دانلود پایان نامه

اما در حقوق کیفری حمایتهایی از کودک در مقابل کودک آزاران به شرح زیر انجام داده است:
ماده 150: دیه مالی است که از طرف شارع برای جنایت تعیین شده است.
ماده 409: کندن دندان شیری کودک که دیگر به جای آن دندان نروید، دیه کامل آن را دارد و اگر به جای آن دندان بروید دیه هر دندان شیری یک شتر است.
ماده 291: اگر مجنی علیه طفل باشد باید به مدت متعارف صدور حکم به تاخیر افتد، در صورتی که دندان جدید درآورد مجرم به ارش و گرنه محکوم به قصاص است.
ماده 400: بریدن زبان کودک قبل از حد سخن گفتن موجب دیه کامل است.
ماده 453: هرگاه کودکی که زبان باز نکرده و در اثر کر شدن نتوانسته سخن بگوید، جانی علاوه بر دیه شنوایی به پرداخت ارش محکوم میشود.
ماده 401: بریدن زبان کودکی که به حد سخن گفتن رسید ولی سخن نمی گوید، ثلث دیه دارد و اگر بعداً معلوم شود که زبان او سالم و قدرت تکلم داشته، دیه کامل محسوب و بقیه از جانی گرفته میشود.
از موارد قانونی مجازات های اسلامی در مورد کودک چنین برداشت می شود که قانونگذار از قبل مقدار دیه را پیش بینی نموده است و به نظر قاضی واگذار نکرده ا ست. پس از دیدگاه حقوق کیفری مقدار دیه مقرر شده است و مازاد بر این خسارت به کودک آسیب دیده تعلق نمی گیرد.
اما در مورد آزار جسمی کودک فرق بین والدین و دیگران وجود ندارد، تنها این است که قانون حق تنبیه متعارف را به والدین داده است. اما طبق قانون مدنی اگر بر اثر کودک آزاری صدمه ای به جسم کودک وارد شود: اولاً دیه مقرر شرعی باید پرداخت شود. ثانیاً اگر ضرری هم به جسم او وارد شود، در صورت اثبات، باید خسارت آن را جبران شود.
اینک با توجه به آنچه گفته شد به مقایسه و تطبیق قواعد دیه با قواعد حاکم بر مسئولیت مدنی میپردازیم:
3- تطبیق قواعد دیه با قواعد مسئولیت مدنی
پس از آشنایی اجمالی با مسئولیت مدنی، و با عنایت به آنچه که در مباحث قبل در مورد دیه بیان شد به مقایسه مسئولیت مدنی و ضمان دیات یا مسئولیت پرداخت دیه و شرایط آن میپردازیم، که عبارتند از موارد اختلاف و اشتراک دیه با مسئولیت مدنی
3-1- موارد اختلاف دیه با مسئولیت مدنی
دایره خساراتی که به موجب مسئولیت مدنی قابل مطالبه است بسیار وسیع و فراگیر بوده و کلیه صدماتی را که به جان، مال، سلامتی، حیثیت، شهرت تجاری و یا هر حق دیگری که به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده را دربر میگیرد در حالیکه دیه تنها در مقابل جنایات واقع بر نفس یا اعضاء، قابل مطالبه میباشد و سایر زیانها را دربر نمیگیرد.
در مسئولیت مدنی مقصر موظف است به جبران ضررهای حاصله از کار خود میباشد و از این جهت تفاوتی بین اضرار عمدی و غیرعمدی وجود ندارد. در حالی که در ضمان دیات، دیه به عنوان حکم شرع و اثر قهری جنایت به اضرار غیرعمدی (خطا و شبه عمد) اختصاص دارد و حکم شرعی و اثر قهری اضرار عمدی در موارد مخصوص قصاص است.
تمامی ترک فعلها موجب ایجاد ضمان نسبت به پرداخت دیه نمیگردد. اما در مسئولیت مدنی فعل و ترک فعل در صورت وجود تقصیر موجب ایجاد مسئولیت مدنی میباشد. صاحب جواهر در این زمینه میفرماید: (در تمامی ترک فعلها ضمان مترتب نمیباشد). و در جایی دیگر میفرماید: (و هر انسا نی که بتواند دیگری را از مرگ نجات دهد ولی از این کار خودداری ورزد مرتکب گناه شده ولی ضمانی بر عهده او نیست).
در ضمان دیات، دیه به عنوان خسارت شرعی از پیش برای قتل نفس و صدمات و جراحات بدنی تعیین شده و مقدار آن مضبوط و غیرقابل تغیر است مگر در مواردی که ارش لازم است پرداخت شود اما در مسئولیت مدنی میزان خساراتی که زیان دیده میتواند مطالبه کند از قبل معین نیست بلکه پس از تعین میزان زیانی است که دادگاه حکم به جبران آن
میدهد.
از نظر مرجع رسیدگی کننده که دادگاه کیفری یا حقوقی است و نیز آئین دادرسی حاکم بر این دو مسئولیت با یکدیگر تفاوت دارند برای نمونه در صورت امتناع جانی از پرداخت دیه تا زمان پرداخت،سس بازداشت میشود اما در مورد خسارت ناشی از مسئولیت مدنی چنین نبوده و تا قبل از تصویب قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی مصوب 77، قانون منع توقیف اشخاص در قبال تخلف از انجام تعهدات و الزام مالی مصوب 1353 حاکم بود. هر چند با تصویب قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی مذکور این تفاوت کم رنگ شده است.
3-2- موارد اشتراک دیه و مسئولیت مدنی
الف- از جمله شرائط و ارکان تحقق مسئولیت مدنی ورود ضرر یا خسارت، ارتکاب فعل زیان بار و وجود رابطه سببیت بین ضرر حاصله و فعل زیانآور میباشد که این شرائط تماماً در تحقق ضمان دیات وجود دارد. بدین توضیح که باید فعل جانی به لطمات و صدمات بدنی و یا جنایت بر اعضاء و منافع مجنی علیه منجر میشود و بین جنایت و صدمات و فعل جانی رابطه سببیت وجود داشته باشد. تا بتوان فاعل یا عاقله او را به پرداخت دیه حسب مورد محکوم کرد.
ب- با فوت جانی دیه از ترکه او اخذ و به مجنی علیه یا اولیاء دم او پرداخت می شود همانند مالی که به عنوان خسارت مدنی بایستی از اموال متوفی اخذ گردد.
گفتار دوم : ضرر و زیان های ناشی از آزار علیه تمامیت جسمانی
ضرر جسمانی عبارت است از ضرری که به حیات انسان یا سلامت او وارد میآید. این نوع ضرر ممکن است به صورت ایراد ضرب و جرح بر بدن، ایجاد مریضی، نقص عضو، از کار افتادگی دائم و موقت و بالاخره مرگ یا در اصطلاح فقهی آن ازهاق روح از بدن متجلی گردد.
این نوع ضرر از جهتی شبیه ضرر و زیان مادی و از جهت دیگر همانند ضرر و زیان معنوی است.
قانونگذار سلامت جسم افراد را مورد توجه جدی قرار داده و برای افرادی که به دیگران آسیب بدنی حتی به صورت غیر عمدی برسانند، مجازات تعیین کرده و به مجنی علیه اختیار داده است که از این حیث ضرر و زیان مادی و معنوی وارده را مطالبه کند. در مواد 4 و 5 و 6 ق. م. م. که در مباحث عادی مورد بحث واقع میشوند به این موضوع اشاره شده است. زیرا سلامتی جسم و جان انسان به قدری اهمیت دارد که به حقیقت میتوان گفت که ضرر و زیان وارد بر آن تقریباً جبران ناپذیر است. و آنچه که از دست رفت دیگر قابل برگشت نمی باشد. در مواردی که مبلغی پول نیز به عنوان ترمیم آسیبها و زیان بدنی پرداخت شود، چیزی جزء وسیلهای برای تسکین و ترضییه خاطر و تخفیف آلام و مصائب نیست. اما انسان نسبت به حیات و تمامیت جسمی خویش دارای حقوقی است. و این مصونیت جسمی در اصل 22 ق. ا. تضمین گردیده است.
لطمه به این حق برای مجنی علیه آن، زیان، جراحت نقص عضو یا قطع آن، بیماری از کار افتادگی دائم یا موقت و بالاتر از همه ضایعه بزرگی چون مرگ را ممکن است در پی داشته باشد.

دسته‌ها: داغ ترین ها