دانلود پایان نامه

اعضای هیأت علمی نسبت به رعایت موازین اخلاقی (افشای اطلاعات محرمانۀ تحقیق و…) از سوی متخصصین صنعت اعتماد ندارند
اعضای هیأت علمی نسبت به رعایت موازین حرفهای (اجرای کامل تعهدات و…) به متخصصین صنعت، اعتماد ندارند
اعضای هیأت علمی معتقدند با افزایش ارتباط با صنعت، که طبیعتاً منجر به کاهش روابط با دانشگاه میشود امنیت شغلیشان دچار خطر میشود
اعضای هیأت علمی، انگیزهای براییادگیری بیشتر در صنعت (در مورد حیطۀ تحقیقی خود، روش اجرای آن و…) ندارند
اعضای هیأت علمی معتقدند متخصصین صنعت، برای انتشار و چاپ نتایج تحقیقاتی که توسط دانشگاهیان در صنعت انجام شده است، محدودیت ایجاد میکنند
اعضای هیأت علمی معتقدند به واسطۀ ارتباط با متخصصین صنعت، استقلال فردی آنها کاهش مییابد
اعضای هیأت علمی معتقدند به واسطۀ برقراری ارتباط و انتقال دانش به صنعت، قدرت دانش (مزیت دانشی) خود را از دست میدهند
اعضای هیأت علمی معتقدند شأن و مقام علمی متخصصین صنعت، پایین است و آنها سواد و توانایی کافی برای درک مفاهیم و موضوعات دانشگاهی را ندارند
اعضای هیأت علمی، شناخت و توجه کافی به شرایط بومی بخش صنعت، ندارند (بکارگیری دانش خود در صنعت بدون توجه به بومیسازی آن و…)
اعضای هیأت علمی، تجربۀ کافی برای شروع ارتباط با صنعت یا ادامۀ آن را ندارد
اعضای هیأت علمی از قطع روابط گروهی با همکاران خود در دانشگاه، پس از ایجاد ارتباط با متخصصین صنعت واهمه دارند
اعضای هیأت علمی، نمیتوانند از زبانی ساده و بدون پیچیدگیهای تخصصی برای ارتباط برقرار کردن با متخصصین صنعت، بهره برند.
اعضای هیأت علمی، انتظارات نامتعارف برای جبران خدماتشان دارند (درخواست حقالزحمۀ بیش از حد متعارف و…)
اعضای هیأت علمی، منافع شخصی را بر منافع مشترک با متخصصین صنعت، ترجیح میدهند (انجام فعالیت در صنعت فقط با هدف بهرهمندی خود)
اعضای هیأت علمی، تعهد لازم را نسبت به اجرای صحیح و کامل مسئولیتهای محوله از طرف متخصصین صنعت، ندارند (مثلاً صرف نکردن زمان کافی برای انجام به موقع فعالیتها و…)
اعضای هیأت علمی در پایبندی به اصول اخلاقی و حرفهای خود در صنعت، مسامحه و سستی میکنند (مثلاً اغراق بیش از حد در مورد مشکلات موجود در صنعت و صادق نبودن)
اعضای هیأت علمی به انجام رویههای تکراری در دانشگاه (مثلاً آموزش، تحقیقات و…)، عادت کردهاند
اعضای هیأت علمی، برای کارراهۀ تحقیقاتی خود، برنامهریزی ندارند تا همین موضوع، انگیزهای برای برقراری ارتباط با متخصصین صنعت باشد
ب. رتبهبندی موانع:
در مرحله سوم تکنیک دلفی که مربوط به رتبهبندی موانع است از اعضای هیأت علمی دانشگاهها در مورد میزان اهمیت هر یک از موانع ذکر شده در بالا نظرسنجی شد. برای بررسی نتایج این نظرسنجی باید از آزمون فریدمن استفاده نمود. فرضهای صفر و فرض مقابل در این آزمون، به شکل زیر است:
رتبه موانع فردی ارتباط، با هم برابر است :0H
و فرضیه مخالف آن بصورت زیر است:
دست کم رتبه دو مانع، یکسان نیست :1H
با انجام این آزمون در نرمافزار SPSSبرای موانع فردی مربوط به اعضای هیأت علمی دانشگاه که مانع برقراری ارتباط با متخصصین بخش صنعت میشود، به دلیل اینکه sig کوچکتر از 05/0=α است در این سطح خطا میتوان نتیجه گرفت که فرض صفر، رد شده و فرض مقابل، تأیید میشود. یعنی اهمیت این موانع در نظر صاحبنظران برابر نیست و میتوان آنها را بر اساس اولویت، مرتب نمود (بر اساس جدولی که نرمافزار ارائه میدهد).
جدول 4 ـ 9 ـ جدول نتایج آزمون فریدمن موانع فردی اعضای هیأت علمی

دسته‌ها: داغ ترین ها