یا جرح بند انگشت به ارش مقدر بند انگشت نمی‌رسد و حکومت جرح انگشت به ارش انگشت نمی‌رسد و حکومت جرح سر و صورت به ارش موضحه و حکومت جراحت وارده بر شکم به ارش جائفه نمی‌رسد و حکومت جرح وارده بر کف دست یا پا به ارش انگشتان نمی‌رسد و همچنین در قطع کف بدون انگشتان و قطع پا و دست شل یا زائد. و اگر حلقوم او را قطع کند به دیه نفس نمی‌رسد. اما اگر جراحت بر عضوی وارد شود که دیه‌ی مقدر ندارد مانند کمر و کتف و ران، جایز است که حکومت آن جراحت به دیه عضوی مقدر چون دست یا پا برسد و حتی از آن بیشتر باشداما باید کمتر از دیه‌ی نفس باشد.۸۹
۴) دو شخص عادل از اهل خبره برای تقدیر ارش قرار داده شوند: همچنین شرط است که برای تقدیر ارش جراحت دو مرد عادل از اهل خبره در نظر گرفته شود تا الزام قاضی به حکم دادن بر اساس تقدیر آن‌ها ممکن شود.۹۰
۵) قاضی یا مُحَکَّم باید به حکومت حکم دهد: شرط است که قاضی یا مُحَکَّم واجد شرایط به حکومت حکم دهد زیرا فقط با حکم حاکم مستقر می‌شود. اگر حکومت با اجتهاد غیر قاضی یا غیر مُحَکَّم واقع شود معتبر نیست.۹۱شرایط مُحَکَّم، مجتهد بودن او یا فقدان قاضی است.۹۲
۱-۲- مشروعیت دیه و حکمت تشریع آن
در این مبحث دلایل مشروعیت دیه از جمله قرآن کریم، سنت نبوی و اجماع و نیز حکمت تشریع آن از جانب دین مقدس اسلام مورد بررسی قرار می‌گیرد.
۱-۲-۱- مشروعیت دیه
اساس شرعی که دیه مشروعیت خود را از آن میگیرد قرآن کریم و سنت نبوی و اجماع فقهاء است، که براساس مرتبهی استناد مورد بررسی قرار میگیرند.
قرآن کریم:
مشروعیت دیه در قرآن کریم در ضمن دو آیه بیان شده است:
۱) خداوند متعال می‌فرماید: «وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ وَ دِیَهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ یَصَّدَّقُوا فَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَکُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ وَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ مِیثَاقٌ فَدِیَهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ تَوْبَهً مِنَ اللَّهِ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا»:۹۳ یعنی: «هیچ مؤمنی را نسزد که مؤمن دیگری را بکشد مگر از روی خطا. کسی که مؤمنی را به خطا کشت باید که بردهی مؤمنی را آزاد کند و خون بهایی هم به کسان مقتول بپردازد مگر این که آن‌ها در گذرند، اگر هم کشته مؤمن و متعلق به کافرانی بود که میان شما و ایشان جنگ و دشمنی بود، آزاد کردن برده مؤمنی دیه او است و اگر کشته از زمرهی قومی بود که میان شما و ایشان پیمانی برقرار بود، پرداخت خون بها به کسان مقتول و آزاد کردن بردهی مؤمنی دیهی او است، اگر هم دسترسی نداشت باید دو ماه پیاپی و بدون فاصله روزه بگیرد. خداوند این را برای شما توبه مقرر داشته است و خداوند آگاه از بندگان خود و کار بجا است در آنچه که مقرر می‌دارد».
وجه دلالت: خداوند متعال می‌فرماید هیچ مؤمنی حق ندارد برادر مؤمن خود را به قتل برساند، همانگونه که در صحیح بخاری از ابن مسعود روایت شده است که رسول الله فرمودند: «لاَ یَحِلُّ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ، یَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنِّی رَسُولُ اللَّهِ، إِلَّا بِإِحْدَى ثَلاَثٍ: النَّفْسُ بِالنَّفْسِ، وَالثَّیِّبُ الزَّانِی، وَالمَارِقُ مِنَ الدِّینِ التَّارِکُ لِلْجَمَاعَهِ»۹۴ یعنی: «کشتن انسان مسلمان که شهادتین را بر زبان آورده است جایز نمی‌باشد، جز در سه مورد: قصاص نفس و زانی محصن و مرتد». و اگر یکی از این سه حالت روی داد کسی حق ندارد آن شخص را بکشد بلکه این امر بر عهده حاکم یا جانشین او است، و عبارت «إِلَّا خَطَأً» گفته‌اند استثنای منقطع است.۹۵
«فَدِیَهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلَى أَهْلِهِ» یعنی دیه باید به ورثه مقتول پرداخت شود و بر حسب سهمشان در ارث بین آن‌ها تقسیم گردد. چنان که گفتیم دیه از «ودی» گرفته شده است و هرگاه گفته شود: «وَدَى الْقَاتِلُ الْقَتِیلَ یَدیه دِیهً» یعنی قاتل خون بهای مقتول را به صاحب خون پرداخت کرد، و این مال، دیه نامیده شده از جهت نامگذاری با مصدر.۹۶
این آیه‌ی کریمه به پرداخت دیه به خانواده مقتول و ورثه او تصریح می‌کند و به طور قطعی بر ثبوت مشروعیت دیه دلالت دارد.
۲) همچنین، خداوند سبحان می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَى بِالْأُنْثَى فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَرَحْمَهٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ»۹۷یعنی: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! درباره کشتگان (قانون مساوات و دادگری) قصاص بر شما فرض شده است. (و باید در آن کسی را به گناه دیگری نگرفت و بلکه؛) آزاد در برابر آزاد و برده در برابر برده و زن در برابر زن است. پس اگر کسی (از جنایتش) از ناحیه برادر (دینی) خود گذشتی شد (و یکی از صاحبان خون بها کشند را بخشید و یا حکم قصاص تبدیل به خون بها گردید از سوی عفو کننده) باید نیک رفتاری شود و (سختگیری و بد رفتاری نشود و از سوی قاتل نیز به ولی مقتول) پرداخت (دیه) با نیکی انجام گیرد (و در آن کم و کاست و سهل انگاری نباشد) این (گذشت از قاتل و اکتفا به دیه مناسب) تخفیف و رحمتی است از سوی پروردگارتان. پس اگر کسی بعد از آن (گذشت و خوشنودی از دیه) تجاوز کرد (و از قاتل انتقام گرفت) او را عذاب دردناک خواهد بود».
وجه دلالت: این آیه جهت ثبوت عدل در قصاص و امکان عفو و حسن رفتار در گرفتن دیه نازل شده است.
«فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ» یعنی گرفتن دیه بعد از این که (شخص قاتل) مستحق قصاص بوده است.۹۸ یعنی قاتل در قتل عمد زمانی که از طرف برادر (دینی) خود مورد عفو و بخشش قرار گرفت به این صورت که از قصاصی که در حق او واجب شده است درگذشت و به گرفتن دیه به عنوان بدل قصاص راضی شد، واجب است که ولی دم به شکل پسندیده‌ای با او برخورد کند به این صورت که بیشتر از حق خود نگیرد و او را تحت فشار قرار ندهد.۹۹
در این آیه‌ی کریمه خداوند سبحان اولیای دم را به عفو و پذیرش دیه به جای قصاص ترغیب می‌کند، و این دلیلی قطعی بر ثبوت مشروعیت دیه است.
سنت:
دومین دلیل مشروعیت دیه در شریعت اسلام سنت رسول الله است. سنت در اثبات قواعد احکام دیه نقش اساسی ایفا میکند چرا که حکم دیه در قرآن کریم به صورت مجمل و بدون تفصیلبیان شده است و به همین دلیل سنت عهده دار شرح مجمل قرآن و توضیح احکام تفصیلی دیه شده است. چنان که سنت حالات وجوب دیه و شروط استحقاق و مقدار آن و نحوه محاسبه و سایر احکام دیه را مورد توجه قرار داده است. از این رو میتوان گفت که مهمترین مصدر در مورد احکام دیه سنت رسول الله است.
احادیث زیادی بر مشروعیت دیه دلالت دارد که در زیر به برخی از این احادیث اشاره می‌شود:
۱) حدیث عمرو بن حزم: «أَنَّ مَنْ اعْتَبَطَ مُؤْمِنًا قَتْلًا عَنْ بَیِّنَهٍ، فَإِنَّهُ قَوَدٌ إِلَّا أَنْ یَرْضَى أَوْلِیَاءُ الْمَقْتُولِ، وَأَنَّ فِی النَّفْسِ الدِّیَهَ مِائَهً مِنَ الْإِبِلِ، وَفِی الْأَنْفِ إِذَا أُوعِبَ جَدْعُهُ الدِّیَهُ وَفِی اللِّسَانِ الدِّیَهُ، وَفِی الشَّفَتَیْنِ الدِّیَهُ وَفِی الْبَیْضَتَیْنِ الدِّیَهُ، وَفِی الذَّکَرِ الدِّیَهُ وَفِی الصُّلْبِ الدِّیَهُ، وَفِی الْعَیْنَیْنِ الدِّیَهُ وَفِی الرِّجْلِ الْوَاحِدَهِ نِصْفُ الدِّیَهِ، وَفِی الْمَأْمُومَهِ ثُلُثُ الدِّیَهِ، وَفِی الْجَائِفَهِ ثُلُثُ الدِّیَهِ، وَفِی الْمُنَقِّلَهِ خَمْسَ عَشْرَهَ مِنَ الْإِبِلِ، وَفِی کُلِّ أُصْبُعٍ مِنْ أَصَابِعِ الْیَدِ وَالرِّجْلِ عَشْرٌ مِنَ الْإِبِلِ، وَفِی السِّنِّ خَمْسٌ مِنَ الْإِبِلِ، وَفِی الْمُوضِحَهِ خَمْسٌ مِنَ الْإِبِلِ، وَأَنَّ الرَّجُلَ یُقْتَلُ بِالْمَرْأَهِ وَعَلَى أَهْلِ الذَّهَبِ أَلْفُ دِینَارٍ»۱۰۰یعنی: «هر کس مؤمنی را (به ناحق) به قتل برساند و این قتل علیه او با دلیل ثابت شود، قصاص می‌شود مگر این که اولیای مقتول (عفو کنند یا به پرداخت دیه) رضایت بدهند، و دیه‌ی قتل نفس صد شتر است، ودر بینی اگر همه آن (نرمه و استخوان بینی) قطع شود دیه‌ی کامل است، و در زبان دیه‌ی کامل است، و در لب‌ها دیه‌ی کامل است، و در بیضه‌ها دیه‌ی کامل است، و در آلت تناسلی مرد دیه‌ی کامل است، و در ستون فقرات دیه‌ی کامل است، و در دو چشم دیه‌ی کامل است، و در یک پا نصف دیه است، و در مأمومه یک سوم دیه است، و در جائفه یک سوم دیه است، و در مُنَقّله پانزده شتر است، و در هر انگشت از انگشتان دست و پا ده شتر است، و در یک دندان پنج شتر است، و در مُوضِّحه پنج شتر است، و مرد به خاطر قتل زن قصاص می‌شود و در جایی که طلا رایج است مقدار دیه‌ی پرداختی هزار دینار است». این حدیث در بسیاری از کتب حدیث با روایات و الفاظ مختلف آمده است و یکی از مهمترین احادیث در مورد مقادیر دیه است. ابن حجر گفته: در مورد صحت آن اختلاف نظر وجود دارد. و شافعی گفته: علماء این حدیث را قبول نکردند تا زمانی که برای آن‌ها ثابت شد که آن نامهی پیامبر است. ابن عبد البر گفته: این حدیث نزد اهل علم مشهور است به حدی که دیگر نیازی به اسناد ندارد، زیرا به دلیل پذیرش مردم شبیه متواتر است.۱۰۱
۲) «مَنْ قُتِلَ لَهُ قَتِیلٌ فَلَهُ أَنْ یَقْتُلَ، أَوْ یَعْفُوَ، أَوْ یَأْخُذَ الدِّیَهَ»:۱۰۲«اولیای مقتول (در قتل عمد) این اختیار را دارند که قاتل را قصاص کنند یا او را عفو کنند یا دیه بگیرند»و یا «وَمَنْ قُتِلَ لَهُ قَتِیلٌ فَهُوَ بِخَیْرِ النَّظَرَیْنِ: إِمَّا یُودَى وَإِمَّا یُقَادُ»:۱۰۳«اولیای مقتول بین دو امر مخیر هستند: یا دیه بگیرند یا قصاص کنند».
۳) «أَلَا إِنَّ دِیَهَ الْخَطَإِ شِبْهِ الْعَمْدِ مَا کَانَ بِالسَّوْطِ وَالْعَصَا مِائَهٌ مِنَ الإِبِلِ: مِنْهَا أَرْبَعُونَ فِی بُطُونِهَا أَوْلَادُهَا»:۱۰۴ «بدان که دیه‌ی قتل خطای شبه عمد – آنچه که با شلاق یا عصا باشد – صد شتر است که چهل تای آن باید آبستن باشد».
۴) «دیه عقل الکافر نصف عقل المؤمن»:۱۰۵ «دیه‌ی کافر نصف دیه‌ی مؤمن است».
۵) «اقْتَتَلَتِ امْرَأَتَانِ مِنْ هُذَیْلٍ، فَرَمَتْ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى بِحَجَرٍ فَقَتَلَتْهَا وَمَا فِی بَطْنِهَا، فَاخْتَصَمُوا إِلَى النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فَقَضَى أَنَّ دِیَهَ جَنِینِهَا غُرَّهٌ، عَبْدٌ أَوْ وَلِیدَهٌ، وَقَضَى أَنَّ دِیَهَ المَرْأَهِ عَلَى

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد با موضوعوسایل آموزشی، مهارتهای زندگی، آموزش مهارت، مواد آموزشی
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید