اختلاف قرائت و تأثیر آن در احکام فقهی طهارت، نماز و روزه- …

گروهی آن را منصوب و بدل از«أَعْمَالَهُمْ» میدانند. به این معنا: اعمالى که شیطان برای آنها زینت داد، این بود که براى خدا سجده نکنند. بین مبدل منه و بدل جملهی معترضه وجود دارد.[۴۸۹]
اختلاف قرائت در این آیه، بر احکام فقهی تأثیر گذاشته و سبب شده که فقهاء در حکم سجدهی تلاوت بر اساس هر دو قرائت در این آیه آراء متفاوتی داشته باشند که در ذیل به آن اشاره میشود.
قول اول:
این آیه بر اساس دو قرائت محل سجدهی تلاوت است و قول عامهی علماء سلف و خلف میباشد ولی در حکم سجدهی تلاوت اختلاف دارند که آیا واجب است یا سنت؟ جمهور[۴۹۰] سجدهی تلاوت را سنت میدانند ولی ابوحنیفه[۴۹۱] آن را واجب میداند و امامیه[۴۹۲] از میان سورههای سجدهدار چهار سورهی (السجده، فصلت، النجم و العلق) را واجب میداند و بقیهی آنها را مندوب میدانند.
طرفداران این گروه به ادلهی زیر استدلال کردهاند:
دلیل اول: آیهی أَلاَّ یَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذی یُخْرِجُ الْخَبْ‏ءَ……… {نمل/۲۵} سجده بر اساس دو قرائت واجب است. قرائت تخفیف آن «ألایسجدوا» به آن امر میکند و بر اساس قرائت تشدید «أَلاَّ یَسْجُدُوا» کسی که آن را ترک کند سرزنش میشود.[۴۹۳]
دلیل دوم: از عمروبن العاص روایت شده است «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَقْرَأَهُ خَمْسَ عَشْرَهَ سَجْدَهً فِی الْقُرْآنِ مِنْهَا ثَلَاثٌ فِی الْمُفَصَّلِ وَفِی سُورَهِ الْحَجِّ سَجْدَتَانِ.»[۴۹۴]
دلیل سوم: صحابه به دلیل فهم قول و فعل رسول خدا بر اعتبار سجدهی این آیه اختلاف نداشتند.[۴۹۵]
قول دوم:
بر اساس قرائت تشدید این آیه محل سجده نیست. از میان علماء فراء،[۴۹۶] زجاج،[۴۹۷] نحاس[۴۹۸] و شوکانی[۴۹۹] بر این باورند.
دلیل: ألا یَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذی یُخْرِجُ الْخَبْ‏ءَ……….. قرائت تخفیف همانطور که بیان شد تقدیر آن «یا أیها الناس اسجدوا» یا «یا هؤلاء اسجدوا» که «اسجدوا» فعل امر و جمله استینافی است که مردم را مورد خطاب قرار داده است ولی قرائت تشدید آن محل سجده نیست زیرا خبر از ترک سجده میدهد.[۵۰۰]
از میان این دو قول فقط قول دوم مورد اعتراض واقع شده است و در رد دلیل آنها گفتهاند: مواضع سجده به سه روش بیان شده است: ۱٫ امر کردن به آن ۲٫ مدح کردن کسی که سجده میکند ۳٫ سرزنش تارک آن. در قرائت تشدید آن، تارک آن مورد سرزنش قرار گرفته است.[۵۰۱]
زمانی که به مواضع سجده در قرآن مراجعه کنیم متوجه میشویم که دلیل سجده کردن در این آیات فقط به روش امر کردن نیست بلکه یا امری است مثل کَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ {العلق/۱۹} یا کسی که سجده میکند مورد مدح واقع میشودإِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُکِیًّا {مریم/۵۸} یا تارک آن سرزنش سرزنش میشودوَإِذَا قُرِئَ عَلَیْهِمُ الْقُرْآنُ لَا یَسْجُدُونَ {الانشقاق/۲۱}

۲-۳) بخش سوم: اختلاف قراءات در آیهی صوم

روزه به عنوان یکی از ارکان اسلام، دارای احکامی است، که در یکی از آیات وارد شده در این زمینه، اختلاف قراءات وجود دارد و همین اختلاف قراءات سبب اختلاف احکام و برداشت نزد فقهاء شده است. در ذیل به تفصیل این مطالب پرداخته میشود.

۲-۳-۱) فدیه روزه رمضان برای زن و مرد پیر

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ أَیَّامًا مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَهٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْرًا فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ وَأَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ {بقره/۱۸۳-۱۸۴}
در مورد لفظ (یُطیقُونَهُ) یک قرائت متواتر و دو قرائت شاذ روایت شده است:
الف. (یُطیقُونَهُ) قرائت متواتری که عامهی قراء آن را قرائت میکنند. اصلش (یُطْوِقونه) که کسره (واو) به (طاء) انتقال داده شده و (واو) به (یاء) منقلب شده که اعلال به قلب صورت گرفته است.[۵۰۲]
ب. (یُطَوَّقونه) که قرائت ابن عباس، عائشه، ابن مسیب، طاوس، ابن جبیر، عکرمه و عطاء میباشد.
ج. (یَطَّوَّقونه) که قرائت ابن مجاهد است که اصل آن (یَتطَوَّقُونه) میباشد که «تاء» در «طاء» ادغام شده است. دو قرائت اخیر شاذ است.[۵۰۳]
علماء اجماع دارند، افراد پیری که توانایی روزه گرفتن را ندارند میتوانند افطار کنند.[۵۰۴] ولی در وجوب فدیه اختلاف نظر دارند که آیا در صورت روزه نگرفتن، فدیه بر آنها واجب است یا نه؟ این اختلاف نظر به شرح ذیل به دو قول تقسیم میشود:
قول اول: واجب بودن فدیه بر افراد پیر و ناتوان زمانی که افطار کنند.
افراد پیر و ناتوان زمانی که توانایی روزه گرفتن را نداشته باشند میتوانند افطار کنند و فدیه بدهند. از میان مذاهب فقهی احناف،[۵۰۵] حنابله،[۵۰۶] شافعیه در قول اصح[۵۰۷] و برخی از علماء امامیه از جمله طوسی[۵۰۸] و ابن بابویه[۵۰۹] بر این باورند همچنان که بزرگانی مثل علی، ابن عباس، ابوهریره، سعید بن جبیر و أوزاعی بر این قول قائلند.
این گروه برای قول خود به ادلهی زیر استدلال کردهاند:
دلیل اول: وعلی الذین یطیقونه فدیه طع

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

ام مسکین برای وجوب فدیه از سه وجه به این آیه استدلال شده است:

  1. لفظ (طاقت) پایینترین درجهی قدرت بر چیزی است. (أطاق الشیء) در عربی زمانی استعمال میشود که قدرت بر انجام فعلی در نهایت ضعف بوده به گونهای که در آن مشقت شدید باشد. پس منظور از (الذین یطیقونه) افراد پیر و مثل آنها کسانی که مریض هستند و امیدی به بهبودیشان نیست این افراد میتوانند افطار کنند و به جای آن فدیه دهند.[۵۱۰]
  2. (کَانُوا یُطِیقُونَهُ) که فعل (کانوا) حذف شده است یعنی کسانی که در جوانی توانایی روزه گرفتن را داشته ولی در پیری از آن ناتوانند پس باید فدیه بدل از روزه بدهند.[۵۱۱]
  3. (لایطیقونه) بوده که (لا) به دلیل اختصار حذف شده است که در قرآن و لغت عرب آمده است. مثل آیات یُبَیِّنُ الله ُلکم أن تَضِلّوا {نساء/۱۷۶} یعنی (لئلا تضلوا) و أن تَمیدَ بِکُم {نحل/۱۵}یعنی (لئلا تمید) و قَالُوا تَاللَّهِ تَفْتَأُ تَذْکُرُ یُوسُفَ حَتَّى تَکُونَ حَرَضًا أَوْ تَکُونَ مِنَ الْهَالِکِینَ {یوسف/۸۵} یعنی (لَا تَفْتَأُکه (لا) در این آیات حذف شده است.

دلیل دوم: قرائت عائشه و ابن عباس (یُطَوَّقونه) به صیغه بناء للمفعول یعنی یُکلفونه أو یقلدونه از طوق به معنی طاقت و قلاده است و همچنین قرائت مجاهد (یَطَّوَّقونه)بناء بر فاعل به معنی یتکلفونه أو یتقلدونه یعنی مثل طوق در گردنشان است و کنایه از تکلیف باشد یعنی روزه بر آنها سخت است شکی نیست که روزه بر افراد پیر سخت است بنابراین اطعام به جای آن قرار میگیرد.[۵۱۲]
دلیل سوم: نصوصی که در این زمینه وارد شده است از جمله:
دو حدیث روایت شده از ابن عباس :« یَقْرَأُ وَعَلَى الَّذِینَ یُطَوَّقُونَهُ فَلاَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَهٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: «لَیْسَتْ بِمَنْسُوخَهٍ هُوَ الشَّیْخُ الْکَبِیرُ وَالْمَرْأَهُ الْکَبِیرَهُ لَا یَسْتَطِیعَانِ أَنْ یَصُومَا فَیُطْعِمَانِ مَکَانَ کُلِّ یَوْمٍ مِسْکِینًا»[۵۱۳] «رُخِّصَ لِلشَّیْخِ الْکَبِیرِ أَنْ یُفْطِرَ وَیُطْعِمَ عَنْ کُلِّ یَوْمٍ مِسْکِینًا وَلَا قَضَاءَ عَلَیْهِ»[۵۱۴]

  1. روایتی از ابوهریره «مَنْ أَدْرَکَهُ الْکِبْرُ فَلَمْ یَسْتَطِعْ أَنْ یَصُومَ رَمَضَانَ فَعَلَیْهِ لِکُلِّ یَوْمٍ مَدٌّ مِنْ قَمْحٍ»[۵۱۵]
  2. از انس بن مالک روایت شده است زمانی که پیر شد و توانایی روزه گرفتن را نداشته افطار میکرد و به جای آن فدیه میپرداخت.[۵۱۶]بنابراین فعل صحابه و عمل آنها مؤید این حکم و قول میباشد.[۵۱۷]

دلیل چهارم: قیاس
حکم به عدم روزه برای افراد پیر و ناتوان بر چیزهایی قیاس شده است از جمله:
قیاس فدیه روزه بر این افراد بر انجام دادن حج به جای کسی که خود توانایی انجام آن نداشته باشد.کفاره دادن به جای روزه نیز چنین است.[۵۱۸]