دانلود پایان نامه

26
2.
23. 5 / 12. 5

منبع: BP Statistics (به نقل ازواعظی، 1389، ص125 )
پیش بینی می‎شود تا سال 2030میزان وابستگی کشورهای جهان و بخصوص‎ایالات متحده واتحادیه اروپا به ذخایر نفت و گاز منطقه با کاهش نفت وگاز سایر حوزه‎ها بسیارافزایش خواهد، به طوری که‎این وابستگی برای اتحادیه اروپا در سال 2030 درحوزه نفت به 75 درصد و درحوزه گاز به 66 درصد خواهد رسید، همچنین پیش بینی می‎گردد تا سال مذکور ذخایر نفتی منطقه خلیج فارس 95 درصد ذخایر موجود جهان را تشکیل خواهد داد (واعظی، 1389، ص125 )
منطقه خلیج فارس علاوه بر دارا بودن منابع عظیم نفت و گاز– که ویژگی برجسته‎این منطقه به حساب می‎آید از نظرموقعیت جغرافیای و همچنین نظام‎های سیاسی محصور کننده آن دارای اهمیت منطقه‎ای وجهانی است (فاست. 1389ص201).
از‎این روی چه درنظام دوقطبی حاکم بر قرن بیست میلادی و چه در نظام تک قطبی در حال گذر فعلی، توجه به‎این منطقه در دستور کار قدرت‎های بزرگ قرار داشته است،‎ایران به عنوان کشوری که سرتاسر سواحل شمالی‎این منطقه به همراه جزایر استراتژیک و تنگه حیاتی هرمز یا به عبارتی مجرایی ورود به منطقه مذکور را دراختیار داشته و همچنین با دارا بودن جمعیت قابل توجه و قدرت نظامی ‎برتر و سرزمینی پهناور نسبت به سایر کشورهای منطقه علاوه بر‎اینکه به تنهایی دارای جایگاه مهم و تعیین کننده‎ای در منطقه بوده است همواره نوع تعاملاتش با قدرت‎های بزرگ، هم بر امنیت منطقه و هم بر کم وکیف تعاملات کشورهای منطقه با هم وبا قدرت‎های بزرگ تاثیر گذار بوده است. (رضایان، 1391، ص36)
3-3-3 -2- تقابل قدرت‎ها و شکل گیری الگوهای امنیتی در منطقه خلیج فارس
با تضعیف حکومت صفوی در جنگ‎های پی در پی با امپراطوری عثمانی، و مقارن شدن‎این تحولات با ورود قدرت‎های فرامنطقه‎ای به خلیج فارس و مشخص شدن جذابیت‎های منطقه برای‎این قدرت‎ها، رفته رفته سلطه برمنطقه مذکور به دست قدرت‎های فرامنطقه‎ای افتاد با بازسازی پایه‎های حکومت درافشاریه، زندیه و بعدها قاجاریه،‎ایران بار دیگر سلطه بر منطقه را در دست گرفت اما‎این روند دیری نپایید و دوباره قدرت‎های فرا منطقه‎ای‎این بار قدرتمندتر از گذشته کنترل منطقه را برعهده گرفتند و تا اواسط حکومت پهلوی دوم مقارن با سال 1970میلادی حضور قدرتمند خود در منطقه را حفظ نمودند، با خروج نیروهای انگلیسی از منطقه بار دیگر‎ایران قدرت بلامنازع منطقه گردید و‎این روند با حمایت‎ایالات متحده از حکومت پهلوی دوم بخصوص در راستای مقابله با حکومت کمونیست شوروی تا حدودی تثبیت گردید (فاست، 1389، ص 467).
درحقیقت در‎این برهه در مقایسه با ادوار گذشته تحول مهمی‎در چگونگی سلطه بر خلیج فارس پدید آمد و آن‎این بود که دیگر قدرت فرامنطقه‎ای به عنوان رقیب‎ایران به حساب نمی‎آمد بلکه بیشتر نقش حامی‎را بازی می‎کرد و رابطه‎ایران با قدرت فرامنطقه‎ای که از‎این برهه به بعد‎ایالات متحده آمریکا تنها قدرت فرامنطقه‎ای تاثیر گذار میباشد. به صورت رابطه حامی‎پیرو درمی‎آید، و‎ایران عملا ژاندارمی‎منطقه را برعهده می‎گیرد تا جایی که حتی در قبال تحولات یمن وسایر نقاط عکس العمل نشان می‎دهد، اگر تا نیمه دوم حکومت پهلوی دوم الگویی موجود برای سلطه بر منطقه خلیج فارس از تضاد میان‎ایران و قدرت فرامنطقه‎ای منشعب می‎گردید از‎این تاریخ به بعد تعامل میان‎ایران و قدرت منطقه‎ایست که به عنوان الگویی جدیدی برای سلطه برمنطقه خلیج فارس عمل می‎کند در‎این برهه‎ایران علاوه بر‎اینکه نقش ژاندارم را برای 6 پادشاهی عرب منطقه خلیج فارس‎ایفا می‎کند(فاست، 1389، ص468)
حتی در مقابل عراق قدرتمند و بعثی نیز دارای جایگاه برتر و قدرتمندتری است بطوری که در بحث تقسیم اروند رود شاه‎ایران اراده خود را بر حکومت جمهوری بعثی عراق تحمیل می‎نماید. در جریان مربوط به حاکمیت جزایر سه گانه‎ایران با‎اینکه با شیخ نشین شارجه بر سر حاکمیت مشترک به توافق میرسد اما علنا و عملا داشتن نقش ژاندارمی‎منطقه باعث می‎شود حتی با تشکیل امارات متحده عربی کنترل‎این جزیره و تامین امنیت آن بر عهده نیروهای‎ایرانی باشد و رفته رفته حاکمیت‎ایران بر‎این جزیره تثبیط و‎این جزیره بخشی از خاک کشور‎ایران قلمداد شود.
بنابرین‎ایران در سایه نقش ژاندارمی‎منطقه، توانست بدون برخورد با قدرت فرامنطقه‎ای – که از زمان آشنایی و ورود به منطقه، چگونگی سلطه بر‎این منطقه را مورد توجه قرار دادند – برخلیج فارس حکم براند. اما با وقوع انقلاب اسلامی ‎ایران در سال 1357و با تغییرات اساسی صورت گرفته توسط انقلابیون در جهت گیرهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی رژیم شاهنشاهی رفته رفته نقش ژاندارمی‎ایران جای خود را به برخورد در وهله اول با رژیم‎های پادشاهی منطقه و در وهله دوم با قدرت فرامنطقه‎ای – که قدرتمند تر از گذشته در منطقه حضور داشت یعنی‎ایالات متحده داد با آشکارتر شدن مواضع ضد آمریکایی ضد اسرائیلی جمهوری اسلامی‎ایران نگرانی‎های ‎ایالات متحده از به مخاطره افتادن منافع‎این کشور در منطقه استراتژیک خلیج فارس، روز به روز بیشتر گردید.
فروپاشی اتحاد جماهر شوروی و اضمحلال نظام دو قطبی‎ایالات متحده را ترغیب نمود تا خود را به عنوان قدرت فراگیرجهانی مطرح نماید مطرح شدن آمریکا به عنوان هژمون جهانی، نیازمند سلطه بر مناطق استراتژیک جهان و به تبع آن سلطه و یا نقش آفرینی موثرتر درجوامع و منابع ارزشمند جهان است در غیاب دشمن سرسختی همچون اتحاد جماهر شوروی‎ایالات متحده فضا را بیش ازپیش برای چنین نقش آفرینی فراگیری مناسب می‎دید از‎این روی سلطه وحضور بلامنازع در مناطق حساس جهان در دستور کار دستگاه سیاست خارجی آمریکا قرار گرفت منطقه خلیج فارس به دلیل اهمیت‎های که دارد جزو اولویت‎های سیاست خارجی آمریکا مطرح است با حضور قدرتمند جمهوری اسلامی‎ایران در‎این منطقه،‎ایالات متحده علاوه بر تلاش برای نقش آفرینی موثرتر درمسائل انرژی و کنترل یکی از شاه راه‎های ارتباطی جهان، تلاش بی وقفه‎ای را جهت اثبات هژمون بودن خود آغاز کرده است بنابرین منطقه خلیج فارس هم از‎این بابت که ماده اولیه صنایع سنگین آمریکا تامین می‎کند و هم از‎این بابت که مهمترین دشمن ظاهری‎ایالات متحده را در خود جای داده است دارای اهمیت دوچندانی در سیاست خارجی‎این کشور می‎باشد (موسوی شفائی، 1388، ص127).
همچنین تاکید بر‎این نکته نیز لازم است که منطقه خلیج فارس علیرغم واقع شدن در منطقه بزرگ خاورمیانه دارای الگوی امنیتی خاص و متفاوتی از منطقه خاورمیانه می‎باشد. ( بوزان و ویور، 1388، ص 115-116)
بسیج منابع برای مقابله با‎ایران و اثبات هژمونی خود در منطقه حساس خلیج فارس،‎ایالات متحده را بر آن داشته تا از تمامی‎پتانسیل‎های ممکن برای نیل به هدف خود بهره ببرد و گاها اقدام به بستر سازی جهت بهره برداری در‎اینده، به عنوان پتانسیل جدید علیه‎ایران، نماید تناسبی که بین مقدورات و محذورات‎ایالات متحده وجود دارد فضا را برای بسیج گسترده منابع فراهم نموده است از‎این روی حتی در منطقه خلیج فارس نیز با وجود قدرت نظامی‎قابل توجه‎ایران نسبت به کشور‎های عرب منطقه،‎ایالات متحده ظرفیت‎های قابل توجهی در مقابله با‎ایران در اختیار دارد.
در بررسی چگونگی‎این موضوع ما با برنامه‎ها و سیاست‎های متعددی از سوی‎ایالات متحده روبرو خواهیم شد‎ایالات متحده آمریکا پس از مواجه شدن با‎ایران اسلامی‎که مهمترین شعار سیاست خارجی اش مقابله با استکبار جهانی و نماد آن یعنی آمریکا بود تلاش کرد تا مانع از گسترش احساسات ضد آمریکایی انقلابیون، به نقاط دیگر منطقه و جهان گردد از‎این روی طی 30 سال گذشته به اقداماتی همچون :
1-‎ایجاد حصار سرزمینی در اطراف‎ایران با بهره برداری از بستر‎های قومی‎و مذهبی موجود
2- حضور نظامی‎قدرتمند در منطقه و بخصوص در اطراف‎ایران
3-‎ایجاد پایگاه‎های نظامی‎در کشور‎های حمسایه‎ایران، آنهم بر اساس توافقات نظامی‎دوطرفه
4- اعمال تحریم‎های یکطرفه و تلاش برای تحریم‎ایران توسط متحدین منطقه‎ای و جهانی خود
5- پافشاری در اعمال تحریم‎های جهانی از طرف شورای امنیت
6- فراهم کردن بستر‎های لازم برای‎ایجادسازمان منطقه‎ای بدون حضور‎ایران و حتی علیه‎ایران
7- حمایت از اوپوزیسیون خارج از کشور برای مقابله و سرنگون کردن جمهوری اسلامی
8- بهره برداری از بسترهای داخل کشور برای‎ایجاد اختلاف و چند دستگی

دسته‌ها: داغ ترین ها