ناسیونالیسم عرب

این جنبش در راستای گسترش سیاست نوین اقتصادی که بر سرنوشت واقعی منافع اقتصادی در عراق تکیه کند اهتمام می‌ورزد و هم‌چنین با تأکید بر استفاده از درآمدهای ناشی از منابع نفت عراق در زمینه برطرف کردن نیاز شهروندان عراقی اجازه مشارکت بخش خصوصی و نهادها را در تمامی فعالیت‌های اقتصادی و واگذاری تعیین این فعالیت‌ها به سیستم بازار آزاد و ضرورت مسائل عربی و اجرای سیاست خارجی مبتنی بر گفت‌وگو و احترام به قانون بین‌الملل تأکید دارد. آنها در راستای رسیدن به اهداف مذکور نیز همواره خود را به مقامات انگلیسی و امریکایی نزدیک و خود را مطمئن‌ترین جریان برای رهبری آینده عراق نشان می‌دهند، امری که سبب نخست وزیری ایاد علاوی در دولت انتقالی (2003)گردید.
کنگره ملی عراق
زمان و مکان تأسیس کنگرۀ ملی عراق
کنگرۀ ملی عراق یا المؤتمر الوطنی العراقی یک گروه سیاسی لیبرال است که در در نشست ژوئن 1992 در وین پایه‌گذاری شد و پیرو آن در اکتبر 1992 در اربیل کردستان (منطقه‌ای که در آن زمان تحت سیطرۀ کردهای شما عراق به سبب خودمختاری‌شان بود ) جلسه محوری با شرکت گروه‌های مهم شیعه و سنی برگزار شد موجودیت یافت .
مؤسسین کنگرۀ ملّی عراق
کنگره ملی عراق با شرکت حزب دمکرات کردستان به رهبری مسعود بارزانی و حزب اتحادیه میهنی کردستان به رهبری جلال طالبانی با همراهی سایر گروه‌های معارض عراقی که در آن سه عضو اصلی شورای اجرایی متشکل از محمد بحرالعلوم، حسن نقیب و مسعود بارزانی انتخاب شدند هرچندکه بحرالعلوم اسلام‌گرایان شیعه را نمایندگی می‌کرد ولی انتخاب خود را از یک تندرو برای آمریکا بهتر می‌دانست. در این جلسه احمد چلپی شیعه سکولار، ریاضی‌دان آموزش دیده و رئیس سابق بانک پترا در اردن ، به عنوان رئیس شورای اجرایی انتخاب شد . این گروه با حمایت غربی‌ها و برای تشکیل هستۀ حکومت موقتی که پس از سقوط صدام روی کار خواهد آمد تشکیل شد. مجلس الوطنی العراقی برای دکتر احمد چلپی دفتری را در شمال عراق گشودند که در آن مواضع و هدف‌گزاری‌های این مجلس اعلام می‌شد. آنچنان که اعلام کردند برنامۀ سیاسی این مجلس به قرار زیر می‌باشد:
سرنگونی رژیم صدام
ایجاد دموکراسی در عراق
و نهایتاً دستگیری صدام حسین و افراد نؤثر نظام بعثی جهت محاکمه
اگرچه در آغاز کردها پیشرو تشکیل این کنگره بودند اما عناصر گوناگون لیبرال عراقی در آن حضور داشتند. احمد چلبی از شیعیان سکولار عراق نیز که ریاست این حزب را بر عهده گرفت ائتلافی را با سازمان‌ها و گروه‌های سیاسی عراق تشکیل داده است که عبارت‌اند از: حزب کنگره ملی عراق به رهبری احمد حلبی نخست وزیر عراق در دوره انتقالی، حزب مشروطیت عراق به رهبری جواد بولانی (حزب سلطنت طلب است)، جنبش مشروطیت عراق به رهبری شاهزاده علی‌بن حسین هاشمی، حزب تصمیم ترکمان به رهبری فاروق عبدالله، تجمع عراق دموکراتیک به رهبری فرقه قزوینی (از شخصیت‌های شیعی لائیک است)، حزب دموکراتیک ملی اول به رهبری مجید حاج محمود، جبهه دموکراتیک پیکار مشترک به رهبری عباس جبر، بلوک دبیرخانه منطقه جنوب عراق به رهبری باقر یاسین احمد (طرفدار فدرالیسم جنوب عراق)، شخصیت‌های مستقل به رهبری مسیر کدعاوی. بدین ترتیب بایستی گفت که در این حزب احمد چلبی بنیان‌گذار اصلی آن در راستای اهداف حزب، ائتلافی از شخصیت‌های لیبرال، کمونیست، سلطنت‌طلب، سنی و شیعه را گرد هم آورده بود، هر چند که در این میان همواره اکثریت با شیعیان لیبرال بوده و این حزب نیز عمدتاً به عنوان یک حزب شیعه لیبرال شناخته می‌شود.
ادوار تاریخی سپری شده در جریان وفاق ملّی
در واقع امریکایی‌ها در جنگ ۱۹۹۱م چون جانشینی برای نظام صدام نیافتند و ترسیدند انتفاضۀ شعبانیۀ شیعیان عراق به قدرت‌گیری نیروهای نزدیک به ایران بینجامد، چراغ سبز سرکوب نیروهای انقلابی را به صدام نشان دادند . پس از این سال‌ها بود که حزب کنگرۀ ملی با کمک امریکایی‌ها و به‌ویژه پنتاگون و پل وولفویتز نضج یافت و حمایت شد تا شاید خلأ موجود در سال ۱۹۹۱ بار دیگر تکرار نشود .در دورۀ کلینتون ۳۸ تن از سیاستمداران خارج از دولت وقت امریکا، از جمله رامسفلد و وولفویتز و خلیل‌زاد ، طی نامه‌ای از کلینتون خواستند تا دولت امریکا از حزب کنگرۀ ملی در حکم دولت موقت در تبعید حمایت کند . عده‌ای چلبی را به عنوان یکی از سیاستمداران ورزیدۀ عراقی تلقی می‌کنند. احمد چلبی به سال ۱۹۴۵م در خانواده‌ای ثروتمند و با سوابق بانکداری از شیعیان عراق متولد شد، اما طولی نکشید که در سال ۱۹۵۶معراق را ترک کرد تا سال‌های بعدی را در ایالات متحده و انگلستان بگذراند. او به دانشگاه شیکاگو رفت و ریاضیات خواند، سپس در دهۀ ۱۹۶۰ وارد دانشگاه ام. آی. تی (MIT) شد. او در این سال‌ها با آلبرت وستیتر، ریاضی‌دان و استراتژیست متخصص جنگ سرد، که یک نسل از اندیشمندان محافظه‌کار را تحت تأثیر افکار خود قرار داده بود، آشنا شد. دو تن از متأثران از وستیتر عبارت‌اند از ریچارد پرل، رئیس کمیسیون سیاست‌های پیشین در پنتاگون، و پل ولفوتیز، جانشین سابق وزیر دفاع امریکا، که از بزرگ‌ترین محرکان جنگ علیه عراق بود. چلبی پس از پایان تحصیل به بیروت رفت، سپس به اردن عزیمت کرد و بانک پیشرفتۀ الپترا را در آنجا تأسیس نمود. او پس از پایان یافتن جنگ ۱۹۹۱م و در پی مسئله‌دار شدن بانک الپترا، به واشنگتن بازگشت و با کمک پرل دولت امریکا را متقاعد نمود که او می‌تواند بهترین رهبر برای معارضان در تبعید تلقی شود. چلپی حزب کنگرۀ ملی عراق را تأسیس کرد و به تلاش دیپلماتیک خود ادامه داد، و با امریکایی‌ها دربارۀ حمله به عراق همکاری کرد، به‌گونه‌ای‌که اطلاعات او دربارۀ وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق بهانه‌ای شد برای آغاز جنگ . چلبی سرانجام به ایران نزدیک شد و امروزه یکی از دوستان ایران در عراق به شمار می‌آید. احمد چلبی، رهبر این حزب، در روزهای نخستین اشغال عراق با هفتصد تن از شبه‌نظامیان خود با کمک پنتاگون وارد ناصریۀ عراق شد؛ او در روزگار پل برمر، حاکم غیر نظامی امریکایی عراق پس از صدام، اختلافات بسیاری با او پیدا کرد که حتی سبب بازرسی خانۀ او به وسیلۀ نیروهای امریکایی شد. عده‌ای این اختلاف را به اختلاف سنتی بین پنتاگون و وزارت‌خارجۀ امریکا مرتبط می‌دانند. زیرا با وجود حمایت پنتاگون از چلبی، اما کاخ سفید به طور رسمی از او حمایت نمی‌کرد. البته اقداماتی از سوی کنگره ملی عراق در ایجاد چنین شرایطی بی‌تأثیر نبود. برای مثال طی بیانیه‌ای، این کنگره اعلان کرد که احمد چلپی رهبری‌است برای عملی کردن سیاست‌های این کنگره، و کارگزاری برای انجام سیاست‌های C.I.A نیست بلکه تنها اهداف این کنگره مورد تأیید کنگره سنای آمریکا می‌باشد . بنابراین می‌توان گفت چلبی هیچ‌گاه به طورآشکار درصدد کسب حمایت امریکایی‌ها نبود، بلکه از ظرفیت امریکایی‌ها برای پیشبرد اهداف خود بهره می‌برد؛ برای نمونه در روزگار کلینتون، که سخت مشغول متقاعد ساختن امریکایی‌ها برای حمله به عراق بود، از قضیۀ مونیکا لوینسکی بهترین بهره را برد تا کلینتون فشارهای خود بر صدام را بیفزاید. در روزهای نخست اشغال عراق احمد چلبی و گروه او یکه‌تاز عراق بودند. اما با همچنین نیروهای وابسته به احمد چلبی از همان روزهای نخست به جمع‌آوری اسناد و مدارک مربوط به نظام سابق دست زدند، و از ارتباط بعضی از شیوخ عرب، به ویژه همکاری شبکۀ الجزیره با حزب بعث پرده برداشتند . شاید همین افشاگری‌ها، امریکایی‌ها را سرانجام به چلبی بدبین کرد.
کنگره ملی عراق برای اولین بار تلاش موفقی در شکل‌گیری ائتلاف مخالفان صدام حسین بود که همه‌ گروه‌ها را اعم از شیعه، سنی (هردو بنیادگرایی اسلامی و سکولار) و کردها از جمله دمکرات‌ها، ملی‌گراها، افسران نظامی سابق و دیگر گروه‌های متفاوت را نمایندگی می‌کرد. این تشکل که همه مخالفان در آن شرکت داشتند با کسب یک پایگاه سیاسی در جامعه عراق و شامل شدن گروه‌های مسلح (شبه نظامیان کرد) حکومت صدام را به طور جدی به چالش کشیده و از طرف شمال حکومت را در محاصره قرار داد. این اتحاد بیشتر به ارزشها و اصولی تاکید می کرد که آن را مدافع چشم بسته ارزشها و منافع امریکا کرده بود به صورتی که پلت‌فرم INC شامل رعایت حوق بشر، حفظ تمامیت ارضی، دمکراسی مبتنی بر تکثر، رعایت و تطابق با قوانین بین‌المللی و همچنین حاکمیت قانون اساسی در فضای داخلی عراق بود که پذیرش قطعنامه‌های 5 گانه سازمان ملل این مهم را به رخ می‌کشید. همه گروه‌های عضو کنگره، حتی بنیادگرایان، حمله عراق به کویت را محکوم کردند و آنرا نقض حاکمیت کویت برشمردند. با این حال، بسیاری از ناظران بر این باور بودند که ممکن است کنگره بعد از دست‌یابی به قدرت دمکراتیک عمل نکند چرا که بدنه آن را احزابی با ساختار استبدادی شکل داده‌اند. همچنین ناظران بر این عقیده هستند که کردها به دنبال خود مختاری در زیر سایه کنگره هستند. بنابراین کنگره تحت لوای بین‌المللی موجودیت دولت موقت عراق را اعلام کرد و جایگزینی رژیم صدام را در یک پروسه عملی و دمکراتیک آغاز کرد. پس ازپایان یافتن جنگ خلیج فارس و تغییر رویکرد های بین المللی و منطقه ای نسبت به عراق، نیرو های بین المللی، از جمله امریکا و انگلیس، برآن شدند که از نیروهای معارض عراقی پشتیبانی کنند. تشکیل گروه الوفاق الوطنی به رهبری ایاد علاوی و کنگره‌ی ملی عراق به رهبری احمد چلبی زاییده‌ی این وضعیت بود. با اینکه رهبری الوفاق الوطنی با ایاد علاوی شیعه بود، این گروه بیشترجذب افسران بعثی داخل عراق و هویت بخشی به بعثی‌های طرد شده از سوی صدام را هدف تلاش‌های خود قرارداده بود. با خروج نیروهای کرد و شیعیان از این گروه، احمد چلبی چهره لیبرال شیعه عراق، کنگره را بیش از پیش به دنیای غرب و به ویژه ایالات متحده نزدیک کرد. از سال 1995 تاکنون این فقط احمد چلبی و هواداران وی هستند که اداره امور کنگره ملی عراق را بر عهده دارند. چنانکه او متهم است که مزدور حلقه به گوش امریکاست و با وزارت دفاع امریکا و سازمان سیا مستقیماً ارتباط دارد. البته این اتهامات تاکنون در هیچ دادگاهی ثابت نشده است. بسیاری از مردم عراق به این جریان پس از اشغال عراق در سال 2003، به چشم گماردگان امریکا می‌نگرند، دیدگاهی که به رغم نقش فعال این حزب در دوران پس از سقوط صدام نیز کم و بیش هم‌چنان باقی مانده است.
پس از اشغال عراق و سقوط صدام در سال 2003، کنگره ملی عراق به رهبری احمد چلبی در انتخابات مجمع ملی موقت عراق در ژانویه 2003 در ائتلاف عراق یکپارچه حضور داشت، اما در انتخابات 15 دسامبر پارلمان، این حزب متمایل به سکولاریسم از ائتلاف عراق یکپارچه کنار گرفته و همراه با چند گروه کوچک هم‌فکر فهرست ج داگانه‌ای ارائه نمود. گروه انتخاباتی چلبی با وجود جدایی از ائتلاف شیعی و لیبرال بودن، هنوز هم نسبت به گروه‌های سکولار دیگر چون ایاد علاوی به ائتلاف شیعی نزدیک‌تر است و همواره علاوی و سیاست‌هایش را مورد انتقاد قرار می‌داد. این حزب هم‌چنین با شیعیان اسلام‌گرا و مراجع شیعی نظیر آیت‌الله سیستانی نیز ارتباط دارد و با گروه‌های مرتبط با بعث و طرفدار ناسیونالیسم عربی نیز مخالف است.
چلبی درخصوص خروج نیروهای خارجی از عراق نیز به میزان توان و کارایی نیروهای امنیتی عراق برای جنگ و سرکوب شورشیان باور دارد و رسیدن به این توانایی را مهم‌ترین معیار زمانی برای خروج نیروهای خارجی می‌داند. اما در مورد اصلاحات مربوط به قانون اساسی و به ویژه مسأله فدرالیسم نیز نظری مشابه سایر گروه‌های شیعی دارد و البته تأکید نیز می‌نماید که روحیه لیبرالیستی و غیردینی صرف و بی‌توجهی به روحانیت و مرجعیت می‌تواند روند توسعه بومی را در این کشور دچار اخلال نماید. این حزب در جریان انتخابات پارلمانی این کشور در سال 2010 نیز در قالب ائتلاف ملی عراق که متشکل از 30 حزب و گروه بود شرکت نمود و ائتلاف مزبور توانست 70 کرسی را در پارلمان عراق به دست بگیرد.
اهداف و استرات‍ژیها
این حزب اهداف اساسی خود را در حقوق بشر، حاکمیت قانون در داخل عراق با یک قانون اساسی دموکراتیک و کثرت‌گرا، حفظ تمامیت ارضی عراق و انطباق با قوانین بین‌المللی از جمله سازمان ملل متحده قرار داده بود. این حزب هم‌چنین به رغم آنکه اکثر اعضای آن را شیعیان تشکیل می‌دهند فعالیت‌های سیاسی خود را مبتنی بر مبانی سکولاریسم قرار داده است.
کنگره ملی عراق با هدف حمایت از سرنگونی رژیم بعث خواستار تشکیل حکومتی است که کنگره ملی در آن نسبت به گروه‌های کردی و مجلس اعلا از برتری برخوردار باشد، از همین‌رو نیز ضمن لابی و رایزنی با ترکیه برای مهار قدرت کردها، نوعی رفتار کج‌دار و مریز را با مجلس اعلاء پی‌گیری می‌کند که در چارچوب آن درباره به قدرت رسیدن شیعیان همسویی نشان می‌دهد، ولی نوعی رقابت با مجلس اعلاء را برای تصاحب سهم شیعیان از قدرت ادامه می‌دهد و تلاش می‌کند با جلب حمایت امریکا و انگلیس بر مجلس اعلاء پیشی گیرد. به همین جهت نیز این گروه به تشکیل نوعی حکومت لائیک در عراق چراغ سبز نشان می‌دهد و در تلاش است که خود را نماینده شیعیان معرفی کند که به ساختار دینی حکومت اعتقاد ندارند. در واقع هدف اصلی این جریان لیبرال، خواستار یک عراق متحد، دموکراتیک و طرفدار غرب و جذب در نظام جهانی سرمایه‌داری است و این سیاست را نیز هم‌چنان ادامه می‌دهد
جریان‌های سیاسی لیبرال دربرگیرنده طیفی از شخصیت‌ها و گرایش‌های سیاسی عراق است که خواستار یک عراق متحد و دموکراتیک طرفدار غرب و جذب در نظام جهانی سرمایه‌داری است. کنگره ملی عراق اصلی‌ترین نماینده سیاسی این جریان به شمار می‌آید که احمد چلبی ریاست و رهبری آن را بر عهده دارد. چلبی درصدد مطرح کردن خود به عنوان فردی است که نسبت به ائتلاف شیعی (ائتلاف عراق یکپارچه) آلترناتیوی با اسلام‌گرایی کمتر می‌باشد. وی در پی ایجاد عراقی دموکراتیک، تکثرگرا، غرب‌گرا، عرضی و فدرال بوده و یکی از برنامه‌هایش نیز توسعه بخش نفتی این کشور است.
فصل چهارم: مؤلفه‌های اساسی و دیدگاه‌ جریان‌های عمدۀ شیعی عراق
اهمیت پرداختن به دیدگاه جریان‌های فعال یک جامعه، پیش‌درآمد تجزیه و تحلیل رویکردهای آن جریان‌ها در قبال تحولات جامعه می‌باشد. لذا در این فصل به مهمترین مؤلّفه‌های اساسی مورد قبول جریان‌های عمدۀ شیعی در عراق می‌پردازیم.
بخش اوّل: مؤلفه‌های نظری
نقش مرجعیت دینی در جامعه از نگاه جریان‌های شیعی
امروزه در عراق حضرات آیات عظام: 1. محمد اسحاق فیاض 2. بشیر نجفی 3. سید محمد سعید حکیم 4. سید کاظم حائری و سید علی سیستانی از مراجع تأثیرگذار بر صحنه‌های سیاسی اجتماعی عراق هستند. مرجعیت شیعه نقش برجسته‌ای را در کنترل تحرّکات جامعۀ شیعی عراق ایفا نموده است. نقشی که طی آن، شیعیان را که هر روزه مورد عملیات‌های انتحاری و تروریستی قرار می‌گیرند، به خویشتن‌داری خوانده‌اند. و خشم برخاسته از خشونت‌های طایفه‌گرایانه بر ضد شیعیان را در میان آنها کاهش دادند. اما حجم عظیم عملیات‌های تروریستی از سوی فرقه‌گرایان مخصوصاً در حادثۀ انفجار حرم امامین عسکریین علیهم السلام در تاریخ 22 فوریه 2006، باعث ایجاد فشارهایی بر روحانیت شیعه از طرف عموم شیعیان و شیوخ عشایر خصوصاً جهت پاسخگویی به این اقدامات شد. در ادامه دیدگاه جریان‌های عمدۀ شیعی را در مورد مرجعیت دینی به اختصار بیان می‌نماییم:

]]>

 

Related articles