دانلود پایان نامه

. تتوی، جلد 2، ص 1238.
. ابنکثیر، جلد 10، ص 67.
. دوشن گیمن، ژاک، دین ایران باستان، ترجمه رؤیا منجم، تهران، علم، 1381، ص 228؛ دریایی، ص 137.
. در منابع اشارهای به هویت این افراد نشده است و گویا این روایت فقط یک پیشگویی و شایعه بوده است (ر.ک. نخجوانی، ص 88؛ فرای، ریچارد، عصر زرین فرهنگ ایران، ترجمه مسعود رجبنیا، تهران، سروش، 1358، ص 391).
. طبری، جلد 7، ص 344؛ ابنخلدون، جلد 3، ص 220.
. محمدبنعلیبنعبداللهبنعباسبنعبدالمطلب (62-125) پدر سفّاح و منصور که دعوت عباسی را پایهگذاری نمود. وی برای متنفر کردن مردم از بنیامیه و دعوت به بنیعباس داعیانی به سرزمینهای مختلف فرستاد (ر.ک. زرکلی، جلد 6، ص 271).
. دینوری، تاریخ الخلفا، جلد 2، ص 114.
. قزوینی، یحییبنعبداللطیف، لبالتواریخ، بیجا، بنیاد گویا، 1363، ص 104؛ غفاری کاشانی، احمدبنمحمد، تاریخ نگارستان، تصحیح مرتضی مدرس گیلانی، تهران، ایستگاه سرچشمه، بیتا، ص 26.
. خوافی، ص 185.
. مسعودی، علیبنحسین، التنبیه و الاشراف، بیروت، دارالتراث، 1968م، ص 308؛ پطروشفسکی، ص 68.
. عبداللهبنمحمدبنعلیبنابوطالب: کنیهاش ابوهاشم و مادرش کنیزی بود به نام نائله. وی وصی پدرش محمدبنحنفیه بود. برخی منابع خلیفه هشامبنعبدالملک و برخی سلیمانبنعبدالملک را قاتل او میدانند (ر.ک. مسعودی، صص 308-309؛ نخجوانی، ص 89؛ اصفهانی، ص 126).
. روستایی بوده که بین شام و حجاز قرار داشته است (ر.ک. مجمل التواریخ و القصص، ص 319).
. ابنخلدون، جلد 3، ص 369.
. نقبا به معنای پیشوایان، دوازده نفر بودند که محمدبنعلی آنان را از بین 70 نفر از کسانی که دعوت او را پذیرفته بودند، انتخاب نمود (ر.ک. ابنکثیر، جلد 5، ص 380).
. وی از جانب محمدبنعلی به عنوان رهبر داعیان در کوفه مشغول به کار بود و پس از مرگ محمدبنعلی در خدمت ابراهیم بود و در جوار او به نوشتن دعوتنامه میپرداخت. پس از مرگ بُکِیر، ابوسلمه خلّال جانشین او شد (ر.ک. جهشیاری، محمدبنعبدوس، کتابالوزراء والکتّاب، تحقیق مصطفیالسّقا، ابراهیمالأیساری و عبدالحفیظ شلبی، قاهره، مطبعه مصطفیالبابیالحلبی و اولاده، 1357ه/1938م، ص 55؛ نخجوانی، ص 97).
. وی که ابتدا مسیحی بود و در کوفه مسلمان شد، در خراسان مردم را به خلافت محمدبنعلی دعوت کرد، اما پس از مدتی خود را «خِداش» نام نهاد و عقاید خرّمدینان را تبلیغ نمود. محمدبنعلی به محض آگاهی از این خبر، دستور قتل او را صادر نمود (ر.ک. طبری، جلد 7، ص 109؛ ابناثیر، جلد 5، ص 196).
. ابنخلدون، جلد 3، ص 216.
. خرّمدینان، نام جنبشی است که حدود 201 ه.ق. در آذربایجان روی داد و مورّخان آنان را ادامه مزدکیان پیش از اسلام میدانند (ر.ک. فصل چهارم).
. ابناثیر، جلد 7، ص 259.
. جهشیاری، ص 55.
. مقدسی، جلد 6، ص 62؛ ابنطقطقی، ص100؛ نخجوانی، ص 89.
. طبری، جلد 7، ص 355؛ ابنکثیر، جلد 10، ص 30؛ ابنخلدون، جلد 3، ص 251.
. ابناثیر، جلد 5، ص 358.
. پطروشفسکی، ص 69؛ همو، تاریخ ایران (ایران در سدههای میانه)، جلد 2، ص 21.
. طبری، جلد 7، ص 353.
. همو، همانجا.

دسته‌ها: داغ ترین ها