دانلود پایان نامه

موانع تعامل صنعت و دانشگاه را میتوان در قالب موانع فردی و اجتماعی نیز بررسی کرد. موانع فردی شامل: از دست دادن قدرت، افشاء، عدم اطمینان، و انگیزش است؛ و موانع اجتماعی شامل: زبان، پرهیز از تعارض، بوروکراسی، و پارادایمهای متناقض میباشد.
هرچه «تجربه حرفهای فرد»، «تجربه تحقیقات تعاملی و مشترک فرد با شرکای تجاری خود» و «میزان اعتماد میان محققین دانشگاهی و شرکای تجاری آنها» بیشتر باشد راحتتر با صنعت، تعامل خواهد نمود.
تجاریسازی دانش، یکی از روشهای تعامل دانشگاه با صنعت است. در مسیر این نوع تعامل نیز موانعی وجود دارد که از آنجمله میتوان به این موارد اشاره نمود: «بوروکراسی و عدم انعطاف سیستم مدیریت دانشگاه»، «عدم وجود ارتباطات و شبکههایی میان سرمایهگذاران، فعالان صنعت و دانشگاهیان»، «فرهنگ متفاوت فعالان صنعت و دانشگاهیان» و…
ارتباط دانشگاه و صنعت، یک مسیر طولانی را پیموده و دستخوش تغییرات بزرگ و «انقلاب»هایی شده است. اولین انقلاب، دانشگاه را از محلی فقط برای آموزش، به محلی هم برای آموزش و هم برای پژوهش تبدیل نمود. در اثر این تغییر، صنعت، منابع مالی را به سمت دانشگاه سرازیر نمود تا از طریق محققین دانشگاهی بتواند بر مشکلات خود فائق آید. طی انقلاب دوم، دانشگاه به یک دانشگاه کارآفرین، تغییر شکل داد تا از این طریق بتواند مشارکت فعالتری در نوآوری و توسعه فناوری داشته باشد.
امروزه یک مدل سهبخشی برای ارتباط دانشگاه و صنعت معرفی شده است که تشکیلات سازمانی و اشکال جدید سازمانی را برای تشویق خلاقیت ارائه نموده است. در مدل مارپیچ سهگانه یا همان مدل دانشگاه ـ صنعت ـ دولت، این سه بخش، با هم وارد ارتباطات دو طرفه میشوند که در آن هر بخش در حال تلاش برای بهبود عملکرد دیگری است و قسمتی از فعالیت آن بخش را انجام میدهد ولی در عین حال، نقش اولیه خود را حفظ میکند. بعنوان مثال، دانشگاه علاوه بر تولید دانش و تربیت نیروهای دانشی برای صنعت، اقدام به فعالیتهای اقتصادی در کنار فعالیت اصلی خود نیز میکند.
در ایران نیز ارتباط دانشگاه و صنعت دستخوش تغییراتی شده و یک تاریخچه 60 ساله را شامل میشود که در بردارنده سه دوره تغییر است. اوین دوره از بدو تأسیس اولین دانشگاه در ایران تا سال 1340 ادامه دارد که در آن برخی سازمانها جهت تأمین نیروی انسانی خود با هماهنگی مراکز سیاستگذاری، اقدام به تأسیس مراکز آموزش عالی در کنار سازمان خود مینمودند. دوره دوم از 1340 تا 1361 را شامل میشود. در این دوره، مراکز دانشگاهی جدیدی در تهران و سایر شهرهای بزرگ تأسیس شد و نیاز شدید دانشجویان به کسب اطلاعات از وضع صنعت، حضور آنها را بعنوان کارآموز در صنعت، غیر قابل اجتناب نمود. در نهایت در دوره سوم که از سال 1361 تا کنون ادامه دارد ستاد انقلاب فرهنگی و بعدها شورای عالی انقلاب فرهنگی، مقرر نمود جهت ارتباط دانشگاه و صنعت، دفاتری از وزارت فرهنگ و آموزش عالی و وزارتخانههای صنعتی و همچنین دانشگاههای کشور تأسیس گردد.
در ایران نیز موانعی، از این ارتباطات جلوگیری میکند که از آنجمله میتوان به این موارد اشاره نمود: عدم همسویی سیاستهای علمی و صنعتی کشور در ارتباط دو بخش، ساختار اقتصادی تجارتگرای کشور تا تولیدی بودن آن، عدم باور متقابل دانشگاهها و صنایع از توانمندیهای همدیگر، و…
فصل سوم
روش تحقیق
مقدمه
این بخش، اختصاص به تشریح چارچوب تحقیق و روش انجام آن دارد. در ابتدا در «متدلوژی و روششناسی تحقیق»، روش تحقیق، جامعۀ آماری، و حجم نمونه معین میشود؛ سپس روش نمونهگیری و روش جمعآوری دادهها تشریح شده، و اقدام به توضیح ابزار سنجش تحقیق، روایی و پایایی پرسشنامه میگردد. در ادامه، چارچوب مفهومی تحقیق، بررسی شده و روش تجزیه و تحلیل دادهها توضیح داده میشوند.
مدل مفهومی
این تحقیق، مدل مفهومی خاصی ندارد، چراکه در آن، متغیرهای مستقل و وابسته، مورد بررسی واقع نمیشوند تا تأثیر یکی بر دیگری، مشخص شود بلکه هدف آن شناسایی موانعی است که در ارتباط دانشگاه و صنعت و خصوصاً ارتباط اعضای هیأت علمی دانشگاهها با کارشناسان بخش صنعت، نقش دارند.
روششناسی تحقیق
از نظر هدف:
تحقیق حاضر از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردیو نیز بنیادیناست.تحقیقات کاربردی تحقیقاتی هستند که نظریهها، قانونمندیها، اصول و فنونی که در تحقیقات پایه تدوین میشوند را برای حل مسائل اجرایی و واقعی به کار میگیرند؛ و هدف اساسی تحقیقات بنیادین، آزمون نظریهها، تبیین روابط بین پدیدهها و افزودن به مجموعۀ دانش موجود در یک زمینۀ خاص است (خاکی، 1384، ص. 202) و این تحقیق، به دلیل اینکه به مجموعۀ دانش موجود در مورد موانع ارتباط صنعت و دانشگاه، اضافه خواهد نمود از نوع بنیادین بوده و از این نظر که این دانش را به همراه دانشهای قبلی در این رابطه، به کار خواهد برد، از نوع کاربردی نیز هست.
از نظر روش:
روشبکارگرفتهشدهدراینتحقیقازنوعتوصیفی است. غرض از اینگونه تحقیقات، پاسخگویی به پرسشهایی مانند «چقدر؟»، «چه کسی؟»، و «چه اتفاقی دارد میافتد؟» است. تحقیق توصیفی، آنچه را که هست، توصیف و تفسیر میکند و به شرایط یا روابط موجود، عقاید متداول، فرایندهای جاری، آثار مشهود یا روندهای در حال گسترش، توجه دارد (همان، ص210).
ابزار گردآوری دادهها
در این تحقیق، دادهها و اطلاعات، از طریق پرسش از صاحبنظران به دست خواهد آمد. برای انجام این کار، از روش اسمارت که قبلاً توضیح داده شده و نیز تکنیک دلفی در قالب پرسشنامه، برای بدست آوردن نظرات متخصصان استفاده میشود.
تکنیک دلفی
دلفییکی از روشهای کسب دانش گروهی است که فرایندی دارای ساختار برای پیشبینی و کمک به تصمیمگیری در طی راندهای پیمایشی، جمعآوری اطلاعات و در نهایت، اجماع گروهی است (احمدی، نصیریانی،و اباذری، 1387، ص. 175).
این روش، شامل یک سری از مراحل پیمایشییا پرسشنامهای است که با پرسشنامۀ اولیه، پرسشنامههای مراحل بعدی نیز شکل میگیرد (پزشکی راد و فعلی، 1389، ص. 146).
کاربرد دلفی، بعنوان یک ابزار متداول در تحقیقات مربوط به سیستمهای اطلاعاتی (IS)، ثابت شده است. روش مذکور، برای اولین بار، از مجموعۀ مطالعاتی که در شرکت رَند در دهۀ 1950 انجام شد نشأت گرفته است. هدف از اجرای چنین روشی، به دست آوردن اطلاعات مورد توافق یک گروه از متخصصین (اتفاق آراء) است.
از کاربردهای این تکنیک، «پیشبینی، شناسایی و اولویتبندی مسائل و مشکلات سازمان»، و «تولید مفهوم و چارچوب نظری» جدید است.

دسته‌ها: داغ ترین ها