انقلاب اسلامی ایران

گفتمان عبارت است از مجموعه‌ای از مفاهیم، احکام و گزاره‌ها که در ساختار خاصی یک نظام معنایی متمایز از سایر نظام‌ها را می‌سازند. گفتمان‌ها فهم و تصور ما را از واقعیت شکل می‌دهند و هویتی متمایز و مفصل بندی مخصوص به خود دارند.(سلطانی، سال1،ش4 : 118) بر این مبنا مفاهیم اصلی، گزاره‌ها و سازمان‌های هر گفتمان به اختصار توضیح داده می‌شود.
1 ـ 4ـ گفتمان سلطنت طلبی
این گفتمان از سوی نظام سیاسی حاکم تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران ترویج می‌شد. طرفداران این گفتمان قدرت را در دست داشتند و از حمایت رژیم پهلوی در همه ابعاد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی برخوردار بودند.
گفتمان سلطنت طلبی تبارش را در ایران باستان می‌جست و شکل گیری و صورت بندی خود را به بیش از 2500 سال قبل برمی‌گرداند. بنابراین مفاهیم و گزاره‌های آن به همین میزان کهنه است. شاه، سلطنت، ظل الله، ایران باستان، دربار، ملکه، ولیعهد، چاکری، جان نثاری، نظام موروثی و مانند آن از مفاهیم و گفتمان سلطنتی است. به نظر می‌رسد گفتمانی با این سابقه که پارادایم مسلط بر جامعه ایران تا پیروزی انقلاب اسلامی بود، باید نظام معنایی منسجم و قابل قبولی داشته باشد اما این تصور نادرست است.
سلطنت‌طلبی در تاریخ ایران همواره از پشتوانه قدرت برخوردار بوده است. نظام معنایی، حوزه اندیشه وتحلیل سازی‌های این گفتمان از سوی استبداد داخلی حمایت شده است و بویژه پس از عصر قاجار، قدرت‌های روس، انگلیس و آمریکا آن را پشتیبانی کرده‌اند. حمایت و طرفداری از حاکمیت یک خاندان به صورت موروثی محوراصلی این گفتمان و شاه، قدر قدرت، قطب کشور و مالک الرقاب رعیت است و از قدرت مطلق برخوردار و دیگران نوکر، غلام خانه زاد، چاکر جان نثاروحلقه به گوش وی به حساب می‌آیند.(فردوست، 1369 :1،2)
چنان که اشاره شد تاریخچه این گفتمان به ایران باستان بر می گردد. گفته می شود سلطنت در ایران سابقه 2500 ساله دارد. با پذیرش اسلام از سوی ایرانیان و فتح ایران به دست سپاه اسلام، کشور ایران ذیل حاکمیت اسلام قرار گرفت. بنابراین گفتمان اسلامی بر کشور حاکم شد و مفاهیم ،گزاره‌ها ، نظام معنایی ، حوزه اندیشه و گفتار خود را نشرو ترویج داد. گفتمان سلطنت طلبی توانایی چالش با گفتمان اسلامی را نداشت، لذا به شدت تضعیف شد اما از بین نرفت.
با انحراف خلافت اسلامی و احیای خلق و خوی پادشاهی از سوی خلفای بنی امیه و بنی عباس،‌همچنین رو به ضعف رفتن خلافت ،‌بار دیگر اندیشه‌های سلطنت طلبی در بخش‌هایی از کشور‌های اسلامی سر بر آوردند و تلفیقی از گفتمان اسلامی و سلطنت طلبی رواج یافت. پس از به دست گیری قدرت از سوی سلسله‌های مختلف، سرانجام صفویان در قرن دهم هجری با گفتمانی ترکیبی که در عین حال اسلام شیعی در آن بسیار پررنگ بود، روی کار آمدند.
نُه پادشاه صفوی(1135-907 هـ . ق) همچنان بر شاه محوری و حاکمیت موروثی یک خاندان تأکید داشتند تا این که به دست افغان‌ها ، عمر آن پایان یافت. در جنگ قدرت بین قبایل یعنی افشار، قاجار و زند، قاجاریان پیروز شدند. در این میان ، زندیان تلاش کردند تا گفتمان جدیدی را در حوزه سیاست وارد کنند. آنان به جای نظام سلطنت از نظام وکالت سخن گفتند و کریم خان زند خود را نه پادشاه بلکه وکیل الرعایا نامید. البته زندیان نتوانستند مفاهیم و گزاره‌های خود را تبیین کنند تا آلترناتیوی در برابر گفتمان سلطنت‌طلبی باشد. چون تئوریسین نداشتند، خود دچار اختلاف بودند و لذا نتوانستند پیروان زیادی را جذب کنند و در نهایت دوام چندانی نیافتند. سرانجام قاجار‌ها با همان نظام معنایی سلطنتی قدرت را به چنگ آوردند.
با تأسیس سلطنت قاجار (1210 ق / 1174 ش) حامیان آن به نوکری دربار فخر فروختند و در استمرار حاکمیت خود، ظلم و فساد را تا بدانجا گستردند که کاسه صبر عالمان دینی و مردم مسلمان لبریز شد و نهضت عدالت خواهی و مشروطه‌طلبی در عصر مظفر الدین شاه به وقوع پیوست. با شروع نهضت مشروطه ، گفتمان سلطنتی به دو شعبه تقسیم شد. اول: گفتمان سلطنت مطلقه که بر همان مفاهیم و گزاره‌های قبلی تأکید داشت. دوم: گفتمان سلطنت مشروطه که کوشید تا قدرت شاه را مشروط و محدود کند و لذا مفاهیم جدیدی نظیر پارلمان را وارد حوزه ادبیات سیاسی کشور کرد.
اختلافات فکری عصر مشروطه و درگیری‌های عملیِ صاحبان قدرت، مانع از نهادینه شدن گفتمان مشروطه خواهی شد. مشروطه مشروعه شیخ شهید فضل اله نوری، نیز ره به جایی نبرد، در نهایت با ضعف و زوال قاجار، رضاخان حاکمیت را به دست گرفت. رضاخان در تب و تاب کسب قدرت تلاش کرد گفتمان جمهوری خواهی را نردبان قدرت سازد اما علما با توجه به تجربه ضد دینی جمهوری لائیک آتاتورک به او میدان ندادند. گفتمان مسلط در این زمانه به ظاهر مشروطه اما به واقع همچنان سلطنت‌طلبی مطلقه است. رضاخان در سال 1304 ش. با حمایت انگلیس و بر پایۀ اندیشه وگفتار سلطنت طلبی، شاه شد و به تدریج پایه‌‌های سلطنت خود را محکم کرد. او ابتدا از مفاهیم و گزاره‌های دینی و رفتار مذهبی درکنار مفاهیم و گزاره‌ها و رفتار سلطنتی بهره می‌گرفت. کم کم با تثبیت پایه‌های قدرت، به چالش با گفتمان اسلامی برآمد. روشنفکران لائیک و غرب‌گرای آن زمانه نیز در این زمینه یار و همراه او شدند.
پیروان سلطنت با طرح نظام فکری و گفتار سکولار با حمایت انگلیس و کار گردانی روشنفکران غرب زده، گفتمان اسلامی را به مبارزه طلبیدند و در مقابلِ مفاهیم، گزاره‌ها و احکام ا سلامی؛ مفاهیم و گزاره‌های سکولار را ترویج کردند. کوشش برای زدودن لغات عربی از زبان فارسی، ترویج مفاهیم سکولار در جامعه، جدایی دین از سیاست، عرفی کردن جامعه و تقدس زدایی، تلاش برای جایگزینی حقوق غربی به جای فقه اسلامی، کشف حجاب و جلوگیری از مراسم عزاداری برای ائمه(ع)، تغییر محتوای متون درسی، برگزاری کنگره‌های باستان‌شناسی و مانند آن، همه در راستای ترویج گفتمان سلطنتی با گرایش سکولار و تبدیل آن به پارادایم حاکم بر جامعه ایران بود.
سلطنت طلبان عصر رضا شاه در پناه دولت مستبد و خود مختار او سرکوب شدید روحانیت را در دستور کار قرار دادند. آنان نابودی گفتمان اسلامی در سرزمین ایران را هدف گرفته بودند و راه آن رادر سرکوبی نهاد روحانیت و حوزه‌های علمیه می‌دیدند تا مفاهیم، احکام و نظام معنایی برخاسته از اسلام در جامعه ترویج نشود. مراجع و روحانیت عصر رضا شاه دوران بسیار سختی را برای حفظ اسلام پشت سر گذاشتند. امام خمینی (ره) در اشاره به آن روزگار سخت می‌گوید:
“روحانیت را با تمام قوا کوبیدند به گونه‌ای که این حوزه علمیه که آن وقت البته هزار و چند صد تا محصل داشت، رسید به یک چهارصد نفر، آن چهارصد نفری که تو سری خورده، چهارصد نفری که نتوانند یک کلمه صحبت کنند. تمام منابر را در سر تا سر ایران (تعطیل کردند)، تمام خطبا را در سر تا سر ایران، زبانشان را بستند. ” (امام ،صحیفه نور، 11: 127)
رضا شاه، سلطنت طلبان و سکولارها به رغم هم پیالگی و برخورداری از حمایت غرب نتوانستند گفتمان اسلامی را از فرهنگ جامعه ایران بزدایند. با روی کار آمدن محمدرضا پهلوی همین جریان ادامه یافت. این بار آمریکاییان نیز به کمک آمدند و پنهان و آشکار به مبارزه با اسلام پرداختند.
اوضاع بویژه پس از کودتای 28 مرداد 1332 بسیار سخت شد. برای حاکمیت این گفتمان از آثار برجای مانده عصر هخامنشیان و ساسانیان و احیای آداب و رسوم و لباس‌های آنان نیز کمک گرفتند تا این که با ظهور امام خمینی(ره) گفتمان جدیدی از اسلام تحت عنوان گفتمان اسلام ناب محمدی(ص) ظهور کرد. این نظام اندیشه و گفتار، مبانی فکری و عملی نظام سلطنتی را به چالش و مبارزه فراخواند و با شکست و کنار زدن گفتمان سلطنتی و سکولار؛ مفاهیم، احکام و گزاره‌های اسلام ناب محمدی(ص) را در جامعه رواج داد. سرانجام گفتمان اسلام ناب با انقلابی برخاسته از عمق ایمان مردم ایران رژیم سلطنتی پهلوی را در هم شکست.
با پیروزی انقلاب اسلامی گفتمان سلطنتی منزوی شد و پیروان آن در پناه قدرت‌های بیگانه در آمریکا و اروپا در دو شاخه سلطنت طلبان استبدادی و سلطنت طلبان مشروطه خواه فعالیت‌های کم رمقی دارند. گزاره‌های غالب این گفتمان به قرار زیر است:
1ـ سلطنت موهبتی الهی است ( متمم قانون اساسی مشروطه، اصل35)
2ـ شاه سایه خداست.
3ـ شاه مرکز، قلب و قطب همه امور در کشور است.
4ـ شاه موجودی مقدس است.
5ـ حکومت به منزله ملک شخصی و حق انحصاری شاه است.

]]>

 

Related articles