دانلود پایان نامه

(Dempsey, 2006) رضایت از محله به عنوان بخش مهمی از انسجام اجتماعی و پایداری محله در نظر گرفته می شود. نظریهی «رضایتمندی سکونتی» برای تعیین یک چارچوب راهنما جهت شناخت خصوصیات ساختار خانوارها و بافت محل سکونت آنها (اعم از خانه و محله) که بر جوانب گوناگون رضایتمندی تأثیر گذار است، بکار می رود. (Galster, 1987: p93) این مفهوم بنا به تعریف Galster عبارت است از: «شکاف قابل مشاهده بین آمال و نیازهای ساکنین و واقعیت موجود بستر سکونتی آنها». (Mc Cray and Day, 1977) در تعریفی دیگر، رضایتمندی سکونتی معادل میزان رضایت تجربه شده ی فرد یا عضوی از یک خانواده از موقعیت سکونتی فعلی خود محسوب شده است.
هایدگر انتقاد گسترده ای از معماری بروتالیسم ایراد می کند. با وجود محدودیت های اولیه در ساکنان جدید – مسکن به عنوان بزرگ و مدرن دیده می شود – معماری مقصر شناخته می شود چون برای جدا و ایزوله کردن ساکنان، ایجاد فضاهای مرده برای رفتارهای ضد اجتماعی موفق بوده تا آنجا که برای حفظ سازگاری با الزامات زندگی مدرن، و پر هزینه در جهت خود شکوفا، قادر به انعطاف پذیری نبوده است. به طور مسلم، هایدگر نمادی از تغییر نگرش به سمت خانه های اجتماعی، همسایگی های شهری و مالکیت خانه است. در واقع توجه به تمامی این مسایل و مواردی که در بالا ذکر شد ما را در جهت دستیابی به مسکنی انعطاف پذیر هدایت می نماید که به تمامی نیازها و خواسته های انسان در تمامی سنین پاسخ می دهد.
از دیگر مشکلات می توان به انعطاف پذیری خانه ها توجه داشت، که به جذب و حفظ ساکنان، و کمبود فرصت هایی برای ساکنان در برنامه ریزی ها و تصمیمات بروز می کند، در نتیجه امکانات محلی ناکافی و انعطاف ناپذیر که تمامی آنها اجتماعی هستند شکل می گیرند. (Dempsey, 2006)
با افزایش سن و بچه دار شدن، این طراح است که می تواند با یک طراحی هوشمندانه و دقیق، فضا را طوری طراحی کند که با گذر زمان و تغییر نیازها، ساکنین بتوانند محیط را بر طبق خواسته هایشان تغییر دهند و شرایط زندگی ایده آل برای خود فراهم کنند.
یکی از اهداف اصلی این پروژه طراحی مسکن تغییرپذیر، بر طبق نیازهای هر دوره از زندگی است. مسکنی که با گذر زمان و تغییر خواسته های ساکنین، همچنان پاسخگوی نیازهای آنان باشد. به گونه ای که افراد در هر دوره بتوانند تنوع لازم را در مسکن خود به وجود آورده یا با توجه به شرایط آن را تغییر دهند.
از دیگر فضاهای مسکونی که افراد با افزایش سن به داشتن آن متمایل می شوند، سالن نشیمن و پذیرایی بزرگ می باشد. به ویژه در کشور ما رسم بر این است که اغلب فرزندان و نوه ها به دیدار پدربزرگ و مادر بزرگ می روند و به این ترتیب سالمندان برای رسیدن به چنین فضایی، مسیر طولانی را طی نمی کنند و در عین حال می توانند از مصاحبت با دوستان و همسالان خود در یک فضای پذیرایی بزرگ لذت ببرند. در سنین سالخوردگی، نیاز به اتاق های متعدد برای خواب و کار و مطالعه، به حداقل می رسد. وجود یک اتاق برای زوجین کفایت می کند. در مواردی می توان اتاق های مطالعه و کار را به اتاق میهمان، تغییر کاربری داد. این تغییر کاربری به منظور پذیرایی از میهمانانی است که قصد ماندن در شب هنگام را دارند. (Galster, 1987: p93)
در اینجا ذکر این نکته لازم به نظر می رسد که طراحی مسکن برای تمام سنین، باید به گونه ای انجام شود که اتاق ها بتوانند کاربری خود را در طول زمان تغییر دهند. برای مثال، با برداشتن دیوار اتاق خواب و الحاق این فضا به نشیمن، می توان فضای نشیمن را وسعت بخشید. این عمل هنگامی انجام می گیرد که اتاق مزبور بلا استفاده بوده و بتوان با جا به جایی های حداقل دیوارها، به افزایش زیر بنای سایر فضاها کمک کرد.
مشارکت در گروه دسته جمعی / فعالیت های مدنی
بحث هویت های گروهی در یک فضای مسکونی را می توان در قالب شکل گیری خرده فرهنگ های ایجاد شده در آن مورد بررسی قرار داد. به طور کلی خرده فرهنگ ها را باید به مثابه ابزاری اساسی برای یکپارچگی اجتماعی و حتی اجتماعی شدن در نظر گرفت با این حال در کارکرد مسکونی، نوع مسکن می تواند به سرعت ایجاد گروه های خرده فرهنگی کمک کند، که این امر با عنوان «همسایگی ها» یا «همجواری ها» شناخته شده است. همسایگان تمایلی پیوسته به انسجام یافتن و یکسان سازی الگوهای فرهنگی خود دارند و این امر با جذب عناصر همسو و طرد عناصر غیر همسو تقویت می شود. بنابراین شکلگیری نوعی از روابط در فضاهای مسکونی با عنوان روابط همسایگی در بررسی هویت های گروهی سازمان یافته موثر است.
فضای جمعی می تواند سالمترین و قابل اعتماد ترین مکان را برای رفع نیازهای جمعی و مشارکتی شهروندان را فراهم آورد که به گفته آرنت (1958) افراد در آن در معرض دیدن و شنیدن هستند. شاید یکی از دلایل دور شدن مردم از یکدیگر، فراهم نبودن چنین مکان هایی باشد که باید مورد توجه معماران و شهرسازان قرار گیرد.
برای گسترش ارتباط میان انسان ها و به وجود آوردن مشارکت و تعاملات اجتماعی چیزی بیش از معماری لازم است؛ که طراحی زمینه شکل گیری آن را تقویت می کند. برای بالا بردن سطح روابط همسایگی و اشکال گوناگون فعالیت ها در جامعه، چیزی مشترک می بایست وجود داشته باشد مانند: پیش زمینه ای مشترک، علایق مشترک یا مشکلات مشترک. در یک جمع بندی سه دسته گروهی را که در مجتمع های مسکونی شکل می گیرد به شرح زیر است:
گروه بازی
گروه های برگزار کننده مراسم
پاتوق مردانه
شکل گیری گروه های برگزار کننده مراسم
بدون شک وقتی از اجتماعات انسانی صحبت به میان می آید، بی درنگ نحوه چگونگی و کیفیت شکلگیری این اجتماعات به ذهن انسان خطور می کند. چرا که انسان برای هر نوع کنشی در اجتماعات انسانی درگیر با فضا است. یکی از مهمترین فضاها در معماری و شهرسازی فضاهای اجتماعی می باشند، فضاهایی که به موجب آنها انسانها می توانند در آنجا پاسخی برای نیازهای جمعی و مشارکتی خود بیابند. بخشی از مشارکت و ارتباط بین ساکنان که به خاطر حضور تعداد زیاد خانواده به وجود آمده، در قالب «گروه» نمود بیرونی پیدا کرده است. در واقع این گروه ها نتیجه شکلگیری پیوند بین ساکنین در رده های سنی و جنسی مختلف است.
منتها بر طبق امکانات موجود، این گروه ها بیشتر مردانه بوده است. باید توجه داشت که بین زنان تعاملات اجتماعی و مشارکت شکل می گیرد، و این مشارکت و ارتباط بین خانم ها در مجتمع ها، در قالب گروه هایی منسجم که طی زمان های خاص و در مکان های خاصی یکدیگر را ملاقات کنند، نبوده است. بلکه همواره به طور پراکنده با یکدیگر دارای روابط همسایگی و اشتراکی دارند.
ضرورت حضور فعال همه گروه های سنی در جامعه
یک جامعه در صورتی به رشد و تعالی می رسد که به تمام نیازها، استعدادها و توانایی های آن توجه شود و این خود در گرو پرداختن به تمام اجزا و عناصر آن می باشد. اعضا یک جامعه را افرادی تشکیل می دهند که می توانند از تمام سنین و شرایط باشند. حال چنانچه این جامعه بخواهد در راستای رشد و شکوفایی گام بردارد می بایست تمام عناصر آن در این راستا حضور فعالی داشته باشند. عوامل متعددی در حضور افراد یک جامعه در آن نقش دارد. برخی از این عوامل فردی و فرهنگی هستند و برخی دیگر اجتماعی و کالبدی، بخشی که در این زمینه به طراحی معماری و شهرسازی مربوط می شود ایجاد یک فضای کالبدی مناسب است که مانعی برای حضور افراد ایجاد نکند؛ و علاوه بر آن جذابیت نیز داشته باشد تا به این ترتیب با پر رنگ کردن حضور اعضا جامعه، باعث رشد و پیشرفت آن شده و تاثیرات اجتماعی مثبتی را در پی داشته باشد.
یک مسکن هنگامی می تواند پاسخگوی نیازهای تمامی گروه های سنی ساکن در آن باشد که با بررسی کامل ویژگی های هر دسته از گروه های سنی طراحی شود. شناخت نیازهای انسان در دوره های کودکی، میانسالی و سالخوردگی مستلزم مطالعات گسترده و نیازمند زمان بسیار است. در این پژوهش سعی بر آن است تا با کمک اطلاعات موجود در ارتباط با گروه های سنی مختلف، به بررسی کامل نیازهای آنها پرداخته شود. هر یک از گروه های سنی، جهت برقراری یک تعامل منطقی با محیط دارای ویژگی های خاص خود هستند (بیسادی، 1378).
نیاز کودکان به حضور در اجتماع

دسته‌ها: داغ ترین ها