مردم سالاری دینی

10ـ در پایان تاریخ (آخر الزمان) حجه ابن الحسن العسکری به اذن خداوند عدالت را در سراسر گیتی حاکم می‌سازد.
11ـ تقلید از مجتهد اعلم بر غیر اعلم واجب است.
12ـ اسلام، دینی جامع و پاسخگوی همه نیاز‌های فطری بشر است.
13ـ فقه (اکبر و اصغر) شیعه به دلیل غنای خود پاسخگوی نیاز‌ها در همه زمان‌ها و مکان هاست.
14ـ اسلام هیچ ظلم فردی یا اجتماعی را نمی‌پذیرد و با آن مبارزه می‌کند.
15ـ حاکمیت بیگانگان بر کشور اسلامی ممنوع است.
16ـ دفاع از تمامیت ارضی کشور اسلامی واجب است.
17ـ در عصر غیبت کبری حاکمیت از آن فقیه جامع الشرایط است.
18ـ حکومت اسلامی بدون حاکمیت مردم تحقق نمی‌پذیرد.(مردم سالاری دینی)
19ـ حکومت اسلامی دارای مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی است.
20ـ آزادی یک نعمت خدادادی و با حدود عقلانی و شرعی است.
21ـ مهم‌ترین نهاد مروج گفتمان اسلامی، روحانیت و حوزه‌های علمیه است. تبلیغ رسالت الهی، تفقه در دین و انذار قوم از جمله کار‌های ویژۀ روحانیت است که به تعبیر امام خمینی(ره) به عنوان کارمندان اسلام «حفظ اسلام» را در همه ابعاد وظیفه خود می‌دانند. (امام: 5 و 35)
گفتمان اسلامی همچنین در عمر خود از سوی نهاد‌ها، احزاب، مؤسسات و حتی افراد پرشماری ترویج شده است که البته همه آنها از تفکر خالص اسلامی برخوردار نبوده‌اند. جریان‌های ناخالص اسلامی، از گفتمان دیگری سخن می‌گفتند که در ادامه مباحث بدان می‌پردازیم. در کنار مراجع معظم تقلید، آیات عظام و شخصیت‌های مبارز و انقلابی دهه چهل و پنجاه شمسی بویژه روحانیت انقلابی به رهبری امام خمینی(ره) می‌توان از «جامعه روحانیت مبارز» و «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» به عنوان مروّجان گفتمان اسلام ناب محمدی(ص) یاد کرد. همچنین باید از تشکل‌های اسلامی غیرحوزوی چون فداییان اسلام، هیأت‌های مؤتلفه اسلامی، حزب ملل اسلامی، گروه‌های هفتگانه منصورون، امت واحده، موحدین، فلاح، توحیدی بدر، توحیدی صف و فلق یاد کرد.
3-4- گفتمان مارکسیستی
خاستگاه گفتمان مارکسیستی اروپای غربی است. مفاهیم و گزاره‌های آن در واکنش به نظام نابرابر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ناشی از حاکمیت سرمایه‌داری ولیبرالیزم کلاسیک صورت‌بندی شد. فقر وحشتناک طبقات پایین اجتماع و شکاف طبقاتی ناشی از قله‌های ثروت و دره‌های فقر که حاصل لیبرال سرمایه‌داری کلاسیک بود، عده‌ای را به فکر ارائه گفتمان جدیدی راه برد. این گروه که خود را سوسیالیست یعنی طرفدار راه حل‌های جمع گرایانه با توجه به کارگران می‌دانستند، به شدت به تقابل با گفتمان لیبرالیزم کلاسیک برخاستند.
از مهم‌ترین این افراد کارل مارکس و فردریش انگلس آلمانی بودند که نظام معنایی جدیدی را ایجادکردند. این حوزه اندیشه و گفتار «مارکسیسم» نام گرفت. مارکسیسم پس از انتشار در قرن 18 و 19 م. طرفداران زیادی یافت و کم کم به گفتمانی مهم در سطح بین الملل تبدیل شد. مفاهیمی چون «زیر بنا»
( Base ) ، روبنا، بورژوا، پرولتر یا کارگر، اقتصاد، ماده، دیالکتیک، تز، آنتی تز، سنتز و نظیر آنها از مفاهیم اصلی گفتمان مارکسیستی به شمار می‌رود. مفهوم مرکزی در این گفتمان زیر بنا و رو بناست.
مارکسیسم تقریبا همزمان با انقلاب مشروطه وارد ایران شد. ابتدا بسیار کم رنگ و بی رمق می‌نمود، ولی کم کم با یافتن یک حامی قدرتمند خارجی یعنی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی که به دنبال انقلاب 1917 م این گفتمان را ترویج می‌کرد، تقویت شد.
ایران به دلیل همجواری با شوروی و تعاملات اجتماعی، رفت و آمد کارگران ایرانی برای کار در صنایع نفت باکو و شکاف‌های طبقاتی ناشی از حاکمیت گفتمان سلطنتی، از گفتمان مارکسیستی تأثیر پذیرفت. (طبری،1366: 16)
مفاهیم و گزاره‌های این گفتمان در عصر انقلاب مشروطه از سوی کسانی که خود را «سوسیال دمکرات» می‌نامیدند، ترویج می‌شد. در دوره رضاشاه آنان نام «حزب کمونیست ایران» را بر خود نهادند و در عصر پهلوی دوم (محمد رضا پهلوی)، با عنوان «حزب توده ایران» فعال بودند. ( کامبخش،1358 : 7)
نظام معنایی مارکسیسم در طول عمر خود تحول زیادی داشته است. مارکسیسم ـ لنـینیسم در شوروی، مارکسیسم ـ مائوئیسم در چین، جریانی به نام چپ جدید (The new left) از 1970 م ، اروکمونیزم یا کمونیزم اروپایی و سرانجام گورباچفیسم از شاخه‌های آن تا فروپاشی گفتمان و نظام مارکسیستی در شوروی 1991 م بودند. ( سیاست و سازمان حزب توده ،1370 ،1 : 33 ـ 17)

]]>

 

Related articles