دانلود پایان نامه

4) کارآیی
کارآیی یکی از مهمترین عوامل ایجاد ارزش در کسب و کار الکترونیکی می‏باشد؛ کسب و کار الکترونیکی اطلاعات زاید را کاهش می‏دهد، هزینه‏های جستجوی مشتریان و چانه زنی‏ها را کم می‏کند و حجم بیشتری از محصولات یا خدمات با هزینه کمتری (نظیر هزینه نیروی انسانی، هزینه کاغذ، هزینه زمان و…) مبادله می‏کند.
کسب و کار الکترونیکی با انتقال الکترونیکی اطلاعات و داده‏ها در سازمان، کاغذ را در فرآیند تجارت و مبادله حذف کرده و به کاهش هزینه‏ها کمک می‏کند. همچنین کسب و کار الکترونیکی با یکپارچه سازی فرآیندهای انتقال اطلاعات، به حداقل شدن هزینه‏های دوباره کاری نظیر ورود مجدد اطلاعات به سیستم، چاپ و انتقال اطلاعات بین بخش‏های غیریکپارچه و… کمک می‏کند و به حذف نیروی انسانی از فرآیند کار و کاهش هزینه‏های نیروی انسانی و کاهش هزینه‏های بی دقتی و اشتباه منجر میشود. (تاجران، 1384)
2-14 اجزای کسب و کار الکترونیک
در دسته بندی رویکرد کسب و کار الکترونیک مدلی وجود دارد که دارای دو جزء کلیدی است. این دو جزء عبارتند از:
1) سیستم و فناوری، 2) فرایندهای مدیریتی. هر کدام از این عوامل دارای یک طیف جداگانه هستند به عبارتی دو سر طیف فناوری به صورت زیر تعریف می‏شوند که در سمتی که کسب و کار حالتی سنتی دارد از فناوری‏های تک رسانه‏ای و غیر به هنگام استفاده می‏شود و در سمت دیگر طیف استفاده از فناوری‏های چند رسانه ای، بهنگام و جهانی قرار دارد. در طیف مربوط به فرآیندهای مدیریتی در سمت تجارت سنتی این طیف، مباحث سنتی مربوط به کسب و کار قرار می‏گیرند و در سر دیگر مباحث نوین همچون مدیریت زنجیره تأمین و یا مدیریت ارتباط با مشتری قرار دارند. (توربان و پوتر، 2007)
نمودار 2-2 مدل رشد کسب و کار از سنتی به الکترونیکی
مطابق تعریفی که توربان از ابعاد فناوری اطلاعات در سازمان‏هایی که این پدیده استفاده می‏کنند ارائه می‏دهد، ابعاد فناوری اطلاعات به منظور حرکت سازمان به سمت یک نهاد دیجیتالی عبارت است از: سخت افزار، نرم افزار، شبکه و ارتباطات و مدیریت فناوری اطلاعات. (توربان و پوتر، 2007)
کسانی که مدیریت را تعریف می‏نمایند به سلسله وظایفی اشاره نموده‏اند که هر مدیری در انجام وظیفه خود ملزم به انجام آنهاست (الوانی، 1378). یک روش مفید برای درک اینکه مدیران چه می‏کنند، توجه نمودن به فعالیت‏ها و عملکردشان به عنوان یک فرایند یا مجموعه‏ای از فعالیتها برای فراهم کردن خدمات یا کالاها می‏باشد. در نگرش فرایندی به مدیریت، مدیر منابع سازمانی را برای رسیدن به اهداف بکار می‏گیرد و چهار وظیفه برنامه ریزی و تصمیم گیری، سازماندهی، رهبری و کنترل را انجام می‏دهد که در نمودار (2) نشان داده شده‏اند (دوبرین، 1989).
نمودار 2-3 فرآیند مدیریت
بنابراین با توجه به مطالب ارائه شده در این بخش می‏توان کسب و کار الکترونیک را به 8 جزء عنوان شده تقسیم نمود و توسعه سازمان را در هرکدام از اجزاء مورد نظر را گامی در جهت توسعه ابزار کسب و کار الکترونیک در سازمان دانست.
2-15 ابزار عمده کسب و کار الکترونیکی
کسب و کارهای الکترونیک دارای پنج ابزار عمده می‏باشند و هرکدام از این ابزارها می‏توانند عاملی مهم برای ارزش آفرینی در سیستم‏های کاری باشند. این اجزاء عبارتند از:
1-مدیریت روابط با مشتریان؛ این جزء به دنبال برقراری روابط با مشتریان و ثبت مجموعه سوابق سفارشات و خرید و تبادلات آنها با سازمان و ایجاد وفاداری در مشتریان می‏باشد.
2- مدیریت زنجیره تأمین؛ این جزء به دنبال مدیریت جریان مؤثر مواد، جریانات مالی و اطلاعاتی بین سازمان و مجموعه شرکای تجاری آن می‏باشد.
3- هوش کسب و کاری؛ رویکردی ساختارمند و قاعده مند برای جمع‏آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات مجموعه فعالیت‏های موجود در محیط بازار و رقبای ما می‏باشد که منتج به الگو برداری از بهترین عملکردهای سایر شرکت‏های رقیب می‏شود.
4- تجارت الکترونیک؛ این جزء به دنبال یکپارچگی تراکنش‏ها در طرف خرید و فروش و انجام فعالیت‏های فروش و از طرف دیگر برقراری مسائل امنیتی که منجر به اعتماد طرف خرید می‏شود، می‏باشد.
5- برنامه ریزی منابع سازمان ؛ این جزء سیستم جامع اطلاعاتی قابل تغییر و تنظیم مبتنی بر کامپیوتری است که با کمک یک پایگاه داده‏ای باعث یکپارچه سازی تمام فرآیندها، بخش‏ها، اطلاعات و منابع شده و با هدف مدیریت مؤثر منابع، دسترسی آنی به اطلاعات در زمینه‏ها و بخش‏های مختلف را فراهم می‏آورد. هدف نهایی این جزء این است که اطلاعات فقط یک بار وارد سیستم شود. (فیروزآبادی و نیک آبادی، 2008)
2-16 شش تصمیم برای اتخاذ استراتژی کسب و کار الکترونیکی
برای اتخاذ استراتژی کسب و کار الکترونیکی شش تصمیم متوالی و مرتبط به هم وجود دارد. این تصمیمات عبارت است از:
1) تحلیل فرصت‏های بازار
موفقیت در استراتژی کسب و کار الکترونیکی بستگی به درک عمیق از موقعیت بازار در بلندمدت و کوتاه مدت دارد. در اینجا منظور از بازار شامل خریداران و فروشندگانی است که آینده مبادلات سازمان را شکل می‏دهند.
2) مدل‏های تجاری
یک مدل تجاری نشان دهنده محتوا، ساختار و مدیریت تعاملات و مبالادت بین یک شرکت و شرکت‏های همکار با مشتریان می‏باشد. مدل‏های تجاری در سازمان نقش حلقه واسطه بین استراتژی‏ها و فرآیندهای کسب و کار در سازمان را بازی می‏کنند و مابین دو مقوله راهبردهای تجاری از فرآیندها و برنامه‏های عملیاتی ارتباط کارا ایجاد می‏کند. در واقع طراحی مدل کسب و کار الکترونیکی معادل با عملیاتی سازی و معماری یک راهبرد کلی در شرکت است تا از این طریق راهنمایی‏های لازم در جهت اجرایی فرآیندهای کسب و کار و سیستم‏های اطلاعاتی ایجاد شود.

دسته‌ها: داغ ترین ها