دانلود پایان نامه

از آنجایی که انسان غرایز لازم برای بقا را به طور کامل ندارد، لذا برای برآورده کردن نیازهایش باید همکاری و وابستگی به همنوعانش را فرا گیرد. که این همکاری و وابستگی از طریق هنجارها امکان دارد. در توضیح هنجارها می توان گفت: الگوهای رفتاری مشترکی هستند که همه افراد متعلق به یک فرهنگ در آن سهیمند و از کودکی تا پایان عمر به طول می انجامند (رضایی، 1384، 37). روابط میان فردی یکی از عواملی است که می تواند به پایین آوردن فشارهای روانی و تقویت و مصونیت در کسب سلامت کمک نماید (کامل نیا، 1385، 70). اجتماعی شدن فرد، تاثیر بر رشد جسمانی و زیستی او نیز خواهد داشت، در حقیقت اهداف اجتماعی شدن فرد را چنین می توان برشمرد:
مهارت هایی را که برای زندگی لازم است یاد بگیرد.
یاد بگیرد با دیگران چگونه ارتباط برقرار کند.
یاد بگیرد نیازهای جسمانی خود را چگونه برطرف سازد.
ارزش ها و باورهای خود را ملکه ذهن سازد.
فرد در جریان اجتماعی شدن خودش را به عنوان موجودی مستقل و جدا از دیگران باز می شناسد. به نظر «چارلز هورتن کولی» جامعه آینه ای است که به ما واکنش دیگران را نسبت به رفتار خودمان نشان می دهد. فرد رفتاری را انجام می دهد، اگر مطلوب دیگران باشد، رشد و تعالی می یابد و برعکس (کامل نیا، 1385، 72). به همین ترتیب می توان گفت یکی از مهمترین فواید تعاملات اجتماعی، شناخت و پرورش خود است. کریستوفر الکساندر ملاقات های گاه گاه و غیر رسمی را زمینه ساز توسعه دوستی ها و روابط روزمره مردم می داند. ضمن اینکه تعامل اجتماعی، نگرش افراد با پیشینه های ذهنی و ویژگی های متفاوت را به یکدیگر نزدیک می کند (لنگ، 1383، 187).
آندره گوتن در کتاب «شهرسازی در خدمت انسان» تمایل به زندگی اجتماعی را جز نیازهای روانی و روحی انسان بر می شمارد و بیان می دارد: توجه به نیازهای روانی و روحی انسان برای تامین سعادتش از نکات حایز اهمیت است (گوتن، 1385، 33). اهمیت روابط اجتماعی تا آنجاست که می توان حتی حیات انسانی را در ارتباط مستقیم با آن دانست، در این صورت «حیات» در رابطه ای تنگاتنگ با ارتباطات اجتماعی قرار می گیرد (کریستوفر، 1381، 55).
1-2-2- ابعاد اجتماعی مسکن
واژه سکونت، مفهوم گسترده تری از مسکن دارد و منظور از آن مجموعه ای از فعالیت های زیستی خانوار است. فعالیت های زیستی خانوار در اینجا، فعالیت های فردی – جمعی را از یک سو و فعالیت های اجتماعی – اقتصادی را از سوی دیگر در بر می گیرد. مفهوم سکونتگاه در برابر مسکن، محلی است که تمامی خدمات و تسهیلات ضروری برای بهزیستی خانواده را فراهم می سازد. مانند بهداشت، فرهنگ، روابط اجتماعی، بدون توجه به اهمیت و میزان این خدمات (اهری، زهرا، 1370). مسکن یک مفهوم سمبلیک برای ساکنان، همسایگان و دوستان دارد و همچنین شاخصی از یک موقعیت طبقاتی جدید است. و از زاویه ای دیگر مسکن به عنوان یک شی که می تواند رفتار اجتماعی را مشکل یا آسان گرداند، به صورت مستقیم قابلیت تاثیر بر رفتارهای اجتماعی را نیز دارد. مسکن فضای اجتماعی، کالبدی، مکان و زمینه مناسب سازگاری فرد با اجتماع پیرامون را فراهم می سازد (غلامرضا، خوشفر، 1375).
1-2-3- تاریخچه و روند مسکن اجتماعی
تجزیه و تحلیل های حاصل از مطالعات نشان می دهد که توسعه مسکن اجتماعی در ارتباط نزدیک با انقلاب صنعتی و پیامدهای آن بوده است. از یک طرف ضرورت نیروی کار و از سوی دیگر تفکر آرمانی آن، می تواند چشم انداز آنچه در حال حاضر به عنوان پیشینه ای از مسکن اجتماعی در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی دیده می شود، را تعریف کند. نمونه های اولیه مسکن کارگری ارائه شده توسط دولت یا صاحبان کارخانه ها، نمونه هایی از این خانه هاست که طراحی شده بود. تعهد اجتماعی قوی در اوایل قرن بیستم، سبب ایجاد ایده های طرفداران مسکن صنعتی پیش ساخته مقرون به صرفه شد. عصر بزرگی آغاز شده که روحی جدید دارد. صنعت، با قریب به اتفاق آرا چون سیل به مقصد پایانی خود می رسد، نقش ما را با ابزار جدید اقتباس شده به این عصر جدید رو به رو می کند و تعادل جامعه امروز را به آن وابسته می کند. معماری به عنوان اولین وظیفه خود در این دوره، تجدید نظر در ارزش ها و عناصر تشکیل دهنده خانه را به وجود می آورد. صنعت در مقیاس بزرگ باید ساختمان ها و عناصر خانه را به صورت انبوه تولید و روح ساختن و زندگی در خانه هایی با تولید انبوه را ایجاد می کند.
املاک و مسکن Törten در سال 1926-1928 در دسائو ساخته شده است مثال این نگرش کارکردگرا، تولید انبوه به سمت فضاهای زندگی مقرون به صرفه است (TE 2012). املاک Törten به واسطه نام و شهرت گروپیوس معروف و به جا مانده اند. اگرچه، نمونه های کمتر موفق متعدد این چنینی زیاد وجود دارد که بدنام ترین آنها پروژه Pruitt-Igoe است که به خوبی می توان شکاف بین اهداف خوب طراحی کارکردگرا و محیط های غیر انسانی را در آن تجسم کرد. یکی دیگر از اشکال مفاهیم مسکن مقرون به صرفه دوران مدرنیستی را می توان به مفهوم واحدهای مسکونی بزرگ ارجاع داد که واحدهای بزرگ عمودی با امکانات و خدمات یکپارچه، با بام سبز که ارتباط دهنده زمین و آسمان هستند، می باشد. سبک brutalism، نام خود را از عبارت فرانسوی منسوب به معماری با بتن گرفته است و استفاده صادقانه از مصالح و مواد ساختمانی که با ماهیت آن ها سازگار بود، در آن زمان غالب بود و لوکوربوزیه از پیشگامان آن بود. حتی می توان مفهوم واحد مسکونی را به خانه های جمعی روسیه قبل از جنگ نسبت داد.
دهه شصت و هفتاد با تغییر در تفکر معماری، انتقادات گوناگون از نقطه نظر معماری و اجتماعی به مفاهیم مدرنیستی مسکن مقرون به صرفه شد. جین جاکوبز در سال (1961) به انتقاد از ایده برنامه ریزی شهری مدرن که براساس طرح آزاد و حوزه بندی دقیق عرصه ها و چند منظوره نگری که برنده اصلی شهرهای سالم و پر جنب و جوش بود، پرداخت. مثال خوب این انتقاد به ایده طرح دسترسی به عرصه ها که توسط معمارانbrutalism ترجیح داده شده است، می باشد. مثلا قسمت های داخلی مرتبط به خیابان که در خدمت رفت و آمد ساکنین هستند و ممکن است یکدیگر را نشناسند یا تشخیص ندهند چه کسی لزوما ساکن است و چه کسی نیست. همچنین آنها خیابان هایی با احساس قابل دسترس بودن به اجتماع می باشند. (Indrė Gražulevičiūtė, 2013)
نمونه هایی برای بیان معماری
ایده و ویژگی های عمومی
دوره تاریخی و منطقه شکلگیری
روند مسکن اجتماعی
Torten housing estate, Walter Gropius, 1926,
بلوک هایی با آپارتمان های نسبتاً کوچک و امکانات اولیه، نمایشی از معماری مدرن، فضاهای سبز فراوان، امکانات خدماتی چون خشکشویی، کودکستان، مطب دکتر و غیره.
در زمان جنگ و عمدتاً در اروپای غربی
آرمانگرا، مدلی نمایشی

دسته‌ها: داغ ترین ها