دانلود پایان نامه

1-8-9- تعریف عملیاتی عاطفه‌ی منفی
منظور از عاطفه‌ی منفی نمرات بدست آمده از آیتمهای 18، 44، 34، 40، 11، 38، 32، 42، 26، 50 فرم بلند آزمون عاطفه‌ی مثبت و منفی(BAS/ BIS، واتسون و کلاک، 1994) است.
1-8-10- تعریف مفهومی سیستم‌های مغزی-رفتاری
گری (1994) براساس نظریه‌ی سیستم‌های مغزی-رفتاری این فرض را مطرح ساخت که اختلال‌های روان‌پزشکی ناشی از اختلال کارکرد (بیش‌فعالی یا کم فعالی) یکی از سیستم‌های مغزی یا تعامل میان آنهاست. مطابق آخرین ویرایش این نظریه (گری و مک‌ناتان، 2000) تفاوت‌های فردی در سه سیستم مجزا و در عین حال متعامد است:
سیستم فعال‌ساز رفتاری(BAS)، یک سیستم بازخورد مثبت ساده و نشان‌دهنده‌ی تکانشگری فرد می‌باشد. فعالیت بیش از حد این سیستم با برانگیختگی در ارتباط است.
سیستم جنگ/گریز/بهت(FFFS) نسبت به محرک‌های آزارنده غیرشرطی، شرطی و ذاتی حساس است.
سیستم بازداری رفتاری(BIS) مسئول حل تعارض میان سیستم فعال‌ساز رفتاری و سیستم جنگ/گریز/بهت است. هنگامی که تعارض اجتنابی-گرایشی وجود دارد، سیستم بازداری رفتاری توسط فعالیت همزمان سیستم فعال‌ساز رفتاری و سیستم جنگ/گریز/بهت فعال می‌شود. این فرآیند حالت اضطراب ایجاد می‌کند. عملکرد اضطراب در موقعیت تعارض اجتنابی-گرایشی، موجب حرکت حیوان به سمت خطر می‌شود که شامل بازداری از رفتارهای غالب(هم گرایشی و هم اجتنابی)، افزایش برانگیختگی، ارزیابی خطر، مرور حافظه برای حل تعارض و بی‌حرکتی دفاعی در صورت رخ ندادن برون‌دادهای دیگر سیستم بازداری رفتاری است. از نظر ذهنی این حالت به صورت نگرانی و نشخوار ذهنی و احساس خطر یا فقدان خطر احتمالی تجربه می‌شود.
1-8-11- تعریف عملیاتی سیستم‌ فعالساز رفتاری
منظور نمراتی است که آزمودنی از آیتمهای 8 الی 20 مقیاس سیستم فعال‌ساز و بازداری رفتاری(کارور و وایت، 1994)و دستورالعمل نمره‌گذاری(هیم و همکاران، 2008) کسب میکند.
1-8-12- تعریف عملیاتی سیستم‌ بازداری رفتاری
منظور نمراتی است که آزمودنی از آیتمهای2، 3، 4، 6 مقیاس سیستم فعال‌ساز و بازداری رفتاری(کارور و وایت، 1994)و دستورالعمل نمره‌گذاری(هیم و همکاران، 2008) بدست میآورد.
1-8-13- تعریف عملیاتی سیستم‌ جنگ/ گریز/ بهت
منظور نمراتی است که آزمودنی از آیتمهای 1، 5، 7 مقیاس سیستم فعال‌ساز و بازداری رفتاری(کارور و وایت، 1994)و دستورالعمل نمره‌گذاری(هیم و همکاران، 2008) کسب مینماید.
فصل دوم
ادبیات پژوهش
فصل دوم
ادبیات پژوهش

فصل دوم (ادبیات پژوهش)

2-1- مقدمه
اختلال وسواسی جبری از زمان‌های دور مورد توجه بوده است و در تاریخ و ادبیات نیز ردپای آن دیده میشود. در گذشته اختلال وسواسی جبری به طور کلی مرتبط با مذهب شناخته میشد و عقیده بر آن بود که مبتلایان به این بیماری بوسیله نیرویی بیرون از فرد تسخیر شدهاند. شکسپیر در قرن شانزدهم توصیف جالبی را از اختلال وسواسی جبری نوع شستشوی در شخصیت بانو مکبث ارائه داده است. این شخصیت در تلاش برای رهایی از احساس گناه، به صورت تکراری دستان خود را می‌شست. از اوایل قرن نوزدهم، وسواس از حوزهی مسائل روحانی و مذهبی خارج شد و به حوزه پزشکی راه یافت و فرصتی برای مطالعهی علل و شیوههای درمان آن ایجاد گردید. در سدهی بیستم و با پیدایش مکاتب مختلف روانشناسی، تعاریفی غیرپزشکی و غیرمذهبی از وسواس ارائه شد شده‌اند (کروچمالیکو منزیس، 2003 به نقل از توکلی و قاسمزاده، 1385).
پیرژانه (1903 به نقل از توکلی و قاسمزاده، 1385) نخستین کسی بود که دیدگاهی روانشناختی دربارهی روان‌نژندی وسواسی جبری ارائه نمود. به عقیدهی او تمام بیماران مبتلا به وسواس، شخصیتی نابهنجار دارند که با اضطراب، نگرانی بیش از حد، فقدان انرژی و تردید همراه است. پیرژانه درمانی را برای آیین‌های وسواسی توصیف کرد که با رفتاردرمانی کنونی هماهنگی داشت.
فروید در 1896 (به نقل از توکلی و قاسمزاده، 1385) نظریهی انقلابی خود را درباره‌ی تفکر وسواسی ارائه داد و به جای درمان‌های طبی معمول سده‌ی نوزدهم از روانتحلیلگری برای حل تعارض‌های پیشین بیماران استفاده نمود. این درمان بهبود قابل توجهی در وضع بیماران وسواسی ایجاد نکرد.

دسته‌ها: داغ ترین ها