دانلود پایان نامه

پیشرفت اجتماعی
پیشرفت اجتماعی بیانگر بعدی از ابعاد پیشرفت است که در ادبیات دانش اجتماعی در پی ایجاد بهبود در وضعیت اجتماعی افراد یک جامعه است که برای تحقق چنین بهبودی در پی تغییر در الگوهای دست و پا گیر و زاید رفتاری، شناختی و روی آوردن به یک نگرش، آرمان و اعتقاد مطلوب تری است که بتواند پاسخگوی نیازهای او در ابعاد مختلف باشد. براین اساس درپیشرفت اجتماعی، دگرگونی و تغییر جامعه در کلیت آن با توجه اساسی بر تغییر و بهبود نحوه زندگی و ارزیابی جریان ها و تحولات اجتماعی مورد نظر است نه تغییر در یک سازمان و یا نهاد اجتماعی خاص. همچنین با توجه به نگاه هنجاری و دینی به پیشرفت اجتماعی، بعد فرهنگی پیشرفت جنبه مکمل و پیوسته این پدیده و نوعی روی آوردن به یک نگرش با آرمان و اعتقاد مطلوب تری است که برجریان پیشرفت اجتماعی سایه انداخته است. در تبیین پیشرفت اجتماعی تلاش بر این است تا اولا تعریف مجددی از پیشرفت اجتماعی با رویکرد قرآنی صورت می گیرد و حقیقت آن از منظر قرآن روشن شود و سپس دسته ای از شاخص های ارزیابی آن از منظر قرآن ارائه گردد.
1- مفاهیم همسو با پیشرفت اجتماعی
در بررسی مفهومی پیشرفت اجتماعی و با توجه به حدود تعاریف ارائه شده، معلوم می شود که این مفهوم با بعضی مفاهیم همسو تفاوت های اساسی دارد؛ همچنان که بین آن مفهوم و برخی مفاهیم دیگر قرابت زیادی وجود دارد که بررسی اجمالی آنها در این بخش ضروری است.
1-1- تغییر اجتماعی
فرایند پیشرفت اجتماعی شبیه فرایند ذاتی تغییر اجتماعی نیست که بدون توقف درهر رده اجتماعی زنده رخ می دهد بلکه نتیجه مداخله آگاهانه و تعمدی و با استفاده از ابزارهای سیاستگذای و برنامه ریزی به منظور بوجود آوردن تغییرات غیر تصادفی در سطح جامعه به سمت اهداف مطلوب است.(روشه. همان) در واقع پیشرفت اجتماعی راهبردی اجتماعی در سطح کلان است که حکایتگر نوعی تغییر بزرگ و در سطوح مختلف اجتماعی است .
1-2. نوسازی
نوسازی در جامعه شناسی به اندازه کاربرد اصطلاح پیشرفت در متون اقتصادی رواج دارد. لذا نوسازی را می توان روایت جامعه شناختی پیشرفت و یا مفهوم جامعه شناختی شده اصطلاح پیشرفت در معنای تجربی غربی شدن و در اطلاق بر نتایج و دستاوردهای عملیاتی آن دانست. در این نوع کاربرد که خصوصا در قرن اخیر میلادی عمومیت یافته است، نوسازی فرایندی است چند بعدی که به دگرگونی در همه زمینه های اندیشه و فعالیت انسان و همچنان بر معنای تخصص گرایی،خردگرایی،برنامه ریزی یا پیشرفت عمومی دلالت دارد همچنان که ابعاد آن شامل جنبه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و روانی می شود. و از آنجا که این فرایند در حوزه زندگی اجتماعی و نهادهاست، در ابعاد مختلفی و تا حدود زیادی قابل تطبیق با پیشرفت اجتماعی خواهد بود.
1-3. مدرنیته
علی رغم ارائه تعاریف متعدد، متنوع و بعضا متضاد از مدرنیته در یک جمع بندی با توجه به برخی مشخصههای آن مانند پیروزی خرد انسانی بر باورهای سنتی (اعم از باورهای اسطورهای، دینی، اخلاقی، فلسفی…) و رشد اندیشه علمی و عقلگرایی (به معنای عقل خودبنیاد و بینیاز از وحی) می توان پیشرفت اجتماعی را برآمده و برخواسته از مدرنیته دانسته ، در نتیجه آن را صرفا محصولی بدانیم که تنها در سرزمین مدرنیته یعنی غرب روییده می شود، در این صورت چنین پیشرفتی هرگز سر سازش با دین و آموزهای دینی ندارد. در واقع از آنجا که این تلقی آغاز پله ی حرکت به سمت پیشرفت خرد است و ایده ی آن همواره با ایده ی خرد باوری همراه است، (بگونه ای که هرگاه یکی را کنار بگذاریم، دیگری از دست خواهد رفت.) بیانگر غلبه خرد گرایی بر سنت گرایی از جمله عدم تمسک به شریعت و امور متافیزیک در تحلیل فرایندهای پیشرفت اجتماعی خواهد بود.
1-4. صنعتی شدن
بر خلاف پیشرفت اجتماعی که فرآیندی عام تلقی شده، صنعتی شدن عبارت است از بازدهی مستمر و فزاینده ای از رشد کار با توسل به ابداع تکنیکی و سازمان عقلانی نیروی کار و یا رشدی اقتصادی که بواسطۀ اعمال تکنولوژیکی در توسعۀ صنعتی پدید می آید. وبالاخره، توسعه ای اقتصادی که از طریق تبدیل منابع و کمیت های انرژی بکار رفته شده، شکل گرفته است.
شاخص های اجتماعی
شاخص را مشخص کننده تغییر نسبی یک متغیر در فاصله زمانی دو تاریخ یا دو نقطه یا دو وضعیت می دانند. که به دو دسته شاخص های کمی و کیفی تقسیم میشوند. از شاخص های کمی می توان به تعداد جمعیت، تعداد کتاب و کتابخانه، تعداد بیمارستان، تعداد پل، تعداد مدرسه و دانشگاه، میزان در آمد ناخالص ملی، میزان مرگ و میر مادران، میزان باروری عمومی و..اشاره کرد. این نوع شاخص ها عموما در حیطه مطالعات کمی و بیشتر ناظر به ابعاد اقتصادی رفاهی و نظامی پیشرفت است برخلاف شاخص های کیفی که در بسیاری از تعاریف و شاخص سازی ها در مطالعات و رویکردهای اجتماعی- فرهنگی بویژه در موضوع پیشرفت اجتماعی، بر آنها تکیه و میزان رشد و بالندگی بر اساس آنها سنجش می شود؛ در واقع معایب موجود در اندازه گیری شاخص های کمی به مثابه یکی از معیارهای مشخص کننده پیشرفت اجتماعی، بسیاری را بر آن داشت تا در صدد استفاده از شاخص های کیفی اجتماعی در این زمینه برآیند.هر چند به دلیل صعوبت سنجش شاخص های کیفی، کمی کردن مباحث حوزه اجتماعی- فرهنگی بویژه طی دو دهه اخیر نیز علی رغم کاستی ها و ضعف های آن،در دستور کار جدی مراکز تصمیم گیر قرار گرفته است،
شاخص های سنجش در بخش پیشرفت را در شش مجموعه اصلی طبقه بندی می کنند که نشانگر ساختار نظام مدیریتی مورد قبول در همه کشورها و جوامع است.این مجموعه عبارت است از: شاخص های اقتصادی،سیاسی، فرهنگی،اجتماعی،علمی-فناوری،دفاعی-امنیتی. در اواسط دهه 1960 و به دنبال بروز پیامدهای نامطلوب حاصل از رشد اقتصادی نظیر آلودگی هوا، تداوم یا تشدید نابرابری در توزیع ثروت، در آمد، خدمات، فرصت های اجتماعی-اقتصادی و نارسایی های فرهنگی، شاخص های اجتماعی به عنوان ابزاری برای تحلیل و ارزیابی کیفیت زندگی و تدوین برنامه برای بهبود آن ظهور یافتند و در دهه 1970 در مراکز مطالعاتی اجتماعی به شکوفایی رسیدند. آقایان فیض زاده و مدنی دو عملکرد اصلی را برای شاخص ها و مولفه های اجتماعی مطرح کردند:یکی پایش تغییرات اجتماعی از طریق شامل شدن همه داده هایی که فرایند تحولات را روشن می کند و دوم اندازه گیری رفاه و کیفیت زندگی. به این معنا که هدف اصلی از تدوین این شاخص ها را میتوان شناخت هر چه دقیق تر شرایط موجود اجتماعی در یک منطقه خاص زمانی و همچنین تصور و بازبینی روندها و دگرگونی های شرایطی که طی دوره ای صورت گرفته و می گیرد دانست
از طرفی این شاخص ها را به دو دسته عاملیتی و ساختاری تقسیم می کنند که در شاخص های عاملیتی نگاه خرد و بررسی عوامل انفرادی در پیشرفت مد نظر است مانند زبان، رسانه ها، مد اجتماعی، دسته ها، نقش اجتماعی، پایگاه اجتماعی، نیروی انسانی، بازار کار. در حالی که در شاخص های ساختاری نگاه کلان و جمعی با رویکردی اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است مانند توانمندسازی و ارتقاء دانش عمومی نسبت به ارزش ها، باورها و ایجاد بینش و نگرش نوین در جامعه، همبستگی اجتماعی،ادغام اجتماعی و امنیت اجتماعی.
از آنجا که تلقی صحیح در خصوص شاخص های ساختاری و تفاوت و اقسام آن در تحلیل مباحث آینده امری ضروری است لذا در این بخش لازم است تا به بررسی اجمالی دو رویکرد موجود بر اساس تقسیم بندی یاد شده پرداخته شود و سپس در خصوص شاخص های ساختاری پیشرفت اظهار نظر گردد .
1- رویکرد عاملیتی
اندیشمندان علوم اجتماعی برای توصیف و تبیین واقعیت های اجتماعی و بررسی میزان رشد و توسعه آنها، رویکردهای متفاوتی را اختیار نموده اند که یکی از آنها رویکرد عاملیتی است این رویکرد مبتنی بر فردگرایی روش شناختی است و جامعه را نه به عنوان یک کلیت، بلکه به عنوان جمع جبری افراد جامعه مورد توجه قرار می دهد. این رویکرد هرچند می پذیرد که عوامل فرا فردی برای تبیین مفید هستند اما این عوامل را همچنان به زمینه های فردی فرو می کاهد و بر نقش کنشگری فرد در شکل دهی به فرایندها تاکید دارد این رویکرد در پیشرفت برای عاملیت انسان نقش محوری قائل است و بر این باور است که کیفیت زندگی بهتر، بیشتر ناظر به ذهنیات،قابلیت ها و توانمندی های افراد است تا شرایط اجتماعی.که در این خصوص شاخص مطلوبیت گرایی، نیازهای انسانی و قابلیت های فردی مورد توجه جدی است.
2- رویکرد ساختاری
رویکرد ساختاری نسبت به رویکرد عاملیتی، از دو ویژگی متمایزکننده برخوردار است یکی اینکه مفهومی کامل و فرا گیر از زندگی به سمت پیشرفت ارائه می دهد به گونه ای که تمامی حوزه هایی را که در بهبود زندگی موثر است را در بر می گیرد و دوم آنکه جامعه را به عنوان یک کلیت می بیند بنابر این شاخص قابلیت های فردی در دیدگاه عاملیتی،فاقد ویژگی اول و نیازهای انسانی فاقد هر دو ویژگی است.نتیجه این مقایسه آن است که پیشرفت و بهبود شرایط زندگی اولا فراتر از مفهوم نیازها در ارتباط با فرایندها و دستاوردهای فردی است دیگر اینکه این پیشرفت نمی تواند مستقل از مناسبات، روابط و پیوندهای مشترک اجتماعی و وابستگی متقابل افراد جامعه که امنیت آنها را نیز در ابعاد مختلف تامین می کند مفهوم سازی شود
2-1-شاخص های ساختاری پیشرفت اجتماعی
شرایط موجود اجتماعی و عناصر محیطی آنها دارای گستره نامحدودی است که باعث می شود تا محدودیت هایی را برای شاخص ها و تعداد و نوع آنها قائل شد که مهمترین آنها بخصوص در مورد شاخص های کلان و کیفی، محدود ساختن مجموعه شاخص ها به گزیده ای از مولفه ها و متغیرهایی اجتماعی است که بتوانند با انتخاب رویکرد و منبعی که اتخاذ شده در مجموع نشان دهنده جنبه های مهم کیفیت زندگی افراد و نفس جامعه باشند و دیگر اینکه یک رابطه منطقی و همبسته میان مجموعه شاخص ها وجود داشته باشد از رویکرد عاملیتی که بیشتر به ابعاد فردگرایانه پیشرفت ناظر بود اگر بگذریم، در رویکرد ساختاری شاخص هایی وجود دارند که بر اساس آنها می توان پیشرفت اجتماعی را تحلیل و بررسی کیفی نمود، و از آنجا که همه این شاخص ها در حوزه مطالعات اجتماعی ضرورتا وجود ندارد و یا مستند به قرآن کریم قابل پیگیری نیستند به این دلیل که ابزار ویژه خود را می طلبد، تنها به شاخص هایی پرداخته خواهد شد که متناسب با این حوزه مطالعاتی است و یا بیشتر ناظر به نوع شاخص های کیفی است که بیشتر در مطالعات اجتماعی فرهنگی مد نظر است و از طرفی به دلیل اینکه رویکرد در ادامه رساله قرآن محور است و عمدتا مطالعات را از نوع مطالعات کتابخانه ای خواهد کرد طبعا محدودیت های بیشتری برای انتخاب نوع شاخص ها وجود دارد.

دسته‌ها: داغ ترین ها