دانلود پایان نامه

در این بخش، منظور از انواع تعامل میان صنعت و دانشگاه، چهار نوع تعامل میباشد که عبارتند از:
نظارت بر پایاننامه و تزهای دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا؛ جابجایی محققین (استخدام در صنعت)؛ تحقیقات مشترک؛ تحقیقات قراردادی.
عوامل مؤثر روی این تعاملات عبارتند از:
ویژگیهای شرکت (صنعت)
الف. ویژگیهای (متغیر) ساختاری:
اندازۀ شرکت. بر اساس شواهد تجربی متقن، با افزایش اندازۀ شرکت (تعداد کارکنان)، بخش تحقیق و توسعۀ آن نیز افزایش مییابد؛ و شرکت را قادر میسازد تا به منابع علمی و تخصصهای تکنولوژیک بیرونی دسترسی پیدا کند.
سن شرکت. شرکتهای جوان تکنولوژیمحور نقش مهمی در فرایند تغییر تکنولوژیک بازی میکنند. این شرکتها به نوآوریهای تکنولوژیک و پیشرفت علمی، بسیار وابستهاند و بنابراین بیش از دیگر شرکتها به تعامل با دانشگاهها علاقه دارند. در مقابل، شرکتهای با عمر بیشتر، قادرند ذخیرهای از دانش ایجاد کرده و حوزههای بسیار زیادی از دانش را در خود جای دهند. بنابراین وابستگی کمتری به دانش بیرونی خواهند داشت.
ب. مشوقها و موانع تعامل:
حمایت مستقیم در فرایند توسعه. شرکتها به دنبال دستیابی به اهدافی هستند که ایجاد تعامل با دانشگاهها را تشویق میکنند. مشوق اساسی شرکتها برای تعامل با دانشگاهها، دریافت حمایت مستقیم در فرایند نوآوری است. در این فرایند، شرکتها با انواع مشکلات و مسائل رو به رو هستند که ممکن است فراتر از ظرفیت حل مسئلۀ خود آنها باشد. از اینرو، به منابع بیرونی تکیه کرده و حمایت محدود و مشخص از دانشگاهها برای انجام فعالیتهای نوآورانۀ خود را خواستارند. این موضوع بدین معنی است که ظرفیتهای دانشگاهها در تحقیقات پایه، نقش اساسی در ارتقای تعامل میان صنعت و دانشگاه ندارد.
تفاوتهای فرهنگی. از سویی دیگر، میتوان به موانع مشخصی در تعامل میان صنعت و دانشگاه رسید. شرکتهایی که مدیریت پروژههای مشترک با دانشگاهها را مشکل میدانند تمایل بسیار کمی به تعامل به آنها دارند. این مسئله به این واقعیت باز میگردد که تا حدی تفاوت فرهنگی میان این بخش وجود دارد. هدف اصلی دانشگاه (علاوه بر آموزش)، تولید دانش در قالب کالاهای عمومی است و میخواهد ذخایر دانش را به روی جامعه بگشاید؛ ولی در مقابل، شرکتها به دنبال حداکثرسازی سود خود و اختصاصی کردن نتایج فرایندهای نوآوری و سرّی نگه داشتن آنها هستند. بعلاوه، تحقیقات دانشگاهی معمولاً بلندمدتاند در حالی که شرکتها اغلب به دنبال اثرات مستقیم و کوتاهمدت هستند.
فقدان اطلاعات در مورد تحقیقات دانشگاهی. همچنین فقدان اطلاعات یا ضعف ارتباطات در مورد فعالیت واقعی دانشگاهها (و آنچه که ممکن است برای شرکت، سودآور باشد)، احتمال همکاری این دو بخش را به شدت کاهش میدهد. به دست آوردن اطلاعات مرتبط در مورد دانشگاهها، منوط به پرداخت هزینههای تحقیقاتی بیشتر از طرف شرکتها میباشد و به دلیل آنکه خروجی این تحقیقات، به هیچ وجه شفاف یا کاملاً مشخص نیست، شرکتها ممکن است اصلاً تمایلی به تقبل آنها نداشته باشند (اسکارتینگر و دیگران، 2001، ص. 265ـ260).
میتوان ویژگیهای شرکت را از نگاهی دیگر بررسی کرد. در این دیدگاه، این ویژگیها به دو قسمت تقسیم میشوند: ویژگیهای خود شرکت، ویژگیهای مدیران شرکت.
سه ویژگی خود شرکت که در تحقیقات به آنها پرداخته شده است عبارتند از: اندازۀ شرکت، مکان جغرافیایی آن، و سطح فنآوری آن. بر این اساس، میان اندازه شرکت (تعداد کارکنان) و میزان تولید نوآوریهای آن (که این نوآوریها بدون همکاری با دانشگاه، امکانپذیر نیست) رابطه مثبت معناداری وجود دارد. در مورد مکان جغرافیایی، مطالعات قائل به وجود رابطه منفی میان متوسط فاصله بین بخش دانشگاهی (محققین) و بخش صنعت، با فراوانی تعاملات (از نوع تحقیقات قراردادی) دارد ولی در مورد سایر انواع تعاملات، بیتأثیر است. البته این تأثیر زمانی است که فاصله جغرافیایی، بیشتر از 100 کیلومتر باشد چراکه فواصل کمتر از این میزان، در شدت تعامل، بیتأثیر است. در مورد سطح فنآوری شرکت میتوان از دو نظر به آن پرداخت: از نظر میان فعالیتهای تحقیق و توسعه، و از نظر بخش اقتصادیای که شرکت در آن فعالیت میکند. بر این اساس، مطالعات حاکی از وجود رابطه مثبت میان متوسط هزینههای تحقیق و توسعه با فراوانی تعامل (از نوع تحقیقات قراردادی) دارد. این نتیجه در مورد بخش اقتصادیای که شرکت در آن فعال است نیز وجود دارد ولی این رابطه در اینجا کمتر است. بعنوان یک مصداق از این نتیجه اخیر میتوان به مطالعهای اشاره کرد که در آن میان نسبت هزینه صرف شده در تحقیق و توسعه بخش فروش با میزان استفاده از دانش تولید شده در دانشگاه (تعامل) رابطه مثبت معناداری وجود دارد؛ و در مورد بخش اقتصادیای که شرکت در آن فعال است نیز اشاره به تأثیر مثبت حضور شرکت در بخشهای شیمیایی و مکانیک برای تعامل با دانشگاه دارد.
در مورد ویژگیهای مدیران شرکت، باید اشاره کرد که هرچه دانش مدیریت بیشتر باشد ارتباط روان و آسان میان دو بخش دانشگاه و صنعت افزایش خواهد یافت. از سویی دیگر، دانش زیاد مدیریت باعث میشود تا به فعالیت اهمیت داده و زمان بیشتری را صرف آن کند؛ و موجب شهرت شرکت نیز گردد (جواکویین و کارو، 2007، ص. 708ـ707)
ویژگیهای دانشگاه
الف. ویژگیهای (متغیر) ساختاری:
اندازۀ دپارتمان دانشگاه. اندازۀ دپارتمان دانشگاه، اثر مثبت قابل توجهی بر تعامل میان صنعت و دانشگاه از نوع انتقال محقق (استخدام)، نظارت بر تزها و پایاننامهها، و تحقیقات مشترک دارد.این ویژگی، میتواند روی تعداد محققینی که میتوانند در پروژههای تحقیق و توسعه (R&D) مشارکت داشته باشند تأثیر قابل توجهی گذارد. دپارتمانهای بزرگ، دارای مجموعۀ بزرگی از منابع قابل انتقال هستند (پرسنل، سرمایۀ فیزیکی و تجهیزات فنی، دانش، و تجربه) که آنها را قادر میسازد تا با بخش صنعت تعامل داشته باشند و همزمان تمامی وظایف خود را در دانشگاه نیز به انجام برسانند (تدریس، چاپ مقالات و…).
ب. ویژگیهای تحقیقی:
مکتوبات بینالمللی. مکتوبات بینالمللی به ازای هر استاد (تعداد مقالات و… چاپ شده در ژورنالهای بینالمللی)، تأثیر قابل توجهی بر تعامل میان صنعت و دانشگاه از نوع تحقیقات مشترک دارد.همکاری با دپارتمانهایی که خروجیهای تحقیقات آنها باارزش و کیفیت هستند، میتواند ریسک تعامل را کاهش داده و هزینهها را تقلیل دهد.
تجربۀ تحقیقات قراردادی با بخش صنعت. این تجربیات، اثر مثبت زیادی بر تعامل دانشگاه با صنعت از نوع تحقیقات قراردادی و نظارت بر پایاننامهها و تزها دارد.اگر دپارتمانی، دارای تجربیاتی باشد که به واسطۀ آنها انواع پروژههای تحقیقاتی را با صنعت به انجام رساند، موانع سازمانی و فردی، میتوانند کماهمیت باشند ولی دپارتمانهایی که تجربۀ مرتبطی تا به حال نداشتهاند دارای موانع زیادی در تعامل با صنعت هستند.
تجربۀ تحقیقات قرادادی با بخش دولتی. این تحقیقات، اثر قابل ملاحظهای بر تعامل دانشگاه با بخش خصوصی دارد؛ تعاملی از نوع تحقیقات مشترک.دپارتمانهایی که پروژههای قراردادی با بخش دولتی دارند، دارای تجربیات خوبی نیز در جذب منابع بیرونی در محیط رقابتی هستند؛ یعنی قادرند شایستگیها و دانش خود را در بازار عرضه کنند. به همین دلیل است که تعداد پروژههای قراردادی با بخش دولتی به ازای هر محقق، اثر قابل توجه مثبتی بر تعامل دانشگاه با صنعت دارد.
حضور در عرصۀ عمومی. حضور در عرصۀ عمومی در شکل ارائۀ مطلب در رسانههای همگانی، اثر معکوس قابل توجهی بر میزان تعامل صنعت و دانشگاه دارد (از نوع نظارت بر پایاننامهها و تزها، استخدام محققین، و تحقیقات مشترک). ظاهراً دپارتمانهای دانشگاهی و شرکتها در موقعیتهایی به جز ارائۀ مطالب برای رسانههای جمعی مثل رادیو، تلویزیون یا مکتوبات تماس برقرار میکنند. توضیحی که احتمال صحت دارد میتواند این باشد که محققین دانشگاه، در رسانههای عمومی معمولاً در مورد مسائل کلی صحبت میکنند بر خلاف صحبتشان در صنعت که وارد مسائل خاص و جزئی و عمیق میشوند. دلیل دیگر میتواند این باشد که محققینی که در این رسانهها بیش از حدی که از آنها به عنوان یک محقق، انتظار میرود ظاهر میشوند کمتر میشود به آنها بعنوان یک شریک تجاری اعتماد کرد.
میزان نظارتها بر پایاننامهها و تزهای دانشجویان دکترا و کارشناسی ارشد. میزان نظارت بر پایاننامهها و تزهای دانشجویان دکترا و کارشناسی ارشد، اثر قابل توجهی بر میزان تعامل میان صنعت و دانشگاه از نوع نظارت بر پایاننامهها و تزها (نظارت مشترک با صنعت) دارد.بدین معنی که هرچه تعداد پایاننامهها و تزهایی که هر محقق، راهنمایی و نظارت میکند بیشتر باشد حاکی از آموزشمحور بودن وی دارد و خواهان کمک گرفتن از بخش صنعت و متخصصین آن در این زمینه است.
ج. حوزههای تحقیقی دانشگاه
علوم فنی. دپارتمانهایی که حوزه تحقیقی آنها از نوع علوم فنی مهندسی و تکنیکال است، بسیار راغب به تعامل با صنعت هستند. تعاملی از تمامی انواع ممکن (نظارت بر پایاننامهها و تزها، استخدام محققین، تحقیقات مشترک، و تحقیقات قراردادی). این دپارتمانها مخصوصاً در زمینههای الکترونیک و ارتباطات، صنعت دارو، ماشینهای اداری و رایانه، و ماشینآلات حمل و نقل هستند.

دسته‌ها: داغ ترین ها