دانلود پایان نامه

بر اساس گزارش خبرگزاری براثای عراق، به گفته فراس الکرباسی، صالح حیدری رییس دفتر اوقاف شیعیان عراق و حسن بولارک، مدیر شرکت کوثرو ضیا زین الدین دبیرکل عتبات علوی این قرارداد را امضا کرده‌اند.
ایالات متحده آمریکا و عراق نوین
بهانۀ آمریکائیها برای حضور در خاک عراق
حمله آمریکا به عراق که به بهانه وجود سلاح های کشتار جمعی وحمایت از تروریسم صورت گرفت، برگرفته از تجربه موفق بازسازی آلمان و ژاپن، پس از جنگ جهانی دوم بود. همان‌گونه که بوش اعلام کرده بود که ملت‌سازی، از منافع آمریکاست؛ عراقی‌ها مانند ملت‌های دیگر، به سمت دموکراسی حرکت کرده‌اند؛ دولت بوش با تکیه بر تجربیات گذشته، پروژه دموکراسی برای قرن جدید آمریکایی را با هدف دموکراسی سازی در مناطق مختلف، به ویژه خاور میانه در نظر گرفت.
انتظارات آمریکا از حضور در عراق
آمریکا بر اساس بهانه‌اش برای حمله به عراق، در 24 مه 2004، برنامه‌ای پنج مرحله‌ای را برای انتقال حاکمیت به مردم عراق اعلام کرد.
این پنج ماده به شرح زیر است:
انتقال قدرت به دولت عراق دارای حاکمیت؛
کمک به برقراری ثبات و امنیت، لازمه دموکراسی است؛
ادامه بازسازی ساختارهای زیر بنایی عراق؛
کسب حمایت بیشتر جهان؛
حرکت به سوی انتخابات آزاد ملی که رهبران مردمی را به صحنه می آورد .
دولت بوش انتظار داشت که به جای صدام، رهبران سکولاری از میان تبعیدیان سیاسی که زمانی متحد واشنگتن بودند، انتخاب شوند؛ ولی بعدها معلوم شد که این دسته افراد، از حمایت اندک عراقی‌ها برخوردارند. هم چنین آمریکا پروژه (گروه کاری ) را متشکل از عراقی‌های تکنوکرات که سال‌ها خارج از کشور به کسب دانش‌های مختلف پرداخته بودند، تشکیل داد. برنامه‌هایی برای تغییرات گسترده فرهنگی درسطوح مختلف تحصیلی، در جهت تغییر کتب و اصول آموزشی مقررگردید و در بعد اقتصادی نیز امتیاز بازسازی زیر ساخت‌های این کشور، به شرکت‌های بزرگی هم چون “بکتل”، “هالیبرتون” و… واگذار شد و با وضع مقررات جدید اقتصادی، سعی شد تا شرایط مناسبی برای سرمایه گذاران خارجی فراهم شود؛ سیاست دیگر دولتمردان کاخ سفید در عراق، قرار دادن یک کشور، درنظام همکاری‌ها و معاملات امنیتی خلیج فارس است تا عراق درمناقشه عرب‌ها و اسرائیل، نقش و جایگاهی همسو با سیاست‌های آمریکا داشته باشد. . از دیگر هدف‌های مهم آمریکا در عراق، این بود که ضمن کانالیزه نمودن سیاست‌های دولت آینده عراق، بتوانند از این کشور به عنوان نقش توازن بخش در برابر ایران استفاده کنند.
واقعیت‌های عراق پس از حملۀ آمریکا در 2003 میلادی
آمریکائیها بر اساس توهمات خود که در طرح خاورمیانه بزرگ نهفته است به دنبال تثبیت ارزشهای سرمایه دارانه و غربی خود در عراق و منطقه و تغییر فرهنگ و ذهنیت مسلمانان بوده تا از این طریق تصویر مورد انتظار خود را در ذهنیت مسلمانان شکل داده و «زمینه را برای حضور دائمی و سلطه گسترده خود و رژیم صهیونیستی در منطقه بوجود آوردند.» از سوی دیگر، اتخاذ رویکردهای ناصحیح و پر اشتباه و عدم توجه آمریکائیان به واقعیت‌ها و بافت اجتماعی و مذهبی عراق، متأسفانه باعث نا امنی دائمی، نابودی زیرساخت‌ها و خسارت‌های جبران ناپذیری بر ملّت و منافع ملی عراق شده است . اما وخیم شدن اوضاع امنیتی در عراق موجب تعویق برنامه‌های بازسازی گردید. وزیر دفاع آمریکا اظهار داشته است که در پایان جنگ عراق ما حالا در این کشور با دادن تلفات بالا یک دموکراسی نسبتاً پایدار را برقرار کرده‌ایم. ولی اگر واقعیات این اشغال را دقیقاً مورد بررسی قرار داد، دیده خواهد شد اگرچه در ظاهر سقوط رژیمی سفّاک و مستبدی همچون صدام حسین در عراق برای ستم‌دیدگان عراقی شادی‌آور بود امّا با حضور سیاسی آمریکا و ادامه اشغال سیاسی این کشور توسط نیروهای اشغالگر، استعماری جدید به جای استبداد پیشین جایگزین شده است. اما آمریکا با اعلام عجز وناتوانی خویش در برقراری امنیت در عراق، از طریق کانال‌های مختلف، در تلاش بر آمد تا علی‌رغم میل باطنی خویش، زمینه‌های گفت‌وگو با کشورهای همسایه عراق، از جمله ایران را فراهم سازد انگشت سخنان سفیر آمریکا و اعلام آمادگی وی برای تعامل و گفت‌وگو، در راستای فرو نشاندن آتش جنگ داخلی عراق، می‌تواند نشان‌گر جایگاه منطقه‌ای ایران و نقش آن در فرو نشاندن آتش فتنه در عراق باشد. همزمان با این اعلام آمادگی، آمریکایی‌ها هم چنان از سیاست ایجاد فتنه و به راه انداختن جنگ فرقه‌ای و قومی در عراق غافل نبودند. ایالات متحده آمریکا با از دست دادن حدود 4500 سرباز خود در این جنگ و معلول یا زخمی شدن هزاران نفر دیگر، همچنین با هزینۀ دو تریلیون دلار در این جنگ که اقتصاد آمریکا را به لاشه بی‌جانی تبدیل کرد و با پیچیده شدن شرایط امنیتی در عراق، انگشت اتهام را به سوی کشورهای ایران و سوریه، به عنوان عوامل تشدید کننده نا امنی نشانه رفت و گزارش‌هایی از میزان نفوذ ایران، به عنوان چالش‌گر قدرت آمریکا در عراق نوشته شد؛ به ویژه پس از انتخابات 31 ژانویه و پیروزی لیست (ائتلاف شیعه) که اکثر چهره‌های نزدیک به ایران در آن حضور داشتند، تهاجم تبلیغاتی علیه ایران شدت یافت. برای مثال یکی از تحلیل‌گران آمریکایی نوشت: «همه چیز خیلی خوب به نفع ایرانی‌ها تمام شد. ایرانی‌ها دو دشمن ژئوپولتیکی عمده و مهم در منطقه داشتند که یکی از آنها طالبان و دیگری صدام بود. بنابراین دولت آمریکا، نه تنها به گونه بسیارسودمندی این دو مشکل را بر طرف ساخت، بلکه حکومت‌هایی را برمسند قدرت نشاند که در گذشته روابط مستحکمی با ایرانی‌ها داشتند.» سفر وزیر خارجه ایران در آن زمان به عراق که به عنوان نمادی از پیروزی ایران در مقابل آمریکا بود، نشان داد که علیرغم برتری آمریکا، در حکومت و رهبری این کشور در عصر اطلاعات جهانی، بازیگران دیگری نیز می توانند، با توجه به عدم تقارن، براساس توان سخت افزاری، مؤلفه‌های قدرت نرم را در مقابله با سلطه‌جویی‌های ایالات متحده آمریکا مورد استفاده قرار دهند. از این رو آمریکا برای جلوگیری از نفوذ ایران در عراق، سیاست‌های ذیل را در پیش گرفته است:
جلوگیری از به وجودآمدن حکومت شیعه در عراق، با پیروی از الگوی ایرانی؛
تسلط بر منابع نفت عراق، به عنوان یکی از کشورهای نفت خیز، برای تأثیر گذاری بر قیمت بازار جهانی نفت؛
تقویت محور آمریکا و اسرائیل و استفاده از عراق برای گسترش حوزه نفوذ در منطقه؛
تحت فشار قرار دادن دولت‌های منطقه و وادار ساختن آنان به پذیرش طرح های منطقه ای آمریکا؛

دسته‌ها: داغ ترین ها