دانلود پایان نامه

در صورت وجود رابطه بین این دو بخش جامعه، با افزایش تحقیقات دانشگاهی، بخش تحقیق و توسعۀ صنعت نیز فعالتر میشود؛ بنابراین اگر در سیستمی (کشوری)، تحقیقات دانشگاهی افزایش یابد، نوآوری در سیستم، هم از طریق تحقیق و توسعه (در صنعت) و هم بوسیلۀ افزایش بهرهوری در سیستم، افزایش مییابد (جَفه، 1989، ص. 968).
برای بررسی جامعتر موضوعات ذکر شده، در این فصل، مبانی نظری و پیشینه تحقیق مربوط به ارتباط صنعت و دانشگاه و نیز ابزارهای استفاده شده در این تحقیق بررسی میشوند. در بخش اول، به بررسی ابعاد ارتباط صنعت و دانشگاه از جمله: فواید عمومی دانشگاهها برای صنعت، مشوقهای تعامل با صنعت، موارد مؤثر بر تعاملات میان شرکت (صنعت) و دانشگاه، موانع بازدارندۀ دانشگاهیان از تبادل دانش با صنعت، موانع فردی در جهت انتقال دانش، دانشگاه و تجاریسازی دانش و موضوعات مرتبط دیگر پرداخته خواهد شد. در بخش دوم، بازاریابی، بازاریابی اجتماعی، اجرای بازاریابی اجتماعی، انتخاب رسانۀ ارتباطی مناسب (کانال ارتباطی)، یادگیری، فراگرد تغییر، علل مقاومت در برابر تغییر و موضوعات مرتبط با آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت. و در نهایت در بخش سوم، پیشینۀ تحقیقات انجام شده در ایران و سایر نقاط جهان، بررسی میشوند تا شناخت بیشتر و بهتری از موضوع این پژوهش، به دست آید.
بخش اول: ارتباط صنعت و دانشگاه
اهمیت همکاری دانشگاه و صنعت در توسعۀ ملی و پایدار
مکاتب مختلف جهت رهایی از مسألۀ عقبماندگی در کشورهای در حال توسعه، راهبردهای مختلفی ارائه میدهند. آنچه مسلم است در تمامی راهبردها علم و تکنولوژی نقش بارزی دارند. کشورها در تلاشند تا نقش دانشگاهها را در توسعۀ ملی و ارتقاء دانش و تکنولوژی مورد توجه قرار دهند. از این رو سیاستهای توسعه و پیشرفت به پیوند دانشگاه و صنعت وابسته است.
شاید یکی از مهمترین ثمرات همکاری دانشگاه، دولت و صنعت، انتقال تکنولوژی مناسب از دانشگاه و مراکز تحقیقاتی دولتی به بخش صنعت باشد که اگر با موفقیت صورت پذیرد
باعث سودآوری و انتفاع عمومی و ارتقاء سطح رقابت منطقهای و ملی خواهد شد (زارعی، 1377،
ص. 1-3).
فواید عمومی دانشگاهها برای صنعت
شرکتها میتوانند به طرق مختلف، از وجود دانشگاهها بهره برند. میتوان چهار فایدۀ مهم دانشگاه برای صنعت را به ترتیب اهمیت، چنین نام برد: استخدام افراد تحصیلکرده و دارای مهارت بالا (فارغالتحصیلان دانشگاهی)؛ ایدهپردازی برای تولید محصولات جدید یا فرایندهای نو؛ تدارک اطلاعات عمومی و مفید؛ و حمایت مستقیم در فرایند توسعه.
شرکتهایی که دارای دپارتمان تحقیق و توسعه هستند به نوع اول، یعنی کارکنان با مهارت بالا، بسیار اهمیت میدهند. کارکنان این بخشها معمولاً از فارغالتحصیلان دانشگاهها هستند.
همچنین رابطۀ مستقیمی بین اندازۀ شرکت و میزان ارزش قائل شدن آن برای کارکنان با مهارت بالا وجود دارد. شرکتهای بزرگ، ارزش بیشتری نسبت به شرکتهای کوچک، به پرسنل با تخصص بالا قائل هستند. ظاهراً تقاضا برای پرسنل تحقیق و توسعه، با افزایش اندازۀ شرکت، افزایش مییابد؛ شاید بدین دلیل که احتمال داشتن بخش تحقیق و توسعه در شرکتهای بزرگ، بیشتر است. شرکتهای بزرگ، به نوع رابطۀ حمایت مستقیم در فرایند توسعه، و همچنین خدمات مشاورهای نیز بسیار اهمیت میدهند.
شرکتها بدون توجه به اندازهشان، به فایده و مزیت دانشگاه در تولید ایدۀ جدید برای محصولات و فرایندها، بسیار اهمیت میدهند. لازم به ذکر است که این اهمیت، به بودن یا نبودن بخش تحقیق و توسعه در شرکت نیز بستگی ندارد(اسکارتینگر و دیگران، 2001، ص. 259ـ258).
الگوهای پیوند صنعت و دانشگاه
در دانشگاهها در کنار آموزش و انجام تحقیقات زیربنایی در رشتههای تخصصی، اساتید، دانش خود را در اختیار جامعه قرار میدهند. الگوهای زیر، انواع این انتقال دانشها را نشان میدهد. در این بین، متداولترین الگو، انجام خدمت بعنوان مشاوره برای صنایع و دولت، و انجام تحقیقات قراردادی در مورد یک موضوع خاص است. گاهییک گروه از استادان، تحت هماهنگییک مؤسسۀ تحقیقاتی دولتییا شورای ملی علوم با یکدیگر کار میکنند. کار کردن براییک شرکت از طریق یک شرکت مهندسین مشاور نیز امری کاملاً متداول در زمینههای مدیریت یا مهندسی صنعتی است ولی در سایر رشتههای مهندسی عمومیت ندارد. آموزش پیوسته نیز به تازگی توجهها را به خود جلب کرده است. هر چند به علت پیچیدگیهای نظام پذیرش دانشگاه، آنطور که باید و شاید توسعه نیافته است(مینگ لو، 1369، ص. 18).
شکل 2 ـ 1 ـ الگوی مشاوره
شکل 2 ـ 2 ـ الگوی قرارداد تحقیقات
شکل 2 ـ 3 ـ الگوی آموزش مستمر
شکل 2 ـ 4ـ الگوی قرارداد تحقیقاتی غیر مستقیم
شکل 2 ـ 5 ـ الگوی تحقیق مشترک
میتوان این الگوهای پیوند و روشهای تعامل میان صنعت و دانشگاه را در قالبهای دیگری نیز ارائه داد. بر این اساس، روشهایتعامل عبارتند از: استخدام فارغالتحصیلان دانشگاهی توسط صنعت، ملاقاتهای غیررسمی، تحقیقات مشترک، مشورت با دانشگاه، فروش حق امتیاز اختراعات به صنعت، خرید نمونۀ اولیۀ محصول از صنعت و…(گیولیانی و آرزا، 2009، ص. 907).
این روشها را بدین صورت نیز میتوان معرفی نمود: آموزشهای اولیه (به صنعتگران)، مشارکت در تحقیق و توسعه، روابط عمومی (برای معرفی قابلیتهای طرفین)، و توسعۀ شرکتها و پشتیبانی از آنها (مشارکت با صنعت در تأسیس شرکت و پشتیبانی از آن) (مارتینگ، 2000، ص. 53 ـ 35).
این روشها چنین نیز ذکر شدهاند: نظارت بر پایاننامههای کارشناسی ارشد و دکترا و حمایت مالی از آنها، تحقیقات قراردادی، تحقیقات مشترک، استخدام محققین دانشگاهی در صنعت، انتشار کتب و مقالات مشترک، سخنرانی اعضای صنعت در دانشگاه، آموزش اعضای صنعت، تشکیل شرکتهای اقماری جدید (مشترک میان صنعت و دانشگاه)، حضور موقت دانشگاهیان در صنعت، استخدام فارغالتحصیلان، توافقات مربوط به اعطای لیسانس (مجوز بهرهبرداری)، و عضویت در شبکه تحقیقات بینالمللی (اسکارتینگر و دیگران، 2001، ص. 260).
انواع تعاملات میان صنعت و دانشگاه در بریتانیا نیز بدین شکل معرفی شدهاند: کنفرانسها و نشستها، مشاوره و تحقیقات قراردادی، ساخت تأسیسات و ساختمان (حمایت مالی صنعت برای ساخت تأسیسات، آزمایشگاهها، مراکز رشد، مراکز تحقیقاتی مشترک، و تأسیس شرکتهای اقماری)، آموزش (آموزش دانشگاهیان در صنعت و آموزش صنعتگران در دانشگاه)، و تحقیقات مشترک (دیاِسته و پاتل، 2007، ص. 1301).
مشوقهای تعامل با صنعت

دسته‌ها: داغ ترین ها