سایت مقالات فارسی – بررسی تاثیر ظرفیت داخلی لجستیک شرکت و برون سپاری لجستیک بر عملکرد شرکت در محیط تجاری …

از آنجایی که امور لجستیکی مثل یک رشته زنجیر به هم پیوسته است و امکان جدا کردن و تفکیک آنها از یکدیگر در سازمان واحد امکان ندارد، بنابراین تمام این امور باید به صورت یکجا و متعامل دیده شود و هرگونه طراحی و تصمیم گیری یا بررسی و نظارت بر آنها باید به صورت سیستمی انجام گیرد. در زیر نمونه‌هایی از ارتباط بین اجزای لجستیکی ارائه شده است:
رابطه بین حمل و نقل و انبار: رابطه تنگاتنگی بین سطح انبار و سرعت وسیله حمل و نقل وجود دارد بطوریکه اگر سرعت حمل و نقل کم باشد و وسایل حمل ونقل سازمان در این زمینه، محدودیت داشته باشند، نه تنها حجم بیشتری از انبار مورد نیاز است بلکه به تعداد انبار بیشتری نیز احتیاج می باشد و بعکس.
رابطه بین بسته بندی و دسته بندی کالا و روش‌های حمل و نقل:
بین دسته بندی تولیدات و نوع وسیله حمل و نقل نیز رابطه متقابلی وجود دارد. حمل کالا از طریق هوا هزینه بیشتری دارد ولی هزینه بسته بندی کمتری را طلب می کند، زیرا ضایعات کمتری را به همراه دارد. در مقابل، حمل کالا از طریق زمین (راه آهن و جاده) به دلیل پیشامد ضایعات بیشتر، نیاز به هزینه بسته بندی بیشتری دارد.
رابطه بین کنترل کیفیت با سایر اجزا:
در صورت وجود رابطه کافی و مناسب میان واحد کنترل کیفیت با سایر واحدها، یقیناً نتایج آن برای سیستم، مفید است و کارها به نحو بهتری انجام می شود (مشبکی، ۱۳۸۷، ۹۰).

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

نمودار ۱-۲- روابط بین اجزاء لجستیک

تأمین و خرید
کنترل کیفیت
تعمیرات
انبار
نگهداری
حمل و نقل
توزیع
سایر اجزاء
منبع:(مشبکی،۱۳۷۷، ۹۰)

۲-۲-۵- ضرورت مدیریت یکپارچه لجستیک

تدارکات و پشتیبانی، همواره بازوی قوی مدیریت سازمان‌ها است و در پیشبرد اهداف آنها، نقش بسیار مهمی را ایفا می کند. این امور شامل یکسری فعالیت‌های تخصصی از قبیل تعمیرات، نگهداری، تأسیسات، انبارداری، ترابری، تغذیه و غیره است و با انجام این دسته از فعالیت‌ها، واحدهای اصلی و عملیاتی، آمادگی اجرای وظایف و نیز ادامه آن را پیدا می کنند و بستر جریان کار برای آنها آماده می شود. از طرف دیگر ظرافت و پیچیدگی فعالیت‌های پشتیبانی و لجستیکی، نیازمند توانایی‌ها و مهارت‌های ویژه در مدیران است و این ضرورت را به اثبات می رساند که با موضوع لجستیک نیز باید مثل سایر رشته‌های علمی از قبیل بازرگانی، مالی، تولید و غیره برخورد شود و زمینه‌های علمی و مهارتی موجود در آن مورد تعلیم قرار گیرد و از آنجایی که با مقوله‌هایی چون طراحی، سازماندهی، هدایت و هماهنگی و نظارت بر امور و فعالیت‌های لجستیکی سر و کار داریم، در واقع به دانشی تحت عنوان “مدیریت لجستیک” نیاز است که همان اداره یکپارچه اجزای لجستیک و هماهنگ کردن آنها در جهت دسترسی به اهداف کلان سازمان است(مشبکی، ۱۳۸۷، ۹۱).
مدیریت لجستیک، ارتباط و تعامل بین سطوح لجستیک را با منابع تأمین از یک طرف و واحدهای مصرف کننده در سازمان از طرف دیگر، آنچنان برقرار می کند که بهترین کالا و مواد را با کمترین هزینه و بها در اختیار نیازمندان به خدمات لجستیکی قرار دهد و متقابلاً با دریافت نظریات اصلاحی طرفین و انتقال آن به واحدها، این تعامل و تبادل را در جهت افزایش بهره وری، به حداکثر می رساند.
مدیریت لجستیک یکی از عناصر اصلی ستاد مرکزی است که ماموریت طراحی، برنامه ریزی، سیاست گذاری، تدوین روش‌های انجام کار، هماهنگ کردن امور، صدور دستورالعمل و نظارت را در امور لجستیکی بر عهده دارد و کیفیت عملکرد آن، اثرات مستقیم بر عملیات اصلی سازمان دارد (مشبکی، ۱۳۸۷، ۹۱).
اساساً مدیریت لجستیک فرآیند جامعی است که به دنبال بهینه کردن گردش مواد و ملزومات از طریق سازمان و همچنین عملیات آن برای مشتری می باشد. در اصل مدیریت لجستیک، یک فرآیند برنامه ریزی و فعالیتی مبتنی بر اطلاعات است. ملزومات بازار از طریق این فرآیند برنامه ریزی به ملزومات تولید و آنگاه به نیازمندی‌های مواد تبدیل می شوند (واترز[۲۷] ، ۱۳۸۴، ۴۴).
مدیران لجستیک همانند سایر مدیران یک سری وظایف عام و مشترک نظیر طراحی و برنامه ریزی، هماهنگی و هدایت، انگیزش، سازماندهی، نظارت و ارزشیابی را بر عهده دارند. در کنار این وظایف، هر مدیر لجستیک برای نیل به بهره وری بالا در انجام عملیات لجستیکی سازمان خود باید یک سری وظایف خاص که به شرح ذیل خلاصه شده اند انجام دهد:
تهیه و تدوین طرح‌ها، برنامه‌ها، خط مشی‌ها، روش‌ها، آیین نامه‌ها و دستورالعمل‌های لازم در زمینه کلیه امور لجستیکی.
تعیین و مشخص نمودن استانداردها و اندازه‌های مورد نیاز جهت اجرا.
بررسی و برآورد تمامی نیازمندی‌های لجستیکی شامل نیازهای وسایل و ابزار آلات، مواد و اقلام، تأسیسات و ابنیه.
تهیه و تدوین روش‌ها و دستورالعمل‌های درخواست، تهیه، خرید، انبار، حمل و نقل، بیمه، نگهداری، توزیع، کنترل کمیت و کیفیت، اقلام اسقاطی.
حصول اطمینان از تأمین و توزیع بموقع کلیه اقلام و خدمات لجستیکی بر اساس نیازها و برنامه‌ها.
هماهنگ کردن و نظارت بر تمامی امور و فعالیت‌های لجستیکی.
بررسی و پیشنهاد روش‌های جدید در انجام امور لجستیکی.
دریافت نظر استفاده کنندگان از خدمات لجستیکی (بازخورد).
سیستم‌های اندازه گیری لجستیک سنتی برای تسخیر و جمع آوری اطلاعات با در نظر گرفتن پنج نوع کارکرد: ۱- مدیریت دارایی، ۲- هزینه، ۳- سرویس به مشتری، ۴- بهره وری و ۵- کیفیت لجستیک، برای جمع آوری اطلاعات طراحی شده اند. مقادیر متعددی از هر یک از انواع عملکردها به طور معمول در هر یک از حوزه‌های اثر گذاری لجستیک شامل “حمل و نقل”، “انبارداری”، “مدیریت موجودی”، “فرآیند سفارشات” و “بخش اداری” قرار داده می شوند (خلج، ۱۳۸۳، ۷).

۲-۲-۶- اهمیت اقتصادی لجستیک

فعالیت‌های لجستیکی اگر به صورت مؤثر و کارا اجرا شوند، نقش حیاتی در اقتصاد کشورها ایفا می کنند. اثرات اقتصادی فعالیت‌های لجستیکی را می توان علاوه بر ایجاد ارزش افزوده و نقش آن در تولید ناخالص داخلی[۲۸] (GDP) کشورها، از طرق زیر مشاهده کرد:
دسترسی راحت به بازار: در صورت وجود سیستم لجستیکی کارا در سطح کشور، تولید کنندگان راحت تر و سریع تر به بازار دسترسی دارند.
انتخاب وسیع مواد اولیه و تولیدات: تولید کنندگان با انتخاب مراکز لجستیکی به مواد اولیه متنوع تری دسترسی می یابند و قدرت انتخاب آنها افزایش می یابد. همچنین مصرف کنندگان می توانند با تعداد بیشتری تولید کننده کالا و خدمات ارتباط برقرار کرده و انتخاب آنها از کالا و خدمات افزایش می یابد.
جلوگیری از اتلاف منابع اقتصادی: فعالیت‌های لجستیکی از به هدر رفتن منابع جلوگیری می نمایند.
دسترسی آسان به اطلاعات، دانش و مهارت: ارتباط زنجیره‌‌ای اعضای شبکه لجستیکی می تواند باعث انتشار ایده‌های خلاق میان بسیاری از بخش‌های تولیدی گردد و همچنین ارتباط شبکه‌‌ای در سطح منطقه ای، ملی و بین المللی را توسعه دهد (آراستی و همکاران، ۱۳۸۳، ۳).
فعالیت‌های لجستیکی معمولاً سهم قابل ملاحظه‌‌ای در GDP کشورها دارا می باشند. این سهم در کشورهای مختلف از ۷% تا ۲۱% متغیر است. دانشگاه ایالتی میشیگان در مطالعه‌‌ای که انجام داده است، سهم فعالیت‌های لجستیکی از GDP را در اکثر نواحی اقتصادی جهان تقریباً ۱۲ درصد اعلام کرده است.