بکارت دوشیزه از طریق غصب اعدام است (ماده ۲۶) اما مجازات از بین بردن بکارت کنیز پرداخت ۳/۲ مَن نقره به صاحب آن است. در حالات ضرب و جرح و کسر نیز قانون بالالاما به نظام پرداخت دیه عمل کرده است:
ماده ۴۲: در گاز گرفتن گوش و جدا کردن آن جانی باید یک مَن نقره پرداخت کند، و در درآوردن چشم یک مَن نقره، و در شکستن دندان ۲/۱ مَن نقره و در سیلی زدن به گونه ۱۰ شِکِل نقره باید پرداخت کند.
ماده ۴۴: در شکستن دست جانی باید ۲/۱ مَن نقره پرداخت کند.
دیه‌ی مذکور در این مواد،خاص جرایمی است که علیه طبقه برد‌گان روی می‌داد زیرا چنان که بیان شد در این قانون مجازات جنایت بر آزاده انتقام و قصاص بوده است. همانگونه که در قانون حمورابی که بعد از این قانون آمد به تفاوت بین مجازات طبقه آزاد‌گان و طبقه برد‌گان تصریح شده است و پرداخت دیه را خاص جنایت بر برده دانسته است. در دو ماده از این قانون آمده است:
«اگر کسی چشم دیگری را از حدقه درآورد چشم او از حدقه درآورده می‌شود».
«اگر کسی از آن‌ها چشم برده را در آورد یا استخوان او را بشکند یک من نقره باید غرامت بدهد».۱۱۳
از جمله مظاهر دیه در قانون آشور که تقریباً هزار سال بعد از قانون حمورابی وضع شد، این است که در ماده ۷ این قانون تصریح شدهاست که اگر زنی مردی را زخمی کند باید ۳۰ مَن سرب بپردازد و با عصا بیست بار زده شود.۱۱۴
قبایل عرب جاهلی: قدرت، عنصر غالب در حیات قبایل عرب به شمار می‌آمد و عشق به انتقام اصل مطلق بین آن‌ها بود.۱۱۵اما با این حال قبایل می‌دیدند که انتقام گرفتن اگر‌چه کینه و نفرت مجنی علیه و قبیله او را فرومی‌نشاند اما ضرری را که متوجه آن‌ها شده بود جبران نمی‌کند، همانگونه که برای آن‌ها روشن شده بود که متوسل شدن به قدرت غالباً منجر به جنگی می‌شود که خرابی و نابودی را به همراه دارد،به همین دلیل سعی در ایجاد بدل آن کردند.تصالح و توسل به تحکیم جایگزین خون‌خواهی و انتقام شد،در نتیجه نظام دیه‌ی اختیاری در میان آن‌ها شکل گرفت.به نحوی که برای جانی و عشیره‌ی او این امکان بوجود آمد که با توافق مجنی علیه یا اولیای او پرداخت دیه جایگزین قصاص شود. این دیه به مثابه خسارتی بود که آتش کینه و خشم را در نفوس خانواده مجنی علیه خاموش می‌کرد.۱۱۶
عرب قبل از اسلام هیچ گاه به مرحله دیه‌ی اجباری نرسید و تنها با رضایت طرفین و با اختلاف شرایط دیه تعیین می‌شد چون هیچ مرکزیتی وجود نداشت که بتواند آنان را وادار به پذیرش مقدار معیّن از دیه نماید و همین امر موجب کشمکش‌های فراوانی می‌شد.۱۱۷
روم: حقوق روم از قدیمی‌ترین و مهم‌ترین حقوق‌های قضایی به شمار می‌آید و می‌توان از آن به عنوان منبع تاریخی بیشتر قوانین امروز غرب نام برد. درواقع، حقوق روم سالهای طولانی در تدوین قانون، الهام بخش حقوقدانان اروپایی بوده است. از مشهورترین قوانین رومی «قانون الواح دوازده گانه» است که جزئیاتش در پنج لوح آخر آن ذکر شده است. در قانون الواح امکان صلح بین جانی و مجنی علیه و پرداخت مبلغی از سوی جانی به مجنی علیه جایز دانسته شده و این، همان نظام دیات در قانون مذکور است. این قانون برای جرایمی چون قطع عضو، شکستن استخوان و جنایتی که اثری بر جسم مجنی علیه بر جای نمی‌گذارد مانند سیلی زدن به حل و فصل آن‌ها از طریق پرداخت دیه تصریح کرده است.۱۱۸
آنگولاساکسون: نخستین مجموعه‌ی قانونی که در قرن هفتم میلادی در انگلستان تدوین شده و به نام شاه ساکسونی معروف گردید، در برگیرنده‌ی سیستم کاملی جهت جبران ضررهای بدنی اعم از قتل و ضرب و جرح بود. در یکی از مواد این قانون تصریح شده است کسی که سبب کنده شدن ناخن بزرگ شود باید به مجنی علیه خسارتی به میزان ۳۰ آسکاتاس بپردازد و برای هر ناخن دیگر باید ۱۰ اسکاتاس بپردازد.۱۱۹
۱-۳-۲- دیه در شریعت‌های الهی
یهود:شریعت موسی بر پایه قصاص شکل گرفته بود و نصّ صریحی دال بر جواز گرفتن دیه در تورات وجود ندارد. در این شریعت مجازات قتل و ضرب و جرح و قطع، قصاص و مقابله به مثل بود،۱۲۰ چنان که خداوند متعال می‌فرماید: «وَکَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَهٌ لَهُ وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُون»:۱۲۱«و بر آن‌ها (بنی اسرائیل) فرض کردیم که نفس در برابر نفس و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان قصاص می‌شود و جراحت‌ها قصاص دارند، پس اگر کسی از حق قصاص در گذرد و آن را صدقه به شمار آورد باعث آمرزش گناهان او می‌شود، و اگر کسی از حق خود نگذرد و خواهان قصاص باشد حاکم باید بر طبق مقررات الهی حکم کند و هر کس بر طبق آنچه خدا فرو فرستاده است حکم نکند آنانند ستمکاران». حدیثی که از ابن عباس -رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا – نقل شده است این را تأیید می‌کند:«کَانَتْ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ قِصَاصٌ وَلَمْ

مطلب مشابه :  تحقیق با موضوعمدیریت سود، هموارسازی سود، صاحبان سهام، نرخ رشد
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید