دانلود پایان نامه

علاوه بر بهرهمند شدن از اطلاعاتی در مورد جهان اجتماعی بیرون، فرصت دیدن و گوش دادن به مردم می تواند ایده و الهامی برای کنش فراهم آورد. ما از دیدن دیگران در حال کار، الهام می گیریم. مثالاً بچه ها با دیدن بازی کردن دیگر بچه ها، برای ملحق شدن به آنها برای انجام بازی های جدید، با مشاهده ی بچه ها یا بزرگسالان تحریک می شوند (گل، یان، 1387).
گره ها، مسیرهای عبوری و مرکزیت کارکردی
گره ها یا نقاط جمع کننده در مجتمع های مسکونی به علت مرکزیت کارکردی خود باعث می شوند تا برخوردهای زیادی در آن صورت بگیرد که این مسئله باعث آشنایی ساکنان با یکدیگر می گردد. نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که وجود گره ها برای تعاملات اجتماعی کافی نیستند بلکه به عنوان جرقه ای برای شروع این رفتارها محسوب می گردند. اگر در گره ها امکاناتی جهت تعامل اجتماعی در نظر گرفته شود، در این صورت این نقاط می توانند باعث ایجاد و توسعه تعاملات گردند (لنگ، 1381). مانند ورودی که با توجه به نقاط مکث و نشستن در این فضا، می توان مرکزیت کارکردی آن ها را بالا برد. گره ها هر چه دارای مقیاس کوچکتری در سکونتگاه ها باشند. در تعاملات اجتماعی نقش موثرتری خواهند داشت.
عنصری که همواره در مقابل یک گره مطرح می گردد و به آن معنا می دهد مسیر است. مسیر ماهیتی حرکتی دارد و گره ماهیتی مبنی بر توقف، که این دو خاصیت متضاد یکدیگرند که به گره ها اهمیتی ویژه داده و آن ها را تبدیل به فضاهای جمع کننده می کند. در شهر سنتی با چنین فضاهایی به کرات روبه رو می شویم. رشته فضاهای ارتباط دهنده که به معنی، گذرهای اصلی و فضاهای میدان مانندی است که عناصر مختلف شهر و مراکز آن را به هم پیوند می دهد و واجد خصوصیت پویایی و ایستایی هستند (جان لنگ، 1381).
اصول طراحی تعاملات اجتماعی
وجود فضاهای مشترکی که در مجتمع های مسکونی تعبیه می شود. معمولاً بستری را جهت ارتباطات ساکنین با یکدیگر فراهم می کند به دلیل اینکه اگر استفاده کنندگان از فضای عمومی آشنایی قبلی با یکدیگر نداشته باشند، اتصال آنها در مکان هایی که در حوزه نیمه خصوصی مکان مسکونیشان قرار دارد، شرایط شروع آشنایی و ادامه آن را فراهم نمی آورد.
شدت تعامل به میزان ارتباط بین عناصر طراحی و الگوهای طرح بستگی دارد. برای مثال، مناطق مسکونی با طراحی خانه های ردیفی با تراکم کم، تمایل به کاهش تعامل اجتماعی دارند؛ این در حالی است که یک واحد مسکونی u شکل و با تراکم متوسط سبب افزایش تعاملات اجتماعی می شود. طرح u شکل تعاملات را افزایش می دهد زیرا یک ورودی عمومی را برای همه فراهم می آورد. منطقه عمومی برای سرگرمی هایی فعال و غیر فعال در سطح مجتمع های مسکونی باعث افزایش تعاملات در درون جامعه می شود. در ضمن محله های پیاده محور فرصت هایی را برای مردم در جهت برقراری تعاملات در جامعه فراهم می آورد. (کشفی، حسینی، 1391)
در یک نگاه کلی متوجه می شویم که با این تفاسیر، ما با مقوله ای به نام گره ها و مرکزیت کارکردی در مجتمع های مسکونی روبرو هستیم. مرکزیت کارکردی به سهولت دسترسی به امکانات مشترک گروهی، دفعات استفاده از آن و زمان استفاده از قرارگاه های رفتاری را مشخص می کند. فضاهایی که براساس مرکزیت کارکردی طراحی شده باشند، می توانند نقش مهمی در ایجاد و آغاز روابط همسایگی داشته باشند (لنگ، 1381، ص 179).
اما قرار گرفتن یا قرار نگرفتن این مرکزیت های کارکردی در مسیر فعالیت های روزمره افراد، موضوعی است که در میزان علاقه ساکنین جهت حضور در آن تاثیرگذار است. این مکان ها در صورتی خوشایند هستند که آرامش استفاده کنندگان را تامین نمایند.
مرکزیت کارکردی و پایداری اجتماعی
(لنگ، 1381، ص 180 – 186) فاصله کارکردی واحدها، ساختمان و مرکزیت کارکردی (سهولت دسترسی به امکانات مشترک گروهی، دفعات استفاده از آن، زمان استفاده از مکان های رفتاری) خدمات مشترک مثل ورودی ساختمان و فضای انتظار و… الگوی تعامل اجتماعی ساکنین را تحت تاثیر قرار می دهند. فواصل طولانی، تراکم رفت و آمد و تداخل فعالیت های یک مسیر، موجب افزایش فاصله کارکردی نقاط می شود. مرکزیت کارکردی فضا (قرار گیری کارکردهایی با مراجعات زیاد در پیرامون آن) می تواند اجتماع پذیری فضا را افزایش دهد. اجتماع پذیری با برآورده شدن نیازهای دیگر به توقف زیاد می انجامد و این خود دلیلی برای ایجاد ارتباط است. (محمدی، حمید، ص 55 – 56) نحوه شکل گیری یک قرارگاه رفتاری مشترک در سایت، باعث می شود تا مرکزیت آن تحت تاثیر قرار بگیرد. مرکزیت فیزیکی یک فضا، فاصله کارکردی فضا را با واحدهای مسکونی کم می کند. در اینجا جای دادن فعالیت های مورد احتیاج مجتمع مسکونی نظیر تجاری، مهدکودک و … مناسب است. جهت استفاده تسهیلات و گذراندن اوقات فراغت در این مکان، تشکیل روابط اجتماعی در سطح بالا انجام نمی گیرد، اما باعث آشنایی افراد به میزان زیادی می گردد که خود باعث نظارت بهتر می گردد. (کشفی، حسینی، 1391)
(صالحی نیا، مجید. معماریان، غلامحسین، ص 15) موقعیت فضا در سازمان فضایی کل بنا مانند نزدیکی به مبادی ورودی و خروجی اصلی بنا، واقع شدن در مرکزیت هندسی بنا به عنوان مرکزیت کارکردی در آن بخش عمل می کند. در تقاطع دو مسیر اصلی درونی بنا با هدایت بیشتر افراد به سمت فضای عمومی و افزایش گذرهای فرعی، برخوردهای غیر رسمی، اجتماع پذیری شکل می گیرد.
فضای عمومی و تعامل اجتماعی
در یک محیط مسکونی با ایجاد امکان برخوردها با یکدیگر می توان ارتباطی که منجر به آشنایی شود را پدید آورد. فضاهای باز عمومی و رفت و آمد بهترین مکان برای ایجاد تعاملات اجتماعی گروه های اجتماعی و نیز کنترل محیطی است. این تعاملات محرکی برای تشکیل گروه های اجتماعی است و برای تثبیت آن، ایجاد حس مسئولیت، ضامن امنیت محیط آنهاست. محیطی که خوب اداره شود و تمهیدات کالبدی نیز متناسب با توانایی اداره محیط توسط ساکنین باشد، محیطی پایدارتر و حائز احساس رضایت زیستی ساکنین را دارد. (کشفی، حسینی، 1391)
شرایط راحت و مناسب فضای خارجی توسط سازگاری با اقلیم که شامل سایه اندازی، گیاهکاری، حضور مناسب خورشید و حفاظت مناسب در مقابل باد زمستانی بایستی تامین شود. فضای عمومی باید مکانی مشخص و به طور همزمان خوانا و به لحاظ کارکردی در دسترس عابرین باشد. گسترش این فضا به درون پیاده رو، حس حضور در این فضا را به عابر القا می کند. نرده و اختلاف سطح باعث کاهش تعداد عابرینی می شود که وارد فضای عمومی می شوند. مردم بیشتر در مکان هایی که جایی برای نشستن دارند، مکث می کنند. تنوع و کیفیت بالای تاثیرات بافت، رنگ توده ها و عناصر شنیداری و حس بویایی که توسط طرح کاشت و گیاه کاری ایجاد می شود در افزایش استفاده از فضای جمعی موثر است. به طور کلی اگر فضای جمعی نیازهای متنوعی را برآورده سازد، بیشتر مورد استفاده و علاقه مردم قرار می گیرید (لنگ، 1381).
(عینی فر، 1388، ص24) گرچه استفاده از امکانات عمومی و وسایل اوقات فراغت مشترک، ادراک همگونی با وحدت اجتماعی، در استفاده از فضای عمومی محله موثر است، ولی اگر روابط اجتماعی به جای نزدیکی کالبدی براساس تشکیل جوامع یا علایق شکل بگیرد از فضای باز محله کمتر استفاده می شود. در ادامه مجاورت کارکردی که یکی از راهکارهای ایجاد تعامل اجتماعی است، بررسی می شود.
مجاورت کارکردی و پایداری اجتماعی
رابطه اجتماعی در فضا و زمان اتفاق می افتد. مجاورت می تواند علت شروع رابطه اجتماعی باشد، اما شرط کافی نیست. ساختار فیزیکی و تقسیمات عملکردی فضا ممکن است گشاینده و یا محدود کننده فرصت ها برای ارتباط باشد.
با ایجاد مجاورت مکانی مانند قرارگیری والدین در کنار زمین بازی بچه ها و… می توان تعامل اجتماعی را افزایش داد. زمانی اتفاق می افتد که افراد به کمک متقابل یکدیگر نیاز داشته باشند و یا مسئله ای مشترک مثل نگهداری از کودکان وجود داشته باشد و بیشتر بر تعامل اجتماعی بچه ها و جوامع قومی بسته اثر می گذارد (لنگ، 1381، ص 185)؛ مجاورت مکانی عاملی مهم در شکل گیری الگوهای تعامل افراد مسن است.

ایمنی / امنیت (در مقابل خطر از جرم، رفتارهای ضد اجتماعی)

دسته‌ها: داغ ترین ها