دانلود پایان نامه

.Dərisdênân.
. Khvarraghàn.
. بر اساس منابع اسلامی، پیش از مزدک، زردشت خرگان این دین را تبلیغ میکرده است (ر.ک. طبری، جلد 2، ص 99) و بر اساس منابع بیزانسی، بوندوس نامی در روم. کریستنسن بر این نظر است که چون این دین در روم توسط بوندوس و مدتی بعد در ایران توسط زردشت خرگان ترویج میشده، پس این دو در واقع یک نفر بودند و در واقع بوندوس لقب زردشت خرگان بوده است (ر.ک. ایران در زمان ساسانیان، ص 245). کلیما نظر کریستنسن را قبول ندارد و معتقد است که زردشت خرّگان دنباله کار بوندوس را ادامه داده و دین او را تبلیغ میکرده است (کلیما، اوتاکر، تاریخ جنبش مزدکیان، ترجمه جهانگیر فکری ارشاد، تهران، توس، 1384، ص 179). بهار نیز همین نظر را دارد (ر.ک. ادیان آسیایی، ص 95، 101). در کنار این نظرات، تورج دریایی بر این باور است که زردشت خرگان از نیاکان مزدک بوده و مزدک کار وی را دنبال کرده است (ر.ک. دریایی، تورج، شاهنشاهی ساسانی، ترجمه مرتضی ثاقبفر، تهران، ققنوس، 1383، ص 85).
. ابنبلخی، فارسنامه، توضیح منصور رستگار رضایی، شیراز، بنیاد فارسشناسی، 1374، ص 221.
. بهار، ادیان آسیایی، صص 74-75، 96.
. Adhur- Burzèn-Mihr.
. بهار، ص 69.
. Mihr Narasē.
. پورداود، ص 408.
. دیاکونوف، میخائیل میخائیلوویچ، تاریخ ایران باستان، ترجمه روحی ارباب، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1382، ص 359.
. بلاذری، احمدبنیحیی، فتوحالبلدان، فهرست و تدقیق صلاحالدین منجد، قاهره، مکتبهالنهضهالمصریه، بیتا، جلد 2، صص 313-318، 323-325، 371-375، 380-381؛ فرای، صص537-538.
. محمدی ملایری، محمد، تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، تهران، توس، 1379، ص 312.
. طاهریعراقی، احمد، «ردیهنویسی بر مانویت در عصر اسلامی»، کشاکشهای مانوی مزدکی در ایران عهد ساسانی، ص 100.
. یعقوبی، احمدبناسحاق، تاریخ الیعقوبی، تحقیق عبدالامیر مهنا، بیروت، مؤسسهالاعلمی للمطبوعات، 1993م، جلد 2، ص 343؛ ذهبی، محمدبناحمد، العبر فی خبر من غبر، تحقیق صلاحالدین منجد، کویت، تراث العربی، 1960م، ص 240.
. حدودالعالم منالمشرق الیالمغرب، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1340، ص 107.
. ابنندیم، الفهرست، بیروت، دارالمعرفه للطباعه والنشر، 1987م، صص400-401.
. یارشاطر، احسان و دیگران، تاریخ ایران: از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان، گردآورنده جی. آ. بویل، ترجمه حسن انوشه، تهران، امیرکبیر، 1368، ص 483.
. بر اساس روایات بسیاری از منابع، دین مزدک در خفا به زندگی پنهانی خود ادامه داد و مزدکیان که به مذهب و آیین خود وفادار ماندند، پس از ظهور اسلام تظاهر به مسلمانی نمودند. منابع میگویند عدهای از مزدکیان که از قتلعام نجات یافته بودند، در نواحی مختلف پراکنده گشتند و در دوره اسلامی عرض اندام کردند و زیر نام مسلمانی به تبلیغ دین خود پرداخته و بعدها برای دولت اسلامی خطرآفرین شدند. برخی دیگر از محققان، برای دین مزدکی سه مرحله قائل شدهاند. مرحله اول آن را مربوط به زمان زردشت خرگان میدانند، مرحله دوم آن را زمان مزدک میدانند و مرحله سوم آن را به پس از اسلام و شورشهایی چون خرمدینان منسوب میکنند (ر.ک. کاشانی، عبداللهبنعلی، زبده التواریخ، به کوشش محمدتقی دانشپژوه، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1366، ص 87؛ عوفی، جوامع الحکایات و لوامع الروایات (بخش مربوط به تاریخ ایران)، تهران، انتشارات دانشسرای عالی، 1350، ص 144؛ گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1349، ص 363؛ مشکور، محمدجواد، تاریخ سیاسی ساسانیان، تهران، دنیای کتاب، 1366، جلد 2، ص 66؛ یارشاطر، صص 209-214، 217-224).
. فرای، صص 538-539.
. حدودالعالم …، ص 99، 100، 104، 121.
. نهضت «شعوبیه» به همین خاطر شکل گرفت، شعوبیه که برتری اعراب را قبول نداشته و به مساوات بین اعراب و ایرانیان معتقد بودند – و به همین دلیل به اهلالتسویه نیز موسوم شدند- پس از مدتی روش خود را تغییر دادند و به برتری عجم بر عرب اعتقاد یافتند (ر.ک. اشپولر، برتولد، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ترجمه جواد فلاطوری، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1364، جلد 1، ص423؛ صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، فردوس، 1372، جلد1، صص 26-27؛ ممتحن، حسینعلی، نهضت شعوبیه، تهران، فرانکلین، 1354، صص194-199).
. از جمله این شورشها میتوان به این موارد اشاره نمود: شورشحارثبنسریج در 116 ه.ق. در خراسان (ابناثیر، جلد 5، ص183)؛ یحییبنزید در 125 ه.ق. در خراسان (ابنداعی رازی، سید مرتضی، تبصره العوام، تهران، بینا، بیتا، صص 116-118)؛ شورش خوارج به رهبری حُصَیْنْ در 175 ه.ق. در خراسان (ابناثیر، جلد 6، ص 124)؛ شورش خوارج به رهبری حمزهبنعبدالله در 179 ه.ق. در سیستان (همو، جلد 6، ص 147).
. پطروشفسکی، ایلیا پاولوویچ‌، اسلام در ایران، ترجمه کریم کشاورز، تهران، پیام، 1362، ص 294؛ همو، تاریخ ایران (ایران در سدههای میانه)، ترجمه سیروس ایزدی و حسین تحویلی، تهران، دنیا، 1359، ص 19؛ دوری، عبدالعزیز، مقدمه فی تاریخ صدر الاسلام، بیروت، مطبعهالکاتولیکیه، 1949م، ص93؛ بوطالب، محمدنجیب، مبارزات اجتماعی در دولت عباسی، ترجمه عبدالله ناصری طاهری، تهران، علم، 1389، ص 85؛ فاروق، عمر، الخلافه العباسیه فی عصر الفوضی العسکریه، بغداد، مکتبهالمثنی، 1977م، ص 38؛ زرینکوب، عبدالحسین، دو قرن سکوت، تهران، سخن، 1378، ص242.
1. طبری، جلد 7، ص 356؛ ابناثیر، جلد 5، ص 358؛ ابنخلدون، عبدالرحمنبنمحمد، کتاب العبر و دیوان المبتدا و الخبر فی أیام العرب و العجم و من عاصرهم، بیروت، دارالکتب اللبنانی،1957م، جلد 3، ص 251.
. طبری، جلد 7، ص 355؛ ابناثیر، همانجا.
. ابنکثیر، اسماعیلبنعمر، البدایه و النهایه، بیروت، مکتبه المعارف، 1966م، جلد 10، ص 30.

دسته‌ها: داغ ترین ها