دانلود پایان نامه

شبیه همین اصول اخلاقی در دین مزدک نیز وجود داشت. گفتههای ابنندیم از رواج این اصول اخلاقی در بین مزدکیان حکایت دارد. با توجه به آنچه وی گفته است، مزدک به پیروان خود توصیه میکرد که نسبت به هم رفتار و کرداری نیک داشته باشند. طبق دستورات مزدک، پیروانش نه تنها از ظلم و ستم در حق یکدیگر منع شدهاند، بلکه موظفند از هر نوع آزاری نسبت به یکدیگر خودداری ورزند. علاوه بر این، مزدک نیز مانند خرمدینان هواداران خود را از قتل و کشتار دیگران منع میکرد.
3-15- محبت و مهماننوازی
از بررسی منابع روشن میشود که خرمدینان به محبت، مهربانی و مهماننوازی معروف بودهاند. این محبت و مهماننوازی در بین خرمدینان، قابل مقایسه است با مهماننوازی در بین مزدکیان؛ چرا که این اصول اخلاقی در بین مزدکیان نیز وجود داشت و از اصول مهم و اساسی آنان به شمار میرفت. مزدکیان برای مهمان خود اهمیت زیادی قائل بودند و به رفاه حال آنان توجه زیادی داشتند. در مورد اهمیت مهمان در نزد مزدکیان، احترامی که آنان در قبال مهمان از خود نشان میدادند و خدماتی که به آنان ارائه میکردند، در فصل راوندیه سخن گفته شد.
3-16- لذتجویی
در روایتی آمده است که از نظر خرمدینان لذتجویی بلامانع است و تنها شرط آن، آزار نرساندن به سایرین است. از مصادیق لذتجویی در بین خرمدینان میتوان به لذت بردن از زنان و نوشیدن شراب اشاره کرد. علاوه بر این موارد، خرّمدینان – اعم از زنان و مردان- سالی یکبار دور هم جمع میشدند و به جشن و پایکوبی میپرداختند. آنان در اثنای این جشن، سرود میخواندند و شراب میخوردند و در پایان آن، بدون هیچ محدودیتی، با یکدیگر رابطه جنسی برقرار میکردند.
مزدک نیز لذتجویی را برای پیروان خود جایز میدانست. در این مورد میتوان از روایت ابنندیم استفاده کرد. وی در مورد عقاید مزدک میگوید مزدک به پیروانش بهرهمند شدن از لذایذ به اعلاء درجه و خوردن و نوشیدن را موعظه کرد. همانطور که از این روایت برداشت میشود، مزدک نه تنها حد و مرزی برای این لذتها مشخص نکرده و بهره بردن از همه لذتها را به پیروان خود توصیه کرده است، بلکه به آنان تأکید کرده تا جایی که میتوانند از این لذتها بهره ببرند.
شایان ذکر است وجود اندیشه اشتراک زنان در بین مزدکیان نیز به لذتجویی آنان اشاره دارد. اگر روایت نظامالملک را بپذیریم که گفته است مزدکیان هر وقت بخواهند با زنان – اعم از زنان مجرد یا متأهل- رابطه جنسی برقرار میکنند، آنگاه بیش از پیش به لذتجویی مزدکیان پی میبریم. البته باید اشاره کرد که در بین پیروان مزدک، بودند کسانی که به ریاضت، زهد و پرهیزگاری روی آورده بودند و از لذتجویی، خوشگذرانی و بیبند و باری خودداری میکردند.
3-17- اعتقاد به وجود همیشگی پیامبران و عدم انقطاع وحی
در حالی که برخی منابع، انکار نبوت را به خرمدینان نسبت میدهد، برخی دیگر آوردهاند که آنان به امامان و پیامبران اعتقاد دارند. بر اساس روایت این دست از منابع، خرّمدینان نه تنها به وجود پیامبران معتقدند، بلکه آنان را فرشته میدانند و در مسائل دینی خود به آنان رجوع میکنند. چیزی که در میان توجه ما را به خود جلب میکند، این است که از نظر خرمدینان نه تنها سلسله پیامبران به آخر نرسیده است، بلکه هیچگاه به آخر نخواهد رسید. از نظر آنان پیامبران همچنان میآیند و میروند و در هر دوره پیامبر جدیدی ظهور میکند.
از بررسی منابع روشن میشود که چنین اندیشهای در میان مزدکیان نیز وجود داشته است. بنا به روایتی که بیرونی آن را نقل کرده است، مزدکیان بر این باور بودند که زمین هیچگاه از وجود پیامبران خالی نمیشود و آنان پشت سر هم ظهور میکنند. اگر چه به نظر میرسد که این عقیده، یک عقیده مزدکی است که در بین خرمدینان ادامه یافته است، اما برخی از محققان وجود این عقیده در بین خرمدینان را متأثر از شیعیان میدانند.
نتیجهگیری
به طور کلی میتوان گفت شورشهای دینی در ایران که انگیزه‌های مختلف مذهبی، سیاسی، اجتماعی و ملی داشت، با ابومسلم خراسانی شروع شد و پس از وی با شدت و حدت بیشتری ادامه یافت. مرگ ابومسلم که در اذهان بسیاری از مردم ایران همچون قهرمانی ملی جلوهگر شده بود، بهانه اصلی شورشیان بود و ایشان با بهرهبرداری از اعتقاد خالص مردم به وی، شمار زیادی از آنان را به جنبش خود جذب نمودند.
هر چند به نظر میرسد شعار خونخواهی ابومسلم محرک اصلی مردم برای پیوستن به این شورشها بوده است، اما باید اشاره داشت که فضای سیاسی جامعه؛ یعنی ظلم و ستمی که در جامعه فوران میکرد و ناامیدی مردم از چنین وضعیتی در گرایش مردم به این جنبشها تأثیر بهسزایی داشته است.
بررسی تاریخی این جنبشها نشان میدهد که رهبران آنها در مدت زمان کمی موفق میشدند افراد زیادی را زیر پرچم شورش خود جمع آوردند و با حمایت و پشتیبانی از این قوای نظامی بزرگ به اهداف مختلف خود دست یابند. شایان ذکر است که این جنبشها گاه از حیث نظامی چنان بااهمیت و گسترده می‌شدند که موجودیت خلافت اسلامی را به خطر می‌انداختند. به نظر میرسد مهمترین عاملی که رهبران این شورشها را در جلب افکار مردم و جذب آنان یاری کرده است، بهرهگیری از عقاید مختلف بوده است.
منابع عقاید مختلف و درهمریختهای را به این جنبشها نسبت میدهند. مشخص است که همه این عقاید نمیتوانسته عقاید ایشان باشد. اگر چه بسیاری از عقاید ایشان همان عقاید مرسوم در عصرشان بوده است و آنان در برخی موارد متأثر از محیط اجتماعی و اندیشههای غلات بودهاند، اما فهرست عقاید موجود در این جنبشها نشان میدهد که آنها به اندیشهها و عقاید ایرانی توجه ویژهای داشتهاند و رهبران این شورشها در کنار اهداف سیاسی خود که شامل به دست آوردن قدرت و مبارزه با اعراب و مسلمانان بود، اهداف دیگری چون احیای مجدد اندیشههای ایرانی را در سر میپروراندند.
در واقع وجود اندیشههایی در بین آنها که شباهت قابل توجهی به اندیشههای ایرانی دارند، ما را متقاعد میسازد که اینان متأثر از اندیشههای ایرانی بودهاند و ریشه و خاستگاه عقاید ایشان را باید در ایران پیش از اسلام جست. توجه به این واقعیت که پیروان بسیاری از عقاید ایران باستان همچون زردشتیان، مانویان و مزدکیان حتی سالها پس از ورود اسلام به ایران در جامعه ایران حضور داشتهاند و احتمالا همین حضور در انتقال اندیشههای آنان به هواداران این جنبشها بیتأثیر نبوده است، ما را مطمئن میسازد که برخی از اندیشههای موجود در بین این جنبشها خاستگاهی ایرانی دارند.
با مطالعه و بررسی آراء و عقاید جنبشهای دینی دو قرن اول هجری در ایران، تا حدودی روشن میشود جنبشهایی چون سیاهجامگان، راوندیه، سفیدجامگان و خرمدینان بیش از سایر جنبشها تحت تأثیر اندیشههای ایران پیش از اسلام قرار داشتند. مطالعات انجام شده نشان میدهند که میزان تأثیرگیری آنها از اندیشههای ایرانی بالاست، به گونهای که برخی از این جنبشها غالب اندیشههایشان را از ادیان ایرانی وام گرفتهاند.
شایان ذکر است که هر چند رهبران این جنبشها با اسلام و عقاید اسلامی چون نماز، روزه، جهاد و غسل مخالف بودهاند، اما چون در محیطی اسلامی شکل گرفتند، از تأثیر عقاید اسلامی به دور نبودهاند و عقاید اسلامی خواه و ناخواه وارد چهارچوب عقاید مسلک ایشان شده است. خواندن نماز و قرآن در بین سیاهجامگان؛ ساخت مساجد در محل سکونت سفیدجامگان و وجود اسامی پیامبران و امامان و استناد به برخی از آیات قرآن در بین عقاید اکثر این جنبشها، تا حدی این موضوع را ثابت میکند.
با بررسی اندیشههای ایرانی موجود در این جنبشها مشخص شد که عقایدی چون ازدواج با محارم و اشتراک در ناموس که انعکاسی از باورهای زردشتی و مزدکی است، در عقاید سیاهجامگان به چشم میخورد. علاوه بر این، ارتباط بین سیاهجامگان و خرمدینان- که دنباله مزدکیان پیش از اسلام بودند- به پیوند بین ایشان و مزدکیان اشاره دارد.
باورهای ایرانی در بین راوندیان نیز وجود دارد. آنان ازدواج با محارم را جایز میدانستند و در این مورد از دین زردشتی متأثر بودند. علاوه بر این، فوقالعاده مهماننواز بودند و در این مورد از مزدکیان تقلید میکردند. مهمترین اندیشه راوندیان عقیده به الوهیت خلفا بوده است. با بررسیهایی انجام شده در طی این پژوهش و شواهدی که ذکر گردید، به این نتیجه رسیدیم که اعتقاد به الوهیت پادشاهان با شدت و ضعف در ادوار مختلف تاریخ ایران مرسوم بود و راوندیه نیز از آنجا که ایرانی بودند از این اندیشه ایرانی تأثیر پذیرفتهاند.
گویا سفیدجامگان، درصدد بازگرداندن پادشاهی سابق ایرانیان بودهاند. چرا که در بسیاری از اعمال و اعتقادات آنان، نشانههایی از بازگشت به اندیشههای ایرانی در مورد پادشاه به چشم میخورد. برای نمونه مقنع مانند پادشاهان ایرانی، و به طور کلی پادشاهان هندوایرانی، مدعی بود صورتش نورانی است و طبیعتی آتشین دارد، به همین دلیل نقاب میزد و با آتش خودسوزی نمود. علاوه بر این، پیروان خود را مقید میکرد تا در برابرش سجده کنند، هنگام دیدنش روزه بگیرند، و با واسطه غلامی به نام حاجب با وی در ارتباط باشند.
نکته دیگری که در مورد مقنع شایان ذکر است، این است که وی بسیاری از خصوصیات خدای مهر را به خود نسبت داده است. درخشش صورت، یاریدهنده در جنگ، شکستناپذیری و عروج به آسمان از جمله این موارد است. به علاوه، وی مانند رهروان دین مهری، به صورت خود نقاب میزد و خود را موظف میدانست تا در مورد علومی که از آنها باخبر بود، سخنی نگوید. در کنار این اقدامات، با توجه به شباهت بین مهرابه و بارگاه مقنع گویا وی در ساخت بارگاه خود از مهرابهها الهام گرفته است.
آخرین جنبش؛ یعنی خرمدینان ترکیبی از عقاید مختلف ایرانی است. اگر چه خرمدینان ادامه مزدکیان پیش از اسلام بودهاند و باید عقاید ایشان را ادامه میدادند، اما واقعیت این است که فهرست عقاید موجود در بین خرمدینان در ادوار مختلف تاریخی نشان میدهد که تعالیم ایشان در برخی موارد دقیقاً با تعالیم مزدکیان مطابق نیست و ایشان به مرور زمان اندیشههای زردشتی، مانوی، اسلامی و غلات شیعه را نیز به خود جذب کردهاند.
در واقع میتوان گفت که مجموعه اعتقادات خرّمدینان ترکیبی از عقاید مهری، مزدکی، مانوی و زردشتی در پیش از اسلام و فرقی چون باطنیه، اسماعیلیّه، شیعه و غلات در دوران اسلامی بوده است.
عقاید مربوط به دین میترائی، زردشتی، مزدکی و مانوی به وفور در بین اعتقادات خرمدینان به چشم میخورد. گرایش به جنگ و خونریزی و گاوکشی در بین خرمدینان تحت تأثیر اندیشههای دین میترائی بوده است و اعتقاد به ثنویت، طهارت و پاکی، ازدواج با محارم، گرزمان، تکهمسری و تحریم طلاق، نشانه تأثیرپذیری آنان از دین زردشتی است.
علاوه بر این، عقایدی شبیه به عقاید مانویان در بین اعتقادات آنان وجود دارد. آزار نرساندن به حیوانات و گیاهان، تناسخ ارواح و سرنوشت روان پس از مرگ از جمله این عقاید به شمار میرود. از آنجا که خرمدینان همان مزدکیان پیش از اسلام بودهاند، بسیاری از عقاید ایشان را حفظ کردهاند. از جمله این عقاید میتوان به این موارد اشاره کرد: اشتراک در مال و ناموس، آزار نرساندن به مردم، محبت و مهماننوازی، لذتجویی و اعتقاد به وجود همیشگی پیامبران.

دسته‌ها: داغ ترین ها