دانلود پایان نامه

طرح های تخصصی پیشگیری از جرم دارای سه استراتژی اساسی می باشد، کنترل دسترسی طبیعی، نظارت طبیعی و تقویت منطقه ای (Atlas, 1999: 11).
تقریباً همزمان با شکل گیری نظریه پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیط در جامعه علمی بریتانیا نظریه های مشابهی مطرح گردید. به طوری که در همان سال ها، پونیز در کتاب خود با عنوان طراحی علیه جرم اظهار داشت: برای جلوگیری از وقوع جرایم شهری باید به مکان های با امکان دسترسی سریع مجرمین ( و همچنین امکان خروج سریع) توجه کافی شود چرا که این مکان ها، عامل مهمی در وقوع جرایم هستند. (کلانتری، 1382، 88)
وایت (1980) راه حل تقلیل جرایم محیطی و ایجاد امنیت را در ایجاد فضاهای جذاب شهری می داند. به نحوی که کاهش استفاده های ناهنجار از فضا موجب شود تا افراد ناباب مجبور به ترک فضا شوند. مدنی پور (1379) حضور افراد ناباب در مکان های عمومی را یکی از مهمترین عوامل کاهش جذابیت آنها برای استفاده عموم، به ویژه زنان می داند که این خود موجب می شود چنین فضاهایی در اشغال گروه های خاص قرار گیرد. برنامه ای به عنوان «پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی» که از دهه 1980 در امریکا مورد استفاده قرار می گیرد بر فضای قابل دفاع، قلمروها، نظارت طبیعی، روشنایی، منظرسازی، کنترل دسترسی ها، حمایت کاربری ها و نگهداری تاکید دارد (clarke, 1997, loukation-sideris, 1999).
در مطالعاتی که در اوایل دهه 70 توسط اسکار نیومن در رابطه با مجتمع های مسکونی انجام شد به برخی عوامل فیزیکی اشاره می شود که در ایجاد ترس از محیط و وقوع جرم، ارتباط نزدیکی دارند. تئوری «فضای قابل دفاع» راه حل مقابله با موضوع را در ایجاد قلمرو مناسب، ایجاد احساس مالکیت و تعلق خاطر به فضا، امکان وجود نظارت طبیعی از داخل ساختمان به فضای خارجی (ارتباط بصری) و بهبود شرایط فیزیکی و کالبدی منطقه اطراف می داند (نیومن،1972). مطالعات کاربردی اخیر در مورد جرایم محیطی نشان می دهد که جرایم محیطی در تعداد محدودی نقاط با موقعیت های خاص (کانون های جرم) اتفاق می افتد. نکته قابل توجه آن است که افزایش موقعیت هایی مشخص باعث افزایش جرم و کاهش موقعیت ها باعث کاهش جرم می شوند و این امر ارتباط مستقیم بین جرم و موقعیتی که در آن اتفاق می افتد را مشخص می دارد (taylor and harrel, 1996).
کیفیت درک شده از محیط سکونت
یک محیط مسکونی با کیفیت القا کننده حس رفاه و رضایتمندی به ساکنین، از طریق خصوصیات کالبدی، اجتماعی یا نمادین است (Lansing and Marans, 1969). چنین محیطی متضمن زندگی با کیفیت و پشتیبان اصلی فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.
مفهوم «کیفیت زندگی» شدیداً ریشه در تفکر در باب سلامت دارد. در مدل نیومن سلامت به عنوان یک شاخص قابل زندگی محسوب می شود، حال آنکه در سایر مدل ها کیفیت محیط به عنوان عنصر تعیین کننده سلامت مورد بحث قرار می گیرد. در مدل Blum (1974) سلامت به مثابه برآیند عوامل ژنتیکی، ماهیت و چگونگی حفظ سلامت، رفتار/ سبک زندگی و کیفیت محیط کالبدی و اجتماعی – فرهنگی تعریف می شود.
بهداشت و رفاه ساکنان خانه یک جز حیاتی از کیفیت زندگی و پایداری اجتماعی به حساب می آید. پژوهش ها در طی سال ها نشان از اثرات نامطلوب زندگی متراکم بر سلامت دارد. در مورد کشورهای در حال توسعه، اثراتی که تراکم بالا بر سلامت و رفاه دارد بسیار بیشتر و مضر تر از سطح خود در خانه های پر ازدحام و دارای تعمیر و نگهداری ضعیف و زیرساخت های ناکافی هستند.
دو حوزه گسترده از نگرانی های مرتبط به بیماری های تنفسی و استرس زا مربوط به بیماری هایی است که از آن ناشی می شود. بیماری های تنفسی که ناشی از آلودگی هوا در مناطق با تراکم بالا (ناشی از سطوح فعالیت ها و تعداد وسایل نقلیه) است (Schorr, 1964). و بیماری های روانی که اغلب به ازدحام بیش از حد در محلاتی با تراکم زیاد مرتبط است (Michelson, 1970).
مدل متأخری که در حوزه کیفیت زندگی ارائه شده مدل چینگ (Cheung, 1997) است که به بحث درباره ابعاد متفاوت «حیات مطلوب» می پردازد. بنیان این مدل بر چهار نظریه اخلاقی استوار است: لذت جویی، بینش دیاکتیکی، انسان گرایی و فرمالیسم این مدل کاملاً وابسته به محیط کالبدی است و می توان آن را مکملی بر اثر متقابل ادراکاتی دانست که حس «حیات مطلوب» را القا می کنند (van camp et.al 2003)
بر اساس نمودار ارائه شده توسط Mitchell (2000)، عناصر و مؤلفه های کیفیت زندگی و متغیرهای سازنده ی هر یک از آنها عبارتند از:
سلامت: سلامت کلی هر جامعه که محصول سلامت فیزیکی و روانی آحاد و اعضای آن است.
امنیت: درک از امنیت به واسطه، ایمن بودن محیط سکونت، امنیت اقتصادی فردی و وجود یک زندگی متعارف و قاعده مند شکل می گیرد.
رشد فردی: بهره مندی از فرصت کافی برای سرگرمی، امکان گذران اوقات فراغت به شکل مناسب و مطلوب و فرآیند آموزش و یادگیری، جملگی دستیابی به آرمان رشد و تحول فردی را امکان پذیر می نماید.
توسعه ی اجتماعی: تحقق هدف رشد و توسعه در هر جامعه وابسته به عواملی نظیر کیفیت مشارکت سیاسی شهروندان، شبکه های اجتماعی و تعاملات جمعی و ساختار جامعه ی مورد نظر است.
محیط کالبدی: در ارتباط با مؤلفه های محیط فیزیکی توجه به متغیرهایی نظیر ادراک بصری و کیفیت منظر، آب و هوا، آلودگی و سرو صدای محیطی ضروری است.
در فرهنگی که تراکم بالایی در زندگی شکل می گیرد، اندازه ناکافی فضاهای زندگی بر بسیاری از جنبه های کیفیت زندگی تاثیر می گذارد (Troy, 1996). که به طور مستقیم بر کیفیت زندگی و عدالت اثر می گذارد و به انتخاب خانه های بهتر برای افراد محروم محدود می شود (Elkin et al., 1991). فضای زندگی نامناسب یا ازدحام در داخل خانه به عنوان اثری منفی بر سلامت، روابط اجتماعی، حفظ حریم خصوصی و نیز آموزش و پرورش به شدت مورد انتقاد قرار می گیرد (Bertaud, 2004). بنابراین سرانه فضای زندگی در ارزیابی کیفیت زندگی و پایداری هر محله مهم است.
با توجه به رابطه بین تراکم، مقدار فضای زندگی و کیفیت زندگی، مهم است که به بررسی تاثیر تراکم محلات در اندازه فضای زندگی توجه شود.
(Burton, 1997) مسکن با تراکم بالا اغلب، با اندازه کوچک خانه و باغ یا فضای باز در ارتباط است. حجم کوچک خانه می تواند اثرات منفی بر روی کیفیت زندگی داشته باشد (Millward and Mostyn, 1989; Troy, 1996). در درون فرهنگی که در تراکم بالای زندگی شکل می گیرد، اندازه ناکافی فضاهای زندگی بر بسیاری از جنبه های کیفیت زندگی تاثیر می گذارد (Troy, 1996). که به طور مستقیم بر کیفیت زندگی و عدالت تاثیرگذار بر جامعه اثر می گذارد و به انتخاب خانه های بهتر برای افراد محروم محدود می شود (Elkin et al., 1991). فضای زندگی نامناسب یا ازدحام در داخل خانه به عنوان اثری منفی بر سلامت، روابط اجتماعی، حفظ حریم خصوصی و نیز آموزش و پرورش به شدت مورد انتقاد قرار می گیرد (Bertaud, 2004).
بنابراین سرانه فضایی که در ارزیابی کیفیت زندگی، رضایت از خانه و پایداری هر محله مهم است. با توجه به رابطه بین تراکم، مقدار فضای زندگی و کیفیت زندگی، به بررسی تاثیر تراکم محلات در اندازه فضای زندگی توجه شود.
رضایت از خانه و محله

دسته‌ها: داغ ترین ها