روانشناسی : گوش به زنگی بیش از حد و بازداری[۱]

 

 

 

 

 

۱۵-منفی گرایی/ بدبینی

تمرکز عمیق و همیشگی بر جنبه های  منفی زندگی (درد، مرگ، دلخوری، از دست دادن، نبود توافق ، اختلاف ، گناه ، مشکلات حل نشده، اشتباهات بالقوه ، خیانت ، کارایی که اشتباه انجام می شن و…) همراه با دست کم گرفتن جنبه های مثبت و خوش بینانه زندگی با غفلت از اونا .

مشکلات

این طرح معمولاً شامل انتظارات افراطی در طیف و سیعی از موقعیتای کاری، مالی و بین فردیه که خود این حالت منتهی به اشتباهات شدیدی می شه، طوری که شخص در آخر احساس می کنه زندگی شخصی اش از هم پاشیده س .  بیشتر باعث ترس غیر عادی از اشتباه کردن می شه ، اشتباهی که ممکن  است منتهی به ورشکستگی مالی ، از دست دادن ، تحقیر و سرافکندگی یا گیر افتادن تو یه موقعیت بد بشه . از اونجا که یافته های منفی و بالقوه  اینجور حالتهایی ، بزرگ نمایی آمیزه ، مشخصه این بیماران ، نگرانی طولانی، گوش به زنگی، غر زدن یا بلاتکلیفیه .

 

۱۶-جلوگیری هیجانی

جلوگیری افراطی اعمال ، احساسات و ارتباطات خودانگیخته که معمولاً به خاطر دوری از رانده بقیه ، احسان خجالت و از دست دادن کنترل بر تکانهای شخصی صورت میگیره. معمولی ترین بخش هایی که جلوگیری در مورد اونا اعمال می شه عبارتند از :

الف) جلوگیری از بروز  خشم و خشونت .

ب) جلوگیری از بیان تکانهای مثبت (مثل خوشحالی ، محبت، تحریک جنسی و بازی ) .

محبت

ج) جلوگیری از بیان آسیب پذیری یا بیان راحت و روشن احساسات و نیازای شخصی .

د) تاکید افراطی بر عقلانیت و ندیده گرفتن هیجانا.

۱۷- معیارای سرسختانه / عیب جویی افراطی

باور اساسی مبنی بر این که فرد واسه رسیدن به معیارای بلند پروازانه درباره رفتار و کارکرد خود، باید تلاش زیادی به خرج دهد و این کار معمولاً واسه جلوگیری از انتقاد صورت میگیره. این طرح معمولا در خونواده هایی به وجود میاد که تحت فشارند، نسبت به خودشون و بقیه زیادتر از اندازه عیب جویی می کنن و توقع دارن کارا با کیفیت عالی و در کوتاهترین زمان انجام شن . این طرح بیشتر منتهی به نقصای جدی در احساس لذت ، آرامش، سلامتی ، احساس با ارزشی، پیشرفت یا روابط رضایت مندانه می شه و معمولاً به شکلای زیر بروز می کنه :

الف) بی اشکال گرایی ، توجه غیر عادی به جزئیات یا آزمایش کمتر از حد کارکرد خود در مقایسه با کارکرد بقیه.

ب) قوانین غیر قابل انعطاف و” بایدها ” ، در خیلی از بخش های زندگی از جمله معیارای بالا و غیر واقع  بینانه اخلاقی ، فرهنگی و مذهبی .

ج)نگرانی زمان و مفید بودن به خاطر انجام کار بیشتر.

 

۱۸– تنبیه

باور اساسی مبنی بر این که افراد باید به خاطر اشتباهاتشان ، شدیداً تنبیه شن. بیشتر شامل احساس خشم ، نابردباری  و بی صبری نسبت به کسائی (از جمله خود فرد) است که طبق معیارا و انتظارات اون عمل نکرداند . معمولاً این جور افراد ، به دلیل در نظر نگرفتن شرایط خاص ، ندیده گرفتن مشکلات بقیه و نبود همدلی با احساسات اونا ، نمی تونن از اشتباهات خودشون و بقیه صرف نظر کنن ( یانگ ،۱۹۵۰ ؛ به نقل از حسن حمید پور ،۱۳۹۰ ).

بخش دوم: خود گردونی و کارکرد دچار اختلال

خود گردونی یعنی توانایی فرد واسه جداشدن از خونواده و کارکرد جداگونه . این توانایی در مقایسه با افراد هم سن وسال و سنجیده می شه . مریضایی که طرح واره هاشون در این بخش قرار داره ، از خودشون و محیط دورو برشون ، انتظاراتی دارن که در توانایی اونا واسه تفکیک خود از نماد والدین[۶] و رسیدن به کارکرد مستقلانه مانع بوجود میاره . والدین این بیماران واسه اونا هر کاری انجام می دادن و شدیدا از اونا پشتیبانی می کردن و بعضی وقتا برعکس ، با احتمال خیلی کم از اونا مراقبت یا نگهداری می کردن (که مورد گذشته بسیار نادره) . زیاده روی و کوتاهی در پشتیبانی از کودک منتهی به بروز مشکلاتی در بخش خودگردانی می شه . والدین این گروه از بیماران ، بیشتر به اعتماد بنفس کودک خود صدمه میزنن و در تقویت کارکرد استادانه اون در خارج از خونه موفق نیستن. در نتیجه ، این بیماران نمی تونن هویت مستقلی در مورد خودشون بدست بیارن و نمی تونن زندگیشون رو بدون دریافت کمکای مطمئنا بقیه اداره کنن .اونا نمی تونن واسه خودشون اهداف مشخصی در نظر بگیرن و در مهارتای لازم مهارت پیدا کنن ، بنابر این از نظر کارآیی و کفایت در دوران بزرگ سالی ، مثل یه کودک کم سن و سال عمل میکنن .

مریضایی که طرح وارۀ وابستگی / بی عرضگی دارن ، احساس می کنن بدون کمک جدی بقیه نمی تونن از عهده مسئولیتای روز مره شون بر آیند . مثلا ، اونا احساس می کنن توانایی کسب درآمد ، حل مشکلات ، خوب قضاوت کردن ، بردوش گرفتن وظایف جدید و اراده کردنِ  درست رو ندارن . این طرح واره بیشتر خودشو به شکل پشیمون بودن  و درموندگی افراطی نشون میده .

اراده کردن

مریضایی که طرحوارۀ  آسیب پذیری نسبت به ضرر یا مریضی دارن ، شدیداً می ترسن نکنه هر لحظه دچار یه فاجعه شن و نتونه باآن مقابله کنن . این ادما از اینجور فجایعی می ترسن : (۱) پزشکی (مانند بروز حملات قلبی ، دچار شدن به مریضی ایدز) ، (۲) هیجانی( مانند دیوونه شدن ، از دست دادن کنترل( و(۳) محیطی (مانند وقوع تصادفا ، جنایت ، بلای طبیعی ).

مریضایی که طرح واره  خود تغییر نیافته / گرفتار دارن، بیشتر در مورد رابطه شون با یکی یا چند نفر از افراد مهم زندگی شون (بیشتر والدین) ، زیادتر از اندازه اشتغال ذهنی دارن و به خاطر همین ، فردیّت و رشد اجتماعی بیماران به اونا وابسته . این بیماران ، سخت فکر می کنند که دست کم یکی از افراد این رابطه ، نمی تونه بدون دیگری به زندگی ادامه بده . این طرح واره ممکنه احساساتی مثل غرق در شخصیت طرف مقابل شدن ، از دست دادن هویت وبی هدف بودن زندگی رادر بگیره . مریضایی که طرح وارۀ  شکست دارن ، فکر می کنند مطمئنا در رسیدن به حد عادی پیشرفت (زمینه هایی مثل تحصیل ، ورزش ، شغل) شکست می خورن و در مقایسه با هم سن و سالهایشان ، خیلی بی جنم ان . آدمایی که این طرح واره رو دارن ، بیشتر خودشون رو کم هوش ، بی استعداد یا ناموفق می دونن ( کلوسکو ،۱۹۵۰ ؛ به نقل از زهرا اندوز ،۱۳۹۰ ).

 

بخش سوم: محدودیتای دچار اختلال

مریضایی که طرح واره هاشون در این بخش قرار داره ، محدودیتای داخلی اونا در مورد احترام دوطرفه وخویشتن- داری به اندازه کافی رشد نکرده . اونا ممکنه در مورد احترام به حقوق بقیه ، همکاری کردن ، معتقد بودن یا رسیدن به اهداف دراز مدت مشکل داشته باشن . علاوه بر این ، اینجور بیما رانی بیشتر خودخواه ، لوس ، بی مسئولیت یا خودشیفته به نظر می رسن . اونا معمولا در خونواده هایی بزگ شدن که خیلی آسون انگار و زیادتر از اندازه مهربون بودن (بعضی وقتا طرح واره استحقاق می تونه شکلی از جبران افراطی طرح وارهای دیگرمثل محرومیت هیجانی باشه ) .

معمولا در مثل این موارد ریشه تحولی اولیه این طرح واره ، محبت زیادتر از اندازه نیس .

این بیماران در دوران کودکی ، احتیاجی نداشتن از قوانینی پیروی کنن که بقیه از اون قوانین پیروی می کردن . اونا در دوران کودکی توجه بقیه رو نمی کردن و صبور نبوده ان. در نتیجه ، در بزرگسالی، توانایی کنترل تکانهای  خود رو ندارن و نمی تونن ارضاء نیازای آنی خود رو به خاطر رسیدن به منافع آینده به تأخیر بندازن .

مریضایی که طرح واره استحقاق / بزرگ منشی دارن ، خودشون رو یه سر و گردن بالاتر از بقیه می دونن و در نتیجه حقوق و امتیازات خاصی واسه خودشون قائل ان . مریضایی که این طرح واره رو دارن ، خود رو نسبت به رعایت احترام دوطرفه که پایه تعاملات اجتماعی سالمه ، موظف نمی دونن .  اونا بیشتر اصرار می کنن که می تونن هر کاری رو که دلشون بخواد، بدون توجه به هزینه ای که این کار واسه بقیه داره ،  بکنن . اونا دوست دارن به قدرت برسن تا بتونن برتری خود رو به رخ بقیه بکشن (مثل موفق شدن ، مشهور شدن و پولدار شدن ) . این بیماران بیشتر زیادتر از اندازه پر توقع یا سلطه گرند و در روابط اجتماعی با مشکلات بقیه همدلی نمی کنن .

مریضایی که طرح واره خودمون – داری / خود – انضباطی کم دارن ، نمی تونن واسه رسیدن به اهداف شون ، خودمون – داری نشون بدن و شکست رو به قدر کافی تحمل کنن از طرف دیگه نمی تونن بیان هیجانا و تکانه هاشون رو کنترل کنن . در شکلای ناچیز تر این طرح واره ، بیماران بر دوری از ناراحتی خیلی تأکید می کنن : مثلا تلاش می کنن در روابط بین فردی ، اختلافی ایجاد نکنن و از قبول کردن مسئولیتای بیشتر ، طفره می رن (مژگان صلواتی ، ۱۳۸۸).

 

بخش چهارم: دیگه جهت مندی

مریضایی که طرح واره هاشون در این بخش قرار داره ، به جای رسیدگی به نیازای خود به دنبال ارضای نیازای بقیه هستن . اونا این کار رو واسه رسیدن به تأیید ، موندگاری رابطه هیجانی یا دوری از انتقام انجام میدن . این بیماران در روابط اجتماعی تمایل دارن بر پاسخای بقیه بیشتر از نیازای خودشون تأکید کنن و بیشتر از خشم و تمایلات خودشون ناآگاه هستن . اونا در دوران کودکی  ، آزاد نبوده ان تا از تمایلات طبیعی خودشون پیروی کنن و در بزرگسالی به جای این که از درون جهت دهی شن از محیط خارجی اثر قبول می کنن و از خواسته های بقیه پیروی می کنن . ریشه تحولی طرح وارهای این بخش ، بر اساس پذیرش مشروط[۷] بوده : کودکان باید جنبه های مهم شخصیت خود رو واسه رسیدن به عشق یا تایید بقیه کنترل می کردن . در بیشتر این خونواده ها، والدین به جای توجه و مهم دونستن به نیازای منحصر به فرد کودک ، بیشتر نیازای هیجانی یا منزلت اجتماعی خود رو مهم می دونن .

مریضایی که طرح واره اطاعت دارن، کنترل خود رو به دست بقیه می سپارند و در برابر اونا تسلیم می شن، چون احساس می کنن مجبورند این کار رو بکنن. کارکرد طرح اطاعت معمولاً دوری از خشم،  انتقام یا رها شدگیه. دو شکل بیشتر این طرح واره عبارتند از : (۱) اطاعت از نیازا : سرکوب تمایلات و خواسته های فرد و (۲) اطاعت از هیجانا : سرکوب پاسخای هیجانی ، خصوصاً خشم. طرح واره اطاعت معمولاً با این برداشت همراه س که نیازا و احساسات فرد مهم و مهم نیستن. این طرح واره ، بیشتر به شکل رضایت و اشتیاق وافر واسه خوشحال و راضی کردن بقیه ظاهر می شه، در عین حالا که نسبت به کلک و فریب خوردن حساسیتزیادی داره. اطاعت معمولاً منتهی به افزایش کم کم خشم شده و به شکل علائم  مخالف ظاهر می شه(مثل رفتار پشیمون- خشن ، طغیانای غیر قابل کنترل خشم ، علایم روان تنی یا تنهایی عاطفی).

مریضایی که طرح واره ایثار دارن ، نیازای بقیه رو با میل خود و حتی به قیمت از دست دادن رضایت مندی شخصی ارضاء می کنن . اونا این کار رو واسه کاهش رنج و گرفتاری بقیه ، دوری از گناه ، رسیدن به احساس با ارزشی[۸]و موندگاری رابطه هیجانی با افراد نیازمند انجام میدن . مریضایی که این طرح واره رو دارن، بیشتر نسبت به رنج بقیه حساسیت زیادی نشون میدن . اونا همیشه با این احساس درگیرن که نیاز هاشون به طور کافی ارضاء نمی شه و این بعضی وقتاً منتهی به احساس دلخوری اونا می شه . این طرح واره با معنی دوازده مرحله ای «وابستگی مریض گونه » همپوشی داره .

مریضایی که طرح واره پذیرش جویی/ جلب توجه دارن ، رسیدن به تایید یا توجه بقیه رو اولویت زندگی خود قرار میدن . احساس با ارزشی اونا بیشتر به عکس العمل بقیه بستگی داره تا واکنشای خودشون . این طرح واره بیشتر مسائلی  مثل اشتغال ذهنی زیاد نسبت به منزلت اجتماعی ، ظاهر ، پول یا موفقیت به عنوان وسیله ای واسه رسیدن به تایید و توجه بقیه رو در بر میگیره . اینجور طرح واره ای ، بیشتر منتهی به تصمیمای سرنوشت سازی در زندگی می شه که غیر قابل اطمینان هستن و یافته های ناگواری به دنبال دارن (ویشار ،۱۹۵۰ ؛ به نقل از حسن حمید پور ،۱۳۹۰ ).

 

[۱]-approval-seeking/Recognition- seeking

[۲] -negativity/Pessimism

[۳] -emotional inhibitation

[۴] Unragenting Standars/Hypercriticalnass

[۵] punitveness

 

[۶]parent figure

[۷] conditional accaptence

[۸] self-esteem