دانلود پایان نامه

ابوعثمان مغربی« و گفت : هر که خلوت بر صحبت اختیار کند باید که از یاد کردن همه چیزها خالی بود مگر از یادکردن خدای تعالی و از همه ارادتها خالی بود مگر از رضای خدای تعالی و از مطابقت نفس خالی بود به جمله اسباب که اگر بدین صفت نباشد خلوت او را هلاک و بلا بود».(همان: 536)
رضا «رضا عبارتست از رفع کراهت و استحلاى مرارت احکام قضا و قدر….»(عزیزالدین محمود بن علی کاشانی/1389: 563،564)
چنانکه ذو النون رحمه اللّه -در تعریف رضا گفته است:« الرّضا سرور القلب بمرّ القضاء. و حارث محاسبى گفته است الرّضا سکون القلب تحت جریان الحکم. و رویم گفته است که الرّضا استقبال الاحکام بالرّوح. و قول جنید که الرّضا رفع الاختیار. اشارت است به اصل رضا. ..»..(همان: 564)
چنانک بشر حافى در جواب سؤال فضیل عیاض گفت: «که الرّضا افضل ام الزّهد گفت الرّضا افضل لانّ الزّاهد فی الطّریق و الرّاضی وصل.
و عین الرّضا عن کلّ عیب کلیله و لکنّ عین السّخط تبدی المساویا
و چه حال خوش‌تر از آنک کسى را هرگز مکروهى نرسد چنانک امیر المؤمنین على علیه السّلام گفته است من جلس على بساط الرّضا لم ینله مکروه. و یحیى بن معاذ گفته است یرجع الامر کلّه الى هذین الاصلین فعل منه بک و فعل منک له فترضى فیما عمل و تخلص فیما تعمل. و ابن سمعون گفته است الرّضا بالحقّ و الرّضا عنه و الرّضا له فالرّضا به مدبرا و مختارا و الرّضا عنه قاسما و معطیا و الرّضا له الها و ربّا…».(همان:563،567)
«رضا عبارت است از رفع کراهت و استحلای (شیرین نمودن) مرارت احکام قضا و قدر و …». (همان:399)
— با بررسی صورت گرفته از تعریف لغوی و اصطلاحی« رضا» در متون نثر عرفانی قرن چهارتاهشت هجری، می توان گفت:
الف-قشیری با (17)مورد ، خواجه عبدالله انصاری با(4)، میبدی (25)،هجویری با(11)، نجم الدّین رازی با (10 )،عطار (36 )و عزّالدّین محمودبن علی کاشانی با(4)مورد در آثار خود از آن تعاریف بهره گرفته اند .
ب–در میان نویسندگان یادشده ؛عزیزالدّین نسفی به تعریف لغوی و اصطلاحی « رضا» در اثر الانسان الکامل اشاره ای نکرده است.
ج- در میان متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری بیشترین تأثیر را به ترتیب، عطار، میبدی، قشیری، هجویری، ونجم الدّین رازی و خواجه عبدالله انصاری داشته اند. و کمترین تأثیر را عزّالدّین محمودبن علی کاشانی داشته است.
د-میبدی بیشترین تأثیر پذیری را از قرآن داشته است.
ه-در دو موردبه تعریف اصطلاحی از «رضا» پرداخته شده است که عزّالدّین کاشانی و هجویری گفته اند:«رضا برتر از زهد می باشد».
و- در تعریف «رضا» عطار و قشیری آن را در «رضای مادر» می دانند. با توجه به بررسی های انجام شده توجه به دستور خدادر قرآن بامضامین نیکی به پدر و مادر ،بلند نکردن صدا در مقابل پدر و مادر و احترام به آنها، و تأکید به اطاعت از پدر و مادر در همه موارد جز کفر؛ می بینیم که این بزرگان در قرن چهار تا هشت هجری بر این آموزه دینی تأکید داشته اندو در حفظ این کلام خدا و محتوای آنها در آثارشان می کوشیدند.
ز-در تمام تعاریف ارائه شده از تعریف لغوی و اصطلاحی باید گفت که:در دو مورد به تعریف لغوی «رضا» اشاره شده است .امّادرتعریف اصطلاحی برخی آن را برابر باصبر، بلا، حال، سپردن کارها به خدا مثل توکّل دانسته و… می توان گفت بیشتر از نگاه عارفان و سالکان از «رضا» یاد شده است.
ح-در تعریف رضا همه نویسندگان به نحوی موارد مشترکی ذکر کرده اند و برخی نیز تعاریف خاصی ارائه داده اند که دیگری نداده است . چند نمونه موارد مشابه عبارتند از :
ط-قشیری و عطارگفته اند: رضا آن است که اگر دوزخ بر دست راست و چپ وی بداشته باشند نگوید که به جانب چپ می باید.رضا آن است که از خدا بهشت نخواهی و از دوزخ پناه نجویی.و یا رضا یعنی اختیاری از خود نداشتن. وموارد خاص از قشیری عبارتند از :رابطه رضا با ایمان و صبر که در نمونه ها ذکر شده است و رضای پس از قضا را رضا می داند. او درچند مورد رضا را آرام دل به حکم خدا می داند برای دل شادی، آرامش، رفع جزع، راندن کراهیّت از دل و جایگزین نمودن شادی را مطرح می کند.از قرآن ومفاهیم آن تا حدودی بهره برده است.
ی- خواجه عبدالله انصاری در یک نمونه رضارا خشنودی و پسند کاری می داند و امیدوار را راضی می داندو رضای به قضای الهی را مانند دیگر نویسندگان بیان کرده است.
ک- هجویری در تعریف رضا می گوید:رضا از زهد و توکل بالاتر و از عفو برتر است. رضا دارای صفت رهایی از اندوه و غفلت و زدودن غیر از دل است.اواز رابطه رضا با محبت و دوستی سخن می گوید.انسان راضی به عذاب و محبّت خدا است. او مانند میبدی دادن اختیار به خداوند و سکون دل زیر فرمان و احکام خدا را بیان می کند.از قرآن کریم نیز در اثر خویش تأثیر پذیرفته است.
ل-میبدی نیز در برخی ازنمونه ها اشاره می کند که اهل تقوا، رضا و مراد خویش رافدای رضا و مراد حق کنند.ومانند قشیری معتقد به رضای بعد از قضا است.او مانند هجویری رضا را برتر از عفو می داند و سکون دل رازیر فرمان و احکام خدامی داند. او تنها کسی است که رضا را بر قضا؛ نشانه معرفت می داند و هم چنین از ارتباط انفاق، سخط با رضا سخن گفته است.از رضا و دعوت، رضا و تسلیم و ارتباط با اسراف و قناعت و رابطه شوق وطلب با رضا سخن می گویدو خلعت رضا راپاداشی برای مؤمنین می داند.دومین خصلت ازارکان تصوّف را رضا بیان می کند.از قرآن نیز بهره برده است.
م-نجم الدّین رازی هم به تعریف لغوی واصطلاحی رضا پرداخته است.در تعریف لغوی رضارا «خشنود شدن و خشنودی»می داند .در تعریف اصطلاحی آن را شادی دل به قضا می داند.رضا را لذت در بلا و خروج از رضای نفس ، رسیدن به رضای حق می داند.مانند هجویری و قشیری آن را سکون و آرامش دل به احکام خدا می داند و رفع کراهت و تحمل مرارت،احکام قضا و قدرو شادی دل را به گذشتن قضا آنچه که پیش می آید. اومانند خواجه عبد الله انصاری رضا را نفس آرام گرفته و به سوی پروردگار در حالی که راضی و خشنود بر می گرددبیان می کند.او بلند ترین درگاه حق را رضای به قضای خدا دانسته و از رابطه رضا باصبر ،شادی دل،رضا به رضای خدا بدون اجازه خویش ،رابطه رضا با یقین سخن می گوید.هم چنین از نفس به عنوان آفت بنده در رضایاد می کند. به کار گرفتن رضا، رابطه علم ، دانش با رضا ی الهی ،ارادت و رضای الهی که نمونه هایی است که نویسندگان دیگر بیان نکرده اند.ازآیات قرآنی تأثیر پذیرفته است.
ن-عطار نمونه هایی غیر از موارد مشابه از تعاریف لغوی و اصطلاحی ارائه می دهدکه عبارتند از: رضا به قضای الهی ،شادبودن دل در تلخی قضا،قبول مقدورات با شکر ،آرامش با مجاری احکام الهی، عبودیّت در رضا دادن به فعل خدا.وی رضا را اوّل موافقت و ترک شهواتبیان می کند. حقایق رضا را در وقت مکاشفه مقدور ذکر می کند. غرق شدن آرزو ها با رضای خدا،دل متوکّلان منبع رضا، عزیزترین خلق درویش راضی، نظر کردن دل به اختیار قدیم، رابطه رضا با سؤال، رابطه رضا با ذکر و دعا و رضا سرای عبودیّت است، را بیان می کند. آشکار می شود که از آیات قرآن تأثیر فراوانی پذیرفته است.
س- عزّالدّین محمودبن علی کاشانی مواردی را بیان می کندکه دیگر نویسندگان از آنها یاد نمی کنند مانند: رضا قبول احکام با روح است. او اصل رضا را رفع اختیار می داند.از رابطه ی رضا با عطاچند نمونه را بیان می کند.
پس می توان گفت بازتاب تعریف «رضا» درهمه ی متون نثر عرفانی بیشتر از نمونه های «توکل» می باشد.نویسندگان به نمونه های جدیدی اشاره می کنند که درهمه ی آثار دیده نمی شود.
4-2-1 انواع رضا در متون نثر عرفانی قرن چهارتا هشت هجری
قشیری انواع رضا را از سخنان عارفان بیان می کند:اوّل نیاز به رضایت خدا از بنده می باشد. سپس رضای بنده از خدا،رضایت دل ازرضای خداویاخداوند به حضرت موسی خطاب می کند و می گوید: ای پسر عمران رضای من از تو اندر آن است که تو رضا دهی به قضای من . رضا به خدا و رضا ازاو؛ رضا به خدارادرتدبیر می داند. رضا از او را درآن چه خداوند قضا کند .رضای بندگان برای کسب رضای پادشاهان نباید باشد. بلکه باید برای کسب رضای خدا باشد.

دسته‌ها: داغ ترین ها