دانلود پایان نامه

در میان آداب و رسوم سیاهجامگان، رسم ازدواج با محارم به چشم میخورد. لازم به ذکر است که پس از کشته شدن ابومسلم، هوادارانش به دو گروه ابومسلمیه و رزامیه تقسیم شدند. از بین این دو، ابومسلمیه ازدواج با محارم را جایز میدانستند. این موضوع که عدهای از هواداران ابومسلم، پس از مرگش، رسمی زردشتی چون ازدواج با محارم را ترویج کردند، نشاندهنده ارتباط بین سیاهجامگان و دین زردشتی است. هر چند منابع رسم ازدواج با محارم را در میان سیاهجامگان تأیید کردهاند، اما در مورد چگونگی آن توضیحی ندادهاند.
با مطالعه متون مربوط به دین زردشتی درمییابیم که ازدواج با محارم یا «خُوِیْدودَه» در دین زردشتی نه تنها جایز است، بلکه مورد تأکید و تشویق قرار گرفته است. در این دین، ازدواج با محارم از اهمیت بالایی برخوردار است و ثواب انجام هیچ کاری به پای آن نمیرسد (صد در بندهش، در 74، بند9). آن چنانکه گفته شده اولینبار این اهورهمزدا بود که با دختر خود سپندارمذ خویدوده نمود (روایت پهلوی، بخش هشتم). اعتقاد بر این است که بهترین اندیشهها، بهترین کردارها و بهترین گفتارها خویدوده است؛ چرا که در اولین نزدیکی، دو هزار دیو و چهار هزار جادو و پری نابود میشوند و در چهارمین نزدیکی، زن و مرد هر دو رستگار میشوند. همچنین گفته شده یک سال خویدوده برابر است با صدقه دادن یک سوم جهان و دو سال خویدوده برابر است با صدقه دادن دو سوم جهان (روایت پهلوی، بخش 8). در جایی دیگر گفته شده هر کس چهار بار با چنان همسری نزدیکی کند، به درجهای میرسد که اهریمن با تمام قدرت خود نمیتواند به او آسیبی برساند (شایست ناشایست، 18: 2).
از دید زردشتیان، خویدوده نشانهای از جنگ بر ضد دنیای اهریمنی است و به ایجاد جهان پاک و خالی از تباهی کمک میکند؛ از آنجا که هر فردی نژاد خود را میشناسد، به افراد خانواده خود اطمینان دارد و میداند که آنان اسیر اهریمن و آلوده به پلیدیهای او نخواهند شد و با وفاداری و پشتکار در نابودی دنیای اهریمنی خواهند کوشید، با ازدواج با فردی از خانواده خود، راه را برای فراهم آمدن جهانی پاک هموار میسازد. به این شکل فرزندان و نوادگانی که حاصل این ازدواجاند، در خاندانی که همه آنان پاکند، رشد میکنند.
در دین زردشتی، برای خویدوده پاداشهای مختلفی در نظر گرفته شده است؛ برای نمونه انجام آن موجب دوری از فقر؛ نیاز و قحطی (روایت پهلوی، بخش 8)؛ دستیابی به بهشت (مینوی خرد، 3: 4؛ 35: 7؛ 36: 12)؛ بخشیده شدن گناهان (دینکرد پنجم، 9: 5)؛ نابودی و آسیب رسیدن به دیوان و بدخواهان؛ پاکی نسل؛ پرورش بهتر فرزندان؛ سازگاری در زندگی زناشویی؛ عشق متقابل و خشنودی و همدردی بین اعضای خانواده میشود (همان، 18: 6-12). علاوه بر این، نیکوکاران با انجام خویدوده به مقام والایی میرسند و بدکاران با انجام آن، از دوزخ و رنج و عذابهای آن رها خواهند شد. همچنین گفته شده اگر شخصی نیت انجام خویدوده را داشته باشد، اما به دلیل ناتوانی، بیماری و پیری نتواند آن را انجام دهد، همین نیت او موجب آمرزش گناهانش خواهد شد (روایت امید اشوهیشتان، ص 179، 188).
خویدوده با مادربزرگ، مادر، دختر، خواهر و دختری که از طریق نامشروع متولد شده، به ترتیب بیشترین اهمیت را در دین زردشتی دارند؛ اعتقاد بر آن است که فرزند حاصل از ازدواج با مادربزرگ به مراتب باهوشتر و زیباتر از سایر فرزندان خواهد بود و پس از آن به ترتیب، فرزند حاصل از ازدواج با مادر، فرزند حاصل ازدواج با دختر و فرزند حاصل از ازدواج با خواهر بهتر از سایر فرزندان خواهد بود (روایت پهلوی، بخش 8).
به زردشتیان مژده داده شده که روان کسانی که این کار را انجام دهند، در روشنی به سر خواهند برد (ارداویرافنامه، 8:12) و برعکس، روان کسانی که آن را انجام ندهند، در دوزخ با ماری وحشتناک، مجازات خواهند شد (ارداویرافنامه، 86 :1-3).
البته باید اشاره داشت که امروزه زردشتیان ازدواج با محارم را جایز نمیدانند.
4-2- خرفسترغن
سیاهجامگان نیمی از چوبدستی خود را که کافرکوب نام داشت، سیاه کرده بودند و همزمان با آغاز این نهضت، با در دست داشتن این چوبدستیها به ابومسلم پیوستند. برخی از محققان، این چوبدستی سیاهجامگان را به دلیل دفع گزند عربان، با خْرَََفْسْتْرَغَنْ زردشتیان که برای دفع خرفستران و موجودات زیانکار به کار میرود، یکی دانستهاند.
در دین زردشتی مار، کژدم، موش، مورچه، ملخ، مگس، پشه، زنبور، عنکبوت، کرم، سوسک و همه جانوران زیانکار «خرفستر» نام دارند و باید آنها را از بین برد. زردشتیان اعتقاد دارند آنچه بد و زیانکار است و زندگی خوش و آرامش ایشان را به هم میزند، اهریمنی و سزاوار دشمنی است. آنان وظیفه داشتند با خرفستران بجنگند و جهان پاک ایزدی را از آلایش اهریمنان بزدایند. از نظر زردشتیان، خرفستران از تن اهریمنان هستند و با کشتن آنها اهریمن صدمه میبیند. آنان هنگام کشتن خرفستران باید این کلمات را به زبان برانند: «به خاطر ترک گناهان و دوستی ثواب، خرفستران را میکشم و میرانم». در این صورت به اندازه تعداد خرفسترانِ کشته شده و اهمیت آنها، گناهان زردشتیان بخشیده میشود.
در ایران قدیم، موبدان بایستی همیشه یک چوبدستی که در اوستا خرفسترغن (وندیداد، فرگرد 18: 2)، حشراتزن، حشراتکش و در پهلوی مارگن یا خرفسترگن نام دارد، همراه خود داشته باشند؛ چرا که آنان در کشتن خرفستران وظیفه سنگینتری نسبت به دیگران داشتند.
همچنین در ایران باستان، جشنی برای کشتن جانوران زیانکار برگزار میشد. در آغاز تابستان در روز معینی، زنان و مردان که بیشتر از خاندان موبدان بودند، جامه سفید به تن کرده و با یک چوبدستی در شهر و بیرون از آن به کشتن خرفستران میپرداختند. آنان پس از این کار، خرفستران کشته شده را در جای مخصوصی روی هم میریختند و از داروهایی برای از بین بردن کامل آنها استفاده میکردند.
4-3- اشتراک در ناموس
برای بررسی این اندیشه در بین سیاهجامگان کمی به عقب برمیگردیم. همانطور که پیش از این خواندیم، یکی از دعات عباسی که عماربنیزید نام داشت، بعد از اینکه مدتی مردم را به عباسیان دعوت نمود، روش خود را تغییر داد و به خرّمدینان گرایش یافت. او به عنوان داعی عباسی عقاید خرّمدینان را در بین مردم ترویج میکرد و به نشر عقاید آنان میپرداخت. او زنان را برای همه حلال دانست، روزه و نماز را باطل إعلام کرد و گفت منظور از نماز، نیایش امام و منظور از حج، وصول به امام است.
اندیشه اشتراک زنان که توسط عمار در بین سیاهجامگان تبلیغ شد، نشاندهنده تأثیرپذیری آنان از عقاید مزدکیان است. اگر عقاید مزدکیان را مورد کنکاش قرار دهیم، درمییابیم که مزدک نیز اندیشه اشتراک اموال و زنان را ترویج میکرد و به مساوات در مال و زن اعتقاد داشت. او میگفت مال، فرزند و زن در میان تمام انسانها مشترکند و عقیده به آن، موجب رضایت خداوند و کسب پاداش خواهد شد.
در مورد اعتقاد مزدک به اشتراک زنان روایات مختلفی ذکر شده است. بنا به روایتی، مزدک مردم را از مخالفت و کشتار نهی میکرد و میگفت چون بیشتر کشتارها و مخالفتها به دلیل تصاحب زنان و اموال است، زنان برای همه حلال و اموال نیز برای همه مشترک است و این دو مانند آب، آتش و غیره در میان تمام انسانها مشترکند. از نظر وی، رنج مردم – که سبب آن وسوسه دیو تاریکی است- بایستی با اشتراک عادلانه در همه چیز، از میان برداشته شود. در نتیجه، وی به مزدکیان توصیه میکرد که زنان خود را همچون مال خود در اختیار دیگران قرار دهند، تا هیچکس از لذات و شهوات دنیا بینصیب نماند. در روایتی دیگر، در زمان مزدک، مردان خاندان سلطنتی، زنان متعددی را در حرمسراهای خود نگهداری میکردند و مزدک با چنین رسمی مخالف بود؛ چرا که از نظر وی به پاداشتن حرمسرا باعث میشد که مردانی که در طبقه پایین جامعه زندگی میکردند، برای ازدواج با مشکل مواجه شوند.
جدا از وجود اندیشه اشتراک زنان در بین سیاهجامگان که بیانگر تأثیرپذیری ایشان از مزدکیان است، باید گفت که بین سیاهجامگان و مزدکیان ارتباط نزدیکی وجود دارد و برخی از محققان نیز به این ارتباط اشاره کردهاند. هر چند که این ارتباط خیلی روشن نیست، اما موارد بسیاری در منابع وجود دارد که نشاندهنده پیوند میان ابومسلم با مزدکیان است.
به عنوان مثال، در تاریخ آمده است که پس از دستور خسرو انوشیروان مبنی بر کشتار مزدکیان، برخی از آنان که از این کشتار جان سالم به در بردند، پنهانی به حیات خود ادامه داده و در زمان محمدبنحنفیه به او پیوسته و پس از وی به سیاهجامگان گرایش یافتند و ابراهیم امام را به عنوان امام پذیرفتند. پس از ابراهیم نیز به امامت ابومسلم و دختر او گوهر معتقد شدند.
به عنوان دلیلی دیگر باید گفت ابومسلمیّه که ابومسلم را امام خود میدانستند و بر این باور بودند که خدا در او حلول کرده است، در منابع به عنوان فرقهای از مزدکیان و خرّمدینان ذکر شده است که این موضوع ارتباط بین این دو را پررنگتر میکند. با توجه به اینکه خرمدینان همان نومزدکیان میباشند، میتوان استنباط روشنتری از ارتباط بین سیاهجامگان و مزدکیان داشت. در نشان دادن این ارتباط موارد دیگری هم وجود دارد که در زیر میتوان از آن نام برد:
1- مسعودی (متوفی344) آورده است که پس از انتشار خبر کشته شدن ابومسلم، خرمدینان شورش کردند. ایشان که مسلمیه نیز نام داشتند و ابومسلم را امام خود میدانستند، پس از مرگش به دو دسته شدند. برخی مرگ او را انکار کرده، منتظر بازگشت او ماندند و برخی با قبول مرگ او، دخترش فاطمه را امام خود دانستند و فاطمیه نام گرفتند؛
2- خرّمدینان معتقد بودند که از نسل فاطمه – دختر ابومسلم- مردی خواهد آمد و بر کل زمین احاطه خواهد یافت؛
3- بنا به روایتی، بابک رهبر جنبش خرّمدینان، پسر مطهّر نوه ابومسلم بوده است؛
4- خرّمدینان هر از گاهی گرد هم جمع میشدند و با یاد ابومسلم و خاطره مرگ او لحظاتی را به سوگواری و عزاداری پرداخته و منصور را به دلیل کشتن وی لعنت میکردند؛
5- خرمدینان به مهدیبنفیروز نوه ابومسلم درود و سلام میفرستادند؛
6- برخی منابع فرقه کوذیه یا کُرْدَکیه را فرقهای از فرق مزدکی و خرمدینی ذکر کردهاند. فرقه کوذیه، کردکیه و کورَکیه که تلفظ نادرست فرقه کودکیه هستند، به مهدیبنفیروز – پسر فاطمه- منسوب است و به این دلیل به کودکیه معروف شده است که خرمدینان به دلیل احترام زیاد به وی، او را کودک دانا میخواندند.

دسته‌ها: داغ ترین ها