بررسی اثر بخشی درمان شناختی رفتاری بر کاهش سطح افسردگی و بهبود سبک …

:

رفتار درمانی شناختی یا درمان شناختی رفتاری در اواخر دهه ی پنجاه در مغرب زمین ظهور کرد.درمان شناختی رفتاریبرای بسیاری از مشکلات روانشناختی و گستره ی وسیعی از اختلالات روانپزشکی نظیر کنترل خشم،اختلالات خلقی،اضطرابی و درمان اسکیزوفرنی به کار می رود.شواهد تجربی برآمده از مغرب زمین نشان میدهد که درمان شناختی رفتاریرویکردی موثر برای درمان بسیاری از اختلالات روانشناختی و روانپزشکی است.درمان شناختی رفتارینه تنها در جهان غرب پزیرفته شده و به کار گرفته می شود،بلکه در بسیاری از کشورهای آسیایی نظیر چین،هند،پاکستان،تایلند و اندونزی نیز به کار گرفته می شود.هم اکنون برای بسیاری از درمانگران و پژوهشگران مشخص شده است که درمان شناختی رفتارینوعی روان درمانی کارآمد استکه برای بسیاری از مردمی که از مشکلات بهداشت روان رنج می برند می تواند به کار گرفته شود. یکی دیگر از دلایل موفقیت درمان شناختی رفتاریاستفاده از راهنمای درمانی است که هدایت کننده ی پژوهش  در رفتار در مانی شناختی هستند.در حال حاضر چنین دستور عمل هایی را می توان از پیشینه یا نوشتارهای پژوهشی و مراکز نشر به دست آورد.چاپ دستور العمل و کتاب راهنمای درمان شناختی رفتاریبر گرفته شده از درمان فردی است که در مورد افراد زیادی آزمایش شده و موفق از آب در آمده است.در حالی که از راهنمای درمانی درمان شناختی رفتاریبرای درمان فردی به طور وسیعی استفاده میشود،ولی راهنمای درمان شناختی رفتاریبرای درمان گروهی به سادگی قابل دسترس نیست.در طی بیست سال گذشته ،تمرکز و تاکید پژوهش های تجربی در کلینیک ها ،بر گسترش و انتقال درمان شناختی رفتاری فردی به درمان شناختی رفتاریگروهی بوده است.(مایکل فری1،2002،نقل ازصحابی و حمید پور،1382).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

1.Michael Free

1-2بیان مسئله:

امروزه کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته ، همگی در حال تجربه همه گیری دیابت ، به ویژه دیابت تیپ 2 می باشند. میزان شیوع و بروز بیماری در اغلب کشورها هم چنان بدون توقف در حال افزایش است. تعداد مبتلایان به دیابت از 118 میلیون نفر در سال 1995 به 220 میلیون نفر در سال 2010 رسیده و پیش بینی می شود که به مرز  300 میلیون نفر در سال 2025 نیز برسد (  زنبوری ، وحدت ، کلانتری ،صدرالدین ،شریفی ، 1386 ). دیابت شیرین از جمله بیماری های متابولیکی است که با کمبود نسبی یا مطلق انسولین ، افزایش گلوگز خون و اختلال در متابولیسم کربوهیدرات ، چربی ها و پروئتین همراه است (نمازی، نازلی ، اسفنجانی ، علی ، 1390). سازمان بهداشت جهانی پیش بینی کرده است دیابت در ایران تا سال 2025 حدود 8/6 درصد جمعیت کشور را درگیر خواهد کرد . این بیماری (دیابت تیپ 2 ) شایع ترین علت بیماری های کلیوی ، موارد جدید نابینایی و قطع اندام غیر ترومایی می باشد ( همان منبع). سالیانه در کشور بیش از 250 نفر از مشکلات ناشی از بیماری دیابت می میرند و دو برابر این تعداد نیز در خطر بروز حملات قلبی و سکته قرار دارند. هم اکنون در کشورهای پیشرفته به ازای هر بیمار شناخته شده ،حداقل یک بیمار ناشناخته وجود دارد. در حالی که در کشورهای در حال توسعه  موقعیت کاملاٌ متفاوت بوده و به ازای هر بیمار شناخته شده ممکن است تا 4 مورد بیمار شناخته نشده دیگر وجود داشته باشد(شمسی ، محسنی ، غلامرضا ، کچولی ، 1389). با توجه به آمارهای جهانی در زمینه درصد بیماران دیابتی و متغیرهای موثر در ابتلا به آن به نظر می رسد در ایران بیش از 4 درصد جمعیت یعنی بالغ بر 3 میلیون نفر مبتلا به دیابت وجود داشته باشد ( همان منبع ) . مسائل یاد شده ضرورت تامین امکانات درمانی مناسب در زمینه کنترل هر چه مطلوب تر بیماری دیابت را تایید می نماید. امروزه اکثر صاحب نظران اصول اساسی درمان دیابت را به صورت استفاده از رژیم غذایی ، فعالیت جسمانی و دارو می دانند، به گونه ای که فعالیت جسمانی منظم کاهش معنی دار هموگلوبین گلیکوزیلد و کاهش هایپرلیپیدمی و عوامل خطر بیماری قلبی و نیز مزایای روانشناختی را برای بیمار به همراه دارد (برهانی،فریبا،عباس زاده،عباس،قائبی،مژگان،کهن،سیمین ، 1389 ). تا چند سال قبل بیماری های واگیردار به عنوان بزرگترین معضل بهداشتی کشورهای جهان سوم به شمار می رفت در حالی که امروزه بیماری های مزمن از جمله دیابت تهدیدی جدی برای کشورهای در حال توسعه محسوب می گردد (سروستانی، ثابت ،راهله، شیرازی ،هادیان،زهرا، 1388) . این بیماری موقعیت فرضی است که نیازمند پایش روزانه قند خون ، تزریق های مکرر، دیدار مدام با پرسنل درمانی ، برنامه دقیق ورزشی و غذایی برای دستیابی به کنترل  رضایتمندانه دارد. این بیماری علاج قطعی ندارد و مهم ترین درمان آن پیشگیری است که با شناسایی به موقع و مراقبت صحیح بر پایه آموزش بیماران می توان از عوارض حاد و مزمن آن پیشگیری کرد یا بروز آن را به تعویق انداخت ( همان منبع ).یکی از عوارض آن افسردگی می باشد . اختلال افسردگی با شیوع و بروز گسترده ای با حدود 25-10درصد برای زنان و 12-5 درصد برای مردان در طول عمر ، عنوان سرماخوردگی روانی را از سالها پیش به خود اختصاص داده  است(رنجبر ،فرحدخت،اشک طراب،طاهره،دادگر،آتنا، 1389). و بیماران مبتلا به دیابت سطوح بالایی از افسردگی را تجربه می کنند( لیخارد، 2010). لیرو،آلونسو،دزهان،وانگ،استولز 1( 2008 ) در پژوهش خود عنوان کردند که بیماران دیابتی نوع 2 از سطوح بالای افسردگی رنج می برند .در  همین راستا تحقیق کوگان2وبرودی وکراولی ( 2007) هم نشان  داد که بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 افسردگی بالایی را گزارش می کنند . متغیر دیگری که در این پژوهش بررسی می شود ، سبک زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 است. مارکر 3وکرارن ( 2012 ) معتقدند که بیماران  دیابتی سبک زندگی ناصحیحی دارند.

1.Liro                                                                                                                                  2.coogan

3.Marker

فعالیت های مرتبط با سبک زندگی مانند  فعالیت جسمانی  ،  تغذیه و استراحت ، کنترل و  پایش قند خون، نحوه ارتباط  با افراد متخصص و سایر افراد تاثیر گذار بر فرد ، فعالیت های خود کنترلی وتبعیت از رژیم درمانی اغلب به عنوان متغیر های سبک زندگی مورد استفاده قرار می گیرند که بیماران دیابتی این اعمال را به طور مطلوب انجام نمی دهند.سبک زندگی روشی است که فرد در طول زندگی انتخاب کرده و زیر بنای آن در خانواده پی ریزی می شود که در واقع متاثر از فرهنگ، نژاد ، مذهب ، وضعیت اقتصادی و اجتماعی فرد است (طل،آذر ،اعظم،کمال،شهیمرزادی،سیما،شجاعی زاده ، 1391 ).در این میان درمان رایج روانشناختی، درمان شناختی– رفتاری می باشد که می تواند افسردگی این بیماران را کاهش داده و سبک زندگی آنها را بهبود بخشید.الگوی شناختی–رفتاری تنها یک رویکرد خاص نیست ،بلکه بخشی از تمام دیدگاه ها بوده و به خودی خود یک رویکرد محسوب می شود(صادقی،زهرا،عابدی،محمدرضا، فاتحی زاده،مریم،  1389).درمان شناختی–رفتاری بک بر اساس اتصال ضروری اجزای تفکر،احساس و رفتار  پایه ریزی شده است.بک معتقد است که درمانگران می توانند مردم را در بازسازی افکار در راه مقابله بهتر با فشار روانی یاری  نمایند (ستوده اصل،نعمت،نشاط دوست، طاهر ،کلدنتری، مهرداد، 1390).در واقع در این رویکرد درمانی بیمار تشویق می شود تا رابطه ی میان افکار خود آیند منفی و احساس افسردگی خود را به عنوان فرضیه هایی که باید به بوته آزمایش گذاشته شود تلقی نموده و از رفتار هایی که برآیند افکار خود آیند منفی است به عنوان محکی برای ارزیابی اعتبار یا درستی آن  افکار بهره گیرد.استفاده ا ز درمان شناختی رفتاری و اثرات آن برای درمان بیماری دیابت با توجه به نرخ رشد این بیماری که در حال افزایش است و با توجه به اینکه که کمتر مورد توجه محققان ایران قرار گرفته است از مسائلی است که در تحقیق حاضر مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

1.Mari

1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:

افزایش شیوع بیماری دیابت درسراسر جهان باگسترش روزافزون بروز مشکلات فردی و اجتماعی،اقتصادی همراه شده است. تعداد مبتلایان به دیابت از 118 میلیون نفر در سال 1995 به 220 میلیون نفر در سال 2010 رسیده و پیش بینی می شود که به مرز  300 میلیون نفر در سال 2025 نیز برسد (  زنبوری ، وحدت ، کلانتری ،صدرالدین ،شریفی ، 1386 ).

این در حالی است که تنها سهم اندکی از بیماری های مزمن مانند دیابت به وسیله کادر حرفه ای درمان می شوند و بخشی اعظمی از این بیماری ها توسط خود فرد و خانواده اش مدیریت وکنترل می شود.در این میان عدم سلامت روان فرد باعث می شود که این بیماری شدت پیدا کندو بر درمان هم تاثیر بگذارد، که طبق مطالعات انجام شده، بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 افسردگی ، استرس و اضطراب زیادی را متحمل می شوند و سبک زندگی نامطلوبی را هم دارند که همه این عوامل جز ء فاکتورهای سلامت روانشناختی محسوب می شود( آذر طل و همکاران ، 1391 ). اختلال افسردگی با شیوع و بروز گسترده ای با حدود 25-10درصد برای زنان و 12-5 درصد برای مردان در طول عمر ، عنوان سرماخوردگی روانی را از سالها پیش به خود اختصاص داده  است(رنجبر وهمکاران، 1389).

متغیر دیگری که با بیماری دیابت نوع 2 همراه است ، سبک زندگی این بیماران می باشند .با توجه به اینکه علت عمده مرگ و میر در جوامع امروزی به اعمال نادرست سبک زندگی مانند سیگار کشیدن ، عدم تحرک و عادات تغذیه ای ناکافی مربوط می شود . مارکر وهمکاران) 2012)معتقدند بیماران دیابتی هم، سبک زندگی ناصحیح دارند.فعالیت های مرتبط با سبک زندگی مانند فعالیت جسمانی ، تغذیه  و استراحت ، کنترل و پایش قند خون، نحوه ارتباط با افراد متخصص و سایر افراد تاثیر گذار بر فرد ، فعالیت های خود کنترلی و تبعیت از رژیم درمانی اغلب به عنوان متغیرهای سبک زندگی مورد استفاده قرار می گیرند که بیماران دیابتی این اعمال را به طور مطلوب انجام نمی دهند ( آذر طل و همکاران، 1391 ). سبک زندگی روشی است که فرد  در طول زندگی انتخاب کرده و زیر بنای آن در خانواده پی ریزی می شود که در واقع متاثر از فرهنگ ، نژاد ، مذهب ، وضعیت اقتصادی و اجتماعی ، اعتقادات و باور های  اومی باشد ( همان منبع ).با توجه به کاهش هزینه های درمانی – ارائه های راهکاری جدید برای درمان بیماری های روانی فیزیولوژی و تحقیقات اندک در زمینه استفاده از درمان شناختی رفتاریدر ایران ، بالخص در مناطق متفاوت کشور به جهت تاثیر فرهنگهای متفاوت بر ساختهای اجتماعی – روانی و نیز با توجه به فراوانی نسبی و احتمال افزایش آماری مبتلایان به دیابت در ایران ، تحقیق حاضر به ضرورت بررسی میزان اثر بخشی درمان شناختی رفتاری بر کاهش سطح افسردگی و بهبود سبک زندگی بیماران مبتلا بهدیابت نوع21 پرداخته است.

1-4 هدف کلی تحقیق :

هدف کلی تحقیق حاضر، بررسی میزان اثر بخشی استفاده از مداخلات درمانی شناختی رفتاری بر کاهش سطح افسردگی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 و بهبود سبک زندگی آنها می باشد.

1-5 اهداف جزئی تحقیق :

1 – بررسی میزان اثر بخشی درمان شناختی رفتاری بر بهبود سبک زندگی و کاهش سطح افسر دگی بیماران دیابتی نوع 2.