دانلود پایان نامه

علوم طبیعی. این حوزه، اثر معکوس بر تعامل از نوع تحقیقات مشترک دارشته و بر انواع دیگر تعامل اثری ندارد.
طب انسانی. این حوزه، هیچ تأثیری بر هیچکدام از انواع تعامل ندارد.
علوم انسانی (ادبیات، تاریخ، هنر و فلسفه). این حوزه تحقیقی، اثر قابل توجه منفی در تمامی انواع تعاملات دارد (اسکارتینگر و دیگران، 2001، ص. 265ـ260).
تأثیر ویژگیهای دانشگاهیان بر میزان تمایل آنها به تعامل با صنعت
این ویژگیها را میتوان به دو بخش ویژگیهای سازمانی (نوع دانشگاه، نوع رشته دانشگاهی، و میزان فعالیت تحقیق و توسعه) و ویژگیهای فردی تقسیم نمود. بر این اساس، در بخش ویژگیهای سازمانی، مطالعات، حاکی از وجود رابطه منفی میان شهرت دانشگاه و میزان تعامل آن با صنعت دارد. البته میزان شهرت ادراک شده دانشگاه، تأثیر بسزایی در میزان موفقیت ادراک شده آن در فعالیتهای مشارکتی دارد (یعنی هرچه دانشگاه تصور کند که مشهورتر است؛ در تعاملش با صنعت نیز احساس موفقیت بیشتری میکند). در این میان، رابطه مثبتی میان دانشگاهیانی که در رشتههای مهندسی و فنآوری فعالیت دارند و میزان مشارکت آنها با صنعت مشاهده میشود. بعبارت جامعتر رشتههای طبیعی، فنی، کشاورزی و علوم اقتصادی، نسبت به پزشکی، علوم اجتماعی (به جز اقتصاد) و علوم انسانی، تمایل بیشتری به تعامل با صنعت دارند. در نهایت اینکه هرچه دانشگاهی برای فعالیتهای تحقیق و توسعه ارزش بیشتری قائل بوده و به آن بیشتر بپردازد نسبتاً تمایل بیشتری به تعامل با صنعت دارد. در بخش ویژگیهای فردی دانشگاهیان، مطالعات گویای این مطلب است که سن دانشگاهیان، اثر منفی روی تنوع تعاملات با صنعت دارد در حالی که وضعیت آنها (رتبۀ آموزشی آنها یا تعداد جوایز تحقیقاتی ایشان، رسمی بودن یا نبودن آنها) اثر مثبت روی تنوع تعاملات دارد. بعلاوه باید به این ویژگیهای فردی دو ویژگی دیگر نیز اضافه نمود: سابقه مدیریتی، و سابقه تحقیقات خارج از کشور. در مورد سابقه مدیریتی باید گفت که اگر اغلب دانشگاهیان در حال فعالیت با بخش صنعت هستند این موضوع را باید به نگاه مدیریت آنها نسبت داد که چنین سازمانی را مدیریت میکند (تأثیر پست مدیریتی بر تعامل با صنعت)؛ و از سویی دیگر دانشگاهیانی که تحقیقات خارج از کشور دارند این کار را برای ارتقای دانش خود انجام میدهند (جواکویین و کارو، 2007، ص. 707ـ706).
موانع بازدارندۀ دانشگاهیان از تبادل دانش با صنعت
در روابط صنعت و دانشگاه، دو نوع هزینه، قابل توجه است همچنانکه محققین دانشگاهی مرتبط با فعالیتهای انتقال دانش آنرا میشناسند. هزینۀ اول مربوط به انحراف از نُرمهای علمی است که در قسمت الف توضیح داده میشود؛ و هزینۀ دوم مربوط است به فرایند پیچیده انتقال تکنولوژی که در قسمت ب توضیح داده میشود (اُوِن ـ اسمث و پاوِل، 2001، ص. 100ـ99). بر این اساس، میتوان موانعی را که دانشگاهیان را از تبادل دانش با صنعت باز میدارد بدین شکل، تشریح کرد (تارتاری و دیگران، 2012، ص. 659ـ657):
الف. موانع محوری در تبادل دانش. انگیزه محققین دانشگاهی برای داشتن تعامل با صنعت، به میزان زیادی از هدف آنها برای تقویت تحقیقات آتی خود سرچشمه میگیرد. بعلاوه، تعامل با صنعت، اغلب باعث درک بهتر کاربرد تحقیقات بنیادین دانشگاهی میشود؛ میتوان به منابع و مهارتهایی که در دانشگاه، در دسترس نیستند دست پیدا کرد؛ و نیز برای تحقیقات خلاقانه و نظری، الهام گرفت (برِسکی و دیگران، 2007، ص. 101).
به هر روی، دو نوع هزینه در رابطه با تعامل با صنعت وجود دارد که میتوانند از طرف دانشگاهیان بعنوان موانعی بزرگ در جهت فرایند انتقال دانش شناخته شوند: محرمانگی، و انحراف موضوع.
موضوع محرمانگی، به این حوزه برمیگردد که تعامل با صنعت میتواند محدودیتهایی را در افشای نتایج تحقیقات به همراه داشته باشد و به طور کلی، روی نشر این نتایج، تأثیرگذار باشد و تهدیدی برای نُرمهای دانش آزاد و اولویتگذاری آزاد باشد. بعنوان مثال، چندین محقق اظهار داشتهاند که تعامل با صنعت، باعث تأخیر هم در چاپ و هم در مجوز افشای نتایج تحقیقات میشود.
انحراف موضوع نیز به به این مسئله باز میگردد که تعامل با صنعت میتواند استقلال محققین دانشگاهی را در انتخاب موضوع تحقیقات آتی خود تهدید کند.
بطور خلاصه میتوان گفت که محققین دانشگاهی، ممکن است تعامل با صنعت را در رابطه با موضوعات زیر، سخت و مشکل ببینند: تمرکز بر پروژههای تحقیقاتی، اولویتهای کاری، انتظار از تحقیقات، و نیز زمان افشا و انتشار نتایج تحقیقات (اِلزینگا، 1997، ص. 416ـ411).
ب. موانع معاملهای تبادل دانش. انگیزههای دانشگاهیان برای مشارکت در فعالیتهای انتقال دانش میتواند از طریق نحوۀ تسهیل فرایند انتقال فنآوری در دانشگاه، تقویت شده یا تضعیف شود. بعنوان مثال، نارضایتی فرد از فرایند اعطای پَتنت در دانشگاه خود، میتواند مخترعین دانشگاهی را از تصمیم برای افشای اختراعشان منصرف کرده یا آنها را مجبور به دور زدن دفاتر انتقال تکنولوژی (TTO) کرده و آنها را وادارد تا بصورت مستقیم با شریک تجاری خود (صنعت) معامله کنند (سیِجِل و دیگران، 2004، ص. 117ـ115).
نحوۀ ادراک دانشگاهیان از هزینههای تعامل با صنعت، به سه ویژگی زیرساختی دانشگاه وی در تجاریسازی تحقیقات دانشگاهی بستگی دارد: اول، ویژگیهای ادراک شده از دفاتر انتقال تکنولوژی دانشگاه، و مخصوصاً منابع در دسترس و مهارت کارکنان این دفاتر، که میتواند نگرش دانشگاهیان به تعامل را تحت تأثیر قرار دهد؛ دوم. عموماً میزان در دسترس بودن اطلاعات دربارۀ مراحل مورد نیاز برای ایجاد تعامل با صنعت در کل، و خصوصاً در مورد مراحل افشا و دریافت پتنت؛ و سوم، میزان انعطافپذیری قوانین دانشگاه برای فعالیتهای مرتبط با انتقال فنآوری. فقدان سیاستهای منعطف در مورد حقوق مالکیت فکری و انتقال تکنولوژی، اغلب بعنوان موانعی بزرگ در شکل دادن نگرش دانشگاهیان در جهت انجام فعالیتهای تجاریسازی، توسط آنها شناخته میشوند (اُوِن ـ اسمیث و پاول، 2001، ص. 99).
موانع فردی و اجتماعی انتقال دانش
میتوان موانع انتقال دانش را از نگاهی دیگر، به دو قسمت فردی و اجتماعی، تقسیم کرد. موانع فردی شامل موارد زیر است:
الف. از دست دادن قدرت: دانش، قدرت است و متخصصینی که دانشهای کمیاب و ارزشمندی دارند شهرت فراوان داشته و انحصار دانش را در دست دارند که منجر به احتکار دانش به جای انتقال آن میشود.
ب. افشاء: فرد صاحب دانش، به دلیل اینکه دانش خود را ارزشمند و کمیاب میداند از افشای آن و در اختیار دیگران قرار دادن آن امتناع میورزد.
ج. عدم اطمینان: معمولاً افراد جوانتر و کمتجربهتر در مورد اینکه آیا دانش آنها برای دیگران مفید خواهد بود یا خیر، دچار تردید میشوند و به همین دلیل، از در اختیار قرار دادن دانش خود، امتناع میورزند.
د. انگیزش: انتقال دانش، ممکن است بعنوان یک فعالیت فوق برنامه تلقی شود چراکه مستندسازی آن، ارتباط برقرار کردن با کسانی که با آن نیاز دارند و از این دست موارد، زمانبر هستند. همچنین، برخی از افراد نیز به دلیل اینکه انتظار بهره بردن دو سویه دارند (که ممکن است با انتقال دانش خود، به این منفعت نرسند) از انتقال دانش خود امتناع میورزند. به همین دلیل، انتقال دانش، نیازمند انگیزش است که در صورت عدم وجود آن، چنین اتفاقی نخواهد افتاد.
و موانع اجتماعی نیز شامل این موارد است:
الف. زبان: عدم وجود زبانی مشترک با بخش صنعت، برای انتقال دانش موجود در مدلهای ذهنی فرد، نقطهنظرات او، مدلهای کاری او، الگوها، پارادایمها و عقاید او.
ب. پرهیز از تعارض: پرهیز از تعارض، و رفتارهای محافظهکارانه میتواند از انتقال دانش جلوگیری کند؛ هنگامی که این دانش، از افکار و ایدههای جدید تشکیل شده باشد.
ج. بوروکراسی و سلسلهمراتب: سازمانهایی که بسیار بوروکراتیک هستند روندهای رسمی زیادی دارند که مانع انتقال دانش و ایدههای جدید میشود.
د. پارادایمهای متناقض: فقدان انسجام و پیوستگی میان اهداف فردی و پارادایمهای سازمانی (که اهداف استراتژیک، چشمانداز، مأموریت، استراتژیها، ارزشها و… را پوشش میدهند) میتواند مشکلاتی را در مسیر تنظیم و پیوستهسازی عقایدی که با پارادایمهای سازمانی سازگار نیستند ایجاد کند. چراکه در چنین سازمانهایی اظهار نظرهای جدید، از دید فرهنگ سازمانی غالب (پارادایم)، پذیرفتنی نیست (دیستِرِر، 2001، ص. 3ـ2).

دسته‌ها: داغ ترین ها