دانلود پایان نامه

مسکن اجتماعی به دو الگوی چند خانواری و آپارتمانی تقسیم می شود. رشد ناگهانی شهرهای ایران از سال های آغاز قرن حاضر، سبب انقطاع روند تغییرات کالبدی – فضایی شهرها در تداوم منطقی با گذشته گردید. این تغییرات با ورود واژگان جدید همچون آپارتمان همراه بود. در آپارتمان ساکنان با به اشتراک گذاشتن بسیاری فضاها، دامنه اختیاراتشان نسبت به محیط مسکونی کاهش می یابد. این مجتمع ها با هدف تامین بهداشت، سلامت و ایمنی ساکنان و تغییر و نظم در مقابل هرج و مرج موجود براساس شرایط اجتماعی- اقتصادی به وجود آمدند.
از زمانی که بیشتر فعالیت خانوارهای بزرگ در چند فضای جمعی صورت می گرفت تا زمانی که خانوار کوچک برای انجام فعالیت های گوناگون از فضایی با عملکرد مشخص برای هر فضا استفاده می کردند. این خرد شدن و تکثیر فضا پیامد سه پدیده فرایند شهری شدن، استمرار وجود حصار شهر و ممانعت از گسترش افقی توسط آن و انطباق فرهنگی با زندگی آپارتمانی که با قلمرو عمومی یعنی خیابان ها و میدان ها و رستوران ها کامل می گشت، بود.
جهت ایجاد خلوت می توان از قلمرو که حق دفاع را به ساکنانش می دهد و از انتقال سریع افراد از فضاهای عمومی به خصوصی جلوگیری می کند استفاده نمود. در اینجا سلسله مراتب دسترسی حایز اهمیت می شود. با یک سلسله مراتب غنی، افراد احساس کنترل و در نتیجه امنیت بیشتری در قلمرو خود احساس می کنند و زمینه استفاده از آن را افزایش می دهند. جهت تفاوت در سلسله مراتب می توان از موانع نمادین و مرزها استفاده کرد.
مجتمع مسکونی به جریانی از ارتباطات فعال ارتباطی نیازمند است که سطح دسترسی افراد با سلسله مراتب نزدیک شدن به فضای خصوصی خانه به تدریج محدود گردد و همچنین ارتباط واحدهای همسایگی تا حد امکان انحصاری باشد. همچنین مجتمع مسکونی به مجموعه از فضاهای جانبی نیازمند است که رعایت سلسله مراتب دسترسی و اصول مکانیابی باید در آنها لحاظ شود. این فضاها را در سه گروه : فرهنگی و مذهبی، خدماتی و تجاری، تفریحی و ورزشی می توان جای داد.
با توجه به مطالعات انجام شده، وجود سلسله مراتب فضایی، حریم، ارتباط با طبیعت، فضاهای جمعی، تنوع فضایی، ارتباط حجم ها و فضاهای باز و بسته، مقیاس، مسیر سواره و پیاده در به وجود آمدن محیطی اجتماعی موثرند.
فصل دوم : بلند مرتبه سازی
2-1- گسترش عمودی شهر
مسایلی از جمله تغییر روش های زندگی بر اثر هجوم صنعت و تکنولوژی و در پی آن تهاجم و تراکم جمعیت شهرها را می توان از عوامل موثر در تضعیف روابط و پیوند های اجتماعی مطرح نمود و در این زمینه تغییر در نحوه ی اسکان بشر که قبلاً ترکیبی از بناهای افقی در کنار هم بود، به شکل ساختمان های بلند با همجواری عمودی، نقش موثری را ایفا می کند. (کامران، فریدون؛ حسینی، احمد؛ 1388)
نظریه های جامعه شناسی شهری
نظریه جبرگرایی
از نظریه های مهم در مورد مسایل جامعه شناسی شهری، تئوری جبرگرایی یا اکولوژیکی را می توان نام برد. جبر گرایان مدعی اند شهرنشینی نا به سامانی های شخصیتی و اجتماعی را افزایش می دهد (صدیق سروستانی، 1369، ص 199). پارک و سایر افرادی که در مسایل جامعه شناسی شهری، جنبه های مختلف اکولوژی را مورد توجه قرار می دهند، معتقدند که بر اثر زندگی در شهرها، روابط اجتماعی صمیمی به رابطه ای رسمی و سطحی تبدیل می شود و شهرنشینی ذاتاً از خود بیگانگی و مشکلات اجتماعی خاص خود را به دنبال دارد و فشار با بیگانگی، فردگرایی و مخصوصاً نابه سامانی اجتماعی، پدیده های شهری هستند. نهایتاً به جدایی افراد از یکدیگر می انجامد و نهایتاً شهر به دنبال خود نابسامانی های فرد و اجتماع را تشدید می نماید. (کامران، فریدون؛ حسینی، احمد؛ 1388)
نظریه ی ترکیب گرایی
گروهی از جامعه شناسان که به ترکیب گرایان مشهورند علی رغم این که تفاوت هایی در روابط اجتماعی شهری و غیر شهری قایلند، ولی این تفاوت ها را حاصل شهرنشینی نمی دانند، بلکه معتقدند عوامل دیگری در ایجاد این پیوند ها موثر است و می توان اختلافات رفتاری در جوامع شهری را به ترکیب گروه های متفاوت نسبت داد که این عوامل باعث تفاوت رفتاری می شود.
ترکیب گرایان معتقدند که تفاوت در روابط اجتماعی به شرایط محیطی شهر بستگی ندارد، بلکه به ترکیب عواملی چون سن، شغل، میزان تحصیلات و تمایزات قومی و فرهنگی گروه های شهر نشین مربوط می شود (صدیق سروستانی، 1371، ص2). در ضمن معتقدند عوامل اکولوژیکی نقش موثری در روابط اجتماعی ندارد و تفاوت در رفتار اجتماعی افراد از خصوصیات شخصی آنها ناشی می شود.
نظریه خرده فرهنگی
پیروان این نظریه ترکیبی از دو نظریه ی قبلی را در حد معتدلی پذیرفته اند. بدین صورت که معتقدند پیوندهای اجتماعی، تاثیر پذیر از شرایط شهری است. اما شهرنشینان از گوناگونی های خاصی برخوردارند و این خرده فرهنگ های متفاوت، عوارض اجتماعی را با خود به دنبال دارد. فیشر که از شاخص ترین نظریه پردازان دیدگاه خرده فرهنگی است، عواملی چون تراکم، ازدحام و… را تاثیرگذار در مسایل اجتماعی و روابط آن می داند، ضمن این که معتقد است عوامل غیر اکولوژیکی نیز در روابط اجتماعی تاثیر متقابل دارند. (صدیق سروستانی، 1371) و (بمانیان، 1390)
(کامران، فریدون؛ حسینی، احمد؛ 1388) وجود عوارض ناشی از خرده فرهنگ های گوناگون در شرایط همسازی می تواند همان پیوندهای مستحکم و ارتباطات صمیمانه ی مناطق شهری را داشته باشد و در شرایطی نیز نابهنجاری های خود را بروز دهد. در بناهای بلند علاوه بر تاثیر عوامل اکولوژی، مسایل غیر اکولوژیک نیز نقش عمده ای را ایفا می کنند. تحقیقات مسایل اجتماعی انجام شده در ایران نیز موید این امر است که علاوه بر وجود مسایل اکولوژیکی، عوارض ناشی از خرده فرهنگ های گوناگون که ساکنان بناهای بلند مسکونی از آن برخوردارند، نقش بسیار موثری را در مطلوب نمودن فضای زیست در بناهای بلند ایفا می کند.
در میان مطالعات انجام شده مشاهده می گردد که اگر ساکنان آپارتمان های مسکونی دارای یک گروه نسبتاً همگن و متجانس بوده و سازگاری های لازم با بنا وجود داشته باشد؛ ضمن برخورداری از درآمد متوسط و بالا، و ساکنان نیز از خانوارهای کم جمعیت باشند، از میزان مشکلات ناشی از سکونت در بناهای بلند کاسته می شود و بیشتر ساکنان از زندگی در آن احساس رضایت می کنند.
ساختمان های بلند و نظریه توسعه شهری
در نیمه دوم قرن هیجدهم براساس تغییرات فنی، اقتصادی و اجتماعی که توسط انقلاب صنعتی در غرب اروپا به وقوع پیوست، این تحولات باعث ایجاد شهرهای جدید و همچنین گسترش سریع شهرها، پیدایش شهرسازی معاصر را در قرن نوزدهم به دنبال داشت. این افزایش و تحولات اساسی با بسط و گستردگی صنعت، پیوستگی کامل داشت (بمانیان، 1390، ص91).
تراکم

دسته‌ها: داغ ترین ها