دانلود پایان نامه

بطور کلی جلسات گروه درمانی 1 تا 2 ساعت طول می‏کشد. معهذا، زمان انتخاب شده باید ثابت بوده باشد (پورافکاری، 1391: 45).
کندل (2005) بیان می‏کند که، گروه‏های مارتون در دهه 1970 خیلی رواج داشت امروزه چندان معمول نیستند. درمان مطول (یا گروه درمانی ماراتون) روشی است که در آن اعضاء 12 تا 72 ساعت را به طور مداوم با هم می‏گذرانند. نزدیکی تعاملی اجباری در جلسات مطول و محرومیت از خواب موجب از بین رفتن برخی از دفاع‏ها آزاد شدن فرآیندهای عاطفی، و مکالمات صریح‏تر می‏گردد. معهذا جلسات مطول ممکن است برای کسانی که ایگو ضعیف‏تری دارند، مثل بیماران اسکیزوفرنیک و مرزی خطرناک باشد.
گروه‏های همگون و ناهمگون
به‏طور کلی، اکثر درمان‏گرها معتقدند که باید گروه ناهمگون باشد تا حداکثر تعامل صورت بگیرد. بنابراین، گروه باید از اعضاء طبقات تشخیصی مختلف و با الگوهای رفتاری متفاوت انتخاب شوند، تمام نژادها، سطوح اجتماعی و زمینه‏های تحصیلی را دارا باشند، و در سنین مختلف و از هر دو جنس باشند.
بطور کلی، بیماران بین 20 تا 65 ساله را می توان بطور مؤثر در یک گروه قرار داد. تفاوت‏های سنی سبب می‏شود که مدل‏های فرزندـ والدین و برادر و خواهری پدید آید. به علاوه، ممکن است بیماران فرصتی پیدا کنند تا مسائل بین فردی را که به نظر غیر قابل تسلط می‏رسید بازسازی و اصلاح نمایند.
کودکان و نوجوانان را در گروه‏های مرکب از همسالان بهتر می‏توان تحت درمان قرار داد. بعضی از نوجوانان به خوبی قادرند مطالب گروه‏های بالغ را، بدون توجه به محتوی هضم کنند. معهذا نباید آنها را از تجربه سازنده تعامل با همسالان، که ممکن است به گونه‏ای دیگر قابل وصول نباشد، محروم نمود (Buckly, 2003:119).
گروه‏های باز در مقابل گروه‏های بسته
گروه‏های بسته تعداد و ترکیب معینی از بیماران دارند. اگر بیماری گروه را ترک کند، عضو جدیدی به جای او گرفته نمی‏شود؛ چنین گروه‏هائی اصطلاحاً بسته نامیده می‏شوند. گروه باز گروهی است که تغییر یابی در آن زیاد است و وقتی اعضاء قدیمی آن را ترک می‏کنند اعضاء جدید گرفته می‏شود (Kaplan & Sadock’s, 2007: 19).
روان‏درمانی گروهی در بیمارستان
کندل (2005) معتقد است که،گروه‏درمانی جزء مهمی از تجربه درمانی بیماران بستری در بیمارستان نیز هست. در بخش گروه‏ها ممکن است به انحاء مختلف سازمان داده شوند. تمام بیماران ممکن است با تمام کادر درمانی ملاقات کنند (یعنی روانپزشکان، روانشناسان، پرستاران ) که ملاقات اجتماعی هم خوانده می‏شود. ممکن است یک گروه 15 تا 20 نفره با کادر درمانی ملاقات کنند، که ملاقات تیمی نامیده می‏شود، و گروه‏درمانی کوچک معمولی مرکب از 8 تا 10 نفر که با یک یا دو نفر درمانگر ملاقات می‏کنند، اگر چه اهداف هر گروه‏درمانی فرق می‏کند، برخی از اهداف مشترک نیز دارند: بالا بردن آگاهی بیماران از خود از طریق تعامل با سایر اعضاء گروه، که پسخوراندی برای رفتار آن ها بوجود می‏آورد، فراهم آوردن امکان کسب مهارت‏های اجتماعی و بین فردی برای بیماران، کمک به بیماران برای انطباق با بیمارستان، بهبود بخشیدن روابط بیماران و کارکنان. به علاوه یک نوع ملاقات گروهی نیز فقط با شرکت کارکنان بیمارستان صورت می‏گیرد که هدف آن بهبود بخشیدن روابط بین کارکنان و تأمین حمایت متقابل و تشویق در کار روزمره آنان با بیماران است. ملاقات‏های اجتماعی و تیمی بیشتر در مدارا با مسائل اداره کردن بیماران مفیدترند تا ایجاد بینش، که بیشتر در قلمرو گروه‏های کوچک است.
گروه‏های بستری و سرپائی
هر چند عوامل درمانی ایجاد کننده تغییر در گروه‏های کوچک بیمارستانی نظیر گروه‏های سرپایی است، برخی تفاوت‏های کیفی وجود دارد. مثلاً، تغییر نسبتاً زیاد در گروه‏های بیمارستانی فرآیند همبستگی را دچار پیچیدگی می‏کند. اما این واقعیت که تمام اعضاء گروه در بیمارستان بستری هستند به پیدایش همبستگی کمک می‏کند، همانطور که تلاش درمانگر برای پروراندن این فرآیند با تأکید بر سایر وجوه تشابه کمک کننده است. سهیم شدن در اطلاعات، جامعیت دادن، و پالایش عوامل درمانی عمده درگروه‏درمانی در بیمارستان است. هرچند به علت اصول و تعداد جلسات پیدایش بینش در گروه‏های سرپائی محتمل‏تر است، معهذا، ممکن است فقط در یک جلسه نیز بعضی از بیماران بینشی تازه از وضع روانی خود به دست آورند. از کیفیات ویژه گروه‏های بستری تماس وسیعی است که بیماران خارج از گروه‏درمانی دارند، چرا که با هم در یک بخش زندگی می‏کنند. اگر بیماران در مورد این تماس‏های وسیع در جلسات گروه‏درمانی صحبت کنند، یادگیری بین فردی تسهیل خواهد شد. به علاوه، تعارض‏های بین بیماران و کارکنان را می‏توان پیش‏بینی نمود و حل کرد (رضاعی، 1391: 135).
گروه‏های خودیاری
بیلو (2003) عنوان می‏کند که، گروه‏های خودیاری از افرادی ترکیب می‏یایند که قصد مقابله با مسأله‏ای خاص یا یک بحران زندگی را دارند. این گروه‏ها که معمولاً با هدفی خاص به وجود می‏آیند. چندان به تحقیق عوامل روان‏پویائی فردی یا تغییر بارز عملکرد شخصیتی نمی‏پردازند. اما چنین گروه‏هائی به بالا بردن رفاه و سلامت روانی بسیاری از مردم کمک کرده‏اند. از خصوصیات بارز گروه‏های خود یاری همگونی آن‏ها است. اعضاء گروه دچار اختلالات مشابهی هستند، و در تجارب همدیگر شریکند ـ خوب و بد، موفق و ناموفق. به این ترتیب، اعضاء گروه به همدیگر می‏آموزند، از همدیگر حمایت می‏کنند، و موجب رفع احساس بیگانگی، که معمولاً در افراد کشانده شده به سوی این گروه‏ها وجود دارد، می‏گردند.
گروه‏های خودیاری روی همبستگی تأکید می‏کنند، که در چنین گروه‏هایی بسیار قوی است. به‏علت مشابهت مسائل و علائم اعضاء گروه، یک پیوند عاطفی قوی و خصوصیات ویژه‏ای در گروه پدید می‏آید که کیفیت التیام‏بخش معجره‏آسائی به آن نسبت داده شده است. نمونه‏های گروه‏های خودیاری عبارتند از: گروه الکلیک‏های بی‏نام قماربازان بی‏نام پرخوران بی‏نام.
نهضت گروه‏های خودیاری در حال اوج‏گیری است. گروه‏های خودیاری از طریق عرضۀ پذیرش، حمایت متقابل، و کمک به رفع الگوهای رفتاری غیرانطباقی یا حالات احساسی که دست اندرکاران سنتی بهداشت روانی عموماً موفقیتی در درمان آن‏ها بدست نیاورده‏اند، نیازهای اعضاء خود را برآورده می‏سازند، گروه‏های خودیاری و گروه‏های درمانی در حال نزدیک شدن به هم هستند: گروه‏های خودیاری به اعضاء خود کمک می‏کند تا بتوانند از الگوهای رفتاری نامطلوب دست بکشند و گروه‏های درمانی هم به اعضای خود کمک می‏کنند که دریابند چگونه به وضعی که بودند و هستند افتاده‏اند (پورافکاری، 1391: 137).
خشونت و پرخاشگری
هر چند گزارش‏های خشونت و پرخاشگری نادراست، این احتمال وجود دارد که عضوی از گروه به طور فیزیکی به عضوی دیگر یا درمان‏گر حمله کند. حمله ممکن است در درون‏گروه یا بیرون از آن روی دهد. احتمال چنین رویدادی را می‏توان از طریق انتخاب دقیق اعضاء گروه کاهش داد. بیمارانی که سابقه ثابت شده رفتار تهاجمی داشته‏اند و بیماران پسیکوتیک که احتمال خشونت از جانب آن‏ها وجود دارد، نباید در گروه جای داده شوند. درزمینه‏های موسساتی که گروه‏درمانی معمولاً در آن‏ها انجام می‏گیرد، باید تدابیر کافی برای ممانعت از وارد شدن خطر فیزیکی نسبت به افراد دیگر اتخاذ شود ـ مثلاً نگهبانان یا مأمورین می‏توانند به عنوان ناظر حضور داشته باشند (رضاعی، 1391: 137).
3-1-2- روان‏درمانی خانواده و زوج‏درمانی
زوگر (2003) روان‏درمانی خانواده را هر نوع روش روان‏درمان‏بخش تعریف می‏کند که آشکارا بر تغییر تعامل بین اعضا خانواده تمرکز کرده و در پی بهبود کارکرد خانواده به عنوان یک واحد، یا زیر سیستم‏های آن، و یا کارکرد تک‏تک اعضای خانواده می‏باشد. هدف روان‏درمانی خانواده و زوج درمانی هر دو ایجاد تغییر در کارکرد ارتباطی است. در اکثر موارد، معطوف به ایجاد تغییراتی دیگر، معمولاً در کارکرد افرادی خاص از خانواده است. روان درمانی خانواده با هدف ترمیم شکاف بین والدین و فرزندان بالغ آن نمونه از استفاده از روان‏درمانی خانواده متمرکز به اهداف ارتباطی است. روان‏درمانی خانواده معطوف به افزایش مداری خانواده با بیمار اسکیزوفرنیک و کاهش هیجانات ابراز شده خانواده در نمونه‏ای از روان‏درمانی معطوف با اهداف ارتباطی (در این مورد، کارکرد فرد با اسکیزوفرنی) نیز اهداف خانوادگی است. درسال‏های اولیه روان‏درمانی خانواده، تغییر در نظام خانواده برای ایجاد تغییر در فرد کافی شمرده می‏شد. هدف درمان‏های جدیدتر تغییر در افراد همچنین سیستم خانواده، معمولاً معطوف به تکمیل تعامل‏هایی است که بر روابط بین فرد با فنون خاص که رفتار فرد متمرکز است تأکید می‏نماید.
3-1-3- رفتا‏درمانی جدلی
اینهان ( 2000) این‏گونه بیان می‏کند که، رفتار درمانی جدلی(DBT) نوعی روان‏درمانی است که در اصل برای بیماران خود آزار مزمن که دچار اختلال شخصیت مرزی و رفتار شبه خودکشی دارند تدوین شد. در سال‏های اخیر، کاربرد آن برای سایر انواع اختلال روانی گسترش یافته است. روش آن التقاطی است و از مفاهیم حمایتی، شناختی، و درمان‏های رفتاری در آن استفاده شده است. رد برخی از اجزاء آن را می توان از دیدگاه درمانی فرانتس الکساندر با عنوان تجربه هیجانی اصلاحی یافت، اجزایی دیگر از ان نیز از برخی مکاتب فلسفی شرقی (مثلZen) گرفته شده است.

دسته‌ها: داغ ترین ها