متن کامل – بررسی تاثیر ظرفیت داخلی لجستیک شرکت و برون سپاری لجستیک بر عملکرد شرکت در محیط تجاری …

سطح تاکتیک: شامل تصمیماتی است که بر طبق منوال، یکبار در هر سه ماه و یا در هر سال گرفته می شود که خود شامل تصمیماتی خرید و تولید، خط مشیء های موجودی و استراتژی های حمل و نقل که بر اساس تعداد دفعات بازدید بنا شده است.
سطح عملیاتی: مربوط به تصمیمات روزانه مانند برنامه ریزی، مدت زمان تحویل[۳۴] ، مسیریابی و حمل می باشد.
لازم به تذکر است که ۴ تصمیم زیر دارای تأثیر متقابل با تصمیمات دیگر می باشد :
۱٫تعیین ارزش مشتری و سطح خدمت

  1. طراحی ساختار لجستیک
  2. مکان یابی
  3. تعیین استراتژی توزیع

به عنوان مثال، تصمیم گیری در مورد مکان یابی، متأثر از تصمیمات مورد اتخاذ در تدارک، مدیریت موجودی، مدیریت انبار و حمل و نقل می باشد و بالعکس ( هلی[۳۵] ، ۲۰۰۲، ۷) .

۲-۲-۹- طراحی ساختار لجستیک

سازمانی را درنظر بگیرید که می خواهد به گروهی از توزیع کنندگان که در موقعیت های مختلف جغرافیایی پراکنده شده اند، خدمت رسانی کند. انبارهای فعلی بطور نامنظم قرار گرفته اند و مدیریت خواهان سامان دهی مجدد و یا طراحی مجدد شبکه توزیع می باشد . این عمل ممکن است،به عنوان مثال، بدلیل تغییر روند تقاضا یا خاتمه قرارداد اجاره تعدادی ازانبارها باشد. بعلاوه تغییردر نوع تقاضا ممکن است انتخاب تأمین کنندگان جدید و یا یک طرح جدید جریان محصولات در طول شبکه توزیع را ایجاب نماید. حال مدیریت چگونه باید ظرفیت و مکان انبارها را انتخاب،سطوح تولیدی را برای هر محصول در هر کارخانه تعیین و جریان ارسال محصولات را بین کارخانه و انبار و از انبار به مشتری برقرار نماید، به گونه ای که کل هزینه تولید،انبار و حمل ونقل کاهش یافته و احتیاجات خدمت دهی را برطرف سازد؟ با فرض اینکه شرکتی نیازمند بهبود و ارتقای اساسی در توانایی های لجستیکی خود است،حال این سؤال مطرح است که آیا لجستیک یک کارکرد درون سازمانی است یا اینکه می بایستی به صورت تأمین از خارج صورت پذیرد . طرفداران تأمین از خارج استدلال می کنند که این سیاست باعث ایجاد ارزش افزوده از طریق افزایش بهره برداری از دارایی ها ،حذف پیشگیرانه هزینه ای سرمایه ای ،کاهش هزینه های عملیاتی و آزاد شدن زمان مدیریت جهت تمرکز بر روی شایستگی های محوری شرکت می گردد.آنها تأکید می کنند که پیمانکاران بهتر،محاسنی دارند که از آن جمله می توان به دانش تخصصی و دسترسی به اطلاعات درباره ی بهترین فعالیت ها اشاره کرد،آنها همچنین از منافع صرفه اقتصادی و تخصص گرایی در زمینه ی ارائه خدمات به مشتریان متعدد نیز بهره می برند . سیاست تأمین از خارج ممکن است مضراتی را مانند هزینه های مربوط به اجرای این سیاست و کاهش بالقوه کنترل در پی داشته باشد . کاش کنترل بدان علت است که شرکتها، وابستگی شدیدی به تأمین کنندگان لجستیکی خود پیدا کرده در حالیکه دیگر مهارتهای لجستیکی سابق خود را نداشته و تجهیزات خود را به کناری گذاشته اند.این وابستگی شدید می تواند در صورت بروز هرگونه مشکلی همانند اختلاف بین طرفین ،مخاطرات جدی برای شرکتهای وابسته ایجاد نماید . برای موفقیت آمیز بودن سیاست تأمین از خارج به وجود ارتباطات مشارکتی به همراه منافع و مسئولیت مشترک برای همه طرفهای درگیر الزامی است،یک برنامه صحیح نیازمند سطح بالایی از اشتراک مساعی بین طرفها است ( شفیع زاده ، ۱۳۸۳، ۴- ۲ ) .

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

۲-۲-۱۰- ضرورت مدیریت یکپارچه لجستیک

تدارکات و پشتیبان ،همواره بازوی قوی مدیریت سازمان ها ست و در پیشبرد اهداف آنها ، نقش بسیار مهمی را ایفا می کند.این امور شامل یکسری فعالیت های تخصصی از قبیل تعمیرات ،نگهداری،تاسیسات،انبارداری،ترابری،تغذیه و غیره است و با انجام این دسته از فعالیت ها ،واحد های اصلی و عملیاتی،آمادگی اجرای وظای و نیز ادامه آن را پیدا می کنند و بستر جریان کار را برای آنها آماده می شود. از طرف دیگر ظرافت و پیچدگی فعلیت های پشتیبانی و لجستیکی ،نیازمند توانایی ها و مهارت های ویژه در مدیران است و این ضرورت را به اثبات می رساندکه با موضوع لجستیک نیز باید مثل سایر رشته های علمی از قبیل بازرگانی ،مالی،تولید و غیره برخورد شود و زمینه علمی و مهارتی موجود در آن مورد تعلیم قرار گیرد و از آنجایی که با مقوله هایی چون طراحی ،سازماندهی ،هدایت و هماهنگی و نظارت بر امور و فعالیت های لجستیکی سر و کار داریم،در واقع به دانشی تحت عنوان «مدیریت لجستیک »نیاز است که همان اداره یکپارچه اجزای لجستیک و هماهنگد کردن آنها در جهت دسترسی به اهداف کلان سازمان است.
مدیریت لجستیک،ارتباط و تعادل بین سطوح لجستیک را با منابع تأمین از یک طرف و واحدهای مصرف کننده در سازمان از طرف دیگر ،آن چنان برقرار می کند که بهترین کالا و مواد را با کمترین هزینه و بها در اختیار نیازمندان به خدمات لجستیکی قرار می دهد متقابلا با دریافت نظریات اصلاحی طرفین و انتقال آن به واحدها ،این تعامل و تبادل را در جهت افزایش بهره وری ،به حداکثر می رساند.
مدیریت لجستیک یکی از عناصر اصلی ستاد مرکزی است که مأموریت طراحی ،برنامه ریزی ،سیاست گذاری ،تدوین روش های انجام کار،هماهنگ کردن امور،صدور دستور العمل و نظارت را درامور لجستیکی بر عهده دارد و کیفیت عملکرد ، اثرات مستقیم بر عملیات اصلی سازمان دارد(رجب زاده و دیگران،۱۳۸۶، ۹۱) .
اساساً مدیریت لجستیک فرآیند جامعی است که به دنبال بهینه کردن گردش مواد و ملزومات از طریق سازمان و همچنین عملیات آن بر مشتری می باشد. در اصل مدیریت لجستیک یک فرآیند برنامه ریزی و فعالیتی مبتنی بر اطلاعات است .ملزومات بازار از طریق این فرآیند برنامه ریزی به ملزومات تولید و آنگاه به نیازمندی های مواد تبدیل می شود (منتقمی،۱۳۸۳، ۴۴).
مدیران لجستیک همانند سایر مدیران یکسری وظایف عام و مشترک نظیر طراحی و برنامه ریزی ،هماهنگی و هدایت ،انگیزش ،سازماندهی ،نظارت و ارزشیابی دارند.در کنار این وظایف هر مدیر لجستیک برای ذیل به بهره وری بالا در انجام عملیات لجستیکی سازمان خود باید یکسری وظایف خاص که به شرح ذیل خلاصه شده است انجام دهد :
تهیه و تدوین طرح ها ،برنامه ها، خط مشی ها ،روش ها ،آیین نامه ها و دستورالعمل های لازم در زمینه کلیه امور لجستیکی.
تعیین و مشخص نمودن استانداردها و اندازه های مورد نیاز جهت اجرا.
بررسی و برآورد تمامی نیازمندی های لجستیکی شامل نیازهای وسایل و ابزار آلات ، مواد و اقلام، تاسیسات و ابنیه.
تهیه و تدوین روش ها و دستورالعمل ها ی درخواست ،تهیه ،خرید،انبار ،حمل و نقل ، بیمه،نگهداری ، توزیع نترل کمیت ،اقلام اسقاطی.
حصول اطمینان از تأمین و توزیع به موقع کلیه اقلام و خدمات لجستکی بر اساس نیازها و برنامه ها.
هماهنگ کردن و نظارت بر تمامی امور و فعالیت های لجستیکی .
بررسی و پیشنهاد روش های جدید در انجام امور لجستیکی (بازخورد).
سیستم های اندازه گیری لجستیک سنتی برای تسخیر و جمع آوردی اطلاعات با در نظر گرفتن ۵ نوع کارکرد:۱-مدیریت دارایی ۲-هزینه ۳-سرویس دهی به مشتری ۴- بهره وری ۵- کیفیت لجستیک برای جمع آوری اطلاعات طراحی شده اند .مقادیر متعددی از هر یک از انواع عملکرد بطور معمول در مدیریت کردن و نشان دادن هر یک از حوزه های اثرگذاری لجستیک شامل”حمل و نقل”، انبارداری”،”مدیریت موجودی”،”فرآیند سفارشات “و بخش اداری” قرار داده می شوند (خلج ،۱۳۸۳ ، ۷).

۲-۲-۱۱- چرخه های عملکرد لجستیک

اولین جزء در تجزیه و تحلیل لجستیک یکپارچه ی چرخه ی عملکرد است . اگر یکپارچگی لجستیک را از لحاظ عملکرد در نظر بگیریم دیدگاهی پایه ای درموردپویایی ،روابط و تصمیماتی که به هم مربوط هستند تا یک سیستم عملیاتی را به وجود آورند برای ما ایجاد خواهد کرد .در سطح پایه تأمین کنندگان و تولیدکنندگان (مونتاژ کارخانه) و مشتریان از طریق ارتباطات و نقل و انتقالات به هم مربوط هستند مکان تسهیلات که چرخه های عملکرد را به هم ربط می دهند به عنوان گره[۳۶]معرفی می شوند( مانند گره در شبکه ) .
گره ها و رابطه ها به عنوان مکان تسهیلات نیاز به موجودی دارند و موجودیها به عنوان بخشی از داراییها برای پشتیبانی عملیات طبقه بندی و نگهداری می شوند که به دو دسته موجودی عادی و ایمنی ( ذخیره احتیاطی ) تقسیم می شوند تا از انحراف عملیات ناشی از کسری جلوگیری کنند . در هر گره موجودی نگهداری می شود تا در زمان لازم از آن طریق به جریان افتد و زمانی این گره مطلوب کار می کند که حداقل تنوع حمل و نقل و ذخیره ها را در جریان موجودیها داشته باشد ؛یعنی ساده و سریع موجودیها را به جریان اندازد .
گره ها موظف به جریان موجودی هستند و با تنوع و ذخیره موجودی آنها مجبور به داشتن محلی برای موجودیها هستند ،یعنی انبارها .
چرخه های عملکرد وقتی با نیازمندی ورودی – خروجی ( داده – ستاده ) تطبیق کنند پویا می شوند . ورودی چرخه عملکرد سفارش مواد برای تولید یک محصول است که به جریان تولید وارد می شود و خروجی آن فرایند که نتیجه عملکرد و استفاده از عملیات لجستیک است، محصولی است که به سیستم توزیع وارد می شود . در ارتباط با خروجی فرایند چنانچه ذکر شد کارایی و اثر بخشی اندازه گیری می شود . اثربخشی در این قسمت به معنی درجه دستیابی به اهداف و رضایت مورد نیاز در چرخه عملکرد لجستیک است و کارایی به صرف حداقل منابع برای دستیابی به حداکثر خروجی مربوط می شود ( جوانمرد ، ۱۳۸۳ ، ۴۹) .

۲-۲-۱۲- لجستیک و مدیریت زنجیره عرضه

مدیریت زنجیره تأمین فرصتهایی را ایجاد می کند تا اعضای زنجیره تأمین به واسطه آن فرصتها، عملکرد لجستیکی خود را در سطوح بین سازمانی ارتقاء داده و به نقاط بهینه دست یابند. با این توضیح، باید گفت که مدیریت یکپارچه جریان مواد در طول زنجیره، از تأمین کننده مواد اولیه تا مصرف کننده نهایی ادامه می یابد. این تعریف، مسیر حرکت اصلی فعالیت های لجستیک را ارائه می دهد، که اغلب به وسیله فعالیت های مستقل سازمان های عضو زنجیره با مشارکت محدود بین آنها مشخص می شود.
سازمانهای حرفه ای در امر لجستیک، به مبارزه با چالشها و معضلات حرکت محصولات در طول زنجیره تأمین با یک روش کارآمد از لحاظ زمان و هزینه ادامه خواهند داد، تا بتوانند به سطوح خدمت مورد نظر مشتری دست یابند.
برای برخورد با این چالش بزرگ، یک استراتژی جامع لجستیک مورد نیاز است تا محرک اولیه ای برای دستیابی به استراتژی های لجستیکی خاص هر یک از سازمان های عضو زنجیره تأمین باشد. شبکه های توزیع، شیوه های حمل و نقل، مدیریت تسهیلات حمل و نقل[۳۷]، مدیریت موجودی، انبارداری، پردازش سفارشات[۳۸] و تمام فعالیت های وابسته دیگر، اجباراً در این فرآیند مورد توجه واقع می شوند.
هدف استراتژی لجستیک، کل زنجیره تأمین و نه فقط واحدهای انفرادی عضو زنجیره تأمین می باشد.
برای هیچ یک از سازمانهای عضو زنجیره تأمین ضروری یامطلوب نخواهد بود که برای مدتی طولانی فعالیتهای لجستیکشان را به صورت مستقل مدیریت کنند (غضنفری و فتح اله،۱۳۸۵، ۲۶۶ -۲۶۵).
همانگونه که اشاره شده، موضوع لجستیک بخش فیزیکی زنجیره تأمین را در بر گرفته و عمدتاً شامل کلیه فعالیت های فیزیکی جریان مواد و کالا از مرحله تهیه مواد خام تا محصول نهایی از جمله حمل و نقل، انبار داری و امثالهم را شامل می شود (همان منبع،۲۵۵).