رابطه ی هوش معنوی با رهبری موثق مدیران و کارکنان فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولین جمهوری اسلامی ایران- قسمت ۲۵

جمعی و فردی

 

 

(میرکمالی، ۱۳۸۵: ۷۷)
وظایف رهبری: هیمکس و گولت وظایف هشت‌گانه زیر را برای رهبری در نظر گرفته‌اند:
۱- داوری کردن ۲- پیشنهاد کردن ۳- تدارک و عرضه اهداف ۴- شتاب بخشیدن و سرعت‌پذیر کردن ۵- تأمین امنیت ۶- شاخص و نماینده بودن ۷- القا نمودن ۸- تمجید و تشویق (هیمکس و گولت، ۱۳۷۶؛ ۹۹-۹۸).
با توجه به مفاهیم و اجزای تشکیل‌دهنده، وظایف رهبری معلوم می‌شود که رهبری با بُعد انسانی سازمان و گروه و نیز با جنبه هنر بودن مدیریت سروکار دارد و «بدون وجود هدایت و رهبری، ممکن است حلقه اتصالِ موجود در میان اهداف فردی و سازمانی ضعیف یا گسیخته شود.» (همان:۹۰).
با توجهبه اهمیت بعد انسانی در رهبری، ویژگی‌های خاصی به شرح زیر در میزان اثرگذار بودن رهبر مورد توجه قرار گرفته است: «سن، قد، نژاد، جذابیت ظاهری، جاافتادگی، اطمینان‌بخش بودن، استعداد سخنوری، هوش و ذکاوت، مطبوعات، استعداد برقراری روابط بین اشخاص، آینده‌نگری، انعطاف‌پذیری، پختگی احساسات، درستی، صمیمیت، راستی، روشن‌سخنی، اعتماد به نفس، راسخ، استعداد انجام کار» (امیرکبیری، ۱۳۷۴: ۲۷۴).
نتیجه تصویری برای موضوع هوش
مدیریت یا رهبری: استفاده از دو کلمه رهبری و مدیریت به عنوان یک مفهوم و به جای یکدیگر صحیح نمی‌باشد. چراکه هر کدام تعریف خود و کارکردها و اجزای تشکیل‌دهنده مخصوص به خود را دارند. «بنابراین مدیریت را بیشتر خاص سازمان‌های اجتماعی و رهبری را در سازمان‌های آموزشی و پرورشی به کار می‌برند یا عده‌ای «رهبری» را بیشتر در سازمان‌های اجتماعی و آموزشی و مدیریت را در سازمان‌های دولتی و اقتصادی به کار می‌برند.» (ایمانی و دیگران، ۱۳۸۵: ۱۲۶). ابعاد انسانی در سازمان‌های آموزشی و اجتماعی بنا به ماهیت خود سازمان بسیار پررنگ‌تر از سازمان‌های اقتصادی و غیره می‌باشد. از این رو در این سازمان‌ها مدیر ناگزیر برای بقای سازمان و بهبود روند کار به رهبری سازمان مشغول می‌شود( حسینی: ۱۳۸۹).
عکس مرتبط با اقتصاد
۲-۴-۲-۲ مروری بر سبک های رهبری
همانگونه که اشاره کردیم رهبری را فرایند نفوذ بر فعالیتهای گروهی در جهت تحقیق هدفها تعریف کرده اند، رهبرب عبارت است از استفاده از فرایند ارتباط در موقعیتی خاص برای اعمال نفوذ در میان افراد و جهت دادن آن به سوی مقصد یا مقاصدی خاص. رهبری نفوذ در مردم برای هماهنگ کردن آنها در راه رسیدن به هدفی مشترک است. کونتز فرایند نفوذ در فعالیتهای فرد یا گروه به منظور کوشش برای رسیدن به هدفی مشخص در موقعیتی معین(هرسی و بلانچارد) اما با در نظر گرفتن تعریف کلی فوق می توان انواع سبک های رهبری را در چهارچوب جدول زیر بیان کرد(ذوقی راد، ۱۳۸۸).
جدول (۱۰-۲) تعاریف انواع سبک های رهبری

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رفتن به نوارابزار

بیرون رفتن

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

نظریه های رهبری توضیح مکاتب رهبری
ویژگی های شخصیت دیویس: او چهار خصوصیت عمده را برای هبران ذکر نموده است: هوش، بلوغ اجتماعی، توفیق طلبی و انسان گرایی. این مکتب مبتنی بر این است که رهبران افراد خاصی هستند که در ابتدای امر رهبر متولد می شوند و دارای خصوصیات ذاتی هستند که از آنها رهبرانی موفق می سازد، اما بعد از سالها مطالعه، اجماعی بر روی صفات مشترک حاصل نگردید. مکتب صفات شخصی ( انسان بزرگ، جنبه ذاتی رهبری)
استاگدیل: او پنج خصوصیت جسمانی، چهار ویژگی مربوط به هوش و توانایی، شانزده خصوصیت شخصیتی، شش ویژگی مربوط به کار و نه ویژگی اجتماعی را برای رهبران ذکر نموده است.
مان: او شش خصوصیت را برای رهبران ذکر نمود؛ هوش، مردانگی، اعتدال، تسلط، برونگرایی و محافظه کاری.
پاتریک و لاک: آنها نیز شش ویژگی مهم را برای رهبران تعریف نموده اند؛ تحرک/ تمایل به رهبری، درستکاری، اعتماد به نفس، توانایی، آگاهی و دانایی.
مطالعات آیوا( رونالد لیپیت، رالف وایت و کرت لوین): در این مطالعات سه سبک رهبری استبدادی، مشارکتی و تفویضی مورد آزمون قرار گرفت. مکتب رفتاری به جای پرداختن به صفات شخصیتی رهبران، رفتارها و اعمال آنان را مورد بررسی قرار می دهد. ایده ی اصلی مکتب رفتاری این است که با شناسایی رفتارهایی که موجب موفقیت رهبران می شود و آموزش آنها به افراد، بتوان رهبران موفقی را تربیت کرد. مکتب رفتاری
مطالعات اوهایو( مورفی): هدف از این مطالعات شناسایی ابعاد مستقل رفتار رهبر بود. آنها ابعاد رفتار رهبر را به دو بعد عمده ساخت دهی( وظیفه گرایی) و رعایت حال دیگران( انسان گرایی) تقسیم کردند.
مطالعات هاروارد: آنها رهبران را همانند مطالعات اوهایو به دو گروه رهبران وظیفه ای و رهبران اجتماعی- احساسی تفکیک نمودند اما بیان کردند که این دو بعد قابل جمع در یک فرد نیست.
مطالعات میشیگان( ویکتور و روم): این مطالعات دو بعد از رفتار رهبران را مورد توجه قرار دادند که عبارتند از؛ رهبران تولیدگرا و رهبران کارمندگرا.
مطالعات پویایی شناسی گروهی( وروین کارتوایت و آلوین زاندر): این مطالعات در خصوص سبک های رهبری مدعی هستند هدفهای گروهی و سازمان در یکی از مقوله های:۱- رسیدن به هدفهای خاص گروه و ۲- نگهداری و تقویت گروه جای می گیرد.
شبکه مدیریت( رابرت بلیک و جین موتون): این نظریه نشان می دهد که سبک رهبری تک بعدی نیست و با توجه به نسبی بودن توجه مدیر به کار و یا کارکنان پنج سبک رهبری را مطرح می سازد؛ ۱- سبک نامحسوس/ ۲- سبک باشگاهی/ ۳- سبک استبدادی/ ۴- سبک انسانی و سازمانی/ ۵- سبک تیمی
چهار سبک رهبری( رنیس لیکرت): او با توجه به تحقیقات میشیگان در یک زنجیره روش های متداول را از سبک یک تا چهار ( آمرانه، دلسوزانه، مشاوره ای و مشارکتی) نام گذاری نمود.
نظریه پیوستاری تانن بام و وارن اشمیت: آنها معتقد بودند که مدیر باید قبل از انتخاب سبک رهبری، سه دسته از عوامل( ویژگی های ذاتی مدیر، ویژگی های زیردستان و ویژگی های موقعیتی) را مورد توجه قرار دهد. نظریه های این مکتب اصولاً بر یک سبک و شیوه رهبری تاکید نمی کند بلکه براساس شرایط و به اقتضای موقعیت ها شیوه های مناسب و مطلوب رهبری تعیین می شود. مکتب اقتضایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *