دانلود پایان نامه

گویند و در مقابل ضرر معنوی استعمال میشود.»
همچنین در ذیل واژه خسارت مادی آوردهاند: « (مدنی) خسارتی که به بدن شخص یا دارائی او وارد شده باشد مانند جراحت وارد کردن و شکستن پنجره (تبصره یک قانون مطبوعات 1334 و ماده هفت قانون تشدید مجازات رانندگان مصوب 1328)»
صدمه های بدنی را با توجه به اینکه هم دارای وجه مادی و هم دارای وجه معنوی هستند را باید زبانی میان خسارت معنوی و خسارت مالی لحاظ کرد. به طور مثال صدماتی که به سلامت اشخاص وارد میشود، نه تنها از لحاظ روانی باعث ورود زیان می شود بلکه هزینه هایی نظیر درمان، جراحی، از کار افتادگی و غیره را بر دارایی شخص وارد میکند.
با توجه به اینکه اکثر خسارتهای وارده ناشی از صدمات بدنی در آینده بروز میکند، ارزیابی آن دشوار است و احتمال و گمان و حدس در آن تأثیر گذار است. برای مثال به دشواری می توان به نتیجه رسید که شکستگی استخوان یا ضربههای مغزی چه عوارضی را بدنبال دارد، طول درمان آن چقدر است و هزینه های آن به چه میزان است و یا میزان از کار افتادگی ناشی از آن چیست؟
از سوی دیگر صدمات بدنی، صرف نظر از هزینههای مادی، موجب ضررهای معنوی برای زیاندیده و نزدیکان وی نیز میشود و همین موضوعات ارزیابی خسارت را دشوار میکند.
گفتار سوم: خسارت معنوی
خسارات معنوی و مصادیق مختلف آن و روش محاسبه و جبران زیانهای معنوی و در نهایت رویه محاکم قضائی در مقام رسیدگی به دعاوی راجع به این گونه خسارات از موضوعات جالب و در عین حال نسبتاً پیچیده علم حقوق و تحقیقات حقوقی است. علیرغم وجود زمینههای مناسب در متون قانونی جهت امکان جبران خسارات معنوی هنوز اکثریت قریب به اتفاق محاکم از صدور حکم در مورد دعاوی بخواسته خسارات معنوی خودداری می نمایند و بر نظریه مورخه 5/9/64 شورای نگهبان پافشاری میکنند، در صورتی که متون قانونی فعلی به اندازه کافی روشن میباشد و موجبات احقاق حقوق بسیاری از خسارت دیدگان که در قلمرو حقوق معنوی زیانهای جبران ناپذیری تحمل کردهاند کاملا فراهم است. سعی ما بر این است تا در این نوشته پس از شرح کوتاهی از معنی و مصادیق خسارات معنوی به توضیح مقررات متعدد و ضوابط موجود در این زمینه بپردازیم و ضمن نقد، رویههای قضائی مربوط به خسارات معنوی را مدلل سازیم. طبیعی است که مقاومت در مقابل این خواست منطقی جامعه نوعی امتناع از احقاق حق محسوب میگردد و مآلا ضایعات بسیاری را به دنبال خواهد داشت. کوشش ما برا این است که جهت اثبات این ادعا علاوه بر تبیین متون قانونی موجود نقطه نظرات فقهاء عظام را نیز مطرح و در حد توان بررسی نمائیم و در هر مورد برداشتهای خود را عرضه داریم تا موافقات را علامت طی طریق و مخالفان را انگیزه ای جهت نقد و ارائه دیدگاههای ارجح باشد.
خسارات معنوی اصطلاح شایع و در عین حال پر ابهامی است که تعیین مصادیق و ترسیم دقیق قلمرو آن کار آسانی نیست زیرا با این که در متون قانونی متعدد به کار رفته و در نوشتهها و تألیفات حقوقدانان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اما در هیچ یک از متون مزبور تعریفی از خسارت معنوی به عمل نیامده است و حقوقدانان نیز در تعریف آن وحدت نظر ندارند. البته در بعضی مواد قانونی به ذکر پارهای از عناصر مهم تشکیل دهنده خسارت معنوی اشاره شده است. برای مثال در صدر ماده 8 قانون مسؤولیت مدنی آمده است:
«کسی که در اثر تصدیقات یا انتشارات مخالف واقع به حیثیت یا اعتبارات یا موقعیت دیگری زیان وارد آورد مسئول جبران آن است.» یا در ماده 10 همین قانون آمده است: «کسی که به حیثیت و اعتبارات شخصی یا خانوادگی او لطمه وارد شود می تواند از کسی که لطمه وارد آورده است جبران زیان مادی یا معنوی خود را بخواهد.» در ماده 9 ق. آ. د. ک نیز آمده است: «ضرر و زیانی که قابل مطالبه است به شرح ذیل می باشد. ضرر و زیان معنوی که عبارت است از کسر حیثیت یا اعتبار اشخاص یا صدمات روحی.»
ذیل ماده 58 ق. مجازات اسلامی مصوب 1358 نیز آمده است: «… و در موارد ضرر معنوی چنانچه تقصیر یا اشتباه قاضی موجب هتک حیثیت از کسی گردد باید نسبت به اعاده حیثیت او اقدام نمود.» از مجموع مواد مزبور چنین استفاده می شود که خسارات وارده بر حیثیت و آبروی افراد یا اعتبار اجتماعی اشخاص از جمله خسارات معنوی است ولی بی تردید خسارات معنوی محدود به این نبوده و مصادیق بسیار دیگر نیز دارد که در مواد قانون مورد عنایت قرار نگرفته است از جمله:
1ـ صدمات عاطفی مانند بی توجهی غیرقابل تحمل که هر یک از زوجین به دیگری، آزردن فرزند در مقابل مادر یا پدر او یا برعکس.
2ـ بعضی لطمات روحی از قبیل تهدید یا ترساندن شخص یا دادن خبرناگوار یا اهانت به معتقدات مذهبی و مقدسات اشخاص و امثال آن که معمولا نه جنبه حیثیتی دارد و نه به اعتبار اجتماعی یا شخصی فرد خدشه وارد می سازد.
3ـ تألمات جسمانی مانند شکنجه بدنی یا درد ناشی از ضرب و جرح و امثال آن که باز با مقولات قبل کاملا متفاوت است.
لذا به منظور یافتن تعریفی جامع و مانع از این پدیده ابتدا نظرات برخی نویسندگان و محققین را در این قلمرو مرور و در نهایت تعریفی که کاملتر به نظر میرسد انتخاب میکنیم.
در بیان معنای خسارت معنوی چنین آمده است: « (مدنی) ضرری که متوجه حیثیت و شرافت و آبروی شخص یا بستگان او (که بالنتیجه متوجه او شده باشد) گردد (تبصره یک قانون مطبوعات 1334) در پارهای از موارد، قانون خسارت معنوی را تقویم و میزان آنرا معین کرده است (ماده 212 مکردد قانون جزا و ماده 8 قانون چکهای بی محل مصوب
1337 منسوخ به قانون صدور چک 1344) ولی این یک ابداع قانونی است و مطلب ذاتاً قابلیت تقویم را ندارد.»
همچنین در مورد ضرر معنوی چنین بیان شده است: « ضرری است که به عرض و شرف متضرر یا یکی از اقارب او وارد میشود مثلاً بر اثر افشاء راز مریض به حیثیت او لطمه وارد میشود این خسارت طبق قانون مسئولیت مدنی مصوب 1339 قابل مطالبه است. (ماده نهم آئین دادرسی کیفری)» البته این ماده در قانون جدید حذف شده است.


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مقصود از خسارت معنوی ، صدمه به منافع عاطفی و غیر مالی است. نظیر از بین رفتن آبرو و آزادی و رنجهای روحی، البته زیانهای معنوی را به دو گروه تقسیم کردهاند:
الف) کسر حیثیت و اعتبار: در اثر افترا و ناسزا بوسیلهی نامهی سرگشاده، اوراق چاپی، کاریکاتور در روزنامه، انتشار عکس در وضع خلاف اخلاق، نسبتهای ناروا به اشخاص، توهین به مقدمات ملی و مذهبی، کسر اعتبار مثل نسبت ورشکستگی دادن به تاجر که زیانهای وارده به حیثیت و شهرت و در واقع آنچه عرفاً دارایی معنوی شخص است.
ب) ) صدمات روحی: تأثیرات روحی که شخص با از دست دادن بستگان و نزدیکان خود، یا با ملاحضه ناراحتی آنان میبیند. که در اثر آلام روحی بر مرگ خویشاوندان و نزدیکان و نظیر چنین مواردی ایجاد میشود.
دکتر صفایی ضرر و زیان معنوی را چنین توضیح می‌دهد: «خسارت معنوی عبارت است از کسر حیثیت یا اعتبار اشخاص یا صدمات روحی؛ به تعبیر دیگر خسارت معنوی زیانی است که به حیثیت یا آبرو یا عواطف و احساسات شخص وارد شده باشد. تجاوز به حقوق غیر مالی انسان حتی لطمه زدن به احساسات دولتی، خانوادگی و مذهبی و نیز درد و رنجی که در نتیجه حادثه‌ای عارض شخص می‌شود امروزه می‌تواند مجوز مطالبه خسارت معنوی باشد.»
احمد ادریس نیز زیان معنوی را چنین تعریف میکند: زیان معنوی (یا ادبی) زیانی است که بر شعور، احساسات، آبرو، شخصیت و اعتبار انسان مترتب میشود.
حسینی نژاد در شبه تعریفی از خسارت معنوی آورده است: «خسارت معنوی عبارت است از آسیب رساندن به حق شخصیت و تألم جسمی و یا آسیب روانی و یا آسیب به احساسات عاطفی.»
در لغت «خسارت معنوی » یعنی باطنی، حقیقی و آنچه منسوب به معناست. «خسارت معنوی» در اصطلاح حقوق، خسارتی است که بر اثر حدوث آن هیچ لطمه مادی وارد نمی گردد: مانند توهین و بی احترامی به مأموران سیاسی و خارجی و کارمندان سازمان های بین المللی. مطابق ماده نهم آیین دادرسی کیفری، «ضررمعنوی» عبارت است از: کسر حیثیت یا اعتبار اشخاص یا صدمات روحی.

در کتابهای حقوق بین الملل در بحث خسارت معنوی، کم تر به ذکر تعریف پرداخته شده است و بیشتر مصادیق و نمونههایی از خسارت معنوی را یادآور میشوند که در ذیل، به آن اشاره میشود:
گاهی به حقوق مربوط به شخصیت لطمه وارد میشود: مانند حق بر شرف و حیثیت در مورد تهمت و افترا، گاهی به صورت درد جسمی است، گاهی به صورت اختلال روانی ظاهر میشود که این اختلال روانی ناشی از چهره کریه مجنی علیه است، گاهی ضرر ناشی از محروم بودن از لذت زندگی است: مثل محرومیت مفلوج از لذت های عادی زندگی، گاهی ضرر معنوی به سبب جریحه دار شدن احساسات و عواطف است که به خویشان نزدیک متوفا در رانندگی دست داده است.
در نهایت برای ارائه تعریفی جامع و مانع، یعنی تعریفی که بتواند به درد جسمانی اشاره روشنی نماید و از طرفی بین شعور و احساسات مرز روشنی ترسیم کند، بهتر است خسارت معنوی را چنین تعریف شود: هر گونه ضایعه و زیان غیرمجاز را که از هتک حیثیت و یا لطمه به اعتبار اجتماعی یا فردی شخص و یا به لحاظ تألمات جسمانی و یا روحی و بالاخره به سبب صدمه عاطفی حاصل می شود، خسارت معنوی گویند.
کسانیکه قربانی خسارات معنوی میشوند به چه نحوی میتوانند به حالت گذشته (مرحله پیش از ورود خسارت) برگردند؟ شخصی که به طریقی آبرویش پایمال میشود، چگونه و با چه امکاناتی میتوان خسارات وارده بر او را جبران کرد؟
آیا واقعاً خسارات معنوی قابل جبران است؟ در فرضیهای که اینگونه خسارات قابل جبران باشند، وسیله ی سنجش و ابرازهای رسیدن به تأمین این دسته از خسارات کدامند؟
خسارات معنوی در برخی از قوانین به خصوص در قانون مسئولیت مدنی مورد توجه مقنن بوده است.
همانگونه که حقوق باید اموال منقول و غیر منقول اشخاص را هرگونه تعرض و تجاوز محافظت نماید، باید قواعدی الزام آور نیز در حفاظت از حیثیت، اعتبار و احساسات اشخاص از توهین ها، تهمت ها و تعرضات وضع نماید. ضرر معنوی یعنی خسارات وارده بر متعلقات غیرمالی انسان نظیر آبرو و روان و به عبارتی دیگر خسارت معنوی، خسارات وارده بر حیثیت یا اعتبار و شخصیت و خسارات وارده بر جسم، روح و آزادی می باشد.
همان طور که بیان شد خسارات معنوی را از یک حیث به دو نوع تقسیم میکنند حق معنوی یکی از اقسام حقوق مالی است و طبق تعریف دکتر کاتوزیان حق معنوی حقی است که به صاحب آن اجازه می دهد تا از منافع و شکل خاصی از کار و فکر انسان بطور انحصاری استفاده کند و به نظر ایشان حق معنوی بر اشیاء خارج اعمال نمی شود بلکه موضوع آن فعالیت و فکر انسان است. نظیر حق مخترع بر اختراع خود. ولی حق غیرمالی حقی است که ارزش اقتصادی ندارد مانند حق زوجیت، حق ابوت و حق نبوت.
البته نباید تصور کرد که ههمهی صدمههای وارده به حقوق معنوی و یا غیر مالی لزوماً خسارت معنوی محسوب می گردند.
چرا که خسارات وارده بر حقوق غیرمالی میتواند مادی باشد یا معنوی و یا هم مادی و هم معنوی. برای مثال شایع نمودن خصیصه بدقولی برای یک تاجر ضرر معنوی است و اگر در اثر رواج این شایعه چند مشتری، اقدام به فسخ قراردادهایشان نمایند، این ضرر مادی است.
هرچند قانون مدنی ایران از خسارت معنوی ذکری به میان نیاورده و بطور کلی مواد قانون مدنی ناظر به ضرر و زیان مالی است ولی بعد از قانون مدنی، خسارت معنوی در برخی قوانین پذیرفته شده است. برای مثال مقنن در ماده یک قانون مسئولیت مدنی با افزودن عبارت عام «…. هر حق دیگر که به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده….» خسارت معنوی را قابل مطالبه میداند.
درباره تقویم خسارات معنوی به امور مالی تصریحی در قانون دیده نمیشود ولی در عین حال منعی نیز در این مورد وجود ندارد. قانون مسئولیت مدنی در موارد مختلف به لزوم خسارت اعم از معنوی و مادی تأکید ورزیده است هرچند که نحوه و چگونگی جبران را با توجه به اوضاع و احوال به دادگاه اختیار داده است.
هرچند که خسارت معنوی به هیچ عنوان قابل تقویم نیست و خدشه به حیثیت یک تاجر، آبروی یک دختر، و اعتبار علمی یک نویسنده را نمیتوان قیمت گذاری کرد ولی باید توجه داشت که اینگونه زیانهای معنوی بس بزرگ و عظیمند و اگر قرار باشد با یک غذرخواهی متجاوز از قانون برهد، نه تنها ستمی بزرگ است، بلکه مجوزی برای پایمال کردن شخصیت افراد.
درست است که خسارات معنوی مستقیماً قابل تقویم به پول نیست ولی پول نه تنها می تواند بخشی از زیانهای مالی را که قطعاً بر هر زیاندیده ی معنوی تحمیل گردیده است را جبران کند، بلکه عاملی است که موجب تنبیه و پشیمانی متجاوز میگردد.
خسارت معنوی متعلق به کیست؟
با توجه به اینکه خسارت معنوی به منظور تسکین آلام روحی و تألمات زیاندیده صورت میپذیرد، لذا مطالبهی آن قائم به شخص وی بوده و قابلیت انتقال ندارد بدین معنی که حق مطالبه ی خسارت اصولاً به وراث منتقل نمی شود و به همین جهت چنین زیاندیده ای نمی تواند این حقوق را به دیگری انتقال دهد. البته نظر مخالفی مبنی بر اینکه این حقوق در قالب ارث منتقل می شود.
دکتر کاتوزیان در خصوص انتقال این حق به ورثه سه وجه ذیل را مطرح نموده است.
1- بعضی گفتهاند چون هدف از مطالبه خسارت معنوی تسکین آلام روحانی و تألمات نفسی شخص زیاندیده است انتقال این حق به ورثه غیر موجه است

2- بعضی از حقوق دانان معتقدند که اگر زیاندیده، خسارات معنوی خویش را از ذیصلاح قضایی مطالبه کرده باشد ورثه در دعوی مطروحه قائم مقام او خواهد بود.
3- عدهای دیگر از حقوقدانان با این استدلال که ورثه قائم مقام شخصیت و دارایی متوفی میباشند حق مطالبه ی خسارت معنوی را بطور کلی درباره ی آنچه که قربانی می توانسته مطالبه کند ولی فرصت آن را نیافته است. به موجب ارث قابل انتقال میدانند.
همچنین عدهای نیز معتقدند چون هدف از جبران خسارات معنوی اعاده حیثیت افراد است حتی در صورت فوت مجنی علیه ورثه او میتوانند برای بازگرداندن آبروی وی دعوای جبران خسارتهای معنوی را طرح نمایند.
آیا ضرر معنوی قابل جبران است؟
امروزه اکثریت خسارت، اعاده وضع سابق زیاندیده است ولی در مورد ضررهای معنوی مکان بازگشت به وضعیت سابق منتفی است. ولی با دادن مبلغی پول به زیان دیده، گاه تمام یا بخشی از ضررهای معنوی جبران میشود. البته جبران خسارت به معنای پاک کردن همه ی آثار آن نیست و حتی در ضررهای مادی نیز پرداخت پول همیشه نمیتواند زیاندیده را به وضع سابق برگرداند.
هدف از دادن خسارت این است که وسیلهی معادلی در اختیار زیان دیده قرار گیرد. وسیلهای که بتواند او را خشنود سازد و رنج درون را تحمل پذیرد سازد. همچنانکه با پول در امور مادی میتوان معادلی برای مال تلف شده پیدا کرد، تأمین خرسندیهای معنوی هم امکان دارد، هر چند که اندوه و تأثر عاطفی از بین نمی رود ولی آلام روحی را تسکین می دهد و از ادامه آزار کاسته میشود.
لزوم جبران خسارت های معنوی در ماده 10 قانون مسئولیت مدنی به صراحت مقرر شده است:
«کسی که به حیثیت و اعتبارات شخصی یا خانوادگی او لطمه وارد شود، می تواند از کسی که لطمه وارد آورده است جبران زیان مادی و معنوی خود را بخواهد. هرگاه اهمیت زیان و نوع تقصیر ایجاب نماید، دادگاه می تواند، در صورت اثبات تقصیر، علاوه بر صدور حکم به خسارت مالی، حکم به رفع زیان از طریق دیگر، از قبیل الزام به عذرخواهی و درج حکم در جراید و امثال آن نماید».
همان طور که ملاحظه میگردد، مقصود مقنن جبران زیانهای وارده به حیثیت و اعتبار شخصی و خانوادگی است یعنی سرمایه معنوی ولی شامل زیانهای عاطفی و لطمه های روحی نمی شود ولی مقنن در بند 2 از ماده ی 9 قانون آئین دادرسی کیفری مقرر داشته که:«ضرر و زیان معنوی که عبارت است از کسر حیثیت یا اعتبار اشخاص یا صدمات روحی».
اصل 171 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ضررهای معنوی را قابل مطالبه می داند. بر اساس این اصل:
«هرگاه در اثر

دسته‌ها: داغ ترین ها

دیدگاهتان را بنویسید