مبانی نظری تقلب نسبت به قانون در حقوق بین الملل خصوصی- قسمت …

سوره بقره آیات ۶۵ و ۶۶
و لقد علمتم الذین اعتدوا منکم فی السبت فقلنا لهم کونوا قرده خاسئین. فجعلنا ها نکالا لما بین یدیها و ما خلفها و موعظه للمتقین.
سوره نساء آیه ۱۵۴
و رفعنا فوقهم الطور بمیثاقهم و قلنا لهم ادخلوا الباب سجداٌ و قلنا لهم لا تعدوا فی السبت و اخذنا منهم میثاقاٌ غلیظاٌ .
مفاد آیات به فارسی چنین است:
ای پیغمبر از سرگذشت قریه ای که در کنار دریا بود و ساکنین آن روز شنبه از حدود الهی تجاوز می کردند پرسش کن. این عده روزهای شنبه از صید ماهی ممنوع بودند، در این روز ماهیها بفراوانی به ساحل می آمدند در حالیکه روزهای دیگر وضع بدین منوال نبود. همین امر وسیله آزمایش نیروی اراده و توانائی ایشان در ارتکاب منهیات قرار گرفت. از ابن عباس روایت شده که اهل این قریه برای اینکه بطور آشکار حرمت روز شنبه را نقض نکنند، باین حیله و تقلب متوسل می شدند که: حوض هائی در کنار دریا ایجاد کرده بطوریکه ماهیها بدرون آن روان می شدند بدون اینکه امکان بازگشت برای آنها باشد، و روز یکشنبه این ماهیها را صید می کردند. و با این حیله و تقلب، ظاهراٌ حرمت روز شنبه را حفظ می کردند.(۱)
به هر حال عده ای از مردم این قریه کسانی را که دست به این حیله می زدند نهی می کردند و گروه دیگری ، به اینان که نهی از حیله می کردند می گفتند چرا کسانی را که خداوند هلاک خواهد کرد، یا عذاب شدیدی بر آنان نازل می کند موعظه و نصیحت می کنید. ولی کسانیکه با ارتکاب حیله و تقلب مخالفت کرده و از آن نهی می کردند می گفتند: ما با نهی این مردم از ارتکاب حیله، به تکلیف خود عمل می کنیم که عذری نزد خداوند خود داشته باشیم. و نیز امید آن داریم که اینان تقوی پیشه ساخته و از این عمل دست بردارند.
ولی سرانجام چون اهل قریه تذکر و موعظه را فراموش کردند و از ارتکاب معصیت ( حیله و تقلب ) دست بردار نبودند، خداوند کسانی را که از این عمل سوء نهی می کردند نجات داد و کسانی را که ظلم کرده اند بعلت گناه و تجاوز بعذاب شدیدی دچار ساخت. عذاب آنان این بود که خداوند آنان را بوزینگان مطرود قرار داد. این بود مفاد آیاتی که در قضیه اصحاب سبت در قرآن کریم وارد شده است. جمهور مفسرین، از این آیات استفاده حیله و تقلب کرده و آنرا ناظر بر حیله « اصحاب سبت » دانسته اند. دقت در شان نزول
۱ – تفسیر مجمع البیان ، جلد چهارم ، ص ۴۳۹ ، تفسیر البیان روایاتی از حضرت علی بن ابیطالب و امام حسن عسگری و علی بن ابراهیم نقل کرده که مشعر به حیله اصحاب سبت به کیفیت مزبور است . و نیز صاحب جواهر در باب طلاق به نقل از امام حسن عسگری عمل قوم مزبور را به عنوان حیله ذکر کرده است و نیز رجوع شود به سایر تفاسیر معتبر .
آیات، صحت نظر مفسرین را که مستند به روایات ائمه اطهار و مفسرین بزرگی چون ابن عباس است ثابت می کند زیرا قرآن کریم معمولاٌ در قضایائی که به مناسبت معاصی اقوام مختلف نقل شده گناه معینی را به هر یک از آنان نسبت داده است، بنابراین اگر در قضیه « اصحاب سبت » مسئله حیله و تقلب آنان در کار نبود، و اهل قریه، روز شنبه مستقیماٌ مبادرت به صید ماهی کرده بودند، مطلب تازگی نداشت و حکمت این مجازات شدید برای مطلق ارتکاب گناه روشن نبود. این مجازات شدید حکایت از حیله قوم مزبور که صرفنظر از ارتکاب گناه امر مذموم و ناپسندی است دارد و نشان می دهد که نه تنها، حیله حلال مشکل نیست بلکه چیزی بر گناه و معصیت می افزاید. فقها نیز در مباحثی که از حیله سخن گفته اند به قضیه « اصحاب سبت » توجه داشته ند و بعضی از آنان این قضیه را از ادله حرمت حیله و تقلب دانسته اند.
در آیات ۶۵ و ۶۶ از سوره بقره و ۱۵۴ از سوره نساء به تجاوز اهل قریه به حرمت روز شنبه اشاره شده است و از این امر استفاده می شود که: هر چند این قوم به حیله و تقلب متوسل شدند و بطور مستقیم نقض قانون نکردند ولی حیله و تقلب، موثر در تصریح عمل آنان نبوده و عمل آنان به عنوان تجاوز به حدود الهی قابل مجازات است. شایسته است عنایت بیشتری به آیه ۶۶ از سوره بقره بنمائیم که میفرماید: « و ما این قضیه را درس عبرتی برای بنی اسرائیل و سایر امت هائی که بعد از آنان می آمدند و موعظه ای برای متقین قرار دادیم ».
( فجعلنا نکالا لما بین یدیه و ما خلفها و موعظه للمتقین ).
واضح است که ذکر این قضیه در قرآن کریم و بیان جنبه های مختلف آن بمنظور داستان سرائی و یا نقل تاریخ نبوده است بلکه غرض از این داستان و قصص دیگری که در قرآن کریم آمده درس عبرت برای پیروان دین اسلام است و آیه مزبور به این امر تصریح کرده است. چنانکه آیه ۱۷۴ از سوره اعراف نیز می فرماید: « فالقصص القصص لعلهم یتفکرون » یعنی این داستانها و حوادث را برای مردم بیان کن تا به تفکر و اندیشه پردازند. در استنتاج حکم حیله و تقلب در فقه اسلامی، باید قضیه « اصحاب سبت » و احکامی که بر آن مترتب است مورد نظر قرار گیرد و الا با تجویز حیله و تقلب چگونه درس عبرتی از آنان گرفته ایم و چه اثری بر این داستان مترتب گردیده است. بررسی سایر آیات قرآن کریم نشان می دهد که حیله و تقلب مورد تصویب شارع اسلام نیست.
از جمله میتوان آیاتی که بر ذم نفاق و کذب وارد شده استناد کرد. همچنین آیاتی که ارزش و اعتبار عمل انسان را منوط به انگیزه و اخلاص نیت او دانسته اند، دلایل قطعی بر بطلان حیله و تقلب هستند، زیرا حیله و تقلب مبتنی بر سوء نیت هستند درحالیکه این آیات حسن نیت و اخلاص در عمل را شرط پذیرفتن آن
دانسته اند.(۱)
برای بطلان حیله و تقلب میتوان به آیه ۲۳۱ از سوره بقره که به نظر می رسد اصولاٌ ناظر به حیله و تقلب است استناد کرد که می فرماید: « و لا تتخذوا آیات الله هزواٌ ». یعنی آیات و احکام خداوند را به بازیچه نگیرید و به غیر مورد آن نکشانید تا آنها را عبث و بیهوده نمائید.
تقلب نسبت به قانون بی اثر شدن اعتبار قانون است. ما در این آیه به بهترین تعبیری که از حیله میتوان کرد بر می خوریم، و در آیه ۱۴ و ۱۵ از سوره قیامت گفته شده است: « بل الانسان علی نفسه بصیره »، « ولوالقی معاذیره ». انسان بر نیت و ضمیر خویش آگاه تر است، هر چند عذر و بهانه هائی فراهم آورد. این آیات نیز حاکی از این است که اعتبار به نیت و انگیزه واقعی انسان است هرچند سرپوش و صورت ظاهر دیگری بر آن نهاده شود.
تصریحاتی که در این آیات بر اعتبار حسن نیت در اعمال وجود دارد و نیز قضیه اصحاب سبت دلایل قاطع بر بطلان حیله و تقلب هستند. اما بعضی از موافقین حیله و تقلب این آیات را نادیده گرفته و آیه ای را که ذیلاٌ نقل می شود دلیل صحت حیله و تقلب شمرده اند.
و خذ بیدک ضغثاٌ فاضرب به و لا تحنث ( سوره ص آیه ۴۳ )
مورد این آیه، حضرت ایوب است که سوگند یاد کرده بود بعلتی زوجه خود را صد ضربه چوب بزند. بعد که دانست زن را تقصیری نیست، اندوهگین شد که چگونه سوگند خود را بکار ببندد. دستور رسید که یکدسته چوب نازک صدتائی را گرفته و یکبار با آن بزند. در مورد این آیه ملاحظات زیر وجود دارد:
اولاٌ – مفسرین در تفسیر این آیه اشاره ای به حیله و تقلب نکرده اند و آنرا دلیل جایز بودن حیله، ندانسته اند و حال آنکه جمهور مفسرین چنانکه گفتیم آیات مربوط « به اصحاب سبت » را ناظر به منع حیله دانسته اند.
ثانیاٌ – فقها به ندرت آیه مزبور را دلیل جواز حیله و تقلب شمرده اند و کسانی هم که برای اثبات حیله و تقلب به این آیه استناد کرده اند آنرا دلیل همه جانبه صحت حیله، ندانسته اند.
۱ – به عنوان نمونه چند آیه را ذکر میکنیم :
آیه ۱۲۴ سوره نساء « و من یعمل من الصالحات من ذکر او انثی و هو مومن … و هر کس اعم از مرد و زن عمل شایسته ای انجام دهد و عمل او ناشی از ایمان باشد … »
آیه ۱۰۷ از سوره بقره « والذین اتخذوا مسجداٌ ضراراٌ و کفراٌ و تفریقاٌ بین المونین … و کسانی که مسجدی را بنا نهادند و قصد آنها سوء استفاده و تفرقه و نفاق بین مومنین بود … »
آیه ۲۷ از سوره مائده « … انما یتقبل الله من المتقین ، فقط عمل مردم با تقوی را خداوند قبول می کند . »
آیه ۹۴ از سوره انبیاء « فمن یعمل من الصالحات و هو مومن فلا کفران لسعیه .. و هر کس که عمل صالحی انجام دهد در حالیکه ایمان دارد کوشش او ضایع نخواهد شد … » .
ثالثاٌ – عنصر ناروائی و سوء نیت که اساس حیله و تقلب است در این مثال به هیچوجه موجود نیست و این راه حل، برای فرار از یک سوگند بی مورد که ناشی از اشتباه بوده ، پیش بینی شده و در واقع چاره ای برای فرار از یک مضیقه و مخمصه شرعی است که در نوع خود استثنائی است و نمی توان جواز حیله و تقلب اصطلاحی را که از هر جهت با مورد مزبور اختلاف دارد بعنوان قاعده کلی از آن استخراج کرد. و به هر صورت این آیه قابل معارضه با آیات اصحاب سبت و آیات متعدد دیگری که دلالت بر بطلان تقلب دارد نیست.
۲-از دیدگاه اخبار و احادیث
در احادیث نبوی و روایات دلایل آشکاری بر بطلان حیله و تقلب وجود دارد. دو حدیث مشهور: « انما الاعمال بالنیات » و « انما لکل امرء مانوی » را باید در سرلوحه این احادیث ذکر کرد. بر طبق این دو حدیث که تعبیر بدیعی از مفاهیم آیات قرآن می باشند، ارزش عمل انسان وابسته به خوبی و بدی نیت در انجام عمل است و هر کس جزا و پاداش نیات خود را می بیند. این دو حدیث تاثیر بی حد قصد و اعتبار آن در اعمال را نشان می دهد و می دانیم که حیله و تقلب اساساٌ بر سوء نیت و بی اثر ساختن قانون استوار است و با حسن نیت قابل جمع نیست.(۱)
حدیث دیگری که از طریق عامه و خاصه از نبی اکرم(ص) نقل شده حکایت از عدم جواز حیله دارد: « یاتی علی الناس زمان یستحلون الربا بالبیع » یعنی روزگاری به این امت فرا می رسد که با توسل به بیع به خیال خود ربا را حلال می کنند. این جمله قسمتی از خطبه حجه الوداع است که تصریحات واضحی بر منع حیله در آن وجود دارد و اصل آن چنین است:
« یتمنون رحمته و یامنون سطوته و یستحلون حرامه بالشبهات الکاذبه و الا هواء الساهیه فیستحلون الخمر بالنبیذ و السحت بالهدیه و الربا بالبیع ». یعنی بی جهت و بدون اینکه اعمال مثبتی انجام داده باشند آرزوی رحمت خدا را می کنند و خود را از قهر و انتقام الهی در امان می پندارند. شراب را به عنوان نبیذ و رشوه را به عنوان هدیه و ربا را به عنوان بیع می خورند. اگر هیچ دلیل دیگری در نصوص و مقررات اسلام بر بطلان حیله و تقلب وجود نداشت همین حدیث نبوی برای ابطال آن کافی بود. در خبر دیگری که از نبی اکرم(ص) نقل شده صریحاٌ از حیله و تقلب « عینه » که یکی از حیله های معروف رباخواران است نهی شده که متن حدیث بدین شرح است.
۱- ابن قیم می گوید : این حدیث به تنهائی برای ابطال حیل کافی است و به همین جهت بخاری در کتاب حدیث معروف به صحیح بخاری این حدیث را در ابتدای فصلی که تحت عنوان « باب فی ترک الحیل » باز کرده ، ذکر نموده است . و امام احمد بن حنبل باین حدیث استدلال کرده و گفته است : از این حدیث ابطال حیل استنباط می شود
« اذا ضن الناس بالدینار و الدرهم و تبایعوا بالعینه و اتبعوا اذا ناب البقر؛ و ترکوا الجهاد فی سبیل الله، انزل الله بهم بلاء، فلا یرفعه حتی یراجعوا دینهم ».(۱)
ترجمه: زمانی که مردم به دینار و درهم بخل ورزند و با آنها معامله عینه نمایند و از مردم نابخرد و سفله تبعیت کنند و جهاد در راه خدا را کنار بگذارند خداوند به آنها بلائی نازل می کند و این بلا باقی می ماند تا اینکه بدین خود بازگشت نمایند. در خبر دیگری از نبی اکرم نقل شده است:
« لعن الله الیهود، حرم علیهم الشحوم فبا عوها و اکلوا اثمانها ». تقلب و حیله آنها این بود که چون چربی ها بر آنان حرام شده بود، آن را می فروختند و از پول آن استفاده می کردند.(۲)
بر ممنوعیت حیله و تقلب روایات متعددی از ائمه اطهار در باب فرار از زکوه، نقل شده است. در این روایات حیله برای فرار از پرداخت زکوه، را بی اثر و باطل دانسته اند. این است اخباری که در مذمت حیله و تقلب و منع از آن وارد شده است تحقق بیشتر در احادیث و روایات نمونه های بیشتری را بدست می دهد. اما روایاتی که به آنها بر صحت حیله و تقلب استناد شده به شرح زیر است:

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.