دانشگاهی : عوامل مخاطره آمیز بین فردی و محیطی

عوامل مربوط به محل سکونت: عوامل زیادی در محیط مسکونی می تونه موجب گرایش آدما به مصرف مواد شه: از دست دادن ارزشهای مذهبی و اخلاقی، گسترش خشونت و اعمال خلاف، وفور مشاغل کاذب، پریشونی و ضعف اتحاد بین افراد محل و حاشیه نشینی از جمله این عوامل هستن.

۳-  عوامل خطرناک اجتماعی

از جمله عوامل خطرناک اجتماعی میشه به،۱) از دست دادن قوانین و مقررات جدی ضد مواد مخدر ۲) بازار مواد ۳) مصرف مواد به عنوان قانون اجتماعی۴) کمبود فعالیتهای جانشین ۵) کمبود امکانات حمایتی، مشاوره ای و درمانی ۶) پیشرفت صنعتی ۷) محرومیت اجتماعی – اقتصادی نام برد. )ستاد مقابله با موادمخدر، (۱۳۸۹
اقتصادی

۲-۱-۲-۱-۳- عوامل مؤثردرادامه مصرف :

وقتی فردی، مصرف مواد رو امتحان کرد، حالا بعضی وقتاوبه طور بی نظم مصرف کننده مواده. اون به غلط عقیده داره که اراده ایشون مانع از اعتیاد ایشون می شه اون قبلا به دلیل نبود رشد شخصیت به این دام افتاده و درنتیجه به رد و دروغ گویی می پردازه. بعضی افراد و عوامل محیطی که فرد رو محاصره کردن ممکنه با نبود عکس العمل یاحتی همراهی با اون باعث شن که رفتارای مصرف مواد و اعتیاد ایشون بیشتر تقویت شه.(رفیعی فر و همکاران، ۱۳۸۹).

اعتیاد

۲-۱-۲-۱-۴- عوامل مؤثردرتداوم مصرف:

کم کم،  فردبه مصرف مواد وابسته می شه.احساسات، چیزهای مورد علاقه،  تجارب ونگرشای فرد به دلیل مصرف مواد تغییر می کنه. درارتباط خود با بقیه دچارمشکل می شه و نمی تونه دلیل این مشکلات ومشکلات دیگرایجاد شده،  دلیل مصرف مواد راببیند.بازم اعتیاد خود رو رد می کنه و حتی به صورت هذیانی (باور نشدنی) عقیده داره که توانایی کنترل مصرف خود رادارد.به دنبال اون دوستای خود رو از دست میده و با خونواده اش دچار مشکلات زیادی می شه، درکار و تحصیل ناموفق و احساس تنهایی و تنهایی کرده و فشار عاطفی شدیدی رو تحمل می کنه تو یه چرخه خراب دوبارهً واسه حفظ دوستان جدید دوستان مصرف کننده مواد و فرار ازمشکلات ایجاد شده بیشتر در دام اعتیاد گرفتار شده و اصرار به باقی موندن در این حالت رو داره.

مشکلات

فرد در دام اعتیاد گرفتارشده وازخانواده ودوستان قدیمی رانده شده. درکاروتحصیل ناموفق بوده وهزینهای زیادی رابرای مصرف مواد صرف می کنه. مصرف مواد باعث ایجاد مریضی دروی می شه وشاید نیاز به بستری شدن در بیمارستان هم پیدا کنه. به دلیل مشکلات به وجود اومده توسط مصرف مواد و هزینه های اون، دچار مشکلات قانونی می شه و حتی زندان هم دور از انتظار نیس، نتیجه پایانی گرفتاری درچنین راهی می تونه حتی به مرگ هم برسه (اسعدی و اسعدی، ۱۳۸۹).

براساس تحقیقات به عمل اومده درکشور،  مهم ترین دلایل شروع مصرف مواد به توضیح زیراست. (پیشگیری نوین، ۱۳۹۰).

 

کنجکاوی ۸/۲۲ درصد کارسنگین ۷/۴ درصد
دستیابی به لذت ۴/۱۸ درصد اختلافات خانوادگی ۳/۴ درصد
تفریح ۲/۱۳ درصد دردسترس بودن ۸/۲ درصد
رفع مشکلات روحی ۱۴ درصد رفع مشکلات جنسی ۴/۳ درصد
رفع درد ۳/۱ درصد فشاردوستان ۱/۵ درصد
کاهش یه مریضی جسمی (به جزدرد) ۳/۲ درصد هیچکدام ۵/۲ درصد
بقیه ۵ درصد

۲-۱-۲-۱-۵- دیدگاه های مطرح روانشناختی در مورد سوءمصرف مواد

۱- دیدگاه روان تحلیلی

دیدگاه های روان پویشی به چشم اندازه های روانشناختی وابستگی دارویی کمک کردهاند اینجا عقیده بر اینه که مصرف دارو وسیلهایه واسه جبران کارکرد خراب خود(تریس و خانتزیان[۱] ۱۹۸۶، به نقل از روزنهان و سلیگمن، ۱۳۸۵ ). قرن بیستم با تولد روان تحلیلگری و رشد سریع نظریه های روان تحلیلگرانه شروع شد. نظامای روانشناختی براساس اطلاعات جمع آوری شده در جلسات تداعی آزاد و تفاسیر اونا شکل گرفت. اما خانتزیان در سال ۱۹۷۴ بیشتر از هر نظریه پرداز دیگری توصیفای رهنمودگری در مورد اعتیاد ارائه کرده. ایشون بر عاطفه و دفاعهای کشاننده متمرکز می شه و در صدده که شخص چیجوری با عاطفه و کشانندهای خود رفتار می کنه. اون با در نظر گرفتن تفسیر کات( ۱۹۷۱ ) عقیده داره که مواد مخدر با جابه جایی دفاعا در ساختار روانی به فرد معتاد کمک می کنه تا با خشم- شرم- آسیب و تنهایی کنار بیاد. اون این دفاعها رو به معنی نقصهای من در مراقبت از خود و خود نظم دهی می دونه. نیازای شخص سرکوب و رد می شه تا از خطر آسیب و خود شیفتگی دوری ورزد. و قتی خواسته ها رد یا بهش اهمیت داده نمیشه شخص معتاد احساس پوچی و خالی بودن می کنه. در این حال چگونگی درمان شامل کنترل بر اعتیاد و رفتار تخریبی حاصله با بهره گرفتن از دارو و روان درمانی میشه. بر اساس گفته خانتزیان روان درمانی بر خود کمبودی متمرکزه.چون این مشکل معتاد رو مستعد به کار گیری مواد واسه درمان خود می کنه(خانتریان، ۱۹۷۴ ؛ به نقل از روزنهان و سلیگمن، ۱۳۸۵)
معتاد

در دهه ۱۹۴۰ هاری تای باوت یکی از مولفان مشهور در مورد روانشناسی الکلیسم دو مشخصه اصلی رو در افراد معتاد بررسی کرده. اون در تالیفات خود هنوز به نقش دفاعهای ناهشیار در پشتیبانی از هسته خود بر علیه حس خالی بودن، در افراد معتاد رو مورد تاکید قرار میده. این دفاعها از ورود تکانها به هسته خود جلوگیری می کنن. از طرف دیگه تای باوت مقابله طلبی رو اخلاق اصلی الکلیها می دونه. این اخلاق برعکس حس خالی بودن احساس قدرت – همه چیز رو در اختیار داشتن و پر انرژی بودن بوجود میاره. مقابله طلبی همراه با خشونت یا دشمنی ورزیه. در حالی که حس خالی بودن دارای مشخصه انجماد و ترس زدگیه.

فروید که به صورت پراکنده در آثار خود درباره معتادان اظهارنظر کرده، معتادان رو دارای ویژگیهای رفتار برگشتی به خاطر اثبات در مرحلۀ دهانی می دونه. اینطوری معتادان آدمایی معرفی می شن که به دلیل نبود ارضاء دهانی، در مرحلۀ دهانی ثابت شده، در بزرگسالی به طور افراطی این ارضاء رو در مصرف مواد مخدر جستجو می کنن (چیریلو [۲] و همکاران، ۱۳۷۸ ؛ به نقل از غفوری، ۱۳۸۵)

گروه دیگری از روان تحلیل کنندگان از جمله اولوین اشتین[۳] و تایبوت[۴]فکر میکنن که افراد معتاد به دلیل رشدنایافتگی شخصیتی، موقع بلوغ خود رو اونقدر شکست خورده و ضعیف تجربه می کنن که رسیدن به استقلال فردی و هویتی منظم رو غیرممکن دونسته و به شکل افراطی از مکانیس مهای رد و منحرف کردن استفاده میکنن(چیریلو و همکاران، ۱۳۷۸ ؛ به نقل از غفوری، ۱۳۸۵)

مشکل در رشد اولیه، مخصوصا در مورد روابط با بقیه میتونه آسیب پذیری رو زیاد کنه نیاز به داروها به صورت درخشش کمبودهای وسیله یا موضوع هم در نظر گرفته شده در این دیدگاه دارو به عنوان یه کمک کنندهی خارجی یا موضوع موقت واسه نگهداشتن احساس بهزیستی عمل میکنه. اگه در مدت سالهای رشد، در ایجاد روابط مثبت تجربهی کمی وجود داشته باشه برقرار کردن رابطه صمیمی در بزرگسالی میتونه مخصوصا استرس زا باشه. مصرف داروها واسه کنار اومدن با اضطراب مربوط به صمیمیت، به خصوص در مدت نوجوونی مورد توجه خیلی از محققان قرار گرفته(هندین[۵]، ۱۹۷۴ ؛ به نقل از روزنهان و سلیگمن، ۱۳۸۵)

بعضی از روان تحلیل کنندگان دلیل گرایش به مواد رو فرامن تنبیه گر میدونن. این گروه باور دارن که معتادان به دلیل اضطرابی که حاصل اختلاف میان مسائل اخلاقی و تمایلات جنسیه (اضطراب اخلاقی) تلاش می کنن با مصرف مواد با این اضطراب مقابله کنن. ویژگیای افراد با فرامن تنبیه گر، شامل احساس تنهایی و خجالتی بودن، بی حوصلگی، تحریک پذیری، بسیار حساس و از نظری جنسی سرکو بگره. در این دسته از افراد، مواد میتونه واسه یه مدت بخشی از مشکلات اونا رو رفع کنه(کاپلان و سادوک،۲۰۰۳)

۲- دیدگاه زیستی

افراد ممکنه به خاطر عوامل زیستی که میتونن ارثی باشن در خطر ایجاد وابستگی به مواد قرار داشته باشن. بیشتر این دلایل از دیدگاه تحقیق درباره الکلیسم به دست آمدهاند. فرزندان الکلی چهار برابر بیشتر از افراد کل جمعیت به الکل وابسته می شن (روزنهان و سلیگمن، ۱۳۸۵)

قرائن محکم به دست اومده از مطالعه بچه خوانده ها و دوقلوهایی که جدا از هم بزرگ شدن نشون دهنده اون هستش که در دلیل سوء مصرف الکل یه جزء ژنتیک هست، امادر بقیه شکل های جور واجور سوء مصرف مواد یا وابستگی به مواد وجود یه الگوی ژنتیک خیلی قطعیت نداره با اینحال در بعضی از تحقیقات یه پایه ژنتیک واسه وابستگی و سوء مصرف مواد غیرالکلی یافت شده (پور افکاری، ۱۳۸۳)

۳- دیدگاه پروسه مخالف

نظریه پروسه مخالف[۶] هیجان اکتسابی خیلی زیادً بر دیدگاه های مربوط به رفتار اعتیاد آور اثر گذاشته(سولومون و کوربیت[۷]، ۱۹۷۴ ؛ به نقل از روزنهان و سلیگمن، ۱۳۸۵ ) . دیدگاه پروسه مخالف بر این نظریه استواره که دستگاه ها به وسیله مقابله کردن با آثار اولیه محرکها به اونا عکس العمل مکینند و با اونا موافق می شن. نظریه پروسه مخالف افزایش انگیزه واسه ادامه دادن مصرف دارو رو براساس سه پدیده مهم توضیح می ده، پدیده اول اینه که اثر دارویی بعد از مصرف اولیه داروها موجب حالت لذتی(هیجانی) مشیود که به لذت عاطفی معروفه .

پدیده دوم اینه که با مصرف تکراری، تحمل عاطفی بوجو میاد یعنی احساسهای لذت بخش به همون شدت مصرف اولیه دارو نیستن واسه رسیدن به همون اثر ذهنی، مصرف کننده باید کم کم مقادیر بیشتری دارو مصرف کنه. پدیده سوم که به تحمل مربوطه ترک عاطفیه، یعنی این حالت که در اثر حذف تقویت کننده دارو ناشی میشه از نظر لذت با لذت عاطفی مغایره. نظریه پروسه مخالف بیشترً براساس معنی تقویت منفی قرار داره افراد واسه خلاص شدن از حالتهای ناخوشایند داروها رو مصرف کرده و به اونا معتاد می شن(روزنهان و سلیگمن، ۱۳۸۵)

۴- دیدگاه الگوهای تقویت مثبت

الگوهای تقویت مثبت بر آثار لذت بخش و وجدآور داروها تأکید میکنن و اعلام میدارند که این آثار بسیار تقویت کننده، دلیل اصلی مصرف داروست. پژوهشیهایی که این الگوهای تقویت مثبت رو به کار میبرن نشون میدن که حیوانات خیلی از داروهایی که به وسیله آدما سوءمصرف می شن، خود به کار می-برند(تامپسون و شاستر[۸] ،۱۹۶۴؛ دنو،یاناگیتا و سیورز[۹] ۱۹۶۹ ؛ به نقل از روزنهان و سلیگمن، ۱۳۸۵ ). تصور براینه که چند دستگاه مغز نقش مهمی در تقویت دارویی اجرا میکنن: دستگاه دوپامین و شبه مورفین و هسته لمیده .

۵- نظریه یادگیری اجتماعی بندورا

براساس این نظریه افراد نه فقط چگونگی مصرف مواد رو از راه فرایندهای درگیر در یادگیری مشاهده های (توجه، یادسپاری، بازتولید حرکتی و انگیزه) یاد می گیرن، بلکه براساس اون ممکنه مصرف مواد رو به عنوان یه روش مقابله با فشارهای دنیای دور و بر و فقطً از راه مشاهدهی عواقبی که از مصرف مواد عاید بقیه میشه یاد بگیرن. به خاطر همین داروها و مواد نه فقط به دلیل اثرات مطلوب مانند سرخوشی که مستقیماً تجربه می شن مورد مصرف قرار می گیرن، بلکه میتونن از راه تقویت اجتماعی گروه های همسال که بیشترً براساس به کار گیری مواد، افراد رو مورد توجه قرار میدن، به صورت مثبت هم تقویت کننده باشن (بندورا، ۱۹۸۶ ؛ به نقل از طارمیان، ۱۳۸۴ ).این نظریه عقیده داره که افراد باورهای خود رو در مورد رفتارای بزهکارانه از الگوی نقش[۱۰] مخصوصا از دوستان نزدیک و والدین خود کسب میکنن. براساس دیدگاه یادگیری اجتماعی شناختی بندورا ( ۱۹۸۶ ) نوجوانانی که تصور میکنن فواید مصرف مواد بیشتر از نتیجه های منفی اون هستش، در خطر مصرف مواد قرار دارن. در این دیدگاه فرض بر اینه که روبرو شدن و رابطه با دوستان و والدینی که مصرف کننده مواد هستن، دو باور خاص رو در فرد شکل میدن که به سوء مصرف مواد میرسه: اول اون که مشاهدهی الگوهایی که ماده مخدر مصرف میکنن، مستقیماً دلیل تشکیل انتظار نتیجه در نوجوانان میشه که به معنی باور اونا در مورد آثار بدون این دست اون دست کردن اجتماعی، شخصی و فیزیولوژیک سوء مصرف مواده. دوم اینکه این دیدگاه با اضافه کردن معنی خود مفید بودن بالاتر از نظریه یادگیری اجتماعی عقیده داره الگوهای نقش میتونن خودکارآمدی مصرف و خودکارآمدی دوری رو به وجود بیارن. مثلاً افراد با مشاهدهی همسالانی که حشیش میخرن و اون رو میکشن اطلاعات و مهارت لازم رو واسه به دست آوردن و مصرف حشیش کسب میکنن و با مشاهدهی آدمایی که از مصرف سر باز می زنن مهارتهای دوری و خودکارآمدی خود رو تقویت میکنن چون توانستهاند مهارتهای لازم واسه دوری از مصرف مواد رو بیاموزند (پتریتیس و بقیه، ۱۹۹۵ ؛ به نقل از طارمیان، ۱۳۸۴)

[۱] TreeceG.,KhantazianEJ

[۲] Chirillo et al.

[۳] Olvinstein

[۴] Teibut

[۵] Hendin ,H

[۶] opponent- process theory

[۷] Solomon RL.,Corbit JD

[۸] Thomposn

[۹] Deneau G.,Yanagita T.,Seevers MH

[۱۰] role model