دانلود پایان نامه

بر اساس عقاید پیروان دین میترایی، میترا هم به آسمان صعود کرده است. در مورد چگونگی صعود وی آمده است که پس از پایان مأموریت میترا – یعنی، شکار توان فرسای گاو و ذبح آن – ضیافتی برپا شد و میترا در این ضیافت شرکت کرد. در این ضیافت، پیروان میترا نانی متبرک و شراب نوشیدند و پس از خاتمه این ضیافت، میترا در حالی که بر گردونه خورشید سوار بود، به آسمان رفت. بر اساس اعتقادات پیروان میترا، میترا در عالم بالا نیز از یاری کردن به آنان دریغ نمیکند و کسانی را که به او اعتقاد دارند، مورد مهر قرار میدهد. علاوه بر این، آنان معتقدند که میترا روزی باز میگردد، مردهها را زنده میکند و نیکوکاران را از گنهکاران جدا میکند. به علاوه، گاوی را قربانی خواهد کرد و چربی آن را با عصاره هئومه مخلوط کرده به نیکوکاران میدهد و اهریمن و یارانش را در آتش میسوزاند. میبینیم که مقنع و میترا هر دو پس از برپایی نوعی ضیافت به آسمان صعود کرده و روزی باز خواهند گشت.
3-8- شباهت بین مهرابه و بارگاه مقنع
با کمی دقت در مهرابه و بارگاه مقنع، متوجه میشویم که این دو تقریباً مانند هم ساخته شدهاند و شباهتهای زیادی به هم دارند. در منابع میخوانیم که مقنع روز خاصی را برای نشان دادن خود به هوادارانش تعیین کرد. هنگامی که موعد مورد نظر فرا رسید، مقنّع دستور داد در گوشهای از اتاق که درست در مقابل درب ورودی بود، تختی برای او آماده کنند. این تخت به دلیل قرار گرفتن در مقابل درب ورودی و تابش مستقیم نور خورشید بر آن، روشنتر از سایر جاها بود و مقنّع را نورانی نشان میداد. مقنّع همچنین دستور داد چراغها و آینههایی نیز در آن تخت بیاویزند. در شرح این ماجرا گفته شده است که « و جای نشست خویش در صفّه ساخته بود و در مقابل آفتاب و آن صفّهها به دیبا و جامه مصقول آراسته بود و آینه درخشان و چراغها و قندیلها آویخته و تعبیه کرده و در آن میان خویشتن را تختی بلند ساخته و پرده مکلّل فروآویخته در مقابل آن هفتاد کرسی نهاده بود…».
مهرپرستان نیز مهرابههای خود را در غارهای تاریک یا در زیر زمین میساختند. این مهرابهها در سمت شرق ساخته میشدند تا اولین پرتوهای خورشید وارد مهرابهها شوند. در برخی از مهرابههای ساخته شده در روم، میترا تختی داشت که در مقابل درب ورودی واقع بود. قرار گرفتن این تخت در مقابل درب ورودی، باعث تابش مستقیم نور خورشید بر آن و ایجاد روشنایی در تصویر میترا میشد. علاوه بر این، در برخی از تصاویر، نقش میترا در صدر محراب و در مقابل درب ورودی حک شده است. مهرپرستان پنجره یا روزنهای روی سقف مهرابهها تعبیه میکردند که از طریق این پنجره یا روزنه نور خورشید مستقیم روی تصاویر میترا میتابید و تصویر میترا را نورانی نشان میداد. علاوه بر این، چراغهای روغنی نیز درون مهرابهها وجود داشتند که روشنایی مهرابهها را تأمین میکردند.
علاوه بر این که میتوان بارگاه مقنع را به مهرابه شبیه دانست، میتوان از شباهت بین آن و ایوان کسری سخن گفت. همانطور که میدانیم طاق کسری یا ایوان کسری مشهورترین بنایی است که در دوره ساسانی ساخته شد. ساخت این بنا را به خسرو اول نسبت دادهاند. بزرگان و اعیانی که قصد دیدار با پادشاه را داشتند، در روز معینی در این مکان گرد میآمدند. هنگام دیدار با پادشاه تشریفات خاصی در تالارهای ایوان کسری صورت میگرفت. به عنوان مثال تالار را با قالی فرش میکردند و دیوارهای آن را با قالی میپوشاندند. تخت سلطنتی را که پادشاه بر آن نشسته بود در آخر تالار قرار داده و در پشت پردهای پنهان میکردند. اعیان و بزرگان در فاصله مشخصی از این پرده به انتظار دیدار از پادشاه میایستادند. ناگاه پرده کنار میرفت و پادشاه که بر بالش زربفت تکیه داده و جامه زرتار دربرداشت در برابر دیدگان آنان ظاهر میشد. در سقف تالار 150 روزنه به قطر 12 یا 15 سانتیمتر تعبیه شده بود که نوری لطیف از این روزنه به تخت پادشاه میتافت و روشنایی اسرارآمیزی را ایجاد میکرد. اعیان و بزرگان در مقابل این روشنایی و جلال و شکوه پادشاه چنان مبهوت میشدند که بیاختیار به زانو درمیآمدند.
3-9- اشتراک در مال و ناموس
یکی از اندیشههایی که تأثیرپذیری سفیدجامگان از دین مزدک را نشان میدهد، اندیشه اشتراک در مال و ناموس است. بنا به روایت منابع، سفیدجامگان زن خود را در اختیار دیگران قرار میدادند و از زن دیگران تمتع میگرفتند. علاوه بر این، در بین عقاید آنان، عقیدهای وجود دارد که ایشان را به آیین مزدکی نزدیک میسازد؛ آنان زنان را به گل تشبیه میکردند و با بیان این استدلال که با بوییدن گل، چیزی از گل کم نمیشود، اشتراک زنان را تبلیغ میکردند.
در کنار این اعتقاد، سفیدجامگان رسمی داشتند که بر طبق آن، هنگامی که مردی به زنی تمایل داشت، به راحتی میتوانست به آن زن نزدیک شود و از او کام گیرد. تنها کاری که چنین مردی باید انجام میداد، این بود که پیش از ورود به خانه زن مورد نظر، علامتی بر در خانه وی قرار میداد تا شوهر این زن و یا سایر مردان، با دیدن این علامت، از حضور مردی در خانه این زن مطلع شوند. همچنین زنان شب زفاف خود را در کنار شوهرشان سپری نمیکردند. آنان میبایست چنین شبی را در خانه مردی غیر از شوهرشان سپری کنند.
مزدک نیز اندیشه اشتراک اموال و زنان را ترویج میکرد. در بین مزدکیان رسم بود که اگر مردی به زنی تمایل داشت و خواست به وی نزدیک شود، میبایست کلاهی بر در خانه وی قرار دهد تا مردان دیگری که قصد نزدیک شدن به همان زن را داشتند، با دیدن آن کلاه از حضور وی آگاه شده و در آن زمان از رفتن به داخل خانه خودداری کنند. او نیز زنان را به آب و آتش تشبیه میکرد که همه انسانها میتوانند از آنان بهرهمند شوند.
مباح دانستن اموال دیگران نیز اندیشه مزدکی را به ذهن میآورد. مزدک اموال مردم را اموال اشتراکی همه افراد میدانست و میگفت همه مردم بندگان خداوند هستند و کسی حق ندارد نسبت به سایرین از مال بیشتری برخوردار باشد. وی برای جلوگیری از بیعدالتی توصیه نمود که مردم میتوانند هر وقت به چیزی محتاج شدند، از اموال یکدیگر استفاده نمایند و هر کس که مال زیادی دارد موظف است آن را در اختیار بقیه افراد نیز قرار دهد. بنا بر آنچه مورّخان آوردهاند، مزدک بر این باور بود که خداوند زمین و انواع روزیها را روی زمین آفرید، تا مردم آنها را به طور مساوی بین خود تقسیم کنند، اما مردم به ظلم و ستم روی آوردند و بر اثر این ظلم، نفس خود را به دیگری ترجیح دادند و بدین ترتیب، اموال به طور نامساوی در اختیار آنان قرار گفت. بنابراین، برای استقرار عدالت، میبایست حق فقیران را از اموال ثروتمندان باز گرفت.
بنا به این روایات، چون مزدک خواستار برابری در بین همه افراد جامعه بود، اندیشه اشتراک زنان و اموال را تبلیغ میکرد، ولی آنچه باعث شده که این اقدام مزدک، به اباحهگرایی مشهور شود، این بوده که تهیدستان قحطیزده شهر و روستا، با پذیرش عقیده اشتراک مال و زن، به اموال و املاک اشراف حمله کردند و زنان و کنیزان اضافی حرمسراها را تصاحب نمودند.

1- معرفی خرمدینان
در زمان خلافت مأمون جنبش مذهبی، سیاسی و اجتماعی گسترده و دامنهداری در شمال غرب ایران؛ یعنی منطقه آذربایجان رخ داد. برخی آن را خطرناکترین نهضت مقاومت محلی در غرب ایران و برخی آن را از حیث مقیاس بزرگترین و از لحاظ تاریخی مهمترین نهضت ملّی از نخستین سدههای پس از ورود اسلام به ایران میدانند. این جنبش بزرگ که به خرّمدینان موسوم بود، بر ضد دستگاه خلافت علم طغیان را برافراشت و سالهای متوالی دستگاه خلافت عبّاسی را به شدت تحت فشار قرار داد. دامنه جنبش خرمدینان که از روزگار مأمون آغاز شد، به حدّی وسیع و گسترده بود که به ادوار بعد نیز کشیده شد و نه تنها وی تا پایان دوران خلافت خویش با این شورشیان دست در گریبان بود، بلکه معتصم، (218-227) خلیفه پس از او نیز در دوران خلافتش، مدتها با این جنبش که به شدت مهارناپذیر بود، دست و پنجه نرم میکرد.
1-1- بابک خرمدین، رهبر خرمدینان
هر چند برخی از منابع، نام اصلی رهبر جنبش خرمدینان را حسن ذکر کردهاند، اما به روایت اکثر منابع، رهبر این جنبش بابک خرمدین نام داشته است. روایات مربوط به اصل و نسب بابک متناقض است و مورّخان در این باره اتفاق نظری ندارند. بنا به روایتی، وی فرزند مطهّربنفاطمه دختر ابومسلم خراسانی بوده است و بنا به سایر روایات، اشخاصی به نام «مطر» یا «مطران»، عبدالله و عامربناحد به عنوان پدر وی یاد شدهاند. تناقضات در مورد هویت پدر وی، همچنان ادامه دارد و در حالی که برخی منابع، پدرش را فردی ناشناخته و مادرش را زنی یکچشم از روستاهای آذربایجان ذکر کردهاند، منابع دیگر، وی را فرزند غیر شرعی مردی روغنفروش از اهل مدائن میدانند که در روستای بلالآباد از روستاهای «میمد» سکونت داشته است. منابع به فقر و تنگدستی بابک اشاره دارند و آوردهاند که مادر بابک با گدایی فرزند خود را بزرگ نمود. بر اساس روایت این دست از منابع، بابک پس از رسیدن به سن بلوغ، برای تأمین معاش خود و مادرش به چوپانی پرداخت و یا اینکه به طنبور زدن و فروش میوه روی آورد.
در مورد چگونگی پیوستن وی به خرمدینان آمده است که در کوههای اطراف محل زندگی بابک؛ یعنی کوهستان «بذ»، گروهی از خرّمدینان زندگی میکردند که رهبر مشخصی نداشتند و دو مرد به نامهای «جاویدانبنشهرک» و «عمران» بر سر فرمانروایی بر ایشان، با هم میجنگیدند. منابع آوردهاند که روزی بابک برای فروش میوههایش وارد دهی شد که جاویدان در آنجا سکونت داشت و جاویدان که برای خرید میوه، نزد بابک آمده بود، پس از اینکه مدتی با وی همسخن شد، از او خوشش آمد و او را به منزلش برد. به روایت منابع، مدتی بعد از آشنایی جاویدان و بابک، زن جاویدان به بابک علاقهمند شد. در آخرین جنگی که بین جاویدان و عمران روی داد، عمران کشته شد و جاویدان نیز که به شدت زخمی شده بود، مدتی بعد درگذشت. پس از مرگ جاویدان، زن وی طبق نقشهای قبلی، در برابر پیروان و هواداران جاویدان، مدعی شد که روح جاویدان در بابک حلول کرده و جاویدان پیش از وفاتش، بابک را به جانشینی خود انتخاب نموده است. خرّمدینان نیز سخنان او را پذیرفتند و رهبری بابک را به رسمیت شناختند. بدین ترتیب، بابک رهبری خرّمدینان را بلافاصله پس از مرگ جاویدان، استاد و پیشوای پیش از خود، به دست گرفت.
منابع تاریخ دقیقی در مورد زمان مرگ جاویدان به دست ندادهاند. مسلّم است که بابک پس از جاویدان، رهبری خرّمدینان را به عهده گرفت، اما در مورد سال خروج بابک، اتفاق نظری در بین مورّخان وجود ندارد و تاریخ قیام او را به اختلاف 201 و 202 ه.ق. میدانند. منابع وی را مردی کافر و شریر، مفسد و پلید، دشمن دین، گمراهکننده مردم، بلایی بزرگ برای مسلمانان، مرتکبشونده اعمال زشت و ناشایست، شیطانصفت و ملعون توصیف کردهاند.
1-2- وجه تسمیه خرمدینان
منابع در مورد وجه تسمیه خرمدینان همنظر نیستند و در این مورد نظرات مختلفی بیان کردهاند. برخی نام خرمدینان را برگرفته از نام روستایی میدانند که در اردبیل وجود داشته و خرّمدینان به آنجا منسوب بودند و برخی دیگر، معتقدند که این نام از واژه «خرّمه» مشتق شده است. بر اساس روایات این دست از منابع، پس از کوشش ناموفق خسروانوشیروان در کشتار کامل مزدکیان و در شرایطی که مزدکیان به شدت تحت فشار ساسانیان قرار داشتند و هیچ مطلبی درباره آنان به گوش نمیرسید، زن مزدک که «خرّمهبنتفاده» و یا به روایتی «خرّمک» نام داشت، برای جلوگیری از نابود شدن این دین و با هدف ترویج مجدد آن، به ری رفت و در آنجا به تبلیغ دین مزدک پرداخت. چون وی با این اقدامات، نقش مهمی در زنده نگه داشتن دین مزدکی ایفا کرد، نام خرّمدینان که برگرفته از نام وی است، بر آنان اطلاق شده است.
بنا به نظری دیگر، ترکیب خرّمدین تقلیدی است از ترکیب فارسی به و دین که به دین زردشتی اطلاق میشده است. برخی دیگر بر این عقیدهاند که خرّمدین مأخوذ از واژه فارسی خرّم؛ به معنی شادی، فرج و گشایش است. بنا به این نظر، چون خرمدینان به شرایع دینی پایبند نبوده، محرّمات را حلال دانسته و اعمالی چون ازدواج با محارم، نوشیدن شراب، لذتجویی و شهوتپرستی را جایز میدانستند، این نام بر آنان اطلاق شده است.
به نظر میرسد قابل قبولترین آنها همین نظریه اخیر باشد؛ چرا که منابع زیادی به صحت این مورد تأکید کردهاند.
1-3- بررسی تاریخی خرمدینان
از مجموع روایات و اطلاعات منعکس شده در بسیاری از منابع، میتوان دریافت که خرمدینان ادامه همان مزدکیان پیش از اسلام بودهاند. به عنوان مثال، ابنندیم خرّمدینان را به دو فرقه تقسیم کرده است: خرّمیه باستان و خرمیّه بابکیّه. وی آورده است که بنیانگذار خرّمیه باستان مزدک بوده است و بنیانگذار خرمیّه بابکیّه بابک خرّمدین نام داشته است. اسفراینی نیز آورده است که خرّمدینان به دوگروه تقسیم میشوند؛ گروهی از آنان که پیش از اسلام بودهاند، همان مزدکیان بودند که انوشیروان در زمان پادشاهی خود آنان را کشت و گروه دوّم که در زمان اسلام آشکار شدند، بابکیان و مازیاریان نام داشتند. در کنار این دو مورد، مورّخان و محققان زیادی به صحت این موضوع اشاره کردهاند.
خرّمدینان که بر اساس گفتههای مورّخان، مُحَمِّره نیز نام داشتند، مدتها پیش از ظهور بابک خرمدین جنبش خود را آغاز کرده بودند. این جنبشها هر چند مانند جنبش بابک به قدرتی خطرناک تبدیل نشدند، امّا نشاندهنده سابقه ظهور آنان در سالهای پیش از ظهور بابک میباشد.
قدیمیترین روایت از حضور خرّمدینان، به سال 118 ه.ق. برمیگردد. روایت شده که در این سال، در بین دعات عبّاسی، عمّاربنیزید عقاید خرّمدینان را تبلیغ میکرده است. پس از این روایت، قدیمترین روایت در مورد حضور خرّمدینان، به زمان مرگ ابومسلم باز میگردد. در منابع آمده است که پس از انتشار خبر کشته شدن ابومسلم، خرّمدینان در خراسان گرد هم آمدند و یکی از آنان که سُنباد نام داشت، به خونخواهی وی قیام نمود.

دسته‌ها: داغ ترین ها