مقاله – رابطه بین متغیرهای بنیادی بازار با بازده سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس …

= ارزش تصفیه هر سهم

۲-۲-۵-۶٫ ارزش ذاتی

زمانی این مفهوم استفاده می‌شود که مسئله سرمایه‌گذاری در سهام و اوراق قرضه یک شرکت مطرح می‌گردد. سرمایه‌گذاران با این هدف که حداکثر بازده را به دست آورده‌اند، ارزش شرکت را ارزیابی می‌کنند. معمولاً ارزش ذاتی را ارزش سرمایه‌گذاری می‌نامند.
ارزش ذاتی یک قلم دارایی عبارت است از مجموع ارزش فعلی جریانات نقدی حاصل از یک قلم دارایی بر پایه نرخ مورد انتظار سرمایه‌گذار[۱۹] .

۲-۲-۵-۷٫ نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام[۲۰]

این نسبت به صورت B/M نشان داده می‌شود و نشان‌دهنده درصد قیمت دفتری نسبت به ارزش بازار می‌باشد. این نسبت به صورت M/B (ارزش بازار به ارزش دفتری) هم نمایش داده می‌شود و درصد افزایش قیمت بازار را نسبت به ارزش تاریخی بیان می‌کند.[۲۱]
در سال‌های اخیر استفاده از نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری در تحلیل‌های مالی بسیار رایج شده است. نتایج مطالعات تجربی نشان می‌دهند که این نسبت می‌تواند جهت تشریح و پیش‌بینی قیمت سهام به کار‌رود. برای مثال، فاما و فرنچ نشان دادند که نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری و ارزش بازار شرکت، تا حد بسیار زیادی در توضیح میانگین بازدهی حائز اهمیت می‌باشد [۲۲]. اهمیت نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری در توضیح بازدهی سهام توسط دیویس[۲۳] چان هاما و لکونیشوک[۲۴] و فرانکل لی[۲۵] نیز مورد توجه قرار گرفته است.
پایین بودن نسبت ارزش دفتری به قیمت بازار سهام به این معنی است که بین ارزش دفتری و ارزش بازار حقوق صاحبان سهام اختلاف چشمگیر وجود دارد. این اختلاف از یک عامل اساسی می‌تواند نشات گرفته باشد: شرکت از دارایی‌های نامشهود و فرصت‌های رشد و توسعه‌ای (نظیر برخورداری از رانت‌های اطلاعاتی و اقتصادی، حق الامتیازها، سرقفلی، نیروی انسانی متخصص، دانش فنی انباشته و …) برخوردار است که در دفاتر شرکت منعکس نشده، اما بازار، آن‌ها را در قیمت سهام لحاظ کرده است. در مورد بالا بودن نسبت ارزش دفتری به قیمت بازار نیز عکس این قضیه صادق است. بر این اساس، پایین بودن نسبت ارزش دفتری به قیمت بازار به معنی ریسک کمتر برای شرکت و متعاقبا نرخ بازده مورد انتظار کمتر برای سرمایه‌گذاران می‌شود و بالعکس. شواهد تجربی موجود نیز این رابطه را مورد تایید قرار می‌دهد. بنابراین طبق استدلال یاد شده و شواهد تجربی موجود در ادبیات مالی، منطقا انتظار می‌رود بین نسبت ارزش دفتری به قیمت بازار در بورس اوراق بهادار تهران نیز رابطه مثبت دیده شود.

۲-۲-۶٫ شاخص‌های اندازه

محققان در تحقیقات خود شاخص‌های مختلفی را برای سنجش اندازه شرکت به کار برده‌اند که به چند مورد از این شاخص‌ها که کاربرد بیشتری دارند اشاره می‌شود:
۱)میزان دارائی‌های شرکت
در اکثر مطالعاتی که محققان درباره اندازه شرکت انجام داده‌اند مانند پژوهش اسکات و مارتین[۲۶](۱۹۹۷) از میزان دارائی‌های شرکت به عنوان شاخص اندازه استفاده شده است. زیرا یکی از ابزارهای مهم برای پی‌بردن به اندازه شرکت تعیین اندازه دارائی‌های شرکت می‌باشد. بر اساس استانداردهای پذیرفته شده حسابداری، ازرش‌گذاری دارائی‌ها به روش‌های گوناگونی امکان‌پذیر می‌باشد مانند روش ارزش جایگزینی، ارزش متعارف و ارزش دفتری (بهای تمام شده تاریخی). بدیهی است استفاده از هر روش دارای محاسن و معایب خاص خود می‌باشد. لذا باید به دنبال روشی باشیم که دارای بیشترین امتیاز و کمترین مشکل باشد.بر مبنای حسابداری سنتی استفاده از روش بهای تمام شده تاریخی (ارزش دفتری) صرفا به دلیل بالا بودن درجه عینیت و مستند بودن آن بیش از سایر روش‌ها مرسوم می‌باشد. البته استفاده از این روش به علت اینکه ارزش دفتری مربوط به سال‌های گذشته می‌باشد از درجه مربوط بودن کمتری برخوردار است. با این حال در ایران به این علت که سایر روش‌های ارزش گذاری دارائی‌ها چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد فقط می‌توان از روش ارزش دفتری دارائی‌ها استفاده نمود. مارتین و اسکات نیز در تحقیق خود، ارزش دفتری دارائی‌های شرکت را به عنوان شاخص اندازه به کار گرفته‌اند.
۲) میزان فروش شرکت
یکی دیگر از شاخص‌های تعیین اندازه شرکت، میزان فروش آن می‌باشد. بدین علت که رقم فروش مربوط به هر دوره از درجه مربوط بودن بالایی در همان دوره برخوردار است و درجه عینیت آن بالاست، لذا استفاده از این شاخص می‌تواند موثرتر باشد. برک[۲۷] در تحقیقی تحت عنوان “آیا اندازه واقعا مهم است” میزان فروش را به عنوان یکی از معیارهای اندازه به کار گرفته است.
۳) تعداد پرسنل شرکت
تعداد افراد شاغل به عنوان شاخص اندازه سازمان و نشان‌دهنده ظرفیت انجام کار است و عملکرد واقعی سازمان را در وضعیت موجود مشخص می‌کند. با توجه به این که متغیرهای ساختاری سازمان (رسمیت، تمرکز و پیچیدگی) ابزاری برای سنجش کنترل و هماهنگی افراد به شمار می‌آیند تعداد کارکنان هر سازمان نیز می‌تواند به عنوان شاخص مهم‌تر از سایر شاخص‌ها با تعیین اندازه مرتبط شود. هر چند می‌توان تعداد نیروی انسانی را به عنوان معیاری برای اندازه سازمان به کار برد و از نظر اندازه‌گیری راحت‌تر به نظر می‌رسد ولی صرفا انتخاب چنین ملاکی نمی‌تواند خالی از اشکال باشد. زیرا به سختی می‌توان مرز بین نیروهای مستمر و غیر متمرکز را که به عنوان نیروهای غیر م

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

ولد در سازمان عمل می‌کنند تشخیص داد. مقایسه تعداد کارکنان شاغل نیز از این نظر که کارکنان برخی سازمان‌ها بیش از سازمان‌های دیگر کار می‌کنند می‌تواند گمراه‌کننده باشد. همچنین به دلیل وجود اختلاف بین مهارت، تخصص و میزان کارآیی کارکنان سازمان‌ها، استفاده از این شاخص برای تعیین اندازه شرکت عاری از اشکال نمی‌باشد. به هر حال تعداد نیروی انسانی از شاخص‌های مهم تعیین اندازه سازمان به حساب می‌آید و اندازه هم یک عامل مهم در طراحی ساختار محسوب می‌شود[۲۸] .
۴) ارزش بازار شرکت
بعضی از پژوهشگران مثل بامبر[۲۹] (۱۹۸۶) و کیم[۳۰] (۱۹۹۰) برای تعیین اندازه شرکت، ارزش بازار کل سهام شرکت‌ها را برای تک‌تک شرکت‌ها در یک تاریخ مشخص محاسبه کرده‌اند. ارزش بازار کل سهام شرکت از ضرب تعداد سهام شرکت (تعداد سهام در دست مردم) در قیمت بازار هر سهم آن شرکت که در بازار بورس تعیین می‌گردد محاسبه می‌شود. کیم و بامبر ارزش کل بازار شرکت را به عنوان شاخص اندازه به کار گرفته‌اند.از جمله عیب این شاخص به این نکته می‌توان اشاره کرد که کشورهای فاقد بازار کارآی سرمایه، ممکن است ارزش بازار شرکت حاکی از ارزش واقعی آن شرکت نباشد. لکن از آن‌جا که به هر صورت این مطلب در مورد همه شرکت‌ها صادق است برای تحقیق به صورت مقایسه‌ای قابلیت اتکا خواهد داشت.
در رابطه با تعیین شاخص جهت بیان اندازه شرکت ها، موارد زیر را باید مد نظر قرار داد :
الف: برای بیان اندازه می‌توان ترکیبی از دو یا چند شاخص را مورد استفاده قرار داد.
ب : هر شاخصی دارای معایب و مزایای خاص خویش می‌باشد و نمی‌توان از یک شاخص برای هر منظوری بهره جست. لذا شاخص‌ها بسته به نوع و هدف تحقیق مورد استفاده قرار می‌گیرند به طوری که بیشترین امتیاز و کمترین مشکل برخوردار باشند.
ج : برای بررسی و مقایسه شرکت‌ها، شاخص مورد استفاده برای تمام شرکت‌ها باید مربوط به یک مقطع زمانی خاص باشد زیرا مقادیر کلیه شاخص‌ها در طول زمان تغییر می‌یابند.

۲-۲-۶-۱٫ تاثیر اندازه شرکت بر سودآوری

در این قسمت، به بعضی از جنبه های اختلاف شرکت ها در زمینه اندازه و اثر مستقیم و غیر مستقیم این جنبه‌ها بر سودآوری شرکت‌ها اشاره می‌کنیم:
شرکت‌های بزرگ‌تر نسبت به شرکت‌های کوچک‌تر از تنوع فعالیت و تعدد محصولات برخوردار هستند و از نظر امکانات بازاریابی و عرضه محصولات نیز موقعیت بهتری دارند. در نتیجه شرکت‌های بزرگ می‌توانند به‌طور نسبی فروش و رشد سودآوری بیشتری نسبت به شرکت‌های کوچک داشته باشند.
شرکت‌های بزرگ‌تر از نظر بازار سرمایه از اعتبار بیشتری برخوردار هستند و در مقایسه با شرکت‌های کوچک، دسترسی بهتر و بیشتری به وجه خارجی با بهره پایین دارند و از راه‌های بیشتری می‌توانند اقدام به تامین مالی نمایند.
در سازمان‌های بزرگ به دلیل عینی بودن دستورالعمل‌ها، رویه‌ها و روش‌های سازمانی، واحدهای تخصصی مانند واحد بودجه و واحد کنترل کیفیت به شکل رسمی و مستقل ایجاد می‌گردد. در این سازمان‌ها ایجاد نظم و کنترل‌های اداری و سازمانی به نحو مناسبی صورت می‌گیرد و کارها و مسئولیت‌ها به خوبی تقسیم شده می‌باشند. در کنار تقسیم کار، ایجاد واحدهای آموزشی نیز باعث افزایش مهارت و تخصص در بخش‌ها و نیروی انسانی می‌شود و در نتیجه این اقدامات، از منابع سازمان مطلوب‌تر استفاده شده، کارآیی و اثر‌بخشی منابع و راندمان و کیفیت فعالیت‌ها بهبود یافته و باعث صرفه‌جویی در هزینه‌ها می‌شود.
شرکت‌های بزرگ‌تر توان مقاوت بیشتری در مقابل سیاست‌های سایر شرکت‌های رقیب دارند و می‌توانند قدرت نفوذ بیشتری بر بازار اعمال کنند و رقبا را مغلوب سیاست‌های خود کنند.
غالبا بزرگ بودن واحد تجاری موجب می‌شود که اعمال مدیریت هزینه بهتر صورت گیرد و هزینه‌ها کاهش یابند.
با سرمایه‌گذاری در شرکت‌های بزرگ و پیشرو می‌توان ریسک تجاری را به میزان قابل توجهی کاهش داد.
یکی از دلایلی که شرکت‌های دارای ارزش بازار کوچک‌تر بازده بیشتری بدست می‌آورند این است که آن‌ها نرخ تنزیل[۳۱] بالاتری نسبت به شرکت‌های بزرگ‌تردارند به عبارتی‌آن‌ها‌پرریسک‌تر هستند و به خاطر ریسک‌پذیری بالا نسبت به شرکت‌های بزرگ، دارای بازده بیشتری هستند و سود بیشتری پرداخت می‌کنند.

۲-۲-۸٫ مفهوم سود [۳۲]

سود یکی از اقلام اصلی ومهم صورت‌های مالی است. در مورد اندازه‌گیری و محاسبه سود سه مکتب وجود دارد: مکتب کلاسیک که سود را با رعایت فرض واحد‌ اندازه‌گیری و اصل بهای تمام‌شده تاریخی محاسبه و ارائه می‌کند و سود حسابداری معادل سود شرکت است. مکتب نئوکلاسیک که محاسبات سود حسابداری را بر مبنای سطح عمومی قیمت‌ها تعدیل می‌کند و مکتب افراطی که سود را بر اساس ارزش جاری محاسبه می‌کنند[۳۳].
جدای از مناظرات و مناقشاتی که به منظور محاسبه بهتر و دقیق‌تر سود صورت می‌گیرد، سود حسابداری هنوز به عنوان ابزاری بسیار قدرتمند مورد استفاده قرار می‌گیرد و مبنای ارزیابی عملکرد می‌باشد و جایگزینی برای آن پیدا نشده است. اما چرا سود به عنوان یک قلم مربوط مورد توجه بوده است؟
سود مبنایی برای محاسبه مالیات و توزیع مجدد ثروت بین افراد است.
راهنمایی مهم جهت سیاست‌های تقسیم یا نگه داشت سود در شرکت می‌باشد.
راهنمایی برای سرمایه‌گذاران و تصمیم‌گیری آن‌ها می‌باشد.
سود به عنوان یکی از ا
بزارهای پیش‌بینی کننده در پیش‌بینی سودها و رویدادهای آینده می‌باشد.