دانلود پایان نامه

تکنیک دلفی، شامل سه مرحله است: 1 ـ طوفان فکری براییافتن عوامل مؤثر؛ 2 ـ محدود کردن عوامل شناخته شده در مرحلۀ اول (جداسازی مهمترین عوامل)؛ 3 ـ رتبهبندی عوامل.
در مرحلۀ اول، پرسشهای باز در اختیار پاسخدهندگان قرار میگیرد؛ در مرحلۀ دوم، پس از گروهبندی و یکسانسازی کلمات بکار برده شده در عبارات درج شده توسط پاسخدهندگان، این فهرست، دوباره در اختیار آنها قرار میگیرد تا نظرات خود را در مورد این جمعبندی صورت گرفته اعلام نمایند؛ و در آخرین مرحله، این فهرست دوباره در اختیار آنها قرار میگیرد تا اقدام به رتبهبندی عوامل شناخته شده در مراحل قبل نمایند (اُکُلی و پاولوفسکی، 2004، ص. 17ـ15، 24ـ23).
روایی و پایایی دلفی
فن دلفی، به عنوان روش تحقیق کمی در مطالعات توصیفی، و نیز تحقیق کیفی و تلفیقی ذکر شده است (احمدی، نصیریانی،و اباذری، 1387، ص. 176).
پایایی (اعتماد)
پایایی با دقیق بودن وسیلۀ اندازهگیری سروکار دارد و با میزان داشتن انسجام در کسب دادههاییکسان، مورد قضاوت قرار میگیرد. چنین بحثی بر این فرض بنا شده است که وسیلۀ اندازهگیری استاندارد است و جهتگیری خاصی ندارد. این نگرش از پایایی که با کمّیگرایی همسو است مورد انتقاد فراوان قرار گرفته است؛ از جمله اینکه توجه بیش از اندازه به آن، ما را از موضوع مهمتری (قابلیت اعتبار یا روایی) دور میسازد. اما به هر حال، محقق کیفی نیز باید به نحوی با این موضوع روبرو شود و به خوانندگان نشان دهد که دادهها را چگونه گردآوری کرده است و به آنها اطمینان دهید که دادهها ساختگی نیستند (محمدی، 1387، ص. 139).
در پژوهش کیفی، پژوهشگر، خود، ابزار اصلی پژوهش است و بنابراین پژوهش، هرگز نمیتواند به وسیلۀ دیگر پژوهشگران تکرار شود؛ اما تجدید و تکرار دقیق آن به علت یکتایی و چهارچوب زمانی، تقریباً ناممکن بوده و بعید است همان نتایج اولیه را به دست دهد حتی اگر در شرایط مشابه اجرا شود. با وجود این، برای آنکه پژوهش، تکرارپذیر باشد میتوان روشهای کیفی استاندارد و فرایند مستندسازی را به کار برد (هومن، 1385، ص. 55-56). مثلاً میتوان با تهیۀ «ورقۀ ثبت دادهها»، جهت ثبت مصاحبهها و مشاهدات، و برای نمایش دادهها و تسریع تحلیلهای اولیه، تا حدی به افزایش پایایی دادهها افزود(محمدی، 1387، ص. 139).
روایی (اعتبار)
منظور از این قابلیت عبارت است از بکارگیری شاخصی که بر اساس آن، همان چیزی را اندازه بگیریم که مراد بوده است. یعنی اگر گردآوری اطلاعات تکرار شود نه تنها همان دادههای قبلی بلکه همان نتایج قبلی به دست آید. به عبارت دیگر، سنجشی که معتبر است الزاماً مورد اعتماد نیز هست اما عکس آن صحت ندارد (همان، ص143).
برای نشان دادن اعتبار تحقیق کیفی، روشهای متعددی وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از:
ارائۀ نقل قولهایی (یا شاهد مثالهایی) از افراد یا شرایط مورد مطالعه؛ مثلاً برای نشان دادن پدرسالاری در مدیریت ایرانی، میتوان به چیزهایی که دیدهیا شنیده شده استناد کرد.
توافق جمع؛ اگر شما به کار گروهی مشغول هستید بهتر است تعابیر خود را در گروه (گروه پانل یا همکاران طرح یا هر چه که آنرا مینامید) مطرح کنید و اگر به کار انفرادی مشغول هستید میتوانید تعابیر و تجزیه تحلیلهایتان را با همکاران متخصص خود در میان بگذارید (به ویژه آنهایی که فکر میکنید با شما چندان همخوانی فکری ندارند) (همان، ص148).
بر این اساس، مشارکت و درگیری افراد دیگر، همکاران، مصاحبهشوندگان، قضاوت خبرگان و غیره، در مورد روایی تفسیر دادههای مصاحبههای پژوهش کیفی، بسیار اساسی است (دانایی‏فرد، الوانی،و آذر، 1386، ص. 176).
اختصاصاً در مورد روشدلفی نیز باید گفت: کنترل روایی و پایایی آن آسان نیست. چنانکه دلفی به دلیل نداشتن شواهدی از پایایی شدیداً مورد انتقاد قرار گرفته است. به عبارتی اگر اطلاعات یا سؤالات مشابه به پانلیستها داده شود دستیابی به نتایج یکسان حتمی نیست. در مورد روایی نیز این انتقاد وارد است. با این وجود اگر اعضای شرکتکننده در مطالعه، نمایندۀ گروه یا حوزۀ دانش مورد نظر باشند اعتبار محتوی تضمین میشود (احمدی، نصیریانی،و اباذری، 1387، ص. 183).
با ملاحظاتی که در بالا ذکر شد باید گفت که پایایی تحقیق پیش رو، بر اساس مستنداتی است که طی تحقیق، تدوین شده (پرسشنامهها و پاسخهای داده شده توسط هر متخصص) و روایی پرسشنامههای بکار رفته در آن نیز به دلیل آنکه از نظرات متخصصین استفاده شده قابل قبول است.
تکنیک اسمارت
همانگونه که در فصل دوم اشاره شد؛ این تکنیک شامل هفت مرحله است که براییادآوری، ذیلاً توضیح داده میشوند:
مرحلۀ اول: طراحی اولیه
در این مرحله، مسئله، شناسایی شده و آنرا به یک عنوان رفتاری، نامگذاری میکنند؛ اهداف پروژه را تعیین نموده و طراحی اولیه برای ارزیابی را انجام میدهند و هزینههای پروژه را نیز برآورد میکنند.
مرحلۀ دوم: تجزیه و تحلیل جمعیت هدف
در این مرحله، جامعۀ هدف، بخشبندی شده و مخاطبان؛ و خواستهها، نیازها و ترجیحات آنها شناسایی میشوند؛ و ایدههای اولیه و مقدماتی مربوط به استراتژیهای ارتباطی با مشتریان، طراحی میگردند.
مرحلۀ سوم: تجزیه و تحلیل کانال (ارتباطی)
در این مرحله، کانالهای مناسب ارتباطی میان مجریان (محققین) و جمعیت هدف (کانالهایی که مخاطبان طرح، ترجیح میدهند از طریق آنها، اطلاعات لازم را کسب کنند)، شناسایی میشوند؛ تعداد کانالهایی که باید استفاده شوند تعیین میگردند.
این کانالها میتواند افراد، مؤسسات، سازمانها، و روشهای ارتباطی خاص مانند رسانۀ جمعی، ارتباطات شخصی و… باشد.
مرحلۀ چهارم: تجزیه و تحلیل بازار

دسته‌ها: داغ ترین ها