دانلود پایان نامه

در این تحقیق از روش نمونه‌گیری گلوله برفی استفاده می‌شود. در فرایند انتخاب یک نمونه، محققان کیفی میتوانند از روشی با عنوان نمونهگیری گلوله برفی استفاده کنند که در آن یک شرکتکننده در پژوهش ما را به شرکتکنندگان دیگر یا گلوله برفی هدایت میکند. در این پژوهش از روش قضاوتی نیز استفاده میشود، استفاده از روش قضاوتی بدلیل این است که بعضی از اطلاعات خاص تنها در دسترس گروه خاصی از افراد کلیدی سازمان از جمله مدیران عالی و هیئت مدیره شرکت میباشد.
3-5: روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
در این پژوهش، برای تجزیه و تحلیل داده‌های بدست آمده از مصاحبه‌ها، از تکنیک تحلیل تِم استفاده شده است؛ تحلیل تِم روشی برای تعیین، تحلیل و بیان الگوهای (تِمها) موجود درون دادهها است. این روش در حداقل خود دادهها را سازماندهی و در قالب جزئیات توصیف میکند. اما میتواند از این فراتر رفته و جنبههای مختلف موضوع پژوهش را تفسیر کند.
رویکردهای کیفی بسیار متنوع، پیچیده، و ظریف هستند و تحلیل تِم بایستی به عنوان یک روش اساسی برای تحلیل کیفی در نظر گرفته شود. تحلیل تِم نخستین روش تحلیل کیفی است که محققان باید فرا بگیرند، زیرا این روش، مهارتهای اصلی که برای اجرای بسیاری از روشهای دیگر تحلیل کیفی لازم است را فراهم میآورد (Braun & Clarke, 2006: 78).
3-5-1: مراحل تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از روش تحلیل تِم
فراگرد تحلیل تِم زمانی شروع میشود که تحلیلگر الگوهای معنی و موضوعاتی که جذابیت بالقوه دارند را مورد نظر قرار میدهد. این تحلیل شامل یک رفت و برگشت مستمر بین مجموعه دادهها و خلاصههای کدگذاری شده، و تحلیل دادههایی است که به وجود میآیند. نگارش تحلیل از همان مرحله اول شروع میشود. به طور کلی هیچ راه منحصر به فردی برای شروع مطالعه در مورد تحلیل تِم وجود ندارد (Braun & Clarke, 2006: 86).
مراحل ششگانه تحلیل تِم در ادامه توضیح داده شدهاند. تحلیل تِم فراگردی بازگشتی است که در آن حرکت به عقب و جلو در بین مراحل ذکر شده وجود دارد (Braun & Clarke, 2006: 86). به علاوه تحلیل تِم فراگردی است که در طول زمان انجام میپذیرد.
مرحله 1. آشنایی با دادهها: برای اینکه محقق با عمق و گستره محتوایی دادهها آشنا شود لازم است که خود را در آنها تا اندازهای غوطهور سازد. غوطهور شدن در دادهها معمولاً شامل «بازخوانی مکرر دادهها» و خواندن دادهها به صورت فعال (یعنی جستجوی معانی و الگوها) است.
در پژوهش کنونی، محقق قبل از اینکه کدگذاری دادهها را شروع کند یک بار کل دادههای حاصل از مصاحبهها را خوانده است. در واقع از آغاز همین مرحله، یادداشتبرداری و علامتگذاری معانی که در مراحل بعدی به آنها نیاز پیدا خواهد شد شروع شده است.
مرحله 2. ایجاد کدهای اولیه: مرحله دوم زمانی شروع میشود که محقق دادهها را خوانده و با آنها آشنایی پیدا کرده است. این مرحله شامل ایجاد کدهای اولیه از دادهها است. کدها یک ویژگی دادهها را معرفی مینمایند که به نظر تحلیلگر جالب میرسد. دادههای کدگذاری شده از واحدهای تحلیل (تِمها) متفاوت هستند (Braun & Clarke, 2006: 88).
کدگذاری به این امر بستگی خواهد داشت که آیا هدف شما این است که محتوای کل مجموعه دادهها را کدگذاری کنید یا اینکه ویژگیهای خاصی از مجموعه دادهها را مد نظر دارید(Braun & Clarke, 2006: 89). در تحقیق کنونی، هدف کدگذاری مجموعه دادهها نبوده است، بلکه ویژگیهای خاصی از دادههای حاصل از مصاحبه که با باورهای خودکارآمدی جمعی ارتباط داشتهاند در مرحله دوم کدگذاری شدهاند.
کدگذاری را میتوان به صورت دستی یا از طریق برنامههای نرمافزاری انجام داد. اگر کدگذاری به روش دستی انجام گیرد، میتوان دادهها را به وسیله نوشتن یادداشت بر روی متنی که تحلیل میشود، یا با استفاده از رنگی کردن به وسیله مداد انجام داد. میتوان ابتدا کُدها را مشخص کرد و سپس آنها را با خلاصه دادههایی که کُد را نشان میدهند تطابق داد. نکته مهم در این مرحله این است که همه خلاصه دادهها کُدگذاری شده و در قالب هر کد مرتب شدهاند (Braun & Clarke, 2006: 89).
مرحله 3. جستجوی تِمها: این مرحله شامل دستهبندی کدهای مختلف در قالب تِمهای بالقوه، و مرتب کردن همه خلاصه دادههای کدگذاری شده در قالب تِمهای مشخص شده است. در واقع محقق، تحلیل کدهای خود را شروع کرده و در نظر میگیرد که چگونه کدهای مختلف میتوانند برای ایجاد یک تِم کلی ترکیب شوند (Braun & Clarke, 2006: 89).
در این مرحله برخی از کدهای اولیه تِمهای اصلی را شکل میدهند، در حالی که برخی دیگر تِمهای فرعی را شکل داده، و مابقی نیز حذف میشوند. ممکن است که در این مرحله یک مجموعه از کدها وجود داشته باشند که به نظر نمیرسد متعلق به هیچ جایی باشند. برای این گونه کدها یک تِم با عنوان متفرقه ایجاد میشوند (Braun & Clarke, 2006: 90). در تحقیق کنونی، پس از کدگذاری اولیه مصاحبهها، دستهبندی کدهای مختلف در قالب تِمهای اولیه انجام شده است.
مرحله 4. بازبینی تِمها: مرحله چهارم زمانی شروع میشود که محقق مجموعهای از تِمها را ایجاد کرده و آنها را مورد بازبینی قرار میدهد. این مرحله شامل دو مرحله بازبینی و تصفیه تِمها است. مرحله اول شامل بازبینی در سطح خلاصههای کدگذاری شده است. در مرحله دوم اعتبار تِمها در رابطه با مجموعه دادهها در نظر گرفته میشود (Braun & Clarke, 2006: 91).
اگر نقشه تِم به خوبی کار کند، آنگاه میتوان به مرحله بعدی رفت. اما چنانچه نقشه به خوبی با مجموعه دادهها همخوانی نداشته باشد، محقق باید برگردد و کدگذاری خود را تا زمانی که یک نقشه تِم رضایتبخش ایجاد شود ادامه دهد. محقق در انتهای این مرحله بایستی آگاهی کافی از اینکه تِمهای مختلف کدامها هستند، چگونگی تناسب آنها با یکدیگر، و کل داستانی که آنها درباره دادهها میگویند در اختیار داشته باشد (Braun & Clarke, 2006: 92).
مرحله 5. تعریف و نامگذاری تِمها: مرحله پنجم زمانی شروع میشود که یک نقشه رضایتبخش از تِمها وجود داشته باشد. محقق در این مرحله، تِمهایی را که برای تحلیل ارائه کرده، تعریف کرده و مورد بازبینی مجدد قرار میدهد، سپس دادهها داخل آنها را تحلیل میکند. به وسیله تعریف و بازبینی کردن، ماهیت آن چیزی که یک تِم در مورد آن بحث میکند مشخص شده و تعیین میگردد که هر تِم کدام جنبه از دادهها را در خود دارد (Braun & Clarke, 2006: 92).
مرحله 6. تهیه گزارش: مرحله ششم زمانی شروع میشود که محقق مجموعهای از تِمهای کاملاً آبدیده در اختیار داشته باشد. این مرحله شامل تحلیل پایانی و نگارش گزارش است (Braun& Clarke, 2006: 93).
به طور کلی فرایند تحلیل محتوا به شرح ذیل می‌باشد. ابتدا، پاسخ‌‌های مختلف به هر سؤال مطالعه می‌شوند تا با انواع پاسخ‌ها و میزان تکرار هر کدام آشنایی حاصل گردد. بر اساس همین پاسخ‌ها، تِم‌هایی که در بر گیرنده بحث‌های مختلف هستند ایجاد می‌شوند. در واقع هر تِم پاسخ‌های مشابه را در یک جا جمع می‌کند. در نهایت لازم است تا تمامی مباحث مطرح شده در پاسخ‌های ارائه شده برای سؤالات، در یک تِم قرار گیرند. دسته‌های شناسایی شده در فرایند توسعه شاخص‌های انتخاب می‌بایست به گونه‌ای باشند که تمامی جوانب یک پیغام را در بر داشته باشند و تا جای ممکن دقیقاً از همان کلمات موجود در متن استفاده کنند. همچنین در نامگذاری هر کدام از تِم های استخراج شده، تلاش بر آن بوده تا از نام‌هایی متناسب با مفهوم استفاده شود.
یک بحث مهم در تحلیل محتوا این است که تحلیل بر اساس ظاهر پیغام انجام گیرد یا به محتوای پنهان نیز توجه شود. در توجه به محتوای پنهان در واقع تلاش محقق بر آن است تا دلائل احتمالی بروز ظاهر پیغام نیز تفسیر شود تا مشخص شود فرد احتمالاً به چه دلیل این گونه پاسخ داده است. برگ (1998) به نقل از هولستی (1969) بیان می‌کند که توجه به محتوای پنهان کار خطیری است که به دلیل دخیل بودن قضاوت شخصی محقق ممکن است از اعتبار پائینی برخوردار باشد (حسین نژاد، 1387، 58). شاید یک راه برای بالاتر بردن اعتبار، انجام تحلیل به شکل مستقل توسط چند نفر باشد و یا ترکیب این دو روش باشد. البته در این تحقیق به دلیل محدودیت در استفاده از چندین نفر برای انجام تحلیل محتوا یا تحلیل تِم، توجه بیشتر به ظاهر پیام است، و صرفاً در موارد محدود به محتوای پنهان پرداخته خواهد شد.
پس از استخراج مفاهیم و دسته‌های مفهومی در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل و بحث در مورد این نتایج پرداخته خواهد شد. در اینجا تلاش بر این است تا با استفاده از مفاهیم و ادبیات حوزه منابع انسانی، رفتار سازمانی، مطالب بدست آمده در مصاحبه‌ها بررسی شوند. از نتایج این بحث و بررسی در نتیجه‌گیری نهایی برای پاسخ به سؤالات تحقیق استفاده خواهد شد.
مقدمه
در این تحقیق روش جمعآوری دادهها، مصاحبههای باز و نیمه ساختار یافته بود. در پژوهش حاضر، مصاحبه ابتدا با سوالات کلی شروع و سپس بر اساس مطالب بیان شده ادامه مییافت، ضمن اینکه محقق سعی داشت با احاطه بر موقعیت، ارتباط سوالات با هدف مصاحبه حفظ گردد. راهنمای مصاحبه که حاوی یکسری سوالات باز بود به محقق امکان داد تا سوالاتی را برای کنکاش بیشتر در حیطه مورد نظر در طول مصاحبه مطرح نماید.
تحلیل مصاحبه میتواند بخشی از تئوری سازی، آزمون تئوری یا کاربرد یافته ها باشد. هدف، عنوان و ماهیت مواد و اطلاعات موجود در مصاحبه، معین میکند که کدام روش برای تحلیل مصاحبه مناسبتر است. با توجه به هدف این پژوهش (تدوین شایستگیهای رهبری برای ایجاد برنامه جانشینپروری) و ماهیت دادههای بدست آمده از مصاحبه میتوان بیان نمود که تحلیل مصاحبه، بخشی از تئوری سازی قرار میگیرد چرا که در پایان به یکسری دستههای مفهومی و مقولهها که تشکیل دهنده تئوری هستند دست مییابیم.

دسته‌ها: داغ ترین ها