دانلود پایان نامه

« سُبحانَهُ ما أجَلَّ شَأنَهُ وأعظَمَ سُلطانَهُ! تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ العُلى ومَن فِی الأَرضِ السُّفلى ، لَهُ التَّسبیحُ وَالعَظَمَهُ ، وَالمُلکُ وَالقُدرَهُ ، وَالحَولُ وَالقُوَّهُ ، یَقضی بِعِلمٍ ، ویَعفو بِحِلمٍ ، قُوَّهُ کُلِّ ضَعیفٍ ، ومَفزَعُ کُلِّ مَلهوفٍ ، وعِزُّ کُلِّ ذَلیلٍ ، وَوَلِیُّ کُلِّ نِعمَهٍ ، وصاحِبُ کُلِّ حَسَنَهٍ ، وکاشِفُ کُلِّ کُربَهٍ ، المُطَّلِعُ عَلى کُلِّ خَفِیَّهٍ ، المُحصی لِکُلِّ سَریرَهٍ ، یَعلَمُ ما تُکِنُّ الصُّدورُ ، وما تُرخى عَلَیهِ السُّتورُ . »:  پاکا او ! وه که چه پُرشکوه است جایگاه او ، و چه بزرگ است پادشاهى اش! آسمان هاى زبرین و هر آن که در زمین زیرین است ، او را به پاکى مى ستایند . پاکى و بزرگى ، پادشاهى و توانایى ، نیرو و زورمندى ، او را سزد . به دانایى ، حکم مى کند و به بردبارى مى بخشاید . نیروى هر ناتوانى است و پناه هر غمناکى و عزّتبخش هر خوارى و صاحب هر نعمتى و دارنده هر خوبى اى و زداینده هر اندوهى . آگاه از هر پوشیده اى است و شمارنده هر [عمل] نهانى . آنچه را سینه ها پنهان مى دارند و آنچه در پس پرده ها نهان اند ، مى داند .
«  سُبحانَ الَّذی لا یَؤودُهُ خَلقُ مَا ابتَدَأَ ، ولا تَدبیرُ ما بَرَأَ ، ولا مِن عَجزٍ ولا فَترَهٍ بِما خَلَقَ اکتَفى .»: پاکا خدایى که آفریدن آنچه از هیچ آفرید و تدبیر آنچه بى الگو خلق کرد ، به رنجش نیفکند و بسنده کردنش به آنچه آفرید ، از سر ناتوانى و سستى نبود !
تسبیح حضرت ( علیه السلام): « سُبحانَ الَّذی لا تَنفَدُ خَزائِنُهُ ، سُبحانَ الَّذی لا تَبیدُ مَعالِمُهُ ، سُبحانَ الَّذی لا یَفنى ما عِندَهُ ، سُبحانَ الَّذی لا یُشرِکُ أحَدا فی حُکمِهِ ، سُبحانَ الَّذی لَا اضمِحلالَ لِفَخرِهِ ، سُبحانَ الَّذی لَا انقِطاعَ لِمُدَّتِهِ ، سُبحانَ الَّذی لا إلهَ غَیرُهُ»
تَسبیحُ حضرت (علیه السلام) در روز دوم هر ماه : «سُبحانَ مَن تَعالى جَدُّهُ وتَقَدَّسَت أسماؤُهُ ، سُبحانَ مَن هُوَ إلى غَیرِ غایَهٍ یَدومُ بَقاؤُهُ ، سُبحانَ مَنِ استَنارَ بِنورِ حِجابِهِ دونَ سَمائِهِ ، سُبحانَ مَن قامَت لَهُ السَّماواتُ بِلا عَمَدٍ ، سُبحانَ مَن تَعَظَّمَ بِالکِبرِیاءِ وَالنّورِ سَناؤُهُ ، سُبحانَ مَن تَوَحَّدَ بِالوَحدانِیَّهِ فَلا إلهَ سِواهُ ، سُبحانَ مَن لَبِسَ البَهاءَ وَالفَخرُ رِداؤُهُ ،» سُبحانَ مَنِ استَوى عَلى عَرشِهِ بِوَحدانِیَّتِهِ .  پاکا خدایى که والاست عظمت او و مقدّس است نام هاى او ! پاکا خدایى که مانایى اش را پایانى نیست ! پاکا خدایى که فرودستِ آسمانش ، از روشنایى حجاب او ، روشنایى گرفته است ! پاکا خدایى که آسمان ها بى هیچ ستونى برایش افراشته شدند ! پاکا خدایى که به بزرگى خویش ، مى نازد و روشنایى اش خیره کننده است ! پاکا خدایى که در یگانگى ، یکتاست و معبودى جز او نیست ! پاکا خدایى که جامه فرّهى در پوشیده و نازِش و غرور ، رداى اوست ! پاکا خدایى که به یگانگى ، بر اورنگ خویش قرار گرفته است.
3‚3‚3.ذکر تسبیح برخى جانوران
« إذَا التَقَى الجَمعانِ ، ومَشَى الرِّجالُ إلَى الرِّجالِ بِالسُّیوفِ ، یَرفَعُ الفَرَسُ رَأسَهُ فَیَقولُ : سُبحانَ المَلِکِ القُدّوسِ . ویَقولُ الحِمارُ فی نَهیقِهِ : اللّهُمَّ العَنِ العَشّارینَ ، ویَقولُ الدِّیکُ فی نَعیقِهِ بِالأَسحارِ : اُذکُرُوا اللّه َ یا غافِلینَ . ویَقولُ الضُّفدَعُ فی نَقیقِهِ : سُبحانَ المَعبودِ فی لُجَجِ البِحارِ . ویَقولُ الدُّرّاجُ فی صِیاحِهِ : الرَّحمنُ عَلَى العَرشِ استَوى . وتَقولُ القُنبُرَهُ ۳ فی صَفیرِها : اللّهُمَّ العَن مُبغِضی آلِ مُحَمَّدٍ» . هر گاه دو سپاه ، رویاروى شوند و سپاهیان با شمشیرهایشان به سوى یکدیگر بیایند ، اسب ، سرش را بلند مى کند و مى گوید : پاکا پادشاه پاک ! الاغ ، با عَرعَر خویش مى گوید : خدایا ! باجگیران را لعنت کن . خروس ، با بانگ خویش در سحرگاهان مى گوید : خدا را یاد کنید ، اى بى خبران ! قورباغه ، با قورْ قورِ خویش مى گوید : پاکا معبود در اعماق دریاها ! دُرّاج ، با آواز خویش مى گوید : آن مهر گستر ، بر اورنگْ قرار گرفته است ؛ و چکاوک ، با جیکاجیک خویش مى گوید : خدایا ! دشمنان خاندان محمّد را لعنت فرما .
« إنَّ الإِنسانَ إذا کانَ فِی الصَّلاهِ فَإِنَّ جَسَدَهُ وثِیابَهُ وکُلَّ شَیءٍ حَولَهُ یُسَبِّحُ »: انسان ، هر گاه به نماز بِایستد ، بدن او و جامه هایش و هر آنچه پیرامون او هستند ، تسبیح مى گویند .
4‚3.حمد
واژه «تحمید» ، از ریشه «حمد» به معناى ستایش (در مقابل «ذم» به معناى نکوهش) است . این مادّه (حمد) ، هنگامى که به باب تفعیل برود ، معمولاً بر مبالغه دلالت مى کند و از این رو ، «محمّد» به معناى «بسیار ستوده» است . گاهى نیز باب تفعیل ، ناظر به معناى نسبت است و در این کاربرد ، تحمید به معناى نسبت دادن حمد و ستودگى به خداوند است . خلیل بن احمد فراهیدى ، «حمد» و «تحمید» را چنین معنا مى کند : حمد ، نقیض ذمّ (نکوهش) است . گفته مى شود : «بلوته فأحمدته» ، یعنى : او را آزمودم و او را ستودنى و پسندیده کردار یافتم و او را بر آنها ستودم … «تحمید» ، یعنى ستودن بسیار خداوند با ستایش هاى نیکو … . «حمد» ، یعنى : ثنا گفتن .
1‚4‚3.روایات
« الحَمدُ شُکرٌ »: حمد ، نوعى سپاس گزارى است .
« أمّا قَولُهُ : «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِینَ » فَذلِکَ ثَناءٌ مِنّا عَلى رَبِّنا تَبارَکَ وتَعالى بِما أنعَمَ عَلَینا . . . »: امّا سخن خداوند «ستایش ، خداى را که پروردگار جهانیان است» ، سپاس گزارى ماست از پروردگارمان ـ تبارک و تعالى ـ براى نعمت هایى که به ما ارزانى داشته است .
« إنّ اللّه َ ولَهُ الحَمدُ افتَتَحَ الحَمدَ لِنَفسِهِ ، وخَتَمَ أمرَ الدُّنیا ومَحَلَّ الآخِرَهِ بِالحَمدِ لِنَفسِهِ ، َقُضِىَ بَیْنَهُم بِالْحَقِّ وَ قِیلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِینَ»: ستایش را براى خویش ، آغاز کرد و کارِ دنیا و سراى آخرت را با ستایش خویش ، پایان بخشید و فرمود : «و میان ایشان ، به درستى داورى گردید و گفته شد : ستایش ، خداى را که پروردگار جهانیان است» .
« إنَّ أحَقَّ مَا ابتَدَأَ بِهِ المُبتَدِئونَ ، ونَطَقَ بِهِ النّاطِقونَ ، وتَفَوَّهَ بِهِ القائِلونَ : حَمدُ اللّه ِ وثَناءٌ عَلَیهِ بِما هُوَ أهلُهُ ، وَالصَّلاهُ عَلَى النَّبِیِّ صلى الله علیه و آله »: سزاوارترین چیزى که آغاز کنندگان ، با آن آغاز مى کنند و نطق کنندگان ، به آن نطق مى کنند و گویندگان ، آن را به زبان مى آورند ، ستایش و ثناى خداست به اوصافى که او شایسته آنهاست ، و صلوات فرستادن بر پیامبر صلى الله علیه و آله است .
«  الحَمدُ للّه ِ الَّذی جَعَلَ الحَمدَ مِفتاحا لِذِکرِهِ ، وسَبَبا لِلمَزیدِ مِن فَضلِهِ ، ودَلیلاً عَلى آلائِهِ وعَظَمَتِهِ .»:  ستایش ، خداى را که ستایش را آغاز یاد خویش قرار داد ، و وسیله افزونى احسانش ، و راه نما بر نعمت ها و بزرگى اش .
 مِن شَرَفِ هذِهِ الکَلِمَهِ ـ وهِیَ الحَمدُ للّه ِ ـ أنَّ اللّه َ تَعالى جَعَلَها فاتِحَهَ کِتابِهِ ، وجَعَلَها خاتِمَهَ دَعوى أهلِ جَنَّتِهِ؛ فَقالَ : «وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِینَ» : از ارجمندى این سخن ـ یعنى «ستایش ، خداى را» ـ است که خداوند متعالى آن را آغاز کتابش ، و پایان نیایش بهشتیانش قرار داده است ، و مى فرماید :«و پایان نیایش آنان ، این است که : «ستایش ، خداى را که پروردگار جهانیان است» .
« اُوصیکُم أیُّهَا النّاسُ بِتَقوَى اللّه ِ ، وکَثرَهِ حَمدِهِ عَلى آلائِهِ إلَیکُم ، ونَعمائِهِ عَلَیکُم ، وبَلائِهِ لَدَیکُم»: اى مردم! سفارش مى کنم شما را به پروا دارى از خدا ، و او را ستایشِ بسیار گفتن براى نواخت ها و نعمت ها و نیکى هایش به شما .
« مَن جَعَل الحَمدَ خِتامَ النِّعمَهِ ، جَعَلَهُ اللّه ُ سُبحانَهُ مِفتاحَ المَزیدِ»: هر کس پایانِ نعمت را سپاس[ـِ خدا] قرار دهد ، خداوند ـ که منزّه است ـ ، آن [سپاس] را آغاز افزایش [ـِ نعمت] قرار مى دهد .
« السُّؤالُ بَعدَ المَدحِ ، فَامدَحُوا اللّه َ عز و جل ثُمَّ اسأَ لُوا الحَوائِجَ ، أَثنوا عَلَى اللّه ِ عز و جلوَامدَحوه قَبلَ طَلَبِ الحَوائِجِ»: درخواستْ بعد از ستایش است ؛ پس نخست خداوند عز و جل را بستایید و سپس حاجت هایتان را بخواهید . پیش از درخواست حاجت ها ، خداوند عز و جل را ثنا و مدح گویید .
« یا کُمَیلُ ، قُل عِندَ کُلِّ شِدَّهٍ : «لا حَولَ ولا قُوَّهَ إلّا بِاللّه ِ» تُکفَها ، وقُل عِندَ کُلِّ نِعمَهٍ : «الحَمدُ للّه ِ» تَزدَد مِنها .» : اى کمیل! در هنگام هر سختى و گرفتارى اى بگو : «هیچ نیرو و توانى نیست ، مگر به مدد خدا» تا آن سختى ، از تو برطرف شود ، و هنگام به دست آوردن هر نعمتى بگو : «سپاس ، خداى را» تا آن نعمت بر تو افزون شود .
2‚4‚3.ادعیه

دسته‌ها: داغ ترین ها