دانلود پایان نامه

]65[ برای مطالعه بیشتر ریما مکاریگ،1388،صص290و291
پی‌نوشت‌های فصل سوم
]1[ برای مطالعه بیشتر ر.ک. لوتمان به نقل از توروپ،1390،a، صص18و19
]2[ برای مطالعه بیشتر ر.ک. لوتمان و اوسپنسکی،1390،صص44و45
]3[ برای مطالعه بیشتر ر.ک. لوتمان و اوسپنسکی،1390،صص73-51
]4[ برای مطالعه بیشتر ر. ک. پوسنر،1390،صص330و331
]5[ در لغتنامه دهخدا مقابل کلمه متن آمده است:” زمین درشت و بلند… زمین سخت و بلند….”(دهخدا،1391). همچنین فرهنگ آکسفورد مقابل واژه متن نوشته است:”1- بخش چاپ شده اصلی از یک کتاب یا مجله به جز یادداشت‌ها و شکل‌ها و…. 2- هر شکلی از مواد نگارشی….”(آکسفورد،2012) از سوی دیگر در فرهنگنامه‌ای تخصصی متن این‌گونه تعریف شده است:” متن ساختاری است متشکل از عناصر معنادار، و از طریق همین متن است که وحدت نسبی این عناصر- وحدتی که می‌تواند عمیق یا شکننده باشد- متجلی می‌شود.در نتیجه متن مشتمل است بر 1- عناصر معنادار 2- وحدت این عناصر و 3- تجلی این وحدت. در معنایی محدودتر ،متن به واحدهای زبانی محدود می‌شود و در معنایی فراخ تر ،هر گروهی از پدیده‌ها ، و حتی کل خود هستی را نیز می توان نوعی متن قلمداد کرد”(ریما مکاریک،1388،صص271و272).
]6[ برای مطالعه بیشتر ر.ک. سنسون،1390،a،صص86-80
]7[ از منظر پیرس،نشانه قاعده مدار نوع نامیده می شود.
]8 [برای مطالعه بیشتر ر.ک. سنسون،1390،،صص113-88
]9 [این درحالیست که لوتمان اشاره می‌کند نباید سپهر اندیشه انسانی را که در ادامه نظر ورنادسکی مطرح می‌شود،با سپهر نشانه‌ای خلط کنیم. سپهر اندیشه با سپهر زیستی معنی می‌یابد و از منظر ورنادسکی سپهر اندیشه انسانی ، همان نقش برجسته فعالیت عقلانی انسان در سپهر زیستی است.
]10[ برای مطالعه بیشتر ر.ک. لوتمان،1390،ص232
]11[ برای مطالعه بیشتر ر.ک. پاکتچی،1383،صص185-183
]12[ برای مطالعه بیشتر ر.ک. ایپسن،1390،ص288
]13[ برای مطالعه بیشتر ر.ک.همان،صص265و266
]14[ برای مطالعه بیشتر ر.ک. لوتمان،1390،ص236
]15 [برای مطالعه بیشتر درباره انسان شناسی فرهنگی ر.ک. بیتس، دانیل و پلاگ، فرد،1390
]16[ ناصر فکوهی(1386،ص22) عقیده دارد که اندیشه اساسی مطالعاتی در انسان‌شناسی شناخت و شرح رابطه میان خود و دیگری است. این انگاره از سال‌ها پیش از طرح علم انسان‌شناسی مطرح شده و بارها و بارها مورد توجه قرار گرفته است. در طول تاریخ بسیاری از سیاحان و تاریخ نویسان از کشورهای اروپایی سفرهایی به دیگر نقاط جهان داشته‌اند. آنها در این سفرها با اقوامی مواجه شده اند که شیوه زندگی آنها با اقوام اروپایی متفاوت بوده است. شیوه مطالعه زندگی آنها سبب شده تا علم انسان شناسی آرام آرام پاگرفته و بنیان‌های خود را مستحکم کند.
]17[ برای مطالعه بیشتر ر.ک. کوش1389، صص104و105، فرزان سجودی نیز در تبیین چگونگی ارتباط خود و دیگری در بحث ترجمه در نشانه‌شناسی فرهنگی نظریه ای ارائه داده است که در فصل بعد مورد بحث قرار خواهد گرفت.
]18[ برای مطالعه بیشتر ر.ک. برسلر،1388،ص145
]19[ برای مطالعه بیشتر ر.ک. دریدا،1388،صص228-221
]20[ برای مطالعه بیشتر ر.ک. سجودی،1387،ص137
]21[ به‌طور مثال زمانی که ما درباره یک حیوان به خصوص همانند یک اسب حرف می‌زنیم، در آن واحد دربارهحیوانات دیگر نیز سخن می‌گوییم. زمانی که به اسب فکر می کنیم، می دانیم که آن دیگر یک سگ یا گربه و یا بز نیست. در عین حال که با واژهی اسب دیگر اسامی پنهان می شوند، اما از میان نمی روند و جایی خود را آشکار می کنند. از همین رو یک متن سرشار از ناگفته هایی است که می توان آنها را لابلای خط های سفید متن جست و جو کرد. در عین اینکه ما به اسب فکر می کنیم، چیز های دیگری نیز وجود دارند که در کنار واژهی اسب جا می گیرند و دائم درک معنای اسب را به تعویق می اندازند. با این مثال می توان گفت که «تمایز و تعویق= تفاوت+ تعویق معنا».
]22[ در سال های اخیر به واسطه فراگیری پساساختگرایی در مطالعات هنری آثار مختلفی در این حوزه به چاپ رسیده است که برخی از آنها در متن بالا به عنوان منبع، مورد توجه قرار گرفته و بی شک مطالب در متون اصلی بسیار کامل تر بوده و علاقمندان می‌توانند به اصل منابع رجوع نمایند.اما پیشنهاد می‌شود برای مطالعه بیشتر علاوه بر منابع فوق برای استفاده کاربردی از نظریات پساساختگرایان ر.ک. مجموعه مقالات هم اندیشی بارت و دریدا (1386).
]23[ برای مطالعه بیشتر ر.ک. لوتمان به نقل از پورتیس،1390،ص365
]24[ برای مطالعه بیشتر ر.ک. سنسون،1390،b،ص154

دسته‌ها: داغ ترین ها