دانلود پایان نامه

فضاهای مشاع: در صورت رعایت حقوق افراد و همسایگان از طرف یکدیگر، فضای مشاع، مشروط به داشتن ابعاد و تناسبات مناسب و محل های مکث، می تواند بهانه ای برای دیدارها و گسترده شدن روابط همسایگی گردد.
جزییات کالبدی: جزییات کالبدی مانند رنگ، مصالح، فرم و شکل می تواند از نظر بصری واحد همسایگی را القا کند.
میزان تراکم خانوارها در واحد همسایگی: از نظر روابط در گروه های اجتماعی می توان گفت که در یک گروه کوچک، به سبب اندک بودن تعداد اعضا، تماس و همکاری و وفاق با سهولت بیشتری انجام می گیرد. (سلطان زاده، حسین، 1368)
محله
تاکنون تعاریف مختلفی با رویکردهای گوناگون جمعیتی، جامعه شناسی، کالبدی و … از محله ارایه شده است که طبعاً به فراخور بسترهای فرهنگی و تاریخی و شرایط زیستی هر جامعه نیز متفاوت خواهد بود. قدر مسلم این است که محله، واحد مشخصی از شهر است که محدوده تعریف شده ای دارد.
در فرهنگ غرب و در مقطع کنونی نیز تعداد جمعیت ساکن معیار عمده در تعریف محله است. نظریات لینچ بعد کالبدی محله را می شکافد و معتقد است که محله در قالب عناصر پنجگانه راه، گره، نشانه، محله و لبه شناسایی می شود. به اعتقاد وی، محله منطقه وسیعی است که به دلیل برخورداری از برخی خصوصیات مشترک و خاص قابل شناسایی است، به گونه ای که فرد به طور ذهنی ورود به آن را حس می کند (لینچ، 1385، ص 190).
آنچه در ادبیات اروپایی «محله» اطلاق می شود با آنچه در ایران به عنوان مفهوم محله شناسایی می شود، متفاوت است. در ایران، محله به دلایلی غیر کالبدی و در ارتباط با مفاهیم فرهنگی و اجتماعی بسیار پیچیده ای شکل می گیرد و آنچه با شنیدن کلمه محله در ذهن یک شهروند ایرانی شکل می گیرد، محیطی سرشار از تعامل و مشارکت می باشد (پارسی، فرامرز، 1385، ص 76). محله قلمرو یک گروه اجتماعی است که تماس های شخصی بسیاری در میان آنها برقرار باشد. محله برای ساکنین آن، فرصتی را به وجود می آورد که سبب برخورد های غیر رسمی و انسجام اجتماعی می شود. شناسایی و تمایز مکان ها و سازماندهی آنها در ساختار ذهنی، نه تنها به افراد اجازه عملکرد موثر را می دهد بلکه منبعی از احساس امنیت، دلپذیری، خوشایندی و درک را به وجود می آورد. افراد خواهان وضوح کالبدی و مکان های قابل درک و مرتبط با احساسات و اهداف خود هستند. که با مفاهیم سمبلیک و فرهنگی مربوط به خودشان تعریف می گردد (بحرینی، سید حسین. تاجبخش، گلناز، 1378).
مهمترین ویژگی های یک محله که در منشور شهرگرایی نوین در سال 2003 بدان اشاره شده است، سبب شکل گیری تعریف کاملی از محله می شود: محله دارای یک مرکز و لبه است. به یک نقطه تمرکز و یک لبه تعریف شده که به تحقق هویت اجتماعی در یک جامعه محلی کمک می کند. مرکز محله در بیشتر اوقات فضایی عمومی است. محله، دارای اختلاط متعادلی از فعالیت هایی چون خرید، کار، تفریح و گونه های مختلف مسکن است.
خیابان های محلی، دارای جزییات زیادی به منظور تامین مساوات بین پیاده روی، دوچرخه سواری و استفاده از خودرو هستند. خیابان های محلی که تامین کننده پیاده روهای عریض، درختان و پارکینگ های خیابانی هستند، فعالیت های پیاده روی را افزایش می دهند. و مردم اشتیاق بیشتری را برای پیاده روی و دوچرخه سواری از خود نشان می دهند. با این اوصاف، تعاملات و دیدارهای اتفاقی در بین همسایگان ممکن می شود و به شکل گیری تشکل های محلی کمک می کند.
محله مکانی است که ویژگی های آن فضا و شرایطی را برای انجام تعاملات صمیمی و نزدیک فراهم می آورد. محله کارکردهای متعددی را همانند ایجاد و حفظ هویت اجتماعی، تقویت همبستگی اجتماعی، امنیت و خدمات محلی برای ساکنان خود انجام می دهد. محله ها، محور حیات اجتماعی در زندگی شهری به شمار می روند که با گسترش شهرنشینی جدید مبتنی بر تقسیم کار، اولویت خودرو در سیاست های شهرسازی و فاصله ی میان محل کار و سکونت، به تدریج اهمیت خود را در حیات شهری از دست دادند. با این وجود اهمیت حیات پویای محله، مبتنی بر روابط صمیمانه (جاکوبز، 1961)، دسترسی پیاده به خدمات عمومی و مزایای ناشی از سرمایه اجتماعی مانند تسهیل کنش جمعی (کلمن، 1988؛ فوکویاما، 1955؛ پاتنام، 2000) موجبات توجه به بازسازی زندگی اجتماعی محله محور به ویژه در کلان شهرها را فراهم ساخته است (پارسی، حمیدرضا؛ افلاطونی، آرزو، 1386).
عوامل ایجاد مطلوبیت در محله مسکونی
نیازها و سرنوشت مشترک گروه های انسانی را می توان یکی از مهمترین عوامل شکل گیری محله های مسکونی به عنوان واحدهای اجتماعی – کالبدی دانست، زیرا از یک سو نیازهای روانی و از سوی دیگر نیازهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی ایجاب می کرد که خانوارها و گروه های انسانی به صورت مجتمع زندگی کنند. محله، رکن اصلی کالبد شهری است و با وجود محله هاست که زندگی در بزرگ ترین شهرها می تواند دلپذیر و انسانی باشد و بر عکس بدون محله ها حتی شهرهای کوچک؛ بزرگ و بی هویت به نظر می آید (غروی خوانساری، 1385). شهرهای مدرن امروز قربانی توسعه شده و از درک روح انسانی بازمانده اند.
سوزان گروهرست لنارد و هنری لنارد در مقاله ای تحت عنوان “طراحی فضای شهری و زندگی اجتماعی” ویژگی های موفق ترین فضاهای شهری اروپا را چنین بر می شمارند. به گونه ای که پاسخگوی تمام اعضا جامعه، به ویژه خردسالان، بزرگسالان و … به شکلی ایمن و در دسترس برای:
استفاده مرتب و دایمی ساکنان را تسهیل کند.
حس تعلق به جامعه ای با هویت را تقویت کند.
تجربه های به یاد ماندنی و ارزشمندی را بر جای گذارد.
مردم را هدایت و فعالیت های مختلف را تسهیل کند.
زمینه ای بسازد که افراد آن مکان را مانند خانه خود احساس کنند.
راه های ارتباطات انسانی را تقویت کند (ارتباط بصری، گفتاری و دیداری) (لنارد، 1377).
هدف از چیدمان خانه های شهری به شکل محله، امکان پذیر کردن ارتباط اجتماعی بین خانواده ها در صورت تمایل و ایجاد وحدت فیزیکی ملموس می باشد. محله ذاتاً یک گروه اجتماعی خودجوش است و نمی توان از طریق برنامه ریزی آن را به وجود آورد. تنها کاری که می توان کرد؛ ایجاد شرایطی برای برآورده کردن نیازهای فیزیکی ضروری است و این کار از طریق خلق فضاهایی که به ساکنین احساس تعلق داده و آن را از سایر محله ها متمایز می سازد، شکل می گیرد. که تسهیلات اجتماعی چون مدرسه و زمین های بازی در آن به نحو مطلوبی جانمایی می گردد (پوردیهیمی، شهرام، 1382).
البته در محله عنصر اصلی مسکن است. مسکن فقط خانه نیست؛ مسکن شامل هر نوع اندازه ایی از واحدهای مسکونی می باشد، از آپارتمان های کوچک برای افراد مجرد گرفته تا خانه های بزرگ برای خانواده های پرجمعیت (سرایی، محمد حسین، 1391). دو مورد از ضروری ترین خدمات اجتماعی عبارتند از مرکز خرید برای مایحتاج روزانه و مدرسه برای کودکان زیر 12 سال.

دسته‌ها: داغ ترین ها