دانلود پایان نامه

. دینوری، ابوحنیفه احمدبنداود، اخبارالطوال، قاهره، دار إحیاء الکتب العربیه، 1960م، ص 361.
. ابنطقطقی، محمدبنعلی، ‏الفخری فیالآداب السلطانیه و الدول الاسلامیه، تصحیح کتبی و محمود توفیق، بیجا، دار إحیاء الکتب العربیه، بیتا، ص 100؛ نخجوانی، هندوشاهبنسنجر، تجاربالسلف، تصحیح عباساقبال، تهران، فردین، 1313، ص 89؛ مشکور، محمدجواد، تاریخ شیعه و فرقههای اسلام تا قرن چهارم، تهران، اشراقی، 1372، ص 79.
. طبری، جلد 7، ص 363.
. صاحبالدَّعوه (خوافی، احمدبنمحمد، مجمل فصیحی، تصحیح محمود فرخ، مشهد، انتشارات کتابفروشی باستان، 1341، ص 198؛ ابنطقطقی، ص 100؛ ابنعماد، عبدالحیبناحمد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، بیروت، دارالإحیاء التراث العربی، بیتا، جلد 1، ص 176)؛ صاحبالدّوله (ابنمسکویه، احمدبنعلی، تجارب الأمم، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، دار سروش الطباعه و النشر، 1376، جلد 3، ص 355)؛ امیرآل بیت رسولالله (ابنکثیر، جلد 10، ص30)؛ ابواسحاق (ابناثیر، جلد 5، ص 254؛ خواندمیر، غیاثالدینبنهمامالدین، تاریخ حبیب السیر فی اخبار افراد بشر، بیجا، انتشارات کتابخانه خیام، 1333، جلد 2، ص 193)؛ ابومسلم (ابنخلدون، جلد 3، ص 217؛ اعتمادالسلطنه، محمدحسنبنعلی، تاریخ منتظم ناصری، تصحیح محمد اسماعیل رضوانی، تهران، دنیای کتاب، 1363، ص 123).
. در مورد بزرگمهر اتفاق نظری در بین مورّخان وجود ندارد. برخی او را پسر بُختَک و برخی او را پسر سوخرا دانستهاند (سوخرا یکی از درباریان قباد بود که در زمان وی کشته شد). در مورد دوران وزارت او نیز نظر یکسانی وجود ندارد. برخی او را وزیر و حکیم دوره خسرو اول ساسانی (531-579م) و برخی وزیر خسروپرویز (590-628م) دانستهاند. این در حالی است که برخی دیگر سابقه وزارت وی را به عهد جاماسب، برادر قباد رساندهاند (ر.ک. مجیدی، مریم، «بزرگمهر»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، جلد 12، تهران، مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1369).
. کوفی، احمدبنأعثم، الفتوح، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1406ه، جلد 7، ص 344؛ أزدی، یزیدبنمحمّد، تاریخ الموصل، تحقیق علی حبیبه، القاهره، لجنه إحیاء التراث الاسلامی، 1967م، ص 119؛ ابناثیر، جلد 5، ص 254؛ ابنخلدون، جلد 3، ص 217؛ یافعی، عبداللهبناسعد، مرآه الجنان و عبره الیقظان، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1970م، جلد 1، ص 285.
. نامش را به اختلاف عبدالرحمانبنعثمان، عبدالرحمانبنمسلمبنشقیرونبناسفندیار، عبدالرحمانبنشیرونبناسفندیار آوردهاند و نسب او را به اختلاف به حمزهبنعباد، حمزهبنعماره، حمزهبنگودرزبنگشواد میرسانند. برخی منابع آوردهاند که نام پدر ابومسلم پیش از گرایش به اسلام، ونداد هرمزد بوده است. روایات دیگری نیز در مورد نام وی وجود دارد (ر.ک. مجملالتواریخ والقصص، تصحیح ملکالشعرای بهار، تهران، خاور، 1318، ص 315؛ میرخواند، محمدبنخاوندشاه، روضه الصفا، تلخیص عباس زریاب، تهران، انتشارات علمی، 1373، جلد 3، صص 361-362؛ خواندمیر، جلد 2، ص 193؛ ابنتغری بردی، یوسف، النجوم الزاهره فی ملوک مصر و القاهره، قاهره، مؤسسه المصریه العامه، 1963م، جلد 1، صص 335-336؛ تتوی، احمدبننصرالله، تاریخ ألفی، سایر پدیدآورندگان آصف خان قزوینی و جعفربنبدیعالزمان، تصحیح غلامرضا طباطبایی مجد، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1382، جلد 2، ص 1234؛ آذرنوش، ص 44، 53).
. در توضیح این مطلب آوردهاند که عبداللهبنعباس با یکی از کنیزان خود نزدیکی نمود و آن کنیز پس از مدتی با کس دیگری ازدواج نمود. وی پس از ازدواج فرزندی به دنیا آورد و مدعی شد که این فرزند را از عبدالله حامله بوده است و نام او را سلیط گذاشت (ر.ک. ابناثیر، جلد 5، ص 256؛ نخجوانی، ص 86).
. تتوی، جلد 2، ص 1238.
. کوفی، جلد 7، ص 388.
. واسیلی ولادیمیرویچ، بارتولد، ترکستان نامه: ترکستان در عهد هجوم مغول، ترجمه کریم کشاورز، بیجا، بنیاد فرهنگ ایران، 1353، ص 427.
. 99 ه.ق. (خوافی، ص 180)؛ 100 ه.ق. (دینوری، ابنقتیبه، تاریخالخلفا، تحقیق طه محمد زینی، بیروت، دار المعرفه لطباعه و النشر، بیتا، ص420؛ صفدی، خلیلبنابیک، الوافی بالوفیات، تصحیح أیمن فؤاد سیّد، النشرات الاسلامیه، 1411ه/1991م، جلد 18، ص 271؛ میرخواند، جلد 3، ص 361؛ تغری بردی، جلد 1، ص 336)؛ 101 ه.ق. (حموی، محمدبنعلی، تاریخ المنصوری: تلخیص الکشف و البیان فی حوادث الزمان، موسکو، 1960م، ص 83).
. اصفهان (مقدسی، مطهّربنطاهر، البدء و التاریخ، بیجا، مکتبه الثقافه الدینیّه، بیتا، جلد 6، ص 92؛ نخجوانی، ص 86؛ ابنکثیر، جلد10، ص 67؛ ابنخلدون، جلد 3، ص 217)؛ باوانه (خوافی، ص 180).
. خطرنیه (طبری، جلد 7، ص 130)؛ خرطنیه (مسعودی، علیبنحسین، مروج الذهب و معادنالجوهر، بیروت، دارالاندلس، 1965م، جلد 3، ص 239؛ ابنخلدون، جلد 3، ص 254).
. گردیزی، عبدالحیبنضحاک، زینالأخبار، گردآورنده رحیم رضازاده ملک، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1384، ص 181. لازم به ذکر است که مقدسی بدون ذکر نام روستا، او را اهل روستایی از مرو میداند (مقدسی، جلد 6، ص 92).
. مقدسی، همانجا؛ ابناثیر، جلد 5، ص 254؛ ابنکثیر، جلد 10، ص 67؛ ابنخلدون، جلد 3، ص 217.
. نام کاملش ابراهیمبنمحمدبنعلیبنعبداللهبنعباسبنعبدالمطلب بود که رهبری دعوت عباسی را پس از پدرش به عهده داشت. پیروانش برای گسترش دعوت عباسی با وی در رفت و آمد بودند و با او به نامهنگاری میپرداختند (ر.ک. زرکلی، خیرالدین، أعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، 2007م، جلد 1، ص 59). در چگونگی ارتباط یافتن ابومسلم با ابراهیم روایات مختلفی ذکر شده است. گفتهاند ابومسلم مردی از هرات یا بوشنج بود که همراه با مالک خود نزد ابرهیم امام رفت، ابراهیم امام او را خرید، چند سال نزد خود نگه داشت و او را مأمور حمل نامههای خود به اطراف نمود. روایت دیگری میگوید او بندهای بود که در جاهای مختلفی بندگی میکرد و ابراهیم امام که او را قابل اعتماد دید، او را از صاحبش خرید. بر اساس روایات دیگری، ابومسلم بنده یا وکیل دخل و خرج افرادی به نام عیسی و معقل عجلی بود که به دلایلی زندانی شده و ابومسلم نیز با آنان در زندان به سر میبرد تا اینکه داعیان عباسی او را در زندان ملاقات کردند و چون او را پسندیدند با خود نزد ابراهیم امام بردند. در مورد سایر روایات به این منابع رجوع کنید: (طبری، جلد 7، ص 198، 360؛ مقدسی، جلد 6، ص 92؛ ابناثیر، جلد 5، صص 255-258؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، جلد 3، ص 239؛ ابنکثیر، جلد 10، ص 31؛ ابنخلدون، جلد 3، ص 219، 254؛ خواندمیر، جلد 2، ص 193؛ نخجوانی، ص 86).
. نخجوانی، همانجا.
. مقدسی، جلد 6، ص 93؛ نظامالملک، حسنبنعلی، سیاست نامه، تهران، فراهانی، 1346، ص280؛ مجمل التواریخ و القصص، ص 328؛ ابناثیر، جلد 5، ص 254؛ کاشانی، ص 187.
. بغدادی، عبدالقاهربنطاهربنمحمد، الفرق بین الفرق، بیروت، دارالمعرفه، 2008م، ص 137؛ ابنداعیرازی، ص 111؛ ابنکثیر، جلد 10، ص 67.
. میرخواند، جلد 3، ص363، 406؛ تتوی، جلد 2، ص 1235.
. ابنکثیر، جلد 10، ص 67؛ نخجوانی، ص 112؛ کلیما، اوتاکر، تاریخچه مکتب مزدک، ترجمه جهانگیر فکری ارشاد، تهران، توس، 1371، ص 80.
. اسکندر، اردشیر بابکان و ابومسلم (ر.ک. مجمل التواریخ و القصص، ص 327).
. سنگدل و بیرحم (مقدسی، جلد 6، صص 93-94؛ تتوی، جلد 2، ص 1235)؛ حجاج زمانه (یافعی، جلد 1، ص285). منظور از حجّاج، حجّاجبنیوسف ثقفی است که در زمان خلافت عبدالملکبنمروان (65-86) و ولیدبنعبدالملک (86-96) فرمانروایی خراسان و عراق را داشت. فرمانروایی وی 20 سال به طول انجامید و وی در مدت فرمانروایی خود ظلم و ستم زیادی به مردم نمود (ر.ک. نرشخی، حواشی ص 248؛ گردیزی، صص 168-170).
. دینوری، ص 360؛ مشکور، ص 79؛ فرای، ریچارد، تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه، ترجمه حسن انوشه، تهران، امیرکبیر، 1363، جلد 4، ص50. منابع منظور از این شهدا را زیدبنعلی و یحییبنزید میدانند که سالها پیش بر ضد امویان قیام کرده بودند. زَیدبنعلیبنحسینبنعلیبنابوطالب به روایتی با 20 هزار نفر از پیروانش و به روایتی دیگر با پنج هزار نفر از اهالی کوفه در 122ه.ق. در زمان بنیامیه شورش کرد که به دستور خلیفه هشامبنعبدالملک (105-127) شورش آنان سرکوب شد و زید به شهادت رسید. یحییبنزَیدبنعلیبنحسینبنعلیبنابوطالب نیز پس از مرگ پدرش زید، راهش را ادامه داد، فعالیتها و اقدامات خود را در خراسان متمرکز ساخت و با هدف خونخواهی پدرش دست به شورش زد، اما در نبردی که بین او و سپاهیان نصربنسیار روی داد، شکست خورد و در 125 ه.ق. کشته شد (ر.ک. اسفراینی، ابوالمظهر، التبصیر فی الدین و تمییز الفرقه الناجیه عن الفرق الهالکین، مکتبه الخانجی بمصر و مکتبه مثنی ببغداد، 1955م، ص 34؛ شهرستانی، جلد 1، صص 137-138؛ ابنداعی رازی، صص 116-118؛ اصفهانی، ابوالفرج، مقاتلالطالبین، تحقیق سید احمد صقر، قاهره، دار احیاء الکتب العربیه، 1368ه/ 1949م، ص 127، 152).
. ابنکثیر، جلد 10، ص 67؛ دریایی، تورج، تاریخ و فرهنگ ساسانی، ترجمه مهرداد قدرت دیزجی، تهران، ققنوس، 1384، ص 137.

دسته‌ها: داغ ترین ها