دانلود پایان نامه

امنیت از مسایل مهم بناهای بلند مرتبه است. (صدوقیان زاده، 1375، ص 64 و 65) این عامل در ساختمان های بلند در صورت برخورداری از یک ساماندهی کامل به عنوان یکی از مزیت های مهم برای اینگونه بناها به شمار می رود. در بناهای بلند در صورت وجود حالت بیگانگی افراد از هم و عدم شناسایی افرادی که در آن مجموعه زندگی می کنند یا شناسایی افرادی که به عناوین مختلفی از قبیل مهمان یا … به ساختمان آمد و شد می کنند یا وجود فضاهای خصوصی بدون کنترل امنیت دستخوش مخاطره می شود.
مهمترین مسئله مطرح شده در مجموعه های مسکونی بلند مرتبه وضعیت امنیتی آنها از منظر وقوع جرایم و بزهکاری های اجتماعی است. اسکار نیومن در این رابطه تاکید می نماید که شواهد آماری حاکی از آن هستند که شکل های کالبدی محیط های مسکونی نقش مهمی را در وقوع جرایم و بزهکاری های اجتماعی بازی می نمایند. وی در یک مطالعه سه ساله پیرامون روش های پیشگیری از ارتکاب جرم و جنایت که عموماً در مجموعه های مسکونی عمومی ساخته شده توسط اداره مسکن شهری نیویورک به انجام رسیده است، به نتایجی دست یافته است که به همبستگی میان ارتفاع ساختمان و میزان وقوع جرم در آن صحه می گذارد. نیومن نشان می دهد که نرخ شکلگیری ارتکاب به جرم در ساختمان های سه طبقه، 9 مورد به ازا هر یک هزار نفر ساکن می باشد. در حالی که در ساختمان های سیزده طبقه و بلندتر، این مقدار به بیش از دو برابر یعنی 20 مورد به ازا هر یک هزار نفر افزایش می یابد.
در چارچوب مجموعه نظریه های CPTED زیادی برای فهم رابطه مکان و جرم به عمل آمده است. اندیشه های جفری و جیکوب در شکل گیری و توسعه آن نقش بنیادی داشته است. CPTED یک پیشنهاد روش شناسی طراحی است. که بر اساس آن با به کارگیری طراحی مناسب و هدفمند محیط انسان ساخت، معماران و شهرسازان می توانند مجال ترس از جرم را کاهش داده و کیفیت زندگی را بهبود بخشند. (Atlas, 1999, 11)
(Elkin et al., 1991; Garofalo, 1981) حسی از مشاهده امنیت و ایمنی در داخل محله مهم است، که اثرگذار بر شهرت محله، کیفیت زندگی ساکنان و انسجام جامعه و پایداری می شود. ترس از جرم و جنایت یک مسئله جدی است که با توجه به شکاف میان فقیر و غنی و حضور آن در محله ای با تراکم بالا اتفاق می افتد (HABITAT, 2007; Zvekic and Frate, 1995; Caldeira, 2000). با توجه به میزان نابرابری های موجود میان غنی و فقیر و نرخ بالای بیکاری، امنیت عامل مهمی است که با تراکم زیاد رابطه ای عکس دارد. (بهرون، 1375، ص 198 و 199) تحقیقاتی که در کشور ما نیز انجام شده، موید این مطلب است. به گونه ای که ساکنان بناهای بلند در تهران از امنیت به عنوان بزرگترین امتیاز ساختمان های بلند نام بردند.
همچنین در پژوهشی دیگر 50 درصد از افراد مورد مطالعه ایجاد امنیتی را که از طریق همسایگان ایجاد می شود. به عنوان مزیت آپارتمان نشینی اعلام نموده اند. (بهلولی ماکویی، 1355، ص 167) یا از امنیت به عنوان اولین دلیل برای انتخاب آپارتمان نشینی در بررسی آپارتمان های بهجت آباد و نارمک یاد شده است (جلالی، 1368، ص 25).
ایمنی و امنیت در مجتمع های مسکونی بلند مرتبه
امنیت را می توان با قرار دادن کنترل های مناسب و نظارت روی رفت و آمد افراد توسط واحدهای نگهبانی و … به وجود آورد، اما اکثر جامعه شناسان معتقدند که مراقبین استخدام شده به هیچ وجه نمی توانند جای مراقبت غیر رسمی ای را که استفاده کنندگان از بنا انجام می دهند، پر کنند و ایجاد رابطه همسایگی افراد، مهم ترین عامل بر احساس امنیت ساکنان بناهای بلند است که در این میان وجود هماهنگی های اجتماعی ساکنان در تشدید حالت بیگانگی افراد از هم و ایجاد محیط ناامن موثر است (صدوقیان زاده، 1375، ص 66).
دیدگاه نظریه پردازان در باب ایمنی و امنیت
دیدگاه جاکوبز: این موضوع را که در آمریکا زمین ها را به کاربری های مختلف تقسیم کرده اند و هر کدام از کارکردهای مشابه را به یک مرکز برده اند، مورد انتقاد قرار می دهد. وی در رابطه با توسعه جدید مسکن که ساختمان های مسکونی را حول فضای سبز به دور از خیابان بنا می کنند بحث می کند. و بر این عقیده است که مسکن سازی جدید در صورتی موفق خواهد شد که دنباله رو الگوی خیابان های سنتی که به صورت مختلط هستند، باشد. جاکوبز توجه خود را به بالاترین میزان بروز جرم جلب کرد و به نتایج ذیل رسید:
باید یک حدود واضح مابین فضای عمومی و فضای خصوصی باشد، وضوح در باب عملکرد هر فضای خاص یکی از شرط ها برای ایجاد ناحیه های مستقل است (قلمروگرایی).
باید چشم هایی بر روی خیابان باشد بر روی قسمت هایی که مردم رفت و آمد می کنند زیرا آنها مالکان طبیعی خیابان هستند.
باید جهت گیری ساختمان، به سمت خیابان باشد تا بتوان از داخل آن به خیابان نگاه کرد.
همسایگی های مسکونی باید ترکیبی از خانه ها و مردم باشند.
در جاهایی که فضاهای عمومی همانند خیابان و پارک استفاده زیادی ندارند و نظارت بر آنها کم است؛ شیوع جرم های خیابانی زیاد می شود. برای اینکه دیدهای تاثیرگذار بر آنها ایجاد شود آنها باید به صورت منظم و دایمی استفاده کننده داشته باشند. و این مسئله از تعداد قابل توجهی مغازه، کلوپ ها، رستوران ها و بقیه فضاهای عمومی ناشی می شود.
دیدگاه نیومن: به نظر اسکار نیومن برای خلق فضاهای قابل دفاع باید هر فضایی متولی داشته باشد و فضاهای خالی و بدون متولی، موقعیت ارتکاب جرم را به وجود می آورد، وی سلسله مراتبی را برای فضاها معین می کند. (Newman, 1972)
او در مطالعات و تحقیقات خود دریافت که جرم در مجتمع های مسکونی عمومی اغلب در جایی صورت می گیرد که فعالیت های مجرمانه به سختی قابل مشاهده و رویت باشد. او نتیجه گرفت که هنگامی که ساختمان ها به گونه ای طراحی شوند که ساکنین بتوانند درب های ورود و اماکن عمومی را ببینند، جرم کاهش می یابد. همچنین دریافت که مشارکت ساکنین و ترغیب حس مسئولیت پذیری آنها نسبت به فضای عمومی اطراف محل سکونت خود و ایجاد غریزه طبیعی ملک و قلمرو آن در بین ساکنین مجتمع های مسکونی برای پیشگیری از جرم و کاهش آن بسیار موثر است.
وی اشاره می کند که ساختمان های بلند در صورتی برای خانواده های با درآمد زیاد و فرزندان کم می توانند موفق باشند و در ضمن به وسیله نگهبان های درب ورودی و وسایل امنیتی دایمی محافظت شود و برای انواع قشرهای کم درآمد نمی تواند کاربرد داشته باشد. کانسپت اصلی نیومن فضاهای قابل دفاع بود که چهار جز اصلی طراحی را شامل می شود، این کانسپت ها هم بعد فردی و هم بعد گروهی را در نظر دارد. (Newman, 1972)
قلمروگرایی
نظارت
تصویر ساختمانی
مجاورت ساختمان مسکونی با امکانات دیگر

دسته‌ها: داغ ترین ها