روانشناسی در مورد : ریشه های تحولی طرح واره ها

بر این باوریم که طرح وارها به دلیل ارضاء نشدن نیازای هیجانی اساسی دوران کودکی به وجود اومده ان. ما معتقدیم که آدما پنج نیاز هیجانی اساسی دارن[۱]:

  1. دلبستگی[۲] ایمن به بقیه (شامل نیاز به امنیت ، ثبات، محبّت و پذیرش) .
  2. خود گردونی[۳]، کفایت و هویت.
  3. آزادی در بیان نیازا و هیجانای سالم.
  4. خود انگیختگی و تفریح.
  5. محدودیت[۴] های واقعی و خودمون- داری[۵].

این نیازا، جهان عمومیت هستن . همه آدما ، این نیازا رو دارن ، هر چند شدت این نیازا در بعضی افراد بیشتره . فردی که از سلامت روان برخورداره، می تونه این نیازای هیجانی اساسی رو به طور سازگارانه ای ارضاء کنه. بعضی وقتا تعامل بین اخلاق ذاتی کودک و محیط اولیه ، به جای ارضاء این نیازها ، منتهی به شکست اونا می شه. هدف طرح واره درمانی ، اینه که به بیماران کمک کنه تا راه های سازگارانه تری واسه ارضاء این پنج نیاز هیجانی پیدا کنن(یانگ ،۱۹۹۰ ؛ به نقل از  اندوز ،۱۳۹۰).

 

تجارب اولیّه زندگی

ریشه تحولی طرح وارهای مخالف اولیه در تجارب بد دوران کودکی نهفتهه. طرح وارهایی که زودتر به وجود میان و معمولاً قوی ترین هستن، از خونواده های هسته اینشأت می گیرن . تا حد زیادی ، پویاییای خونواده ، درخشش دقیق پویاییای جهان ذهنی کودک هستن. وقتی بیماران در موقعیتای از زندگی بزرگسالی ، طرح وارهای مخالف  اولیّه شون فعال می شن، معمولاً خاطره ای هیجان انگیز از دوران کودکی خود تجربه می کنن. همزمان با تحوّل کودک ، بقیه عوامل اثر گذار مانند همسالان ، مدرسه، انجمنای گروهی و فرهنگ ، به طور روز افزونی اهمیت پیدا میکنن و در تشکیل طرح وارها نقش بازی می کنن. با این حال ، طرح وارهایی که بعداً در سیر تغییر شکل می گیرن، زیاد عمیق و قوی نیستن.(طرح واره تنهایی اجتماعی[۶] در گروه همین طرح وارهاه که معمولا در اواخر دوران کودکی یا نوجوونی شکل میگیره و ممکنه انعکاسی از پویاییای خونواده هسته ای نباشه ).  چهار دسته از تجارب اولیه زندگی ، روند اکتساب طرح وارها رو تسریع می کنن. اولین دسته از تجارب اولیه زندگی ، شکست ناگوارنیازها[۷]هستن. این حالت وقتی اتفاق میفته که کودک تجارب باحالی رو تجربه نکنه. طرح وارهایی مانند محرومیت هیجانییا ول شدن[۸] به دلیل مشکل درمحیط اولیه به وجود میان. در محیط زندگی اینجور کودکی ، ثبات ، درک شدن یا عشق وجود ندارن.نوع دوم تجارب اولیه زندگی که طرح وارها رو به وجود میارن، آسیب دیدن[۹]  و قربونی شدن هستن.در اینجور وضعیتی ، کودک آسیب می بینه یا قربونی می شه و طرح وارهایی مثل بی اعتمادی / بد رفتاری[۱۰] ، مشکل/ شرم[۱۱] یا آسیب پذیری نسبت به ضرر[۱۲] تو ذهن اون شکل میگیره. در نوع سوم تجارب ، مشکل اینه که کودک ، زیاد چیزای خوب رو تجربه می کنه. والدین جهت رفاه و آسایش کودک، همه کار می کنن ، در حالی که تامین رفاه و راحتی در حد متعادل واسه رشد سالم کودک لازمه . در اثر این جور تجارب تو ذهن کودکان طرح وارهایی مثل وابستگی / بی عرضگی[۱۳]یا استحقاق / بزرگ منشی به وجود میاد. در این حالت ، والدین با احتمال خیلی کم با کودک جدی برخورد می کنن و کودک روی پر قوبزرگ می شه و لوس بار میاد . در نتیجه نیازای هیجانی کودک به خودگردانی یا محدودیتای واقعی ارضاء نمی شن. والدین ممکنه زیادتر از اندازه درگیر زندگی کودک بشن یا ممکنه بدون هیچ گونه محدودیتی ، آزادی عمل زیادی به ا و بدن(آرنتز و ورتمن،۱۹۹۹).
هسته ای

نوع چهارم تجارب زندگی که باعث تشکیل طرح وارها می شه، داخلی سازی انتخابی[۱۴]یا مثل سازی با افراد مهم زندگی[۱۵]است. کودک به طور انتخابی با افکار، احساسات ، تجارب و رفتارای والدین خود مثل سازی کرده و اونا رو درون سازی می کنه. مثلاً دو مریض رو در نظر بگیرین که هر دو قربونی بدرفتاری دوران کودکی خود هستن و واسه درمان به کلینیک مراجعه می کنن. مریض اول ،در دوران کودکی ، نقش قربونی رو پذیرفته بود. وقتی پدرش اون رو کتک می زد ، ً به اون حمله نمی کرد و فقط احساس می کرد قربونی این وضعیت شده. ایشون با اینکه احساس می کرد با اون بد رفتاری شده ، ولی احساس کسی رو که مورد بد رفتاری قرار گرفته، در خودش درون سازی نکرد. مریض دوم، ،در مقابل بد رفتاریای پدرش ، ً به اون حمله می کرد.اون با پدرش مثل سازی کرد و افکار ، رفتار و احساسات پدر ِپرخاشگرش رو درون سازی کرد و خودش تبدیل به یه فرد خشن و بدرفتار شد (این مثال بزرگ نمایی آمیزه. در واقع بیشتر کودکان هم قربونی شرایط می شن و هم اینکه بعضی از افکار و احساسات یا رفتارای بزرگسالان بدرفتار رو یاد می گیرن و به کار می برند).

دو مریض رو در نظر بگیرین که هر دو طرح واره محرومیت هیجانی دارن. هر دوی این بیماران ، والدین بی عاطفه ای داشتن و در دوران کودکی، احساس کردن تنها هستن و کسی اونا رو دوست نداره. میشه فرض کرد که هر دو در بزرگسالی از نظر هیجانی ، آدمایی سرد وبی عاطفه می شن؟ حتماً نه . هر چند هر دو مریض می دونستن که مورد بی مهری قرار گرفتن ، ولی حتماً خودشون تبدیل به آدمایی بی عاطفه نشدن . بیماران ممکنه به جای مثل سازی با والدین بی مهر و عاطفه خود ، از راه مهربون بودن ، با احساس محرومیت شون مقابله کنن، یا اینکه با پرقعی و احساس استحقاق با محرومیت هیجانی پایه ای خود کنار بیان. در تجارب بالینی  میشه به این نکته پی بردکه کودکان به طور انتخابی با جنبه های خاصی از افراد مهمّ زندگیشون مثل سازی کرده و اونا رو درون سازی می کنن. بعضی از این مثل سازیا و درون سازیا  به طرح وارها و بعضی هم به سبکای مقابله ای یا تصور[۱۶] تبدیل می شن . مثلا، کودکی با ویژگیای دپرس خوبی، شایدً سبک خوش بینانه[۱۷] یوالدین خود رو در مقابل بدشانسیا ، درون سازی نمیکنه، چون رفتار اینجور والدینی ، اون قدر مخالف طبع[۱۸]کودکه که نمی تونه اون رو جذب کنه(همون منبع).

اخلاق هیجانی

علاوه بر محیط زندگی اولیه ، عوامل دیگری هم در تشکیل طرح وارها نقش بازی می کنن که این وسط ، اخلاق هیجانیکودک خیلی خیلی مهمه . بیشتر والدین، خیلی زود به این نکته پی می برند که هر کودکی از زمان تولد ، شخصیت یا اخلاق منحصر به فرد و متمایزی داره . بعضی از کودکان  تحریک پذیرن ، بعضی خجالتی و بعضی هم پرخاشگرند.  پژوهشای زیادی نشون میدن که عوامل زیستی در تشکیل و تغییر شخصیت از اهمیت فوق العاده ای بهره مند هستن . مثلا ، کاگان[۱۹]و همکارانش (کاگان ، رزنیک[۲۰]و اسنایدمن[۲۱]، ۱۹۸۸) . پژوهشای زیادی درباره صفات اخلاق نوزادان انجام دادن و به این نتیجه رسیدن که بیشتر این صفات ، حتی با گذشت زمان ، ثابت می مانند . در قسمت پایین به بعضی از ابعاد اخلاق هیجانی[۲۲] اشاره می شه که به نظر ما بیشتر اونا مادرزادی ان[۲۳]و تقریباً غیر قابل تغییر ، مگه از راه روان درمانی .

روان درمانی

 

 

پایدار[۲۴]              بی ثبات[۲۵]

خوشبین[۲۶]            دپرس خو[۲۷]

خونسرد [۲۸]             مضطرب[۲۹]

حواسپرت[۳۰]            وسواسی[۳۱]

 

بداخلاق[۳۲]             پشیمون[۳۳]

بازیگوش             [۳۴]تحریک پذیر[۳۵]

اجتماعی[۳۶]                خجالتی[۳۷]

 

شاید بشه این طور تصور کرد که اخلاق هر انسانی ، ترکیب منحصر به فردی از این ابعاده (البته خلق و خو ، ابعاد دیگری هم داره که مطمئنا در آینده مشخص می شه). اخلاق هیجانی کودک در تعامل با وقایع دردناک[۳۸]دوران کودکی منتهی به تشکیل طرح وارها می شه . خلق و خوهای متفاوت ، کودکان رو در برابر شرایط مختلفی قرار میده .مثلا ، یه کودک بداخلاق در مقایسه با یه کودک پشیمون و پذیرا ، بیشتر احتمال داره مورد بدرفتاری بدنی والدین خشن خود قرار بگیره .  علاوه بر این ، خلق و خوهای جور واجور به شکلی متفاوت، کودکان رو نسبت به شرایط مشابه ضعیف میسازن. کودکان ممکنه به دلیل خلق و خوهای متفاوت ، در مقابل رفتار مشابه والدین خود ، واکنشای به طور کاملً متفاوتی نشون بدن . مثلا ، دو پسربچه رو در نظر بگیرین که هر دو به وسیله مادرانشون رانده شدن . کودک خجالتی از محیط دور و بر انصراف می کنه و کم کم منزوی شده و به مادر خشن ِخود وابسته می شه، ولی کودک اجتماعی جرأت می کنه که از لاک خود بیرون بیاد و بقیه رو به ایجاد رابطه مثبت مجبور کنه.واقعیت اینه که اجتماعی بودن یکی از صفات غالب کودکان پرطاقت[۳۹]است و علی رقم این که اینجور کودکانی ممکنه مورد بدرفتاری و غفلت قرار گیرند، ولی صفت اجتماعی بودن باعث رشد اونا می شه .

مشاهدات نشون دهنده اون هستش که محیط اولیه فوق العاده  محبت آمیز یا متنفر کننده می تونه خیلی اخلاق هیجانی رو تحت تاثیر بذاره . مثلا ، محیط امن و محبت آمیز یه خونواده ممکنه بتونه حتی یه کودک خجالتی رو به کودکی دوست داشتنی و مهربون تبدیل کنه و برعکس اگه محیط اولیه رانده کننده باشه ، حتی یه کودک اجتماعی ممکنه منزوی شه . هم اینکه اخلاق هیجانی افراطی می تونه بر محیط دور و بر مسلط شه و بدون هیچ گونه توجیه آشکاری در گذشته زندگی مریض منتهی به آسیب روانی شه (صلواتی و یزدان دوست،۱۳۸۸).

محبت

[۱] attachment

[۲] autonomy

[۳] spontaneity

[۴] self-control

[۵] unclear family

[۶] social isolation

[۷] toxic frustration

[۸] -emotional deprivation

[۹]- abandonment

[۱۰] -mistrust/Abuse

[۱۱] -defectiveness/shame

[۱۲] -vulnerability to harm

[۱۳] -dependence/ Incomptence

[۱۴] -selection  internalization

[۱۵] -Identification with significant others

[۱۶] -mode

[۱۷] -optimistic style

[۱۸]-disposition

[۱۹] Kagan

[۲۰] Reznink

[۲۱] snidman

[۲۲] emotional temperament

[۲۳] Inborn

[۲۴] nonreactive

[۲۵] labile

[۲۶] optimistic

[۲۷] dysthymic

[۲۸] calm

[۲۹] Anxious

[۳۰] -distractible

[۳۱] obsessive

[۳۲] aggressive

[۳۳] Passive

[۳۴] cheerful

[۳۵] Irritable

[۳۶]social

[۳۷] shy

[۳۸]painful

[۳۹] resiliant