دانلود پایان نامه

. قومس: تعریب کومس و منطقهای بود که بین ری و نیشابور قرار داشت. این منطقه شامل شهرها، روستاها و مزارع زیادی بود. علاوه بر این، بخشی از کوههای طبرستان نیز در این منطقه قرار داشت و از شهرهای مشهور آن میتوان به بسطام، دامغان و احتمالاً سمنان اشاره کرد (ر.ک. یاقوت حموی، جلد 4، ص 414).
. طبری، جلد 7، ص 495؛ ابناثیر، جلد 5، ص 581؛ ابنکثیر، جلد 10، ص 73؛ تتوی، جلد 2، ص 1281.
. نظامالملک، ص 258.
. ابناثیر، جلد 5، ص 481.
. ابنطقطقی، ص 171؛ میرخواند، جلد 3، ص 404؛ اعتمادالسلطنه، ص 174.
. میرخواند، جلد 3، ص 405.
. علاوه بر این روایت (ابناثیر، جلد 5، ص 482)، در روایتی دیگر شاهزاده طبرستان قاتل سنباد بوده است و در روایات دیگری آمده که سنباد بین راه طبرستان به دست یک نفر کشته شده است (ر.ک. بلاذری، جلد 2، ص 416؛ طبری، جلد 7، ص 495؛ بلعمی، جلد 2، ص 1093؛ ابنخلدون، جلد 3، ص 393؛ خواندمیر، جلد 2، ص210).
. طبری، همانجا، مسعودی، جلد 3، ص 294؛ ابناثیر، جلد 5، ص 481؛ ابنکثیر، جلد 10، ص 73. لازم به ذکر است که نظامالملک طول قیام او را هفت سال ذکر کرده است (ر.ک. سیاستنامه، ص 258).
. ابنحزم، جلد 2، ص 115.
. کلیما، اوتاکر، تاریخ جنبش مزدکیان، ص 317.
. شهرستانی، جلد 1، ص 140.
. ابنداعی رازی، ص 113.
. صدیقی بر این باور است که سنباد اسم اعظم را از کیسانیه فرا گرفته و آن را وارد ساختار عقیدتی خود کرده است. در توضیح این مطلب باید گفت که بیانبنسمعان تمیمی -که فرقه بیانیه از کیسانیه- به وی منسوب است و پیروانش معتقد به امامت او پس از ابوهاشم بودند، ادعا داشت که اسم اعظم را میداند و با ستاره پروین گفتگو میکند. علاوه بر این، مغیرهبنسعید عجلی نیز که فرقه مغیریه – فرقهای از غلات شیعه- به وی منسوب است، ادعا داشت که پیامبر است و اسم اعظم را میداند. او میگفت قادر است با به زبان آوردن اسم اعظم مردگان را زنده نماید و خداوند هنگامی که انسان را آفرید اسم اعظم را به زبان آورد (ر.ک. اشعری، مقالات الاسلامیین، ص 66؛ ابنداعی رازی، صص 106-107). اسم اعظم در دین مزدک نیز وجود داشت. بر اساس عقاید مزدکیها، خداوند به یاری حروف و کلام، به خصوص اسم اعظم خود فرمان میراند. کسانی که به راز این حروف و کلمات و اسم اعظم واقف شوند، به سرالکبر دست مییابند و کسانی که به این راز دست نیابند در جهل خواهند ماند (ر.ک. بهار، ادیان آسیایی، ص 67).
. مادلونگ احتمال میدهد که منظور سنباد از مهدی، محمدبنحنفیه بوده است.
Madelung, Ibid, p 64.
. نظامالملک، ص 258؛ میرخواند، جلد 3، ص 405.
. نظامالملک، همانجا؛ ابناثیر، جلد 5، ص 481؛ ابنطقطقی، ص 171؛ میرخواند، همانجا.
. Wahrām Warzāwand.
. بهار، محمدتقی، ترجمه چند متن پهلوی، به کوشش محمد گلبن، تهران، سپهر، 1347، صص 83-84.
. بندهش، دادگی، فرنبغ، گزارنده مهرداد بهار، تهران، توس، 1369.
. زند بهمن یسن، تصحیح و برگردان فارسی و یادداشتها محمدتقی راشدحاصل، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1370.
. صدیقی، ص 189.
. ابنندیم، ص 483.
. ابنندیم، همانجا.
. زرینکوب، عبدالحسین، تاریخ ایران بعد از اسلام، تهران، امیر کبیر، 1363، ص 405.
. بارتولد، ص 436.

دسته‌ها: داغ ترین ها