دانلود پایان نامه

کارآفرینی دانشگاهی
کارآفرینی دانشگاهی عبارت است از: حل مسائل علمی جامعه، دولت و بنگاهها، ایجاد زمینۀ توسعۀ نوآوری در اعضای دانشگاه، عرضۀ نتایج تحقیقات دانشگاهی به بازار، تولید و عرضۀ فناوریهای جدید و نوآوری در گسترش مرزهای دانش بشری.
با این توضیحات، از کارآفرینی دانشگاهی سه معنی استنباط میشود:
دانشگاه بعنوان یک سازمان، کارآفرین باشد؛
اعضای دانشگاه مانند استادان، دانشجویان و کارکنان، رفتار کارآفرینانه داشته باشند؛
از تعامل با محیط، جریانی از الگوهای کارآفرینی ایجاد شود.
با توجه به تعاریف ارائه شده، میتوان سه نوع کارآفرین را بر اساس نقش آنها در دانشگاه، شناسایی نمود که عبارتند از:
کارآفرین دانشگاهی کسی است که با فعالیتهای کارآفرینانه درگیر میشود اما به آن فقط به عنوان یک موضوع فرعی در کارها و فعالیتهای دانشگاهی مینگرد؛
کسی که تماموقت در کسبوکارهای مخاطرهآمیز بوده و لازم است که به مسائل مهم علمی نیز توجه نماید؛
کارآفرین دانشگاهی کسی است که دارای شایستگی و صلاحیتهای علمی کسبوکار بوده، در شرایط مخاطرهآمیز عمل کرده و علم را بعنوان کسبوکار در نظر میگیرد.
یکی از فعالیتهای کارآفرین دانشگاهی همانطور که در گزینه شماره دو به آن اشاره شد تأسیس و حضور در کسب و کارهای مخاطرهآمیز است که میتوان از آن بعنوان تأسیس شرکت اقماری یاد کرد. بر این اساس، سه نوع مختلف شرکت اقماری را میتوان به شکل زیر ذکر نمود:
شرکت اقماری رسمی. توسط یک یا چند دانشجو ایجاد میشود. یعنی کسانی که از دانشگاه خارج میشوند تا شرکتی را شکل دهند که به آنها کارآفرین دانشگاهی گویند.
شرکت اقماری تکنولوژی. جایی که مدیر یا سرمایهگذار بیرونی، مالکیت فکری را از دانشگاه میخرد و یک شرکت جدید را از آن طریق شکل میدهد.
شرکت اقماری نامتجانس. شکل قالب این نوع شرکتها در دانشگاه است که ترکیبی از مخترع و سرمایهگذاری دانشگاهیان است.
مسیر توسعه ارتباطات میان صنعت و دانشگاه
ارتباط با بخش خصوصی، در بیشتر کشورها، به یک عرف دیرینه تبدیل شده است؛ ولی این ارتباطات نتیجۀ حضور افراد حرفهای (اساتید با سابقۀ فعالیت کاری در صنعت، یا دارای ارتباط با صنعت) علاقهمند به صنعت است. بنابراین اغلب ارتباطات میان صنعت و دانشگاه، به شیوۀ پایین به بالا به وجود آمدهاند. امروزه این موضوع پذیرفته شده است که یکی از عوامل قطعی موفقیت در مدیریت ارتباطات میان صنعت و دانشگاه، داشتن یک استراتژی سازمانی برای ایجاد و توسعۀ این ارتباطات است (مارتینگ، 2000، ص. 35).
توسعۀ ارتباط صنعت و دانشگاه پیش از دهۀ 1990
بسیاری از سازمانها و مؤسسات، متذکر میشوند که روابط موجود فعلی با صنعت، اغلب از اوایل دهۀ 1990، و در پی آنها رویکرد سیستماتیک، ساختارهای پشتیبانی کننده، و رویههای مورد نیاز برای این منظور، بوجود آمدهاند. نیروهای پیشبرندۀ این حرکت و رویداد را میتوان چنین برشمرد:
خصوصیسازی کلی تحصیلات دانشگاهی و حرکت به سمت دانشگاههای بازارمحور؛
خصوصیسازی شرکتهای دولتی؛
کاهش منابع مالی بخش دولتی برای صرف در تحصیلات دانشگاهی،
تأسیس شرکتهای مدرن، که توسعۀ تکنولوژیک و ارتقای کیفیت تحقیقات و فعالیت علمی در صنعت برایشان اهمیت دارد؛
وجود محرکهای دولتی برای ایجاد چنین ارتباطاتی.
انواع ارتباطات عرفی که پیش از سدۀ نوزدهم وجود داشتهاند را چنین میتوان برشمرد:
آموزشهای اولیه. عمومیترین نوع ارتباط میان صنعت و دانشگاه، دورههای کارآموزی مهندسان در صنعت است. برخی از دانشگاهها دانشجویان را مجبور به گذراندن دورهای مشخص در صنعت، برای آموزش دیدن در یک شرکت صنعتی خاص (معمولاً به مدت 10 هفته در پایان هر سال تحصیلی) میکردند. ولی مشکلات مربوط به هر دو بخش دانشگاه و صنعت (توان مراقبت و نظارت بر این دانشجویان) و نیز وخیمتر شدن وضعیت بخش دولتی، اثربخشی این روش را از نظر دانشجویانی که این دورهها را میگذراندند و نیز اساتید و شرکتها با مشکل روبهرو کرد.

دسته‌ها: داغ ترین ها