دانلود پایان نامه

احساس تعلق به محله و محیط های مسکونی در دو زمینه هویت اجتماع محلی و هویت مکان مطالعه شده است. در اولی به مسایل اجتماعی مناطق مسکونی و در دومی به ویژگی های کالبدی محیط پرداخته شده است (عینی فر، علیرضا، 1386). ساختار نگهداری خوب، نظافت، ویژگی و جذابیت معماری نیز به عنوان عواملی در ایجاد احساس دلبستگی به مکان، احساس امنیت و حس غرور و افتخار در محله عنوان می شود (Dempsey, 2006). طبق آن چه مطرح شد، بالاترین رابطه تعلق که می تواند بین فرد و مکان صورت گیرد، احساس تعلق به «خانه» می باشد. یک خانه مناسب که تمام نیازهای خانواده را پاسخ گوید و بتواند هویت های فردی و جمعی افراد خانواده را تامین کند، مستعد بروز چنین احساسی است، اما آنچه امروزه مبتلا به سکونتگاه های زندگی در جامعه است، صرفا متوجه واحد مسکونی نمی باشد و به مجموعه مسکونی به عنوان یک کل نیز مرتبط می گردد. در عین حال همانطور که می بایست به خانه توجه کرد که به نوعی قلب زندگی مسکونی است، باید به امتداد خانه به عنوان همان محیط فراگیرنده مرتبط با آن نیز توجه داشت.
تصویر ذهنی مطلوب داشتن از محیط به انسان احساس امنیت و آرامش می دهد که با تاثیر گذاری محیط کالبدی بر انسان حاصل می شود. به نظر راپاپورت هویت سبب تمایز و شناخته شدن افراد و گروه ها و شناخت آن ها به شناخت فضای اجتماعی زندگی آن ها منجر می شود. درک هویت مثبت از محله موجب دلبستگی به جامعه محلی و مکان؛ و رضایتمندی از محله در پی دلبستگی به مکان می شود (فلاحت، 1385).
با در نظر گرفتن عوامل کالبدی، رابطه اولیه و ثانویه میان ویژگی های شکلی و اجتماعی طراحی مسکن و محله مسکونی شکل می گیرد که براساس ماهیتی روانشناختی، موجب تقویت ارضای نیاز مردم به حس تعلق به جامعه محلی است. در نتیجه نه تنها هویت محله بلکه شناخته شدن فرد با گروهی از افراد محله نیز اهمیت دارد.
اصول طراحی احساس تعلق به مسکن و محله
در ساختمان های بلند باید به نیازهای عابران پیاده و نهایتاً کاربران ساختمان به سرپناه، بافت، غنای فرم و رنگ و نیز ریزه کاری های معماری در مقیاسی کوچک نیز توجه شود. ساختمان های بلند می توانند فرم های الهام بخشی باشند، بیانگر علاقه انسان به خارق العادگی و غافلگیر شدن، می توانند محلی باشند که انسان ها خود را با آن شناسایی می کنند، محل هایی که احساس تعلق به مکان هایی خاص را در آنها به وجود می آورند.
مردمی که در مجموعه ای با طراحی خوب و فضاهای باز با معنی زندگی می کنند و دارای خدمات اجتماعی مختص به خودشان در یک فاصله ساده پیاده می باشند گرایش به حس تعلق به مکان در آنها بسیار آگاهانه تر خواهد بود. همچنین تمایل بیشتری برای وفاداری به آن نشان خواهند داد. استقرار ساختار اجتماعی و ساختار فیزیکی مرتبط با سلسله مراتب دسترسی در فضاهای باز مسکونی، به گونه ای که افراد به تدریج از فضاهای خصوصی تر وارد فضاهای عمومی که سبب ایجاد امنیت و حس تعلق به محیط می شود و به استفاده بیشتر از فضاهای عمومی می انجامد. اشخاص نیاز دارند که احساس تعلق به یک موجودیت جمعی با مکان داشته باشند و نیازمند احساس هویتی مستقل که توسط جداسازی فیزیکی حاصل گردیده است و یا حس وارد شدن به منطقه ای خاص را بیان دارند (پیمانی، 1386).
با طراحی کالبدی که به جهت خصوصیاتش از سایر مکان ها قابل شناسایی باشد، می توان محله را شاخص نمود. عوامل منحصر به فرد بودن، واضح بودن، تضاد با محیط پیرامون با غلبه بر آن، مقیاس، قدمت و یا دیده شدن از دوردست خاطره ای در ذهن ناظر به وجود می آورند و در منظر شهری تنوع ایجاد می کنند (صمدی، 1388). نکته مهم در طراحی مجتمع مسکونی گرایش مجدد به ایجاد اجتماعات کوچک محلی از طریق طراحی است. ساختار فشرده، محدود و خوانا می تواند حس تعلق به مکان و اجتماع محلی را احیا کند (عینی فر، 1388، ص 44 – 46). یانگ سه عامل ضروری برای احساس تعلق به جامعه را عنوان می کنند که عبارتند از:
طول مدت اقامت: بسیاری از مردم که به اندازه کافی در جایی زندگی می کنند و به تغییر دوستان خود یا مغازه داران مجبور نیستند.
مکانی با شخصیت و ویژگی خاص: که از محیط اطراف متمایز باشد. راهی که با درختان کاشته شده و با خانه هایی ساخته شده، به آن یک شخصیت فردی می دهد؛ جایی که شما به آن تعلق دارید به دلیل تفاوت آن با دیگر نقاط؛ که مربوط به طراحی کالبدی می شود متمایز می گردد.
نقش مهمی برای ارایه حمایت وجود داشته باشد، به خصوص در سال های اولیه، برای کار و مشارکت با مردم محلی در جهت تولید زیرساخت های اجتماعی و فرهنگی که برای تقویت حس تعلق به مکان و هویت مفید است. تجربه نشان می دهد که در صورت عدم بروز این اتفاق، این خطر وجود داشت که ساکنان از خانه های خود بیگانه و سبب افزایش مشکلات روحی و روانی، برای مدت طولانی شود.
تعاملات اجتماعی
انسان از روزی که پا به عرصه هستی نهاد تمایل به زندگی اجتماعی و با هم زیستن را با خود به همراه داشت. نیاز به برقراری ارتباط با دیگران و قرار گرفتن در اجتماع، در جوامع امروزی، مورد بی توجهی قرار گرفته است. در شرایطی که آموزه های جذاب مدرنیسم و پست مدرنیسم مجذوبمان کرده، از کنش ارتباطی سخن می گوییم، از گفتن آزادانه و شنیدن صبورانه، اما فضایی برای تجربه آن نداریم. تعامل اجتماعی و روحیه جمعی عناصر اصلی پایداری اجتماعی و انسجام اجتماعی به شمار می رود. ادعاهای ضد و نقیض در مورد رابطه بین تراکم بالا و تعاملات اجتماعی وجود دارد. به نظر می رسد که در برخی از پژوهش ها تراکم بالا جهت پیشبرد تعاملات اجتماعی مطرح می شود (Raman, 2005)؛ و برخی دیگر تراکم زیاد را سبب ایجاد پیامدهای منفی برای تعاملات اجتماعی بر می شمارد (Proshansky et al., 1970). بنابراین برای رسیدن به سطحی از کیفیت در زندگی، نیاز به برقراری تعامل در سطح جامعه است. (کشفی، حسینی، 1391)
نیاز به ارتباط و تعامل اجتماعی در مسکن
در این پژوهش مجتمع های مسکونی، به عنوان بستری برای تعاملات اجتماعی انسان ها طرح شده اند. زیرا یکی از معضلات به وجود آمده در مسکن امروز، کاهش مراودات اجتماعی در بین همسایگان است و معتقدیم این مراودات اجتماعی و تعاملات می توانند بخشی از نیازهای انسان را برآورده سازد.
فرصت ملاقات و فعالیت های روزانه در فضاهای عمومی یک شهر یا یک منطقه مسکونی به افراد قابلیت بودن در میان دیگران برای دیدن، شنیدن و تجربه نمودن چگونگی عملکرد مردم در موقعیت های متفاوت را می بخشد. ارتباطات دیداری و شنیداری می تواند در رابطه با دیگر اشکال ارتباط و به عنوان بخشی از گستره ی فعالیت های اجتماعی، از فعالیت های بسیار ساده و غیر مشخص تا ارتباطات پیچیده و درگیری های احساسی، مطرح گردد. (کشفی، حسینی، 1391)
رابطه دوستانه نزدیک
دوستان
آشنایان
مفهوم متفاوت بودن درجات «شدت ارتباط»، پایه اصلی طرح ساده شده ی زیر در رابطه با اشکال متفاوت ارتباط و تعاملات می باشد.
شدت بالا
در اینجا عمدتاً فعالیت هایی با شدت پایین که در انتهای نمودار قرار دارند، مورد توجه هستند. در قیاس با دیگر اشکال ارتباط، این ارتباطات کم اهمیت به نظر می رسند، در حالی که به عنوان ارتباط مستقل و به عنوان شرط لازم برای دیگر تعاملات پیچیده تر، بسیار با ارزش هستند. اگر فعالیت در فضای میان ساختمان ها وجود نداشته باشد، قسمت پایین نمودار، حذف خواهد شد. یعنی در واقع، اشکال انتقالی ارتباط مابین دو حد تنهایی و با دیگران بودن ناپدید خواهند شد، مرز بین انزوا و ارتباط پررنگ تر خواهد شد، مردم یا در تنهایی به سر می برند و یا با دیگران در سطح بالایی از ارتباط قرار دارند.

دسته‌ها: داغ ترین ها